--> کانون حقوق بشر ایران

کانون حقوق بشر ایران، بازتاب خبرها و صدای کلیه زندانیان با هر عقیده و مرام و مسلک از ترک و لر و بلوچ و عرب و کرد و فارس

مرگ مشکوک حسام علاءالدین در بازداشتگاه؛ ابهام درباره شکنجه پس از بازداشت با اتهام استفاده از استارلینک


حسام علاءالدین، شهروند حدوداً ۴۰ ساله و پدر دو کودک، پس از بازداشت توسط نیروهای امنیتی جان باخت؛ مرگی که در سایه سکوت مقام‌های رسمی و سابقه مرگ‌های مشابه در بازداشتگاه‌ها، نگرانی‌ها درباره شکنجه بازداشت‌شدگان را افزایش داده است

کانون حقوق بشر ایران، جمعه ۱۱ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ – مرگ حسام علاءالدین در بازداشتگاه پس از بازداشت به اتهام استفاده از اینترنت جهانی، موج تازه‌ای از نگرانی درباره وضعیت بازداشت‌شدگان در شکنجه‌گاه‌های امنیتی ایجاد کرده است. حسام علاءالدین، شهروندی حدوداً ۴۰ ساله و پدر دو دختر دوقلو، پس از بازداشت همراه با برادرش جان خود را از دست داد؛ رخدادی که در غیاب هرگونه توضیح رسمی درباره علت مرگ یا شرایط بازداشت، فرضیه شکنجه منجر به مرگ را پررنگ کرده است.

حسام علاءالدین چگونه بازداشت شد؟

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، حسام علاءالدین همراه با برادرش توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

اتهام مطرح‌شده علیه او «استفاده از اینترنت جهانی» عنوان شده و گفته شده این اتهام به استفاده از اینترنت ماهواره‌ای استارلینک مربوط بوده است.

با این حال، تاکنون هیچ توضیح رسمی درباره مبنای حقوقی این اتهام یا جزئیات پرونده منتشر نشده است.

مرگ حسام علاءالدین در بازداشتگاه؛ سکوت مقام‌ها درباره علت فوت

پس از بازداشت، خبر مرگ حسام علاءالدین منتشر شد؛ رخدادی که با ابهامات فراوان همراه است.

با وجود گذشت زمان از این واقعه، هیچ مقام رسمی درباره علت بازداشت، نحوه نگهداری، وضعیت جسمانی یا چگونگی مرگ او توضیحی ارائه نکرده است.

همین سکوت رسمی، احتمال مرگ بر اثر شکنجه یا بدرفتاری در دوران بازداشت را به یکی از اصلی‌ترین نگرانی‌های مطرح‌شده درباره این پرونده تبدیل کرده است.

قتل زندانیان در شکنجه‌گاه‌ها؛ نگرانی فزاینده درباره بازداشتگاه‌ها

مرگ حسام علاءالدین در شرایطی رخ داده که در ماه‌های اخیر گزارش‌های متعددی درباره مرگ‌های مشکوک در بازداشتگاه‌ها منتشر شده است.

ناظران حقوق بشری معتقدند بخشی از این موارد به قتل زندانیان در شکنجه‌گاه‌ها و مراکز بازجویی امنیتی مرتبط است؛ مکان‌هایی که در آن‌ها بازداشت‌شدگان در معرض فشار شدید جسمی و روانی قرار می‌گیرند.

تکرار مرگ‌های مشکوک در بازداشتگاه‌ها، نگرانی‌ها درباره امنیت جانی زندانیان و فقدان نظارت مستقل بر نهادهای امنیتی را افزایش داده است.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

صدور حکم اعدام مریم هداوند؛ سومین زن محکوم به مرگ در پرونده اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴

اعدام امیرعلی میرجعفری از بازداشت شدگان اعتراضات سراسری دیماه

اعدام عرفان کیانی در اصفهان؛ ابهام در روند دادگاه و ادامه موج احکام مرگ علیه بازداشت‌شدگان اعتراضات

اعدام عامر رامش در زندان زاهدان؛ پایان پرونده‌ای پرابهام با ادعاهای شکنجه و اعتراف اجباری

انتقال مخفیانه ده‌ها زندانی به زندان قزلحصار؛ نگرانی‌ها درباره تحرکات مشکوک در واحد امنیتی ۳ افزایش یافت

صدور حکم اعدام برای سعید زارعی کردشولی، حمیدرضا فتحی، عبدالرضا فتحی و حمیدرضا ثابت رای، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه در شیراز

ابراهیم دولت‌آبادی در خطر اجرای حکم اعدام؛ صدور حکم مرگ برای بازداشت‌شده اعتراضات ۱۴۰۴ در مشهد

اعدام ساسان آزادوار در زندان اصفهان؛ ورزشکار ۲۱ ساله بر پایه اعترافات اجباری

اتهام استفاده از اینترنت جهانی در سایه محدودیت‌های شدید اینترنت

پرونده حسام علاءالدین در حالی با اتهام مرتبط با استفاده از استارلینک مطرح شده که محدودیت گسترده دسترسی به اینترنت جهانی در ماه‌های گذشته بارها گزارش شده است.

قطع و اختلال اینترنت در کشور طی دوره‌های مختلف به یکی از ابزارهای اصلی کنترل امنیتی و محدودسازی جریان اطلاعات تبدیل شده است.

در یکی از طولانی‌ترین دوره‌های محدودسازی، اینترنت جهانی به مدت ۶۲ روز با محدودیت شدید یا قطع گسترده مواجه بود؛ اقدامی که شهروندان را به استفاده از ابزارهای جایگزین سوق داد.

چرا پرونده حسام علاءالدین اهمیت دارد؟

پرونده حسام علاءالدین از آن جهت اهمیت یافته که بازداشت به دلیل استفاده از اینترنت جهانی، سپس مرگ در بازداشت و سکوت کامل نهادهای مسئول، هم‌زمان چندین نگرانی حقوق بشری را برجسته کرده است.

در این پرونده، نه تنها دلیل حقوقی بازداشت شفاف نشده، بلکه نحوه مرگ بازداشت‌شده نیز در هاله‌ای از ابهام باقی مانده است.

این وضعیت، بار دیگر نبود شفافیت در پرونده‌های امنیتی و مصونیت ساختاری مأموران از پاسخ‌گویی را برجسته کرده است.

مرگ حسام علاءالدین؛ تداوم ابهام درباره امنیت بازداشت‌شدگان

مرگ حسام علاءالدین در بازداشتگاه، در کنار سکوت نهادهای مسئول و سابقه مرگ‌های مشابه، نگرانی‌ها درباره امنیت بازداشت‌شدگان را تشدید کرده است. این پرونده بار دیگر توجه‌ها را به وضعیت شکنجه‌گاه‌های امنیتی، نبود نظارت مستقل و خطر جانی برای زندانیان جلب کرده است.

مواد نقض‌شده:

نقض حق حیات – ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

هر انسان حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد.

نقض منع شکنجه – ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

شکنجه و رفتار غیرانسانی با بازداشت‌شدگان در هر شرایطی ممنوع است.

نقض حق دسترسی به اطلاعات – ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

قطع گسترده اینترنت و محدودسازی دسترسی به اطلاعات ناقض آزادی دریافت و انتقال اطلاعات است.

نقض منع بازداشت خودسرانه – ماده ۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

بازداشت بدون شفافیت درباره مبنای اتهام و روند قانونی، مصداق بازداشت خودسرانه است.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

تداوم بی‌خبری از معصومه آژینی؛ تشدید فشار بر خانواده زندانیان سیاسی در سایه سرکوب امنیتی


با گذشت ۲۸ روز از بازداشت معصومه آژینی در گرگان، همچنان هیچ اطلاعی از محل نگهداری و وضعیت او منتشر نشده است؛ پرونده‌ای که نگرانی‌ها درباره افزایش فشار بر خانواده زندانیان سیاسی را تشدید کرده است

کانون حقوق بشر ایران، جمعه ۱۱ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ – بی‌خبری از وضعیت معصومه آژینی، خواهر یکی از زندانیان سیاسی اعدام‌شده دهه ۶۰، پس از ۲۸ روز بازداشت در گرگان ادامه دارد. بازداشت معصومه آژینی در شرایطی صورت گرفته که خانواده او تاکنون هیچ پاسخ روشنی درباره محل نگهداری، وضعیت جسمی یا اتهامات مطروحه علیه وی دریافت نکرده‌اند؛ وضعیتی که در چارچوب افزایش فشار امنیتی بر خانواده زندانیان سیاسی ارزیابی می‌شود.

معصومه آژینی چه زمانی بازداشت شد؟

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، معصومه آژینی در تاریخ ۱۵ فروردین‌ماه در گرگان بازداشت شد. او در زمان بازداشت به‌دلیل شرایط جنگی از تهران به حومه گرگان رفته بود که توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

تا زمان تنظیم این گزارش، نزدیک به یک ماه از بازداشت معصومه آژینی گذشته و همچنان محل نگهداری او نامشخص است.

چرا از وضعیت معصومه آژینی اطلاعی در دست نیست؟

بر پایه اطلاعات منتشرشده، با وجود پیگیری‌های مکرر خانواده معصومه آژینی، هیچ‌یک از نهادهای امنیتی و قضایی پاسخ روشنی درباره وضعیت او ارائه نکرده‌اند. خانواده این شهروند همچنان از محل نگهداری، وضعیت جسمانی و امکان تماس یا ملاقات با او محروم مانده‌اند.

همچنین تا این لحظه هیچ اطلاعات رسمی درباره دلایل بازداشت یا اتهامات احتمالی علیه معصومه آژینی منتشر نشده است.

معصومه آژینی کیست؟

معصومه آژینی ۶۳ ساله و ساکن تهران است. او خواهر محمود آژینی، از زندانیان سیاسی هوادار مجاهدین است که در قتل‌عام ۱۳۶۷ اعدام شده است.

پیشینه خانوادگی او و نسبتش با یکی از قربانیان اعدام‌های سیاسی دهه ۶۰، باعث شده بازداشت وی از سوی ناظران در چارچوب فشار بر خانواده‌های دادخواه تحلیل شود.

سرکوب خانواده زندانیان سیاسی ادامه دارد

بازداشت معصومه آژینی در شرایطی صورت گرفته که فشار بر خانواده زندانیان سیاسی و قربانیان اعدام‌های سیاسی در ماه‌های اخیر افزایش یافته است. خانواده‌های دادخواه، بستگان زندانیان سیاسی و نزدیکان اعدام‌شدگان بارها هدف احضار، بازداشت، تهدید و محدودیت‌های امنیتی قرار گرفته‌اند.

ناظران حقوق بشری این روند را بخشی از سیاست هدفمند برای خاموش‌کردن صدای خانواده‌های قربانیان سرکوب سیاسی می‌دانند.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

صدور حکم اعدام مریم هداوند؛ سومین زن محکوم به مرگ در پرونده اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴

اعدام امیرعلی میرجعفری از بازداشت شدگان اعتراضات سراسری دیماه

اعدام عرفان کیانی در اصفهان؛ ابهام در روند دادگاه و ادامه موج احکام مرگ علیه بازداشت‌شدگان اعتراضات

اعدام عامر رامش در زندان زاهدان؛ پایان پرونده‌ای پرابهام با ادعاهای شکنجه و اعتراف اجباری

انتقال مخفیانه ده‌ها زندانی به زندان قزلحصار؛ نگرانی‌ها درباره تحرکات مشکوک در واحد امنیتی ۳ افزایش یافت

صدور حکم اعدام برای سعید زارعی کردشولی، حمیدرضا فتحی، عبدالرضا فتحی و حمیدرضا ثابت رای، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه در شیراز

ابراهیم دولت‌آبادی در خطر اجرای حکم اعدام؛ صدور حکم مرگ برای بازداشت‌شده اعتراضات ۱۴۰۴ در مشهد

اعدام ساسان آزادوار در زندان اصفهان؛ ورزشکار ۲۱ ساله بر پایه اعترافات اجباری

افزایش فشار بر زندانیان سیاسی و خانواده‌ها به دستور اژه‌ای

تیغ‌کشی اژه‌ای علیه مردم و معترضان؛ تهدید به تشدید اعدام‌ها در واکنش به درخواست جهانی برای توقف سرکوب

پرونده معصومه آژینی هم‌زمان با تشدید فشار بر زندانیان سیاسی و خانواده‌های آنان در سراسر کشور مطرح شده است. گزارش‌ها نشان می‌دهد دستگاه قضایی و نهادهای امنیتی در ماه‌های اخیر با شدت بیشتری خانواده زندانیان سیاسی را هدف قرار داده‌اند.

این روند در شرایطی تشدید شده که غلامحسین محسنی اژه‌ای پیش‌تر بر برخورد سخت‌گیرانه‌تر با منتقدان، معترضان و شبکه‌های مرتبط با زندانیان سیاسی تأکید کرده بود.

فعالان حقوق بشر معتقدند افزایش فشار بر خانواده‌ها بخشی از سیاست سازمان‌یافته برای گسترش فضای ارعاب اجتماعی است.

بی‌خبری از بازداشت‌شدگان؛ ابزار مضاعف فشار امنیتی

محروم‌کردن خانواده‌ها از اطلاع درباره محل نگهداری و وضعیت بازداشت‌شدگان، یکی از روش‌های رایج نهادهای امنیتی در پرونده‌های سیاسی است. این وضعیت علاوه بر اعمال فشار مستقیم بر فرد بازداشت‌شده، خانواده او را نیز در معرض اضطراب، بلاتکلیفی و فشار روانی شدید قرار می‌دهد.

تداوم بی‌خبری از معصومه آژینی پس از ۲۸ روز، نگرانی‌ها درباره سلامت و وضعیت او را افزایش داده است.

تداوم بازداشت معصومه آژینی؛ فشار امنیتی بر خانواده زندانیان سیاسی

ادامه بی‌خبری از وضعیت معصومه آژینی، در کنار عدم اعلام اتهام و محل نگهداری او، نشانه‌ای از تداوم فشار امنیتی بر خانواده زندانیان سیاسی و قربانیان اعدام‌های سیاسی است. بازداشت بستگان دادخواهان در سال‌های اخیر به یکی از الگوهای ثابت سرکوب تبدیل شده است.

مواد نقض‌شده:

نقض منع بازداشت خودسرانه – ماده ۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

هیچ‌کس نباید بدون اعلام دلیل قانونی بازداشت یا محروم از آزادی شود.

نقض حق آزادی و امنیت شخصی – ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

هر فرد حق برخورداری از آزادی و امنیت شخصی دارد.

نقض حق دادرسی عادلانه – ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

بازداشت بدون اعلام اتهام و محرومیت از دسترسی به روند شفاف قضایی ناقض دادرسی عادلانه است.

نقض منع رفتار غیرانسانی – ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

نگه‌داشتن خانواده در بی‌خبری مطلق از وضعیت بازداشت‌شده می‌تواند مصداق فشار روانی و رفتار غیرانسانی باشد.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

تیغ‌کشی اژه‌ای علیه مردم و معترضان؛ تهدید به تشدید اعدام‌ها در واکنش به درخواست جهانی برای توقف سرکوب


اژه‌ای با رد درخواست‌های بین‌المللی برای توقف اعدام‌ها، اعلام کرد حاکمیت به این مطالبات اعتنا نمی‌کند؛ موضعی که هم‌زمان با افزایش صدور احکام مرگ برای معترضان و تشدید سرکوب قضایی مطرح شده است

کانون حقوق بشر ایران، جمعه ۱۱ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ – غلامحسین محسنی اژه‌ای، رئیس قوه قضاییه، در واکنش به درخواست‌های بین‌المللی برای توقف اعدام‌ها با لحنی تهدیدآمیز اعلام کرد حاکمیت به این درخواست‌ها اعتنا نخواهد کرد و خطاب به منتقدان گفت: «شما غلط می‌کنید می‌گویید اعدام نکنید.» اظهارات اژه‌ای در شرایطی مطرح می‌شود که قوه قضاییه هم‌زمان روند صدور و اجرای احکام اعدام علیه معترضان و بازداشت‌شدگان را تشدید کرده و ناظران این رویکرد را نشانه هراس ساختار حاکم از وضعیت انفجاری جامعه می‌دانند.

اژه‌ای چگونه به درخواست جهانی برای توقف اعدام‌ها پاسخ داد؟

اژه‌ای در جمع مقام‌های قضایی، در واکنش به درخواست‌های بین‌المللی برای توقف اجرای احکام اعدام، موضعی تهاجمی اتخاذ کرد و با حمله لفظی به منتقدان گفت: «شما چه‌کاره هستید» و «شما غلط می‌کنید می‌گویید اعدام نکنید.»

وی همچنین مدعی شد اعدام و سرکوب «مطالبه به‌حق مردم» است و دستگاه قضایی در مجازات کسانی که آن‌ها را «مجرم» می‌خواند، کوتاهی نخواهد کرد. این اظهارات در حالی بیان شد که درخواست‌های بین‌المللی اخیر بر توقف اعدام‌ها، آزادی بازداشت‌شدگان خودسرانه و رعایت اصول دادرسی عادلانه متمرکز بوده است.

درخواست سازمان ملل برای توقف اعدام‌ها چه بود؟

مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر، و فولکر تورک، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل، از مقام‌های حاکم خواسته‌اند اجرای احکام اعدام را متوقف کنند. در این درخواست‌ها همچنین بر آزادی بازداشت‌شدگان خودسرانه، بازگرداندن دسترسی مردم به اینترنت جهانی و رعایت حداقل‌های دادرسی عادلانه تأکید شده است.

با این حال، پاسخ قوه قضاییه نه عقب‌نشینی بلکه تشدید ادبیات تهدیدآمیز و تأکید دوباره بر استمرار اعدام‌ها بوده است.

اژه‌ای و سابقه دستور برای دادگاه‌های صحرایی

اظهارات اخیر اژه‌ای در حالی مطرح شده که او پیش‌تر نیز در جریان موج‌های اعتراضی، از تشکیل دادگاه‌های فوری و صحرایی برای رسیدگی شتاب‌زده به پرونده بازداشت‌شدگان حمایت کرده بود. منتقدان معتقدند این رویکرد نشان‌دهنده تبدیل دستگاه قضایی به بازوی مستقیم سرکوب امنیتی است؛ نهادی که به‌جای تضمین عدالت، در مسیر تسریع مجازات معترضان عمل می‌کند.

سابقه مواضع اژه‌ای نشان می‌دهد او از اصلی‌ترین چهره‌های پیش‌برنده سیاست قضایی مبتنی بر ارعاب و سرکوب در برخورد با اعتراضات مردمی است.

تشدید اعدام معترضان و بازداشت‌شدگان توسط قوه قضاییه

اظهارات اژه‌ای هم‌زمان با افزایش محسوس صدور و اجرای احکام اعدام علیه زندانیان سیاسی، معترضان و بازداشت‌شدگان اعتراضات مطرح شده است. در ماه‌های اخیر، قوه قضاییه با سرعت بیشتری به صدور احکام سنگین برای متهمان پرونده‌های امنیتی روی آورده و شمار پرونده‌های منتهی به حکم اعدام افزایش یافته است.

ناظران حقوق بشری معتقدند این روند نشان‌دهنده استفاده سازمان‌یافته از مجازات مرگ به‌عنوان ابزار سرکوب و ارعاب جامعه است.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

صدور حکم اعدام مریم هداوند؛ سومین زن محکوم به مرگ در پرونده اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴

اعدام امیرعلی میرجعفری از بازداشت شدگان اعتراضات سراسری دیماه

اعدام عرفان کیانی در اصفهان؛ ابهام در روند دادگاه و ادامه موج احکام مرگ علیه بازداشت‌شدگان اعتراضات

اعدام عامر رامش در زندان زاهدان؛ پایان پرونده‌ای پرابهام با ادعاهای شکنجه و اعتراف اجباری

انتقال مخفیانه ده‌ها زندانی به زندان قزلحصار؛ نگرانی‌ها درباره تحرکات مشکوک در واحد امنیتی ۳ افزایش یافت

صدور حکم اعدام برای سعید زارعی کردشولی، حمیدرضا فتحی، عبدالرضا فتحی و حمیدرضا ثابت رای، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه در شیراز

ابراهیم دولت‌آبادی در خطر اجرای حکم اعدام؛ صدور حکم مرگ برای بازداشت‌شده اعتراضات ۱۴۰۴ در مشهد

اعدام ساسان آزادوار در زندان اصفهان؛ ورزشکار ۲۱ ساله بر پایه اعترافات اجباری

چرا حاکمیت اعدام‌ها را تشدید کرده است؟

تحلیلگران بر این باورند که تشدید اعدام‌ها و سرکوب قضایی در شرایط فعلی، واکنشی به نگرانی ساختار حاکم از وضعیت انفجاری جامعه است. افزایش نارضایتی عمومی، بحران‌های اقتصادی و سیاسی، و استمرار فضای اعتراضی باعث شده حاکمیت برای مهار احتمال خیزش‌های تازه، بر ابزارهای سرکوب خشن‌تر تکیه کند.

در این چارچوب، اعدام نه ابزار عدالت قضایی بلکه مکانیزمی برای ایجاد رعب عمومی و مهار اعتراضات ارزیابی می‌شود.

اعدام به‌عنوان ابزار حکمرانی در ساختار سرکوب

اظهارات اژه‌ای بار دیگر نشان داد که دستگاه قضایی، اعدام را بخشی از راهبرد حکمرانی امنیتی می‌داند. تأکید او بر بی‌اعتنایی به فشارهای جهانی و دفاع از استمرار اعدام‌ها، نشان می‌دهد حاکمیت نه‌تنها قصد عقب‌نشینی ندارد بلکه سیاست تشدید سرکوب را به‌عنوان پاسخ به بحران‌های داخلی دنبال می‌کند.

در چنین شرایطی، اعدام معترضان و مخالفان بیش از آنکه جنبه قضایی داشته باشد، کارکرد سیاسی و امنیتی پیدا کرده است.

تیغ‌کشی اژه‌ای علیه مردم؛ تشدید سرکوب و اعدام در سایه هراس از جامعه

مواضع اخیر اژه‌ای در دفاع از اعدام و سرکوب، هم‌زمان با تشدید احکام مرگ برای بازداشت‌شدگان اعتراضات و افزایش فشار بر جامعه، نشانه استمرار استفاده از دستگاه قضایی به‌عنوان ابزار ارعاب سیاسی است. تأکید بر بی‌اعتنایی به درخواست‌های جهانی نیز بر ماهیت امنیتی این رویکرد صحه می‌گذارد.

مواد نقض‌شده:

نقض حق حیات – ماده ۳اعلامیه جهانی حقوق بشر:

هر انسان حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد.

نقض حق دادرسی عادلانه – ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

هر فرد حق دارد پرونده‌اش در دادگاهی مستقل، بی‌طرف و عادلانه رسیدگی شود.

نقض منع بازداشت خودسرانه – ماده ۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

هیچ‌کس نباید خودسرانه بازداشت، حبس یا تبعید شود.

نقض منع شکنجه و اعتراف اجباری – ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

اخذ اعتراف تحت فشار در پرونده‌های منتهی به اعدام، نقض بنیادین حقوق بشر است.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

بازداشت خواهران دانشورکار پس از پیگیری برای تحویل پیکر برادر اعدام‌شده؛ ادامه فشار بر خانواده زندانیان سیاسی + ویدئو


اکرم و اعظم دانشورکار، خواهران زندانی سیاسی اکبر دانشورکار، پس از پیگیری برای دریافت پیکر برادر اعدام‌شده خود بازداشت و به زندان قرچک منتقل شدند؛ اقدامی که بار دیگر موضوع عدم تحویل پیکر زندانیان سیاسی اعدام‌شده را برجسته کرده است.

کانون حقوق بشر ایران، جمعه ۱۱ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ – اکرم و اعظم دانشورکار، خواهران اکبر دانشورکار، زندانی سیاسی اعدام‌شده، در پی مراجعات مکرر برای تحویل پیکر برادرشان بازداشت و به زندان قرچک ورامین منتقل شدند. بازداشت خواهران دانشورکار در حالی صورت گرفته که خانواده این زندانی سیاسی پس از اجرای حکم اعدام، همچنان از محل نگهداری و وضعیت پیکر او بی‌اطلاع مانده‌اند؛ وضعیتی که ناظران آن را مصداق شکنجه مستمر روحی علیه خانواده زندانیان سیاسی می‌دانند.

بازداشت خواهران دانشورکار پس از پیگیری برای تحویل پیکر

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، اکرم و اعظم دانشورکار در تاریخ ۲۹ فروردین‌ماه پس از مراجعات مکرر به زندان قزلحصار، پزشکی قانونی و مراجع قضایی برای تحویل پیکر برادرشان بازداشت شدند.

این دو خواهر پس از بازداشت به زندان قرچک ورامین منتقل شدند. اتهامات مطرح‌شده علیه آنان «اجتماع و تبانی در امنیت داخلی» و «اختلال در نظم عمومی» عنوان شده است.

بازداشت خواهران دانشورکار در شرایطی صورت گرفته که آنان صرفاً در حال پیگیری وضعیت پیکر برادر اعدام‌شده خود بودند.

اکبر دانشورکار چه زمانی اعدام شد؟

اکبر دانشورکار، که با نام شاهرخ دانشورکار نیز شناخته می‌شود، در تاریخ ۱۰ فروردین‌ماه در زندان قزلحصار اعدام شد.

او پیش‌تر همراه با پنج زندانی سیاسی دیگر، از اعضای مجاهدین خلق، وحید بنی‌عامریان، محمد تقوی، پویا قبادی، بابک علیپور و ابوالحسن منتظر در آذرماه ۱۴۰۴ از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ایمان افشاری مجدداً به اعدام محکوم شده بود.

حکم پیشین اعدام این افراد تیرماه همان سال در دیوان عالی نقض شده بود، اما پرونده پس از ارجاع به شعبه هم‌عرض بار دیگر به صدور حکم اعدام انجامید.

عدم تحویل پیکر؛ شکنجه مستمر خانواده دانشورکار

خانواده دانشورکار پس از اجرای حکم اعدام اکبر دانشورکار موفق به دریافت پیکر او نشده‌اند. عدم تحویل پیکر زندانیان سیاسی اعدام‌شده، خانواده‌ها را در وضعیتی از بلاتکلیفی، فشار روانی و شکنجه مستمر روحی قرار می‌دهد؛ وضعیتی که در آن خانواده نه امکان سوگواری دارد و نه از محل دفن عزیز خود اطلاع پیدا می‌کند.

در پرونده دانشورکار، بازداشت خواهران او هنگام پیگیری برای تحویل پیکر، این فشار را به سطح تازه‌ای رسانده است.

سابقه طولانی عدم تحویل پیکر زندانیان سیاسی از دهه ۶۰تا امروز

عدم تحویل پیکر زندانیان سیاسی اعدام‌شده، رویه‌ای است که از دهه ۶۰ تاکنون به‌طور مستمر ادامه داشته است.

در بسیاری از پرونده‌های اعدام سیاسی، خانواده‌ها یا هرگز پیکر عزیزان خود را تحویل نگرفته‌اند یا بدون اطلاع قبلی با دفن مخفیانه آنان مواجه شده‌اند. این سیاست طی دهه‌های گذشته به‌عنوان بخشی از سازوکار سرکوب، برای اعمال فشار مضاعف بر خانواده‌ها و جلوگیری از شکل‌گیری مراسم عمومی سوگواری به کار گرفته شده است.

قتل‌عام ۶۷و ناپدیدسازی پیکر زندانیان سیاسی

در جریان قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷، پیکر اکثر زندانیان سیاسی اعدام‌شده هرگز به خانواده‌های آنان تحویل داده نشد. خانواده‌های قربانیان این کشتار گسترده، دهه‌هاست که همچنان از محل دفن دقیق بسیاری از اعدام‌شدگان بی‌اطلاع مانده‌اند.

امتناع از تحویل پیکر یا اعلام محل دفن، یکی از ابعاد ماندگار سرکوب پس از اعدام‌ها بوده که تا امروز در پرونده‌های جدید نیز ادامه یافته است.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

صدور حکم اعدام مریم هداوند؛ سومین زن محکوم به مرگ در پرونده اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴

اعدام امیرعلی میرجعفری از بازداشت شدگان اعتراضات سراسری دیماه

اعدام عرفان کیانی در اصفهان؛ ابهام در روند دادگاه و ادامه موج احکام مرگ علیه بازداشت‌شدگان اعتراضات

اعدام عامر رامش در زندان زاهدان؛ پایان پرونده‌ای پرابهام با ادعاهای شکنجه و اعتراف اجباری

انتقال مخفیانه ده‌ها زندانی به زندان قزلحصار؛ نگرانی‌ها درباره تحرکات مشکوک در واحد امنیتی ۳ افزایش یافت

صدور حکم اعدام برای سعید زارعی کردشولی، حمیدرضا فتحی، عبدالرضا فتحی و حمیدرضا ثابت رای، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه در شیراز

ابراهیم دولت‌آبادی در خطر اجرای حکم اعدام؛ صدور حکم مرگ برای بازداشت‌شده اعتراضات ۱۴۰۴ در مشهد

اعدام ساسان آزادوار در زندان اصفهان؛ ورزشکار ۲۱ ساله بر پایه اعترافات اجباری

فشار بر خانواده دانشورکار پیش از اعدام

اکبر دانشورکار پیش از اعدام، نقش اصلی در مراقبت از والدین سالمند خود را برعهده داشت و تکیه‌گاه خانواده محسوب می‌شد.

خانواده او پس از بازداشت در دی‌ماه ۱۴۰۲ با فشارهای شدید روحی و جسمی مواجه شدند. گزارش‌ها حاکی است بیماری پدر خانواده و مرگ او با فشارهای ناشی از پرونده فرزندش مرتبط دانسته شده است. مادر او نیز پس از بی‌اطلاعی از وضعیت فرزندش دچار حمله قلبی شده بود.

دانشورکار پیش‌تر خواستار حمایت از خانواده زندانیان محکوم به اعدام شده بود

در اواخر مرداد ۱۴۰۴، خواهر اکبر دانشورکار در پیامی تصویری از مردم و نهادهای بین‌المللی خواسته بود صدای خانواده زندانیان محکوم به اعدام باشند. در این پیام تأکید شده بود که خانواده‌های زندانیان نیز هم‌زمان با زندانیان، تحت نوعی دیگر از شکنجه قرار دارند و در معرض فشار دائمی روانی و امنیتی هستند.

بازداشت اخیر خواهران دانشورکار پس از پیگیری برای تحویل پیکر برادرشان، ابعاد این فشارها را بیش از پیش نمایان کرده است.

بازداشت خواهران دانشورکار؛ ادامه سرکوب خانواده‌های زندانیان سیاسی

بازداشت اکرم و اعظم دانشورکار پس از مطالبه تحویل پیکر برادرشان، نمونه‌ای از تداوم فشار بر خانواده زندانیان سیاسی پس از اجرای حکم اعدام است. عدم تحویل پیکر، بی‌اطلاع نگه‌داشتن خانواده از محل دفن و بازداشت بستگان معترض، مصادیقی از فشار سیستماتیک بر خانواده‌های قربانیان سرکوب سیاسی به‌شمار می‌رود.

مواد نقض‌شده:

نقض منع رفتار غیرانسانی و شکنجه – ماده ۵اعلامیه جهانی حقوق بشر:

ایجاد بلاتکلیفی درباره سرنوشت و محل دفن قربانیان، می‌تواند مصداق شکنجه روحی مستمر علیه خانواده باشد.

نقض حق کرامت انسانی و حرمت متوفی – اصول بنیادین حقوق بشر:

خودداری از تحویل پیکر و دفن مخفیانه، ناقض کرامت انسانی متوفی و حقوق خانواده است.

نقض حق آزادی و امنیت شخصی – ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

بازداشت بستگان قربانیان به‌دلیل پیگیری حقوق اولیه خود، ناقض امنیت فردی آنان است.

نقض منع بازداشت خودسرانه – ماده ۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

بازداشت اعضای خانواده به‌دلیل مطالبه تحویل پیکر زندانی اعدام‌شده، مصداق بازداشت خودسرانه است.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

محکومیت به اعدام محمدرضا طبری؛ صدور حکم مرگ برای بازداشت‌شده اعتراضات سراسری ۱۴۰۴


محمدرضا طبری، از بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴، با حکم شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به اعدام محکوم شد؛ حکمی که بر پایه اعترافات اجباری و بدون ارائه مدارک مستقل صادر شده است

کانون حقوق بشر ایران، جمعه ۱۱ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ – محمدرضا طبری، بازداشت‌شده اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ و ساکن اسلام‌شهر، از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ایمان افشاری به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم شد. گزارش‌ها نشان می‌دهد حکم اعدام محمدرضا طبری در شرایطی صادر شده که هیچ مدرک مستدل و مستقلی جز اعترافات اخذشده تحت فشار و شکنجه در پرونده او ارائه نشده است.

محمدرضا طبری چگونه به اعدام محکوم شد؟

محمدرضا طبری، اهل بجنورد و ساکن اسلام‌شهر، در جریان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ بازداشت شد. وی صاحب یک کارگاه نجاری در منطقه اورین اسلام‌شهر است. دستگاه قضایی حاکمیت او را به اتهام «محاربه» از طریق استفاده از سلاح گرم و «اقدام عملیاتی به نفع گروه‌های مخالف حاکمیت» به اعدام محکوم کرده است.

این حکم در حالی صادر شده که محمدرضا طبری در تمام مراحل بازجویی و رسیدگی قضایی از دسترسی به وکیل تعیینی محروم بوده و از حق دادرسی منصفانه برخوردار نشده است.

اتهامات مطرح‌شده علیه محمدرضا طبری بر چه مبنایی است؟

در کیفرخواست صادرشده، محمدرضا طبری به «کشیدن سلاح گرم به سمت مردم و نیروهای حافظ امنیت» و «اقدام عملیاتی» متهم شده است. با این حال، هیچ سند مستقل و قابل راستی‌آزمایی برای اثبات این اتهامات ارائه نشده و تمامی ادعاها بر پایه روایت نهادهای امنیتی تنظیم شده است.

رسانه‌های حکومتی مدعی شده‌اند او یکی از نیروهای امنیتی را زخمی کرده است. این ادعا در حالی مطرح می‌شود که هیچ مرجع مستقلی امکان بررسی صحت آن را نداشته است.

اعترافات اجباری و فشار روانی در روند رسیدگی به پرونده

بخش‌هایی از جلسه دادگاه محمدرضا طبری در ۱۸ بهمن‌ماه از رسانه‌های حکومتی پخش شد. در تصاویر منتشرشده، نشانه‌های فشار شدید روحی و روانی بر این زندانی قابل مشاهده بود. گزارش‌ها حاکی است که اعترافات مورد استناد در پرونده، تحت فشارهای شدید جسمی و روانی اخذ شده‌اند.

ناظران حقوق بشری معتقدند در چنین پرونده‌هایی، اعترافات اجباری ابزار اصلی تثبیت سناریوهای امنیتی از پیش تدوین‌شده است.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

صدور حکم اعدام مریم هداوند؛ سومین زن محکوم به مرگ در پرونده اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴

اعدام امیرعلی میرجعفری از بازداشت شدگان اعتراضات سراسری دیماه

اعدام عرفان کیانی در اصفهان؛ ابهام در روند دادگاه و ادامه موج احکام مرگ علیه بازداشت‌شدگان اعتراضات

اعدام عامر رامش در زندان زاهدان؛ پایان پرونده‌ای پرابهام با ادعاهای شکنجه و اعتراف اجباری

انتقال مخفیانه ده‌ها زندانی به زندان قزلحصار؛ نگرانی‌ها درباره تحرکات مشکوک در واحد امنیتی ۳ افزایش یافت

صدور حکم اعدام برای سعید زارعی کردشولی، حمیدرضا فتحی، عبدالرضا فتحی و حمیدرضا ثابت رای، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه در شیراز

ابراهیم دولت‌آبادی در خطر اجرای حکم اعدام؛ صدور حکم مرگ برای بازداشت‌شده اعتراضات ۱۴۰۴ در مشهد

اعدام ساسان آزادوار در زندان اصفهان؛ ورزشکار ۲۱ ساله بر پایه اعترافات اجباری

بازداشت خانواده؛ استفاده از گروگان‌گیری برای تحمیل اعتراف

گزارش‌های مرتبط با پرونده محمدرضا طبری از نگرانی درباره استفاده از بازداشت اعضای خانواده به‌عنوان ابزار فشار حکایت دارد. بر اساس این گزارش‌ها، بازجویان در پرونده‌های مرتبط با اعتراضات، با بازداشت یا تهدید نزدیکان زندانیان آنان را به پذیرش اعترافات مورد نظر وادار می‌کنند.

بازداشت خانواده به‌عنوان گروگان، یکی از روش‌های رایج برای شکستن مقاومت زندانیان در پرونده‌های امنیتی محسوب می‌شود.

افزایش اعدام معترضان در سایه هراس از بالاگیری اعتراضات

صدور حکم اعدام برای محمدرضا طبری هم‌زمان با افزایش صدور و اجرای احکام اعدام علیه زندانیان سیاسی و بازداشت‌شدگان اعتراضات صورت گرفته است. این روند نشان‌دهنده تشدید استفاده حاکمیت از مجازات اعدام برای ارعاب جامعه و مهار نارضایتی عمومی است.

ناظران معتقدند افزایش اعدام معترضان و زندانیان سیاسی در شرایط کنونی، ناشی از هراس ساختار حاکم از بالاگیری مجدد اعتراضات سراسری است.

وضعیت کنونی محمدرضا طبری در زندان

محمدرضا طبری از ۲۰ دی‌ماه به زندان قزل‌حصار کرج منتقل شده و در حال حاضر در این زندان نگهداری می‌شود. با توجه به صدور حکم اعدام، نگرانی‌ها درباره احتمال اجرای این حکم در آینده نزدیک افزایش یافته است.

محکومیت به اعدام محمدرضا طبری؛ صدور حکم بر پایه اعترافات اجباری و نقض دادرسی عادلانه

محکومیت محمدرضا طبری به اعدام در شرایطی صادر شده که گزارش‌ها از نبود مدارک مستقل، استفاده از اعترافات اجباری، فشار بر خانواده و محرومیت از دادرسی منصفانه حکایت دارد. این پرونده نمونه‌ای از نقض هم‌زمان چند اصل بنیادین حقوق بشر در برخورد با بازداشت‌شدگان اعتراضات است.

مواد نقض‌شده:

نقض حق حیات – ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

هر انسان حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد.

نقض حق دادرسی عادلانه – ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

هر فرد حق دارد دعوایش در دادگاهی مستقل، بی‌طرف و عادلانه رسیدگی شود.

نقض منع شکنجه و اعتراف اجباری – ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

هیچ‌کس نباید تحت شکنجه یا رفتار غیرانسانی قرار گیرد.

نقض حق امنیت خانواده و منع گروگان‌گیری – اصول بنیادین حقوق بشر و حقوق بین‌الملل عرفی:

استفاده از بازداشت بستگان برای فشار بر متهم، مصداق نقض امنیت فردی و خانوادگی است.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

روز جهانی کارگر در سایه جنگ و بحران؛ کارگران ایران در خط مقدم فقر، بیکاری و ناامنی


اول ماه مه روز جهانی کارگر در حالی فرامی‌رسد که طبقه کارگر ایران یکی از سنگین‌ترین دوره‌های حیات خود را تجربه می‌کند؛ جنگ، رکود اقتصادی، تورم افسارگسیخته و موج بیکاری میلیون‌ها کارگر را به مرز فروپاشی معیشتی رسانده است

یازده اردیبهشت، روز جهانی کارگر



کانون حقوق بشر ایران، جمعه ۱۱ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ – در آستانه فرارسیدن روز جهانی کارگر، طبقه کارگر ایران با بحرانی چندلایه و بی‌سابقه روبه‌روست؛ بحرانی که از هم‌پوشانی جنگ، فروپاشی اقتصادی، بیکاری گسترده، ناامنی شغلی و سقوط قدرت خرید شکل گرفته است. روزی که در تقویم مبارزات اجتماعی جهان نماد همبستگی و مقاومت کارگران است، امسال برای میلیون‌ها کارگر ایرانی در شرایطی فرا می‌رسد که نه‌تنها از امنیت شغلی و معیشتی برخوردار نیستند، بلکه بقای روزمره آنان نیز با تهدیدی جدی مواجه شده است. جنگ و تبعات اقتصادی آن، فشار مضاعفی بر طبقه‌ای وارد کرده که پیش از این نیز زیر بار تورم، دستمزدهای ناکافی و فقدان حمایت‌های اجتماعی خم شده بود.

روز جهانی کارگر؛ نماد مبارزه در میانه بحرانی فراگیر

روز جهانی کارگر امسال در شرایطی فرا می‌رسد که بخش بزرگی از نیروی کار ایران در یکی از دشوارترین ادوار معاصر خود به سر می‌برد. طبقه کارگری که همواره بار اصلی تولید، صنعت، خدمات و اقتصاد کشور را بر دوش کشیده، اکنون بیش از هر زمان دیگری در معرض تهدیدهای هم‌زمان اقتصادی و امنیتی قرار گرفته است.

اول ماه مه، در حافظه تاریخی جنبش کارگری جهان، روزی برای یادآوری مبارزه، همبستگی و مطالبه حقوق بنیادین کارگران است؛ اما برای کارگران ایران، این روز امسال بیش از آنکه مناسبتی برای بزرگداشت باشد، یادآور حجم سنگین فشارها، محرومیت‌ها و بحران‌هایی است که زندگی آنان را احاطه کرده است.

کارگران و زحمتکشان ایران امسال روز جهانی کارگر را در شرایطی گرامی می‌دارند که بحران اقتصادی، بیکاری گسترده و سقوط شتابان سطح معیشت، زندگی میلیون‌ها خانوار کارگری را به مرز فروپاشی کشانده است. در یک‌سال گذشته، شمار قابل توجهی از شاغلان یا کار خود را از دست داده‌اند یا با وجود اشتغال، به زیر خط فقر سقوط کرده‌اند؛ واقعیتی که نشان می‌دهد اشتغال در ایران دیگر تضمینی برای تأمین حداقل‌های زندگی نیست.

بخش مهمی از این بحران، نتیجه ساختاری است که طی دهه‌ها منابع عمومی کشور را به جای سرمایه‌گذاری در تولید، رفاه اجتماعی و اشتغال پایدار، صرف پروژه‌های پرهزینه سیاسی، نظامی و تنش‌آفرین کرده است. پیامد این سیاست‌ها، فرسایش مستمر بنیان‌های اقتصادی و انتقال بار اصلی بحران به دوش طبقات فرودست جامعه بوده است

جنگ؛ تهدید مستقیم جان کارگران

نخستین و فوری‌ترین اثر جنگ بر طبقه کارگر، تهدید مستقیم جان آنان است. کارگرانی که در کارخانه‌ها، پالایشگاه‌ها، نیروگاه‌ها، معادن و مراکز تولیدی مشغول فعالیت‌اند، اکنون علاوه بر خطرات معمول محیط‌های کار ناایمن، در معرض تهدیدهای ناشی از درگیری‌های نظامی نیز قرار گرفته‌اند.

در ماه‌های اخیر گزارش‌های متعددی از کشته و زخمی شدن کارگران در نتیجه حملات به زیرساخت‌های صنعتی و اقتصادی منتشر شده است. کارخانه‌ها، تأسیسات انرژی و مراکز تولیدی که محل اشتغال هزاران کارگر بوده‌اند، در برخی مناطق به اهداف مستقیم یا غیرمستقیم درگیری‌ها تبدیل شده‌اند.

برای طبقه کارگر ایران، جنگ تنها یک مفهوم سیاسی یا امنیتی نیست؛ بلکه خطری روزمره برای جان و معیشت است.

بیکاری میلیونی؛ بحران بازار کار در حال تشدید

هم‌زمان با تورم افسارگسیخته، بیکاری نیز ابعاد گسترده‌تری یافته است. گزارش‌ها نشان می‌دهد تنها در استان خوزستان حدود یکصد هزار کارگر شغل خود را از دست داده‌اند. همچنین برآوردها حاکی از آن است که در نتیجه بحران‌های اقتصادی و جنگ، حدود سه میلیون نفر از شاغلان کشور در معرض بیکاری قرار گرفته یا کار خود را از دست داده‌اند.

این روند به‌ویژه در میان کارگران قراردادی، روزمزد و شاغلان بخش‌های غیررسمی شدیدتر بوده است؛ گروه‌هایی که معمولاً از هرگونه حمایت بیمه‌ای و امنیت شغلی نیز محروم‌اند.

یک میلیون بیکار در یک ماه؛ فروپاشی بازار کار

بر اساس آمارهای رسمی و گزارش‌های منتشرشده، تنها در یک ماه از تشدید بحران و درگیری‌ها، حدود یک میلیون نفر به‌طور مستقیم شغل خود را از دست داده‌اند. این رقم به‌تنهایی نشان‌دهنده ابعاد بی‌سابقه بحرانی است که بازار کار ایران را دربر گرفته است.

افزون بر این، اختلال در زنجیره تأمین، فلج شدن بنادر، محدودیت‌های حمل‌ونقل، قطعی‌های گسترده برق و اختلالات اینترنتی موجب شده است حدود دو میلیون نفر دیگر نیز به‌طور غیرمستقیم از چرخه اشتغال خارج شوند یا در آستانه بیکاری قرار گیرند.

به این ترتیب، در روز‌ جهانی کارگر میلیون‌ها خانواده کارگری در مدت‌زمانی کوتاه با سقوط ناگهانی درآمد و ورود به چرخه فقر مواجه شده‌اند.

روز جهانی کارگر، بیکاری در بخش نوظهور اشتغال اینترنتی

اقتصاد دیجیتال که طی سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین حوزه‌های اشتغال، به‌ویژه برای نسل جوان و نیروی کار تحصیل‌کرده تبدیل شده بود، اکنون در نتیجه قطعی‌های مکرر و گسترده اینترنت به‌شدت آسیب دیده است.

این بخش که سهمی ۵ تا ۶ درصدی از تولید ناخالص داخلی کشور را به خود اختصاص داده بود، اکنون با افت جدی فعالیت مواجه شده و هزاران نفر از شاغلان مستقیم و غیرمستقیم خود را در معرض بیکاری قرار داده است.

بسیاری از این نیروها نیز فاقد قرارداد رسمی، بیمه یا هرگونه پوشش حمایتی هستند؛ موضوعی که آنان را در برابر بحران کنونی کاملاً بی‌دفاع کرده است.

صنعت زمین‌گیر؛ توقف تولید و تعطیلی کارخانه‌ها

بخش صنعت، که حدود ۳۳ درصد اشتغال کشور را در بر می‌گیرد، یکی از اصلی‌ترین قربانیان بحران اخیر است. تخریب زیرساخت‌های صنعتی، اختلال در تأمین انرژی، کمبود مواد اولیه و توقف زنجیره تولید موجب شده بسیاری از واحدهای صنعتی فعالیت خود را متوقف یا محدود کنند.

کارگرانی که پیش‌تر نیز با دستمزدهای پایین، قراردادهای موقت و نبود امنیت شغلی دست‌وپنجه نرم می‌کردند، اکنون با تعطیلی کامل محل کار خود مواجه‌اند.

برای بخش بزرگی از این کارگران، از دست رفتن شغل نه یک وقفه موقت، بلکه ورود به دوره‌ای نامعلوم از بیکاری و بی‌ثباتی است

تورم افسارگسیخته و سقوط معیشت کارگران

هم‌زمان با بحران بیکاری، تورم نیز فشار مضاعفی بر طبقه کارگر وارد کرده است. نرخ تورم که بنا بر برآوردها به حدود ۷۰ درصد رسیده، قدرت خرید خانوارهای کارگری را به‌شدت کاهش داده است.

در چنین شرایطی حتی کارگرانی که هنوز شغل خود را حفظ کرده‌اند، با بحران شدید معیشتی روبه‌رو هستند. دستمزدها فاصله‌ای فاحش با هزینه‌های واقعی زندگی پیدا کرده و بخش بزرگی از درآمد کارگران صرف تأمین ابتدایی‌ترین نیازهای خوراک، مسکن و درمان می‌شود.

روز جهانی کارگر و سفره‌ای که هر سال کوچک‌تر شده است

در ۴۷ سال گذشته، قدرت خرید کارگران ایرانی به‌طور مداوم کاهش یافته و فاصله میان دستمزد و هزینه‌های واقعی زندگی هر سال بیشتر شده است. اما در سال جاری، شدت گرانی و تورم ابعادی کم‌سابقه یافته و بنا بر آمارهای رسمی، نرخ تورم به بالاترین سطح خود در دهه‌های اخیر رسیده است.

بر اساس گزارش رسانه‌های داخلی، قیمت کالاهای اساسی به سطوحی رسیده که برای بخش بزرگی از جامعه عملاً دست‌نیافتنی شده است؛ از جمله گوشت، برنج و مرغ که اکنون برای بسیاری از خانوارهای کارگری به کالاهایی لوکس بدل شده‌اند. این جهش قیمتی در حالی رخ داده که دستمزدها نه‌تنها متناسب با تورم افزایش نیافته، بلکه حتی تعیین رسمی حداقل دستمزد نیز با تأخیر و ابهام همراه بوده است.

ایران؛ یکی از مرگبارترین محیط‌های کاری برای کارگران

در کنار فقر و بیکاری، ناایمنی محیط‌های کار همچنان جان هزاران کارگر را می‌گیرد. بنا بر اعتراف معاون وزیر بهداشت، سالانه حدود ۱۰ هزار کارگر در ایران بر اثر حوادث ناشی از کار جان خود را از دست می‌دهند؛ آماری تکان‌دهنده که ایران را در زمره خطرناک‌ترین کشورها برای نیروی کار قرار می‌دهد.

این رقم چندین برابر آمار کشورهای صنعتی توسعه‌یافته است و نشان می‌دهد فقدان نظارت، بی‌توجهی به استانداردهای ایمنی و ترجیح سود بر جان انسان‌ها، محیط کار را برای کارگران ایرانی به فضایی پرمخاطره بدل کرده است.

خدمات و مشاغل آزاد؛ قربانیان خاموش بحران

بخش خدمات و مشاغل آزاد نیز از تبعات بحران اقتصادی و جنگ در امان نمانده است. کاهش شدید قدرت خرید مردم و افت تقاضا برای خدمات موجب تعطیلی گسترده کسب‌وکارهای کوچک و مشاغل خرد شده است.

کارگران شاغل در این حوزه‌ها که اغلب فاقد هرگونه قرارداد رسمی یا پوشش بیمه‌ای هستند، در برابر این بحران تقریباً هیچ پشتوانه‌ای ندارند و بسیاری ناچار به پذیرش مشاغل غیررسمی، موقت و کم‌درآمد شده‌اند.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

صدور حکم اعدام مریم هداوند؛ سومین زن محکوم به مرگ در پرونده اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴

اعدام امیرعلی میرجعفری از بازداشت شدگان اعتراضات سراسری دیماه

اعدام عرفان کیانی در اصفهان؛ ابهام در روند دادگاه و ادامه موج احکام مرگ علیه بازداشت‌شدگان اعتراضات

اعدام عامر رامش در زندان زاهدان؛ پایان پرونده‌ای پرابهام با ادعاهای شکنجه و اعتراف اجباری

انتقال مخفیانه ده‌ها زندانی به زندان قزلحصار؛ نگرانی‌ها درباره تحرکات مشکوک در واحد امنیتی ۳ افزایش یافت

صدور حکم اعدام برای سعید زارعی کردشولی، حمیدرضا فتحی، عبدالرضا فتحی و حمیدرضا ثابت رای، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه در شیراز

ابراهیم دولت‌آبادی در خطر اجرای حکم اعدام؛ صدور حکم مرگ برای بازداشت‌شده اعتراضات ۱۴۰۴ در مشهد

اعدام ساسان آزادوار در زندان اصفهان؛ ورزشکار ۲۱ ساله بر پایه اعترافات اجباری

روز جهانی کارگر و ضرورت همبستگی سازمان‌یافته

در چنین شرایطی، روز جهانی کارگر بار دیگر اهمیت تاریخی خود را به‌عنوان نماد همبستگی و مبارزه جمعی نشان می‌دهد. تجربه تاریخی جنبش‌های کارگری در سراسر جهان ثابت کرده است که هیچ‌یک از حقوق کارگران بدون سازمان‌یابی، همبستگی و مبارزه مستمر به دست نیامده است.

برای کارگران ایران نیز عبور از این بحران نیازمند تشکل‌یابی مستقل، همبستگی سراسری و استفاده از ابزارهای مؤثر اعتراض جمعی است.

روز جهانی کارگر، ابزارهای ضروری مقاومت کارگری

در شرایطی که فشارهای اقتصادی و اجتماعی به بالاترین سطح خود رسیده، ابزارهایی چون اعتصاب، اعتراض، بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته‌اند.

بسیاری از تحلیل‌گران معتقدند بدون حضور سازمان‌یافته طبقه کارگر در صحنه مطالبات اجتماعی، امکان تغییر پایدار در وضعیت اقتصادی و معیشتی کارگران فراهم نخواهد شد.

اعتصاب گسترده کامیون‌داران در خردادماه و اعتراضات کارگران نفت و گاز در عسلویه در پاییز گذشته، تنها نمونه‌هایی از تداوم این مقاومت سازمان‌یافته در برابر بی‌عدالتی ساختاری است.

این اعتراضات بیانگر آن است که طبقه کارگر ایران، با وجود سرکوب مداوم، همچنان یکی از اصلی‌ترین نیروهای اجتماعی در برابر ساختار تبعیض و نابرابری به شمار می‌رود. تجربه دهه‌های گذشته نیز نشان داده است که در ساختارهای استبدادی—چه در قالب سلطنت و چه در شکل حاکمیت دینی—حاصل کار برای کارگران چیزی جز سرکوب، محرومیت، شکاف طبقاتی و انباشت ثروت در دست اقلیتی وابسته به قدرت نبوده است.

از همین رو، بسیاری از ناظران و فعالان اجتماعی معتقدند تحقق حقوق بنیادین کارگران، از جمله دستمزد عادلانه، امنیت شغلی، حق تشکل‌یابی و کرامت انسانی، در گرو پایان دادن به ساختار استبدادی موجود و استقرار نظمی مبتنی بر حاکمیت مردم و عدالت اجتماعی است.

روز جهانی کارگر؛ روز مطالبه و مقاومت

روز جهانی کارگر امسال برای طبقه کارگر ایران تنها یک مناسبت نمادین نیست؛ بلکه بازتاب واقعیتی تلخ از زندگی میلیون‌ها انسانی است که در میانه جنگ، بیکاری، تورم و ناامنی، برای بقا مبارزه می‌کنند.

اگر اول ماه مه در سراسر جهان روز فریاد مطالبات کارگران است، در ایران امروز این فریاد بیش از همیشه با مطالبه حق حیات، حق کار، حق امنیت و حق کرامت انسانی گره خورده است.

در چنین شرایطی، روز جهانی کارگر برای کارگران ایران تنها یک مناسبت نمادین نیست، بلکه یادآور مبارزه‌ای روزمره برای بقا، کرامت انسانی و دستیابی به ابتدایی‌ترین حقوق اقتصادی و اجتماعی است. امروز طبقه کارگر ایران بیش از هر زمان دیگری با واقعیتی مواجه است که در آن کار، دیگر ضامن امنیت و رفاه نیست؛ بلکه خود به عرصه‌ای از فرسایش، ناامنی و محرومیت بدل شده است.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

نوشته‌های پر بیننده

بازدید وبلاگ