--> کانون حقوق بشر ایران

کانون حقوق بشر ایران، بازتاب خبرها و صدای کلیه زندانیان با هر عقیده و مرام و مسلک از ترک و لر و بلوچ و عرب و کرد و فارس

اتهام «پدر توماج هستم»؛ روایتی از بازداشت‌های هدفمند در ترکمن‌صحرا


خاطره‌ای از زندان گرگان در سال ۱۳۶۲، روایتی است از بازداشت گروهی از شهروندان ترکمن از جمله پدر شیرمحمد درخشنده توماج که نشان می‌دهد چگونه دستگاه‌های امنیتی و قضایی با بازداشت افراد عادی، تلاش می‌کردند بزرگان و ریش‌سفیدان اقوام را به همکاری با حکومت وادار کنند

کانون حقوق بشر ایران، یک‌شنبه ۷ تیرماه ۱۴۰۵ – در میان روایت‌های کمتر شنیده‌شده از دهه شصت، خاطره‌ای از زندان گرگان تصویری متفاوت از شیوه‌های اعمال نفوذ حکومت در مناطق قومی ارائه می‌دهد. در این روایت، مردی سالخورده تنها به این دلیل بازداشت شده بود که «پدر توماج» بود؛ جمله‌ای که به نمادی از بازداشت‌های مبتنی بر وابستگی خانوادگی و فشار بر جوامع محلی تبدیل شده است.

این نامه چه روایتی را بازگو می‌کند؟

نامه پیش رو، خاطره‌ای از دوران بازداشت نویسنده در زندان بویه گرگان در مهرماه ۱۳۶۲ است. این روایت، تنها شرح وضعیت چند زندانی نیست، بلکه تصویری از شیوه برخورد نهادهای امنیتی و قضایی با جوامع محلی در دهه شصت را ترسیم می‌کند. در این خاطره، بازداشت افراد عادی، فشار بر خانواده‌ها و استفاده از نفوذ بزرگان قومی، به عنوان بخشی از یک سیاست امنیتی روایت می‌شود؛ سیاستی که نویسنده معتقد است هدف آن، ایجاد کانال ارتباطی و نفوذ در میان ریش‌سفیدان و شیوخ ترکمن بوده است.

چگونه حکومت از بازداشت‌های گسترده برای نفوذ در میان بزرگان اقوام استفاده می‌کند؟

در روایت این خاطره، بازداشت گروهی از شهروندان ترکمن نه بر پایه فعالیت سیاسی مشخص، بلکه با هدف ایجاد فشار بر خانواده‌ها و وادار کردن آنان به مراجعه به شیوخ و ریش‌سفیدان منطقه توصیف شده است. به این ترتیب، بزرگان محلی برای آزادی بازداشت‌شدگان ناچار به مراجعه به مسئولان قضایی می‌شدند و حکومت می‌توانست از این مسیر، رابطه‌ای سیاسی و امنیتی با آنان برقرار کند.

چرا بازداشت افراد عادی می‌تواند ابزار فشار بر بزرگان محلی باشد؟

در چنین الگوهایی، افرادی از اقشار مختلف جامعه ــ از کارمند و دانشجو گرفته تا مؤذن مسجد و کشاورز ــ بازداشت می‌شوند تا خانواده‌های آنان برای پیگیری آزادی عزیزان خود به سراغ شخصیت‌های بانفوذ قومی یا مذهبی بروند. این روند، نقش میانجی‌گری بزرگان را به ابزاری برای گسترش نفوذ ساختارهای امنیتی تبدیل می‌کند.

آیا این شیوه همچنان در مناطق قومی دیده می‌شود؟

به باور بسیاری از ناظران و فعالان حقوق بشر، نمونه‌هایی از این الگو در سال‌های اخیر نیز در مناطق مختلف کشور مشاهده شده است. بازداشت‌های گسترده در خوزستان، کردستان، سیستان و بلوچستان و ترکمن‌صحرا، همزمان با افزایش فشار بر معتمدان، ریش‌سفیدان و چهره‌های بانفوذ محلی، این نگرانی را ایجاد کرده است که بازداشت‌های دسته‌جمعی صرفاً با هدف برخورد با افراد بازداشت‌شده انجام نمی‌شود، بلکه می‌تواند برای ایجاد اهرم فشار بر ساختارهای اجتماعی و بزرگان این مناطق نیز مورد استفاده قرار گیرد.

شیرمحمد درخشنده توماج که بود؟

شیرمحمد درخشنده توماج در سال ۱۳۲۷ در روستای یلمه‌سالیان زاده شد. او دانش‌آموخته مهندسی کشاورزی از دانشگاه اصفهان بود و پیش از انقلاب ۱۳۵۷ نیز به دلیل فعالیت سیاسی توسط ساواک بازداشت و حدود یک سال زندانی شد.

توماج پس از انقلاب، از چهره‌های شناخته‌شده ترکمن‌صحرا و عضو سازمان چریک‌های فدایی خلق بود و در شکل‌گیری شوراهای دهقانی این منطقه نقش داشت. او همچنین در اعتراضات ترکمن‌ها در سال ۱۳۵۸ از چهره‌های شاخص به شمار می‌رفت. در ۱۸ بهمن ۱۳۵۸، شیرمحمد درخشنده توماج به همراه عبدالکریم مختوم، واحدی و جرجانی توسط نیروهای سپاه پاسداران بازداشت شد و پس از روزها بازداشت و شکنجه، در ۲۹ بهمن همان سال اعدام شد. پیکر آنان در جاده بجنورد رها شد. این اعدام‌ها بعدها به یکی از مهم‌ترین پرونده‌های مربوط به سرکوب رهبران ترکمن‌صحرا تبدیل شد و نام توماج همچنان در حافظه تاریخی این منطقه به عنوان یکی از چهره‌های شناخته‌شده آن دوران باقی مانده است.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

پرونده شهرک اکباتان؛ صدور حکم اعدام برای چهار متهم در دادگاه انقلاب تهران

لیست و مشخصات کامل زندانیان سیاسی اعدام شده از سال ۱۴۰۰ تا ‌کنون

متن کامل اعلامیه جهانی حقوق بشر

مشهد در شب ۱۹ دی؛ ویدئویی از آغاز تیراندازی به معترضان و روایت سرکوب خونین اعتراضات سراسری + فیلم و عکس

فهرست جامع زندانیان محکوم به اعدام – زندانیان سیاسی و بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴

آرشیو قضات مرگ ـ قضات صادر کننده احکام اعدام در ایران

آخرین خبرهای بازداشت شدگان اعتراضات

جهان بداند در ایران چه گذشت! فیلم‌های تکان‌دهنده + فیلم‌های افزوده جدید از کشتار اعتراضات سراسری ۱۴۰۴

اولین ویدئوی ۳ بعدی بند ۲۰۹ زندان اوین؛ قسمت اول: ساختمان و ساختار بندها

زندان دستگرد اصفهان؛ افشای قتل‌عام و سرکوب خونین زندانیان در ۱۱ فروردین ۱۴۰۵

اتهام؛ «پدر توماج هستم»

خاطره‌ای از بازداشت روستاییان ترکمن در سال ۱۳۶۲

داستان دستگیری اهالی ترکمن‌صحرا در زندان گرگان – پاییز ۱۳۶۲

مهرماه ۱۳۶۲ بود. در زندان بویه گرگان، مرا به سالنی منتقل کردند که حدود ۹ نفر از اهالی ترکمن‌صحرا در آن نگهداری می‌شدند. بیشتر آن‌ها از منطقه آق‌قلا، بندرترکمن، گنبدکاووس و روستاهای اطراف بودند.

از آنجا که مدتی از دوران کودکی و نوجوانی‌ام را در بندرترکمن گذرانده بودم، با فرهنگ و مردم آن منطقه آشنایی داشتم و برخی از آن‌ها را نیز می‌شناختم. سر صحبت را با آن‌ها باز کردم و از وضعیتشان پرسیدم.

ترکیب این افراد برایم جالب بود. از دانشجو و کارمند سد وشمگیر گرفته تا یک مؤذن مسجد، چند جوان روستایی و حتی پدر سالخورده یکی از چهره‌های شناخته‌شده ترکمن. از آن‌ها پرسیدم چه نسبتی با یکدیگر دارند و چرا همگی بازداشت شده‌اند؛ زیرا هیچ شباهت سیاسی یا اجتماعی مشخصی میانشان دیده نمی‌شد.

هر کدام داستان خود را تعریف کردند. به تدریج تصویری روشن از ماجرا شکل گرفت. به نظر می‌رسید که دادستانی گرگان طرحی را برای نزدیک کردن شیوخ و بزرگان ترکمن به حکومت دنبال می‌کرد. از آنجا که بخش بزرگی از جامعه ترکمن تمایلی به همکاری با حکومت نداشت، تعدادی از افراد عادی و شناخته‌شده منطقه را بازداشت کرده بودند تا خانواده‌های آنان برای آزادی عزیزان خود به شیوخ و ریش‌سفیدان مراجعه کنند. سپس این بزرگان ناچار می‌شدند برای پیگیری آزادی بازداشت‌شدگان به دادستانی مراجعه کنند. همین اتفاق نیز رخ داد.

خانواده‌ها تحت فشار قرار گرفتند و از شیوخ خواستند برای آزادی بازداشت‌شدگان اقدام کنند. مسئولان دادستانی نیز با رویی خوش از آنان استقبال کردند و راه ارتباط میان شیوخ ترکمن و دستگاه قضایی را باز نمودند. در آن زمان دادستان گرگان فردی به نام «برزگر» بود که نقش مهمی در اجرای این سیاست داشت.

در داخل زندان، اغلب این افراد به شدت نگران و مضطرب بودند. بسیاری از آنان هیچ فعالیت سیاسی نداشتند. یکی از بازداشت‌شدگان کارمند سد وشمگیر بود. وقتی از او درباره اتهامش پرسیدم، بغضش ترکید و گفت:

«به خدا نمی‌دانم چرا مرا گرفته‌اند. سرِ کار بودم که آمدند و بازداشتم کردند.»

فرد دیگری مؤذن مسجد بود. او می‌گفت به اتهام هواداری از فداییان بازداشت شده است، در حالی که هیچ ارتباطی با این جریان نداشته. جالب اینکه در گویش ترکمنی، «فدایی» را «پدایی» تلفظ می‌کردند و همین موضوع گاه به سوءتفاهم‌های عجیب دامن می‌زد.

اما تأثیرگذارترین چهره در میان آنان، پدر سالخورده توماج بود. مردی آرام، باوقار و بسیار متین. وقتی از او پرسیدم چرا بازداشت شده، با لبخندی تلخ پاسخ داد:

«معلوم است دیگر؛ چون پدر توماجم. اتهامم این است که پدر توماج هستم.»

روزی یکی از بازداشت‌شدگان که همسر و فرزند داشت، پس از بازگشت از بازجویی به شدت گریه می‌کرد. وقتی علت را پرسیدم، گفت:

«من را اعدام می‌کنند.»

۱۰اکتبر روز جهانی لغو اعدام

اعدام ترکمن‌ها بدستور خمینی

از او پرسیدم مگر چه کرده‌ای؟

گفت بازجو مدعی شده که در جریان درگیری‌های گنبد از فداییان حمایت کرده است. هر چه توضیح داده که در آن زمان اصلاً در محل نبوده، فایده‌ای نداشته. بازجو در پایان گفته بود:

«همه شما اعدام خواهید شد.»

دلیل اضطراب شدیدش را که پرسیدم، پاسخ داد:

«پرونده‌ام قرمز بود.»

من ابتدا متوجه منظورش نشدم. توضیح داد که پوشه پرونده‌اش به رنگ قرمز بوده و تصور می‌کرده این رنگ نشانه اتهام کمونیستی و مقدمه صدور حکم اعدام است.

در آن روزها بخش مهمی از وقت من در آن سلول صرف دلداری دادن به این افراد می‌شد. تلاش می‌کردم برایشان توضیح دهم که بسیاری از این تهدیدها صرفاً برای ایجاد ترس و فشار روانی است و نباید هر حرف بازجو را باور کرد.

سرانجام نیز همین‌طور شد. پس از آنکه شیوخ و بزرگان ترکمن برای آزادی آنان وساطت کردند، دادستانی مراسمی نمایشی ترتیب داد و همه بازداشت‌شدگان آزاد شدند. هدف اصلی، نه رسیدگی قضایی، بلکه ایجاد رابطه و نفوذ میان حکومت و شیوخ منطقه بود.

در آن شرایط، وظیفه خود می‌دانستم که تا حد امکان مانع از آن شوم که این زندانیان تحت تأثیر این نمایش‌ها قرار بگیرند و تصور کنند آزادی‌شان نتیجه لطف و حمایت دادستانی بوده است.

این ماجرا یکی از نمونه‌های کمتر روایت‌شده از شیوه‌هایی بود که در دهه ۱۳۶۰ برای اعمال نفوذ سیاسی و اجتماعی در مناطق مختلف ایران به کار گرفته می‌شد. البته همه اقشار و طیف‌های گوناگون مردم ایران هوشیارتر از آن بوده و هستند که فریب بازی‌های این حکومت ضدمردمی را بخورند.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

زندان دستگرد اصفهان؛ افشای قتل‌عام و سرکوب خونین زندانیان در ۱۱ فروردین ۱۴۰۵


این گزارش بر پایه روایت شاهدان عینی و خانواده‌های زندانیان، وقایع یازدهم فروردین ۱۴۰۵ در زندان دستگرد اصفهان را بازسازی می‌کند؛ از لحظه اصابت پرتابه‌ها و آتش‌سوزی تا تیراندازی، کشته‌ها، انتقال اجساد، تشکیل پرونده‌های جدید و روایت خانواده‌ها از روزهای پس از حادثه








کانون حقوق بشر ایران، یک‌شنبه ۷ تیرماه ۱۴۰۵ – گزارش حاضر وقایع مربوط به روز ۱۱ فروردین ۱۴۰۵ در حمله به پادگانی در پشت زندان دستگرد اصفهان در جریان جنگ را روایت می‌کند. این گزارش براساس مشاهدات شاهدان صحنه و روایت خانواده‌های زندانیان که بدست کانون حقوق بشر ایران رسیده، تنظیم شده است.

همکاران ما تلاش کرده‌اند جنایتی را که در این زندان علیه زندانیان توسط مأمورین حکومتی رخ داد را با جزییات آن به اطلاع عموم مردم برسانند. چرا که در آن زمان بدلیل قطع اینترنت بسیاری از شهروندان از آنچه که علیه زندانیان بوقوع پیوست مطلع نشدند.

بخش اول

چرا زندان دستگرد در جریان جنگ هدف اصابت پرتابه قرار گرفت؟

آغاز واقعه، اصابت موشک‌ها، خروج زندانیان و آغاز آتش‌سوزی‌ها

بر اساس روایت‌های متعدد، در جریان جنگ، روز یازدهم فروردین ۱۴۰۵ پادگان واقع در پشت زندان دستگرد هدف حمله موشکی قرار گرفت. به گفته شاهدان، دو پرتابه نیز به داخل مجموعه زندان اصابت کرد؛ یکی به آسایشگاه سربازان و دیگری به نزدیکی دیوار پشتی زندان در مجاورت وزارت اطلاعات که به گفته برخی شاهدان به آن «الفتا» گفته می‌شود.

پس از اصابت پرتابه‌ها، چرا زندانیان از بندها خارج شدند؟

در پی این انفجارها، مأموران پست‌های نگهبانی و مسئولان درهای بندها را رها کرده و محل را ترک کردند. زندانیان که تصور می‌کردند زندان در حال تخریب است، برای نجات جان خود از بندها خارج شدند. به گفته یک زندانی سابق، نخست زندانیان بند مشاوره ۴ از بند خارج شدند و سپس زندانیان واحد ۱ و واحد ۲ به کریدور اصلی آمدند و خواستار باز شدن درها شدند تا بتوانند به حیاط مجاور بروند.

چرا مسئولان زندان به درخواست زندانیان پاسخ ندادند؟

به گفته شاهدان، مسئولان زندان به درخواست زندانیان توجهی نکردند و همین امر موجب افزایش ترس و آشفتگی شد.

شاهدان صحنه گزارش کرده‌اند:

شدت انفجارها به حدی بود که زندانیان گمان می‌کردند زندان هدف حمله مستقیم قرار گرفته و هر لحظه ممکن است بر سر آنان فرو بریزد. به همین دلیل، زندانیان برای یافتن راه فرار از بندها خارج شدند.

آتش‌سوزی در زندان دستگرد چگونه آغاز شد؟

زندانیان برای وادار کردن مأموران به باز کردن درب بندها اقدام به روشن کردن آتش کردند. بر اساس این روایت، آتش‌سوزی‌ها با استفاده از پتو، ملحفه و وسایل قابل اشتعال در بخش‌های مختلف زندان از جمله رستوران، سالن ملاقات، ملاقات مجازی، فروشگاه مرکزی یا بهاره و تالار آغاز شد.

راهروهای زندان فاقد تهویه مناسب بود و دود ناشی از آتش‌سوزی در فضای بسته زندان پخش شد. در و دیوارها آسیب دیدند و زندانیان در میان دود و آتش گرفتار شدند.

خانواده‌های زندانیان درباره شدت انفجارها چه روایت می‌کنند؟

خانواده‌های زندانیان نقل می‌کنند که شدت انفجارها موجب کنده شدن برخی صفحات سقف و تعدادی از درب‌های بندها شده بود و ترکش‌ها حتی به کارگاه نساجی زندان رسیده و موجب آتش‌سوزی در آن بخش شده بود.

به گفته یکی از خانواده‌ها، زندانیان، در همان ساعات اولیه با خانواده‌های خود تماس گرفته و با حالتی مضطرب و وحشت‌زده از شرایط داخل زندان سخن گفته بودند. آنان می‌گفتند بر اثر گرد و خاک و دود ناشی از انفجار، نفس کشیدن دشوار شده است.

چرا نیروهای یگان ویژه در اطراف زندان دستگرد مستقر شدند؟

همزمان با انفجارها، نیروهای یگان ویژه که پس از جنگ دوازده روزه در اطراف زندان و همچنین در محدوده جهاد کشاورزی روبه‌روی زندان مستقر شده بودند، آماده مداخله شدند.

نیروهای یگان ویژه از پشت درب شماره ۳۶ به زندانیان اخطار دادند که به بندهای خود بازگردند، اما در حالی که آتش در پشت سر زندانیان گسترش یافته بود، بازگشت به بندها امکان‌پذیر نبود.

خانواده‌های حاضر مقابل زندان دستگرد چه صحنه‌هایی را مشاهده کردند؟

در همین حال، خانواده‌ها که از نگرانی برای جان عزیزان خود در بیرون زندان حضور یافته بودند، شاهد بسته شدن مسیرها و استقرار گسترده نیروهای امنیتی بودند.

به گفته شماری از این خانواده‌ها، نیروهای سپاه و یگان ویژه تمامی مسیرهای اطراف زندان و بزرگراه مقابل آن را مسدود کرده و تا ساعاتی از بامداد روز بعد صدای انفجار، تیراندازی و فریاد زندانیان از داخل زندان شنیده می‌شد.

بخش دوم

چرا ورود یگان ویژه نقطه عطف حوادث زندان دستگرد بود؟

ورود یگان ویژه، تیراندازی، کشته‌ها، مجروحان و انتقال اجساد

در حالی که زندانیان در کریدورهای اصلی و بخش‌های مختلف زندان تجمع کرده بودند، نیروهای یگان ویژه که از زمان جنگ دوازده روزه در اطراف زندان مستقر بودند، وارد عمل شدند. بر اساس روایت‌های متعدد، به جای کمک به زندانیان و تخلیه آنان از مناطق در معرض خطر، مأموران با استفاده از گلوله‌های ساچمه‌ای، گلوله‌های جنگی، گاز اشک‌آور و ضرب‌وشتم وحشیانه، به مقابله با زندانیان پرداختند.

شاهدان درباره تیراندازی به زندانیان چه روایت می‌کنند؟

به گفته شاهدان، شدت تیراندازی به حدی بود که «همچون باران، انسان‌ها بر زمین می‌افتادند». بسیاری از زندانیان که در حال فرار بودند، هدف گلوله قرار گرفته و شمار زیادی نیز مجروح شدند.

تا پیش از رسیدن یگان ویژه، درگیری‌هایی میان زندانیان و مأموران زندان جریان داشت، اما پس از ورود نیروهای یگان ویژه، زندانیان به رگبار بسته شدند.

آیا برخی زندانیان پس از مجروح شدن نیز هدف تیراندازی قرار گرفتند؟

برخی از شاهدان می‌گویند که حتی تعدادی از زندانیانی که از ناحیه پا هدف گلوله قرار گرفته و مجروح بر زمین افتاده بودند، با شلیک‌های بعدی توسط مأمورین کشته شدند.

به گفته شاهدان، بسیاری از زندانیان برای فرار از تیراندازی به میان شعله‌های آتش پناه بردند. گروهی نیز به تالار زندان پناه گرفتند که در حال سوختن بود.

چگونه شماری از زندانیان در میان آتش جان باختند؟

پس از ورود مأموران به تالار، درهای آن بسته شد و افرادی که در داخل آن در میان آتش بودند، در میان شعله‌های آتش جان باختند.

شدت سوختگی برخی از قربانیان به حدی بود که تنها با آزمایش دی‌ان‌ای و نمونه‌گیری از پدر و مادر آنان امکان شناسایی وجود داشت.

همچنین برخی شاهدان گزارش دادند که برای یافتن بقایای تعدادی از قربانیان از سگ‌های جسدیاب استفاده شده است.

روایت شاهدان از ضرب‌وشتم مجروحان پس از تیراندازی چیست؟

به گفته شاهدان، بسیاری از مجروحان پس از تیر خوردن، مجدداً با باتوم، کابل، شوکر، چوب، اجسام فلزی و حتی سلاح‌های سرد مورد ضرب‌وشتم قرار گرفتند و این وضعیت تا صبح ادامه داشت.

یک زندانی که خود شاهد این وقایع بوده چنین گزارش کرده است:

«مأموران مسلح وارد زندان شدند و بسیاری از زندانیان را به قتل رساندند. من خودم چندین جسد را از زیر دست و پا بیرون کشیدم.»

شاهدان درباره نحوه جان باختن برخی زندانیان چه می‌گویند؟

وی شاهد بوده که بر اثر اصابت یک گلوله جنگی به پهلو، دو گلوله ساچمه‌ای در بالای اندام تناسلی، یک ساچمه در کنار ران پا، جراحات متعدد سر و گردن، آسیب به آشیل پا و خونریزی داخلی، یک زندانی جان خود را از دست داد.

خانواده‌ این زندانی اجازه مستندسازی کامل جراحات، تصویربرداری مناسب و حتی برگزاری مراسم عزاداری نیافتند و حتی برخی از اعضای خانواده او بازداشت شدند تا به این ترتیب فشار را به حداکثر برسانند که صدای خانواده علیه این جنایت بلند نشود.

خانواده قربانیان پس از حادثه با چه محدودیت‌هایی روبه‌رو شدند؟

بسیاری از زندانیان در اثر سوختگی، خفگی ناشی از دود و یا اصابت گلوله جان باختند و گروهی نیز پس از حمله به بهداری و مصرف برخی داروها دچار مسمومیت دارویی شدند.

یک شاهد می‌گوید، شمار کشته‌شدگان بسیار بیشتر از آمارهای اعلام‌شده بوده و حدود ۲۰۰ نفر جان باخته‌اند.

شاهدان درباره انتقال اجساد از زندان دستگرد چه ادعایی مطرح می‌کنند؟

شاهد دیگری می‌گوید در روز دوازدهم فروردین، حدود ۲۵۰ جسد در قسمت بار یک کامیون بنز نارنجی از زندان خارج شد و در شب سیزدهم فروردین، اجساد متورم و آسیب‌دیده برای تحویل به پزشکی قانونی، منتقل شدند.

بر اساس این روایت، تا هجدهم فروردین هیچ اطلاعاتی به خانواده‌های زندانیان داده نمی‌شد و برخی از خانواده‌ها هنگام مراجعه با تهدید و برخوردهای تند مواجه می‌شدند و به آنان گفته می‌شد که زندانیانشان در انفرادی هستند.

خانواده‌های حاضر مقابل زندان دستگرد از آن شب چه روایت می‌کنند؟

شاهدان و خانواده‌هایی که در مقابل زندان حضور داشتند، می‌گویند که تا صبح صدای فریاد و ناله انسان‌ها از داخل زندان شنیده می‌شد و نیروهای سپاه و یگان ویژه اجازه نزدیک شدن کسی را به محل نمی‌دادند.

برخی خانواده‌ها این صداها را به «صدای سلاخی انسان‌ها» تشبیه کرده‌اند.

به گفته این خانواده‌ها، فضای اطراف زندان به شدت امنیتی بود و تمامی مسیرهای دسترسی توسط نیروهای نظامی و انتظامی مسدود شده بود.

روایت خانواده‌ها از آخرین دیدار با برخی قربانیان چیست؟

یک شاهد می‌گوید: یکی از قربانیان دچار ۹۲ درصد سوختگی شده بود و تنها کف پاهایش سالم مانده بود. اما برغم چنین وضعیت دهشتناکی، اجازه ملاقات خانواده این زندانی را ندادند و او پس از دو روز جان باخت. حتی از تحویل جسد این زندانی به خانواده اش ممانعت کردند و تنها محل دفن او را به خانواده اطلاع دادند.

برخی از دیگر خانواده‌ها گفته‌اند که برای مدت طولانی از محل دفن عزیزان خود بی‌اطلاع بوده‌اند و حتی اجازه حضور در مراسم تدفین را نیافتند

بخش سوم

پس از پایان درگیری‌ها، چه بر سر زندانیان زندان دستگرد آمد؟

بند خاص، قرنطینه، شکنجه‌ها، پرونده‌سازی‌ها و وضعیت بند ۴ مشاوره

پس از پایان درگیری‌ها، شمار زیادی از زندانیان توسط نیروهای امنیتی و یگان ویژه از سایر زندانیان جدا شدند. بر اساس روایت‌های متعدد، اسامی ۷۵ نفر به عنوان «شورشی» اعلام شد و تمامی آنان به بند خاص منتقل گردیدند.

چرا ۷۵ زندانی به عنوان «شورشی» به بند خاص منتقل شدند؟

به گفته خانواده‌ها، پنج نفر از این ۷۵ نفر جان خود را از دست دادند. اگرچه علت رسمی مرگ آنان «آتش‌سوزی» اعلام شد، اما خانواده‌ها معتقدند که این افراد بر اثر شلیک گلوله مأموران زندان کشته شده‌اند.

بر اساس روایت شاهدان، بند خاص فاقد تلفن و بسیاری از امکانات اولیه بوده و زندانیان در شرایطی بسیار دشوار نگهداری می‌شدند.

شرایط نگهداری زندانیان در بند خاص چگونه توصیف شده است؟

گزارش دیگری بیان می‌کند که در روز پس از حادثه، نزدیک به ۳۰۰ نفر از زندانیان از بندهای مختلف خارج و به بند خاص منتقل شدند.

زندانیانی که از بندها خارج شده و در کریدورهای اصلی حضور داشتند، ساعت‌ها با دست و پا و چشم‌های بسته مورد ضرب‌وشتم قرار گرفتند.

زندانیان با کابل، باتوم، شوکر و اشیای سخت مورد شکنجه قرار گرفتند و برخی از آنان برای ساعت‌های طولانی در همان وضعیت باقی ماندند.

شاهدان درباره شکنجه زندانیان پس از انتقال به بند خاص چه می‌گویند؟

زندانیان منتقل‌شده به بند خاص، حدود یک ماه بدون ارتباط با خانواده، بدون امکانات کافی و با حداقل غذا در آنجا نگهداری شدند.

خانواده‌ها، در تمام این مدت به طور مستمر برای اطلاع از وضعیت عزیزان خود به زندان مراجعه می‌کردند، اما پاسخ روشنی دریافت نمی‌کردند.

شماری از زندانیان که از بند خاص بیرون آمدند، به بندهایی با شرایط سخت‌تر منتقل شدند.

چرا پس از حادثه برای زندانیان پرونده‌های جدید تشکیل شد؟

دادستان و وزارت اطلاعات، خسارت‌های ناشی از اصابت پرتابه‌ها، انفجار انبار مهمات و آتش‌سوزی‌های داخل زندان را به زندانیان نسبت داده‌ و قصد دارند این خسارات را از آنان مطالبه کنند. به همین علت برای زندانیان پرونده‌های متعددی تشکیل شده است.

به گفته شاهدان، برای برخی زندانیان «طوماری از اتهامات» تنظیم شده است.

وضعیت بند ۴ مشاوره چند ماه پس از حادثه چگونه گزارش شده است؟

گزارش‌های دیگری پس از گذشت ماه‌ها از حادثه، تأکید می‌کند که بند ۴ مشاوره یا اندرزگاه ۱۰ همچنان در وضعیت تنبیهی قرار دارند.

داروهای بیماران در اختیار آنان قرار نمی‌گیرد و حتی داروهایی که خانواده‌ها برای زندانیان دارای بیماری‌های خاص تهیه و تحویل زندان می‌دهند، به دست زندانیان نمی‌رسد.

بخش چهارم

آیا اعدام‌های پس از حادثه با وقایع زندان دستگرد ارتباط داشته است؟

اعدام‌های پس از واقعه، روایت خانواده‌ها و جمع‌بندی شهادت‌ها

در کنار روایت‌های مربوط به کشته‌شدگان و مجروحان وقایع یازدهم فروردین ۱۴۰۵، برخی خانواده‌ها و شاهدان از اعدام تعدادی از زندانیان در ماه‌های بعد سخن گفته‌اند؛ اعدام‌هایی که به اعتقاد آنان، با وقایع زندان دستگرد مرتبط بوده است.

خانواده‌ها درباره اعدام رضا پدرام آسیوند چه می‌گویند؟

رضا پدرام آسیوند پس از حوادث زندان دستگرد اعدام و علت رسمی اعدام او، جرایم مربوط به مواد مخدر اعلام شد. با این حال، برخی از شاهدان، معتقدند که اتهامات مربوط به مواد مخدر هنوز به طور قطعی اثبات نشده بود و اعدام وی در ارتباط با حضور او در وقایع زندان دستگرد صورت گرفته است.

روایت شاهدان و خانواده‌ها چه پرسش‌هایی را درباره حوادث زندان دستگرد مطرح می‌کند؟

مجموعه روایت‌های ارائه‌شده از سوی شاهدان عینی، زندانیان سابق و خانواده‌های زندانیان، تصویری از رخدادهایی را ترسیم می‌کند که از نگاه آنان، نیازمند بررسی مستقل، شفاف و بی‌طرفانه است. این روایت‌ها شامل گزارش‌هایی درباره اصابت پرتابه‌ها، آتش‌سوزی، تیراندازی، کشته و مجروح شدن زندانیان، انتقال اجساد، نگهداری زندانیان در بند خاص، شکنجه، تشکیل پرونده‌های جدید و اعدام برخی زندانیان در ماه‌های بعد است.

چرا خانواده‌ها خواستار روشن شدن ابعاد کامل حادثه هستند؟

بر اساس روایت‌های نقل‌شده، بسیاری از خانواده‌ها در روزها و هفته‌های پس از حادثه با ابهام درباره سرنوشت عزیزان خود، محدودیت در دسترسی به اطلاعات، عدم پاسخگویی مسئولان و دشواری در پیگیری وضعیت زندانیان مواجه بوده‌اند. شماری از آنان همچنان خواستار روشن شدن جزئیات کامل وقایع، مشخص شدن تعداد دقیق جان‌باختگان، نحوه برخورد با مجروحان و بررسی مستقل تمامی ابعاد این حادثه هستند.

چرا مستندسازی روایت‌های زندان دستگرد اهمیت دارد؟

ثبت روایت شاهدان و خانواده‌های زندانیان، بخشی از روند مستندسازی رویدادهایی است که در شرایط قطع ارتباطات و محدودیت دسترسی به اطلاعات رخ داده‌اند. گردآوری این روایت‌ها می‌تواند به حفظ اسناد، ثبت شهادت‌ها و روشن‌تر شدن ابعاد مختلف حوادث زندان دستگرد کمک کند و زمینه را برای بررسی‌های مستقل و پاسخگویی درباره وقایع یازدهم فروردین ۱۴۰۵ فراهم سازد.

فراخوان برای تکمیل مستندات و ثبت شهادت‌ها

کانون حقوق بشر ایران از تمامی خانواده‌های زندانیان، شاهدان عینی، زندانیان سابق، کارکنان مطلع و همه افرادی که اطلاعات، اسناد، تصاویر، فیلم، فایل صوتی یا هرگونه اخبار تکمیلی درباره وقایع و سرکوب خونین زندان دستگرد اصفهان در روزهای ۱۱ فروردین ۱۴۰۵ و پس از آن در اختیار دارند، درخواست می‌کند برای تکمیل روند مستندسازی این پرونده با ما تماس بگیرند. حفظ هویت و محرمانگی منابع، در صورت درخواست آنان، به طور کامل رعایت خواهد شد. هر روایت، سند یا جزئیات جدید می‌تواند در روشن شدن حقیقت، شناسایی قربانیان، ثبت دقیق وقایع و مستندسازی این پرونده برای پیگیری‌های حقوقی و حقوق بشری نقش مهمی ایفا کند. از تمامی افرادی که اطلاعاتی در این زمینه دارند تقاضا می‌شود از طریق راه‌های ارتباطی زیر با کانون حقوق بشر ایران در ارتباط باشند و اطلاعات خود را در اختیار تیم مستندسازی قرار دهند.

آدرس‌های ارتباطی:

 Email:

‎info@iranhrs.org

 Contact Form:

‎https://iranhrs.org/contact-us/

 WhatsApp:

‎+31 6 17325233

 Telegram:

‎@MaryamHashemai

Instagram:

‎maryamhashemie2020

این اطلاعات از طریق کانال‌های امن و مطمئن در اختیار رسانه‌ها، سازمان‌های حقوق بشری و نهادهای بین‌المللی قرار خواهد گرفت. به باور فعالان حقوق بشر، انتشار اسناد، شهادت‌ها و مستندات معتبر درباره موارد نقض حقوق زندانیان، سوءاستفاده از قدرت و نقش افراد دخیل در این سرکوب، می‌تواند به روشن شدن ابعاد پنهان این تخلفات و فراهم شدن زمینه تحقیقات مستقل و پاسخگویی مسئولان کمک کند.

فعالان حقوق بشر تأکید می‌کنند افرادی که در نقض حقوق زندانیان، اعمال فشار، شکنجه، آزار و رفتارهای غیرانسانی در سرکوب زندان دستگرد اصفهان نقش داشته‌اند نباید از نظارت عمومی و پاسخگویی مصون بمانند. مستندسازی این موارد و ارائه آنها به نهادهای بین‌المللی ذی‌صلاح، می‌تواند زمینه پیگیری حقوقی و پاسخگویی عاملان این اقدامات را فراهم کند.

افشای مستند و مستمر موارد نقض حقوق بشر، علاوه بر کمک به تحقق عدالت، پیام روشنی به ناقضان حقوق زندانیان می‌دهد که هیچ اقدام غیرقانونی و هیچ رفتار ناقض کرامت انسانی از حافظه جامعه و افکار عمومی پاک نخواهد شد و عاملان آن دیر یا زود ناگزیر به پاسخگویی در برابر مراجع صالح و افکار عمومی خواهند بود.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

اعدام ۲ زندانی در زندان‌های کرمانشاه و سمنان


افزایش شتابان اعدام ها را باید در بستر ناآرامی‌های اجتماعی و جنبش‌های پی‌درپی اعتراضی در ایران تحلیل کرد؛ جامعه‌ای که از وضعیت موجود ناراضی است و خواستار تحول و آزادی است

کانون حقوق بشر ایران، شنبه ۶ تیرماه ۱۴۰۵ – دو زندانی در زندان‌های کرمانشاه و سمنان اعدام شدند.

اعدام خسرو احدی در زندان کرمانشاه

بامداد یک‌شنبه ۳۱ خردادماه ۱۴۰۵، خسرو احدی در زندان دیزل‌آباد کرمانشاه اعدام شد. وی ۲۷ ساله و اهل کرمانشاه بود. او ۳ سال پیش به اتهام قتل بازداشت و به اعدام محکوم شده بود.

اعدام خلیل پناهی در زندان سمنان

سحرگاه یک‌شنبه ۳۱ خردادماه ۱۴۰۵، خلیل پناهی در زندان سمنان اعدام شد. وی ۵۸ ساله و اهل سمنان بود.  او در خردادماه ۱۴۰۲ به اتهام قتل بازداشت و به اعدام محکوم شده بود.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

پرونده شهرک اکباتان؛ صدور حکم اعدام برای چهار متهم در دادگاه انقلاب تهران

لیست و مشخصات کامل زندانیان سیاسی اعدام شده از سال ۱۴۰۰ تا ‌کنون

متن کامل اعلامیه جهانی حقوق بشر

مشهد در شب ۱۹ دی؛ ویدئویی از آغاز تیراندازی به معترضان و روایت سرکوب خونین اعتراضات سراسری + فیلم و عکس

فهرست جامع زندانیان محکوم به اعدام – زندانیان سیاسی و بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴

آرشیو قضات مرگ ـ قضات صادر کننده احکام اعدام در ایران

آخرین خبرهای بازداشت شدگان اعتراضات

جهان بداند در ایران چه گذشت! فیلم‌های تکان‌دهنده + فیلم‌های افزوده جدید از کشتار اعتراضات سراسری ۱۴۰۴

اولین ویدئوی ۳ بعدی بند ۲۰۹ زندان اوین؛ قسمت اول: ساختمان و ساختار بندها

اعـدام؛ مجازاتی در تعارض با حق بنیادین حیات

حق حیات؛ بنیادی‌ترین حق انسانی

اعـدام به عنوان شدیدترین مجازات کیفری، همواره یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات در حوزه حقوق بشر بوده است. مهم‌ترین ایراد وارد بر این مجازات، تعارض آن با حق حیات به عنوان بنیادی‌ترین و غیرقابل جایگزین‌ترین حق انسانی است. ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر تصریح می‌کند که «هر انسانی حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد.» این اصل، حق حیات را به عنوان حقی ذاتی و غیرقابل سلب برای تمامی انسان‌ها به رسمیت می‌شناسد.

در چنین چارچوبی، اجرای حکم اعدام به معنای سلب کامل و برگشت‌ناپذیر این حق بنیادین است. برخلاف سایر مجازات‌ها، در صورت وقوع اشتباه قضایی، هیچ راهی برای جبران پیامدهای اجرای حکم اعدام وجود ندارد. تاریخ نظام‌های قضایی جهان نیز نمونه‌های متعددی از محکومیت‌های نادرست و آشکار شدن بی‌گناهی افراد پس از اجرای حکم را ثبت کرده است؛ موضوعی که نگرانی‌های جدی درباره استمرار این مجازات ایجاد کرده است.

اعـدام و تعهدات بین‌المللی حقوق بشر

علاوه بر حق حیات، بسیاری از نهادهای بین‌المللی معتقدند که اعـدام می‌تواند با ممنوعیت رفتارهای غیرانسانی و تحقیرآمیز نیز در تعارض باشد. آثار روانی ناشی از انتظار طولانی برای اجرای حکم، شرایط نگهداری محکومان به اعـدام و برخی شیوه‌های اجرای این مجازات، بارها از سوی گزارشگران و سازمان‌های حقوق بشری مورد انتقاد قرار گرفته است.

از سوی دیگر، ماده ۶ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی که ایران نیز به آن پیوسته است، تأکید می‌کند که حتی در کشورهایی که مجازات اعـدام را لغو نکرده‌اند، این مجازات تنها باید در محدودترین شرایط ممکن و پس از رعایت کامل تضمین‌های دادرسی عادلانه اعمال شود. دسترسی آزاد به وکیل، حق دفاع مؤثر، استقلال دادگاه و امکان رسیدگی تجدیدنظر از جمله این تضمین‌ها هستند.

در بسیاری از پرونده‌های منتهی به اعـدام، به‌ویژه پرونده‌های سیاسی و امنیتی، نهادهای حقوق بشری نسبت به نبود شفافیت، محدودیت حقوق دفاعی متهمان و فقدان نظارت مستقل بر روند دادرسی ابراز نگرانی کرده‌اند. به همین دلیل، مجازات اعـدام همچنان یکی از مهم‌ترین چالش‌های حقوق بشری در جهان محسوب می‌شود و تلاش‌های بین‌المللی برای محدود کردن یا لغو کامل آن ادامه دارد.

نقض حقوق بشر؛ اعـدام و سلب حق بنیادین حیات

صدور و اجرای حکم اعـدام از منظر حقوق بشری یکی از جدی‌ترین اشکال نقض حق حیات محسوب می‌شود. نهادهای بین‌المللی حقوق بشر طی دهه‌های گذشته بارها تأکید کرده‌اند که مجازات اعـدام، به دلیل ماهیت برگشت‌ناپذیر خود، خطر جبران‌ناپذیر نقض حقوق انسانی را به همراه دارد. در پرونده‌هایی که با ابهام‌های قضایی، محدودیت دسترسی به وکیل، اعترافات اجباری، عدم شفافیت روند دادرسی یا فشارهای امنیتی همراه هستند، نگرانی‌ها درباره نقض استانداردهای دادرسی عادلانه دوچندان می‌شود. از این رو، بسیاری از سازمان‌های حقوق بشری خواستار توقف اجرای احکام اعـدام و حرکت به سوی لغو کامل این مجازات شده‌اند.

مواد نقض‌شده

ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر: حق حیات، آزادی و امنیت شخصی. اجرای حکم اعـدام به معنای سلب کامل و غیرقابل بازگشت حق حیات است.

ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر: منع شکنجه و رفتار یا مجازات ظالمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز. شرایط نگهداری محکومان به اعـدام و آثار روانی انتظار اجرای حکم می‌تواند با این اصل در تعارض باشد.

ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر: حق برخورداری از دادرسی عادلانه و علنی. در پرونده‌های منتهی به اعـدام رعایت کامل تضمین‌های دادرسی ضروری است.

ماده ۶ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی: حق ذاتی هر انسان به حیات. این ماده تأکید می‌کند که مجازات اعـدام تنها در محدودترین شرایط و با رعایت کامل استانداردهای دادرسی قابل اعمال است.

ماده ۱۴ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی: حق برخورداری از محاکمه منصفانه، دسترسی به وکیل و امکان دفاع مؤثر. هرگونه محدودیت در این حقوق، مشروعیت احکام منتهی به اعـدام را با تردید مواجه می‌کند.

قطعنامه‌های مجمع عمومی سازمان ملل درباره توقف اعـدام: جامعه جهانی بارها از دولت‌ها خواسته است با تعلیق اجرای احکام اعـدام، زمینه لغو کامل این مجازات را فراهم کنند.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

بازنشستگان و فعالان صنفی خوزستان؛ صدور احکام حبس تعلیقی و ممنوع‌الخروجی

صدور احکام قضایی علیه شماری از فعالان صنفی فرهنگی و بازنشستگان در استان خوزستان، با واکنش کانون صنفی معلمان خوزستان همراه شد. این تشکل صنفی با محکوم کردن روند پرونده‌سازی و صدور احکام، تأکید کرد که مطالبه حقوق صنفی و عدالت آموزشی جرم نیست و برخوردهای امنیتی، پاسخی به حق‌خواهی معلمان و کارگران شده است

کانون حقوق بشر ایران، شنبه ۶ تیرماه ۱۴۰۵ – شعبه سوم دادگاه انقلاب اهواز پنج تن از فعالان صنفی فرهنگی و کارگری را به سه سال حبس تعلیقی و دو سال ممنوع‌الخروجی از کشور محکوم کرده است. این احکام در شرایطی صادر شده که تشکل‌های صنفی معتقدند مطالبه حقوق قانونی معلمان، کارگران و بازنشستگان به جای رسیدگی، با برخوردهای امنیتی و قضایی مواجه می‌شود. هم‌زمان کانون صنفی معلمان خوزستان نیز با انتشار بیانیه‌ای، موج جدید احکام و فشارها علیه فعالان صنفی را محکوم کرده و آن را مغایر با حقوق شهروندی و آزادی فعالیت‌های صنفی دانسته است.











چرا فعالان صنفی فرهنگی و کارگری به حبس تعلیقی محکوم شدند؟

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، شعبه سوم دادگاه انقلاب اهواز احمدرضا نوچیان، محمدزمان کامروا، منیژه افشاری، مریم زلکی‌نژاد و کوثر ممبینی را به سه سال حبس تعلیقی و دو سال ممنوع‌الخروجی محکوم کرده است. این افراد از فعالان صنفی فرهنگی و کارگری استان خوزستان به شمار می‌روند که طی سال‌های اخیر در پیگیری مطالبات صنفی و حقوق شغلی نقش داشته‌اند.

فعالان صنفی معتقدند این احکام در ادامه روند برخورد با افرادی صادر می‌شود که خواسته‌های خود را از مسیرهای مسالمت‌آمیز و قانونی دنبال کرده‌اند. به باور آنان، طرح مطالبات مرتبط با حقوق معلمان، کارگران و بازنشستگان نباید با برخوردهای امنیتی و تشکیل پرونده‌های قضایی پاسخ داده شود.

چرا بازنشستگان و معلمان خواهان پیگیری مطالبات صنفی هستند؟

بخش مهمی از اعتراضات صنفی در سال‌های اخیر به مشکلات معیشتی، وضعیت بازنشستگان، حقوق فرهنگیان، کیفیت آموزش و اجرای قوانین حمایتی مربوط بوده است. بازنشستگان فرهنگی بارها خواستار اجرای کامل قوانین مربوط به همسان‌سازی حقوق، بهبود وضعیت معیشتی و رسیدگی به مطالبات انباشته خود شده‌اند.

فعالان صنفی تأکید می‌کنند که این مطالبات ماهیتی صنفی و اجتماعی دارد و در چارچوب حق قانونی شهروندان برای پیگیری خواسته‌های مدنی مطرح می‌شود. با این حال، در بسیاری از موارد، این فعالیت‌ها با احضار، بازداشت، تشکیل پرونده و صدور احکام قضایی همراه شده است.

کانون صنفی معلمان خوزستان چه واکنشی به این احکام نشان داد؟

کانون صنفی معلمان خوزستان در بیانیه‌ای با محکوم کردن احکام صادرشده، اعلام کرد که جرم‌انگاری عدالت‌خواهی و مطالبه حقوق صنفی، نه‌تنها کمکی به حل مشکلات آموزش و پرورش نمی‌کند، بلکه موجب تعمیق شکاف میان جامعه و نهادهای تصمیم‌گیر خواهد شد.





این تشکل صنفی همچنین به پرونده‌های دیگر فعالان معلم از جمله کوکب بداغی پگاه، فروغ خسروی و سیامک صادقی چهرازی اشاره کرده و ادامه روند برخوردهای قضایی با معلمان را نگران‌کننده توصیف کرده است. در این بیانیه تأکید شده است که دفاع از آموزش باکیفیت، عدالت آموزشی و حقوق معلمان، فعالیتی مدنی و قانونی است و نباید با برخوردهای امنیتی مواجه شود.

چرا برخورد امنیتی با مطالبات صنفی مورد انتقاد قرار گرفته است؟

فعالان مدنی و صنفی معتقدند پیگیری مطالبات از طریق تشکل‌های صنفی، تجمعات مسالمت‌آمیز و بیانیه‌های قانونی، بخشی از حقوق شهروندی محسوب می‌شود. با این حال، گزارش‌های سال‌های اخیر نشان می‌دهد که در موارد متعددی، اعتراض‌های صنفی معلمان، کارگران و بازنشستگان با احضار، بازداشت، صدور احکام حبس یا سایر محدودیت‌های قضایی همراه بوده است.

به باور منتقدان، تداوم این رویکرد نه‌تنها به کاهش مطالبات اجتماعی منجر نشده، بلکه موجب افزایش نگرانی‌ها نسبت به محدود شدن فعالیت‌های مدنی و صنفی شده است.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

پرونده شهرک اکباتان؛ صدور حکم اعدام برای چهار متهم در دادگاه انقلاب تهران

لیست و مشخصات کامل زندانیان سیاسی اعدام شده از سال ۱۴۰۰ تا ‌کنون

متن کامل اعلامیه جهانی حقوق بشر

مشهد در شب ۱۹ دی؛ ویدئویی از آغاز تیراندازی به معترضان و روایت سرکوب خونین اعتراضات سراسری + فیلم و عکس

فهرست جامع زندانیان محکوم به اعدام – زندانیان سیاسی و بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴

آرشیو قضات مرگ ـ قضات صادر کننده احکام اعدام در ایران

آخرین خبرهای بازداشت شدگان اعتراضات

جهان بداند در ایران چه گذشت! فیلم‌های تکان‌دهنده + فیلم‌های افزوده جدید از کشتار اعتراضات سراسری ۱۴۰۴

اولین ویدئوی ۳ بعدی بند ۲۰۹ زندان اوین؛ قسمت اول: ساختمان و ساختار بنده

بررسی حقوق پرونده بر اساس قوانین داخلی

ابهامات حقوقی

پرونده فعالان صنفی خوزستان پرسش‌هایی درباره تناسب برخوردهای قضایی با فعالیت‌های صنفی و مدنی ایجاد می‌کند. در صورتی که فعالیت‌های منتسب به این افراد در چارچوب پیگیری مسالمت‌آمیز مطالبات صنفی انجام شده باشد، صدور احکام کیفری می‌تواند با اصول حمایت از آزادی فعالیت‌های صنفی و حقوق شهروندی در تعارض قرار گیرد.

مواد قانونی مرتبط

اصل ۲۶ قانون اساسی

تشکیل انجمن‌ها و تشکل‌های صنفی، در چارچوب قانون، آزاد شناخته شده است.

اصل ۲۷ قانون اساسی

تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‌های بدون حمل سلاح، مشروط به عدم اخلال در مبانی اسلام، آزاد است.

اصل ۲۸ قانون اساسی

هر فرد حق انتخاب شغل و برخورداری از امنیت شغلی را دارد.

اصل ۳۲ قانون اساسی

هیچ‌کس را نمی‌توان بازداشت یا تحت تعقیب قرار داد مگر بر اساس قانون.

اصل ۳۷ قانون اساسی

اصل بر برائت است و محکومیت تنها با حکم دادگاه صالح و بر اساس ادله قانونی امکان‌پذیر است.

موارد نقض قانون

جرم‌انگاری فعالیت‌های صنفی و مطالبه‌گری مسالمت‌آمیز.

اعمال محدودیت بر فعالیت قانونی تشکل‌های صنفی.

صدور احکام کیفری برای فعالیت‌های مدنی فاقد خشونت.

ایجاد محدودیت‌های اجتماعی از طریق ممنوع‌الخروجی.

چرا این پرونده می‌تواند مصداق نقض حقوق بشر باشد؟

فعالیت صنفی، آزادی بیان و حق تشکیل تشکل‌های مستقل از حقوق بنیادین شهروندان به شمار می‌رود. برخورد کیفری با معلمان، کارگران و بازنشستگانی که مطالبات خود را به شیوه‌های مسالمت‌آمیز دنبال می‌کنند، همواره از سوی نهادهای حقوق بشری مورد انتقاد قرار گرفته است.

مواد نقض‌شده

ماده ۱۹ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی

حمایت از آزادی بیان و ابراز عقیده.

ماده ۲۱ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی

حمایت از حق تجمعات مسالمت‌آمیز.

ماده ۲۲ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی

تضمین حق تشکیل انجمن‌ها و فعالیت تشکل‌های صنفی.

مقاوله‌نامه‌های ۸۷ و ۹۸ سازمان بین‌المللی کار (ILO)

حمایت از آزادی تشکل‌های کارگری و صنفی و حق سازمان‌دهی و دفاع از مطالبات شغلی.

پرونده اخیر فعالان صنفی فرهنگی و کارگری خوزستان، همراه با بیانیه اعتراضی کانون صنفی معلمان خوزستان، بار دیگر موضوع برخوردهای قضایی با مطالبه‌گری صنفی را در کانون توجه قرار داده است. فعالان صنفی تأکید دارند که پیگیری حقوق معلمان، کارگران و بازنشستگان نباید با پرونده‌سازی و احکام قضایی پاسخ داده شود و حل مشکلات معیشتی و آموزشی، نیازمند گفت‌وگو و رسیدگی به مطالبات قانونی این اقشار است.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

نوشته‌های پر بیننده

بایگانی وبلاگ

بازدید وبلاگ