پس از ۹ روز کشاکش و جنگ شدید میان جناحهای حکومتی، مجتبی خامنهای با فشار سپاه پاسداران به عنوان رهبر جدید معرفی شد؛ تحولی که همزمان با جنگهای منطقهای و اعتراضات داخلی، نشانهای از تشدید جنگ قدرت در ساختار حاکمیت تلقی میشود
کانون حقوق بشر ایران، دوشنبه ۱۸ اسفندماه ۱۴۰۴ – در حالی که منطقه همچنان درگیر جنگهای گسترده و تنشهای نظامی است، در داخل ایران نیز جنگ قدرت میان جناحهای حکومتی به مرحله تازهای رسیده است. پس از ۹ روز کشاکش و جنگ سیاسی میان جریانهای مختلف قدرت، مجتبی خامنهای با فشار و حمایت سپاه پاسداران به عنوان سومین ولیفقیه دیکتاتوری حاکم معرفی شد؛ رخدادی که به گفته ناظران، نه تنها جنگ جناحها را پایان نداده بلکه میتواند آغاز مرحله تازهای از جنگ سیاسی در ساختار قدرت باشد.
۹روز جنگ قدرت برای تعیین جانشین خامنهایپس از مرگ علی خامنهای، فضای سیاسی ایران به سرعت وارد مرحلهای از جنگ قدرت شد. جناحهای مختلف حکومتی، از روحانیون سنتی گرفته تا فرماندهان سپاه پاسداران، تلاش کردند در تعیین رهبر جدید نقش تعیینکنندهای داشته باشند.
این کشاکش که نزدیک به ۹ روز ادامه یافت، به گفته منابع سیاسی با اختلافات شدید در میان مراکز قدرت همراه بود. در نهایت مجتبی خامنهای با فشار و تهدیدات سپاه پاسداران به عنوان سومین ولیفقیه دیکتاتوری حاکم معرفی شد. ناظران سیاسی میگویند این روند نشاندهنده شدت جنگ جناحها در ساختار قدرت است؛ جنگی که با مرگ علی خامنهای وارد مرحلهای آشکار شده است.
تبدیل ولایت فقیه به ساختاری موروثی
انتصاب مجتبی خامنهای به عنوان رهبر جدید، بحثهای گستردهای درباره ماهیت ساختار قدرت در دیکتاتوری حاکم ایجاد کرده است. منتقدان میگویند این تحول نشانهای از تبدیل شدن نظام ولایت فقیه به نوعی ساختار موروثی است.
روحالله خمینی در سالهای پایانی عمر خود ساختار حکومت را «ولایت مطلقه فقیه» نامیده بود، اما اکنون با انتقال رهبری به فرزند رهبر پیشین، برخی تحلیلگران این روند را شبیه الگوهای سلطنتی میدانند. به گفته آنان، این تحول میتواند پرسشهای جدی درباره ماهیت نظام سیاسی ایران ایجاد کند و شباهتهایی با نظامهای سلطنتی موروثی در تاریخ ایجاد کند.
تلاش خامنهای برای تثبیت جانشینی فرزندش
گزارشها حاکی است که علی خامنهای در سالهای پایانی عمر خود تلاش کرده بود زمینههای جانشینی مجتبی خامنهای را فراهم کند. با این حال فشار برخی جناحهای حکومتی و بخشی از سپاه باعث شد که او در مقاطعی به طور رسمی چنین سناریویی را تکذیب کند.
در آن زمان برخی مقامهای حکومتی نیز اعلام کرده بودند که نظام جمهوری اسلامی ساختاری موروثی ندارد. با این حال تحولات اخیر نشان میدهد که جنگ قدرت در نهایت به سمتی حرکت کرده که مجتبی خامنهای به عنوان رهبر جدید معرفی شود.
نقش مجتبی خامنهای در ساختار قدرت و تداوم بحرانهای سیاسی و اجتماعی
مجتبی خامنهای طی بیش از سه دهه حضور در حلقه مرکزی قدرت دیکتاتوری حاکم، در کنار پدرش یکی از چهرههای تأثیرگذار در تصمیمگیریهای امنیتی، سیاسی و اقتصادی بوده است. بسیاری از تحلیلگران معتقدند او در مدیریت شبکههای قدرت، کنترل منابع اقتصادی و هدایت سیاستهای امنیتی نقش قابل توجهی داشته است. پیامد این سیاستها، تشدید فشارهای اقتصادی و اجتماعی بر اقشار مختلف جامعه، بهویژه زنان و طبقات زحمتکش مانند کارگران، معلمان، پرستاران و سایر اقشار بوده است. به گفته منابع آگاه وی سرکوب اعتراضات آبان ۹۸، اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ و سرکوب خونین اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ را مدیریت و فرماندهی کرده است.
رهبری ضعیف در سایه هژمونی سپاهبرخی تحلیلگران معتقدند که نحوه انتخاب مجتبی خامنهای نشان میدهد او از موقعیت مستقلی در ساختار قدرت برخوردار نیست. به گفته آنان، فشار سپاه پاسداران برای تثبیت جایگاه او باعث شده که رهبر جدید در موقعیتی ضعیفتر نسبت به رهبران پیشین قرار گیرد.
در چنین شرایطی او بیش از گذشته تحت تأثیر جناحهای قدرتمند امنیتی و نظامی قرار گیرد. برخی ناظران معتقدند این وضعیت میتواند به تشدید جنگ جناحها در درون حکومت منجر شود. به گفته این تحلیلگران، جنگ قدرت میان جناحهای مختلف ممکن است در آینده نزدیک شدت بیشتری بگیرد؛ زیرا گروههای مختلف تلاش خواهند کرد نفوذ خود را در ساختار جدید قدرت افزایش دهند.
فراخوان اجرای مصوبه ۲۱۱، آزادی زندانیان در پی حملات جنگی
وضعیت اضطراری در زندان اوین؛ نگرانی درباره شرایط زندانیان و مطالبه آزادی آنها
خامنهای کشته شد؛ رهبری که مرگ و نابودی را از خمینی به ارث برد
اصابت موشک به دیوار زندان اوین؛ جان زندانیان در معرض خطر فوری
تهدید به انتقال اجباری در زندان اوین؛ خانوادهها از فشار و اجبار بر زندانیان خبر دادند
جنگ خارجی و بحرانهای داخلیهمزمان با این تحولات، ایران درگیر جنگهای منطقهای و تنشهای نظامی گسترده است. این جنگها فشارهای اقتصادی و سیاسی زیادی بر حکومت وارد کرده و وضعیت داخلی کشور را پیچیدهتر کرده است. برخی تحلیلگران معتقدند حکومت در سالهای گذشته تلاش کرده بود با استفاده از فضای جنگ خارجی و سیاستهای امنیتی، بحرانهای داخلی را مهار کند. با این حال ادامه جنگ و افزایش فشارهای اجتماعی باعث شده این سیاستها با چالشهای جدی روبهرو شود.
سایه اعتراضات سراسری بر آینده حکومت
یکی از مهمترین عوامل تأثیرگذار بر تحولات سیاسی ایران، اعتراضات گسترده مردمی در سالهای اخیر است. اعتراضات سراسری دیماه ۱۴۰۴ نقطه عطفی در این روند به شمار میرود. در جریان آن اعتراضات، هزاران نفر در شهرهای مختلف ایران به خیابانها آمدند و خواستار تغییرات اساسی شدند. برخوردهای امنیتی و سرکوب خونین این اعتراضات باعث شد شکاف میان حکومت و جامعه عمیقتر شود. در سالهای گذشته این حکومت در سالهای گذشته تحت فشار اعتراضات سراسری مردم قرار داشت و برای مهار این بحران به جنگافروزی خارجی و تشدید سرکوب داخلی روی آورد. اما اکنون با فرسایش منابع و از دست رفتن ذخایر استراتژیک، در بنبستی عمیق گرفتار شده و چشمانداز پیشِ رو چیزی جز تضعیف ساختاری و حرکت به سوی فروپاشی نیست. به گفته ناظران، پس از آن رویدادها بسیاری از شهروندان دیگر ادعاهای جنگطلبانه حکومت یا سیاستهای سرکوب داخلی را قابل پذیرش نمیدانند.
آیندهای مبهم در سایه جنگ قدرت و اعتراضات اجتماعی
در شرایطی که جنگ در منطقه ادامه دارد و جنگ جناحها در ساختار حکومت نیز تشدید شده است، آینده سیاسی دیکتاتوری حاکم با ابهامهای زیادی روبهرو است. برخی تحلیلگران معتقدند حکومت در سالهای اخیر در محاصره اعتراضات اجتماعی قرار گرفته و منابع سیاسی و اقتصادی آن با فشارهای جدی روبهرو شده است. به باور این ناظران، ادامه جنگ قدرت در درون ساختار حاکمیت و ناتوانی در پاسخگویی به مطالبات جامعه میتواند روند تحولات سیاسی ایران را وارد مرحله تازهای کند؛ مرحلهای که پیامدهای آن نه تنها برای حکومت بلکه برای کل منطقه نیز تعیینکننده خواهد بود.
کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک










هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر