--> کانون حقوق بشر ایران

کانون حقوق بشر ایران، بازتاب خبرها و صدای کلیه زندانیان با هر عقیده و مرام و مسلک از ترک و لر و بلوچ و عرب و کرد و فارس

اعدام محمد افروخته در زندان زاهدان


موج جدید اعدام ها در ایران به منظور مقابله با اعتراضات سراسری و مطالبات فزاینده مردم برای آزادی و عدالت است. حکومت با تشدید سرکوب تلاش دارد از گسترش اعتراضات جلوگیری کند

کانون حقوق بشر ایران، دوشنبه ۲۶ مردادماه ۱۴۰۵- بامداد یک‌شنبه ۲۵مردادماه ۱۴۰۵، محمد(چراگ) افروخته در زندان زاهدان اعدام شد. وی فرزند حبیب‌الرحمن،‌۳۰ ساله، متاهل و پدر یک فرزند، اهل روستای بالدان بود که در سال ۴۰۲ به اتهام قتل یک مامور امنیتی بازداشت و به اعدام محکوم شده بود.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

لیست و مشخصات کامل زندانیان سیاسی اعدام شده از سال ۱۴۰۰ تا ‌کنون

فهرست جامع زندانیان محکوم به اعدام – زندانیان سیاسی و بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴

آرشیو قضات مرگ ـ قضات صادر کننده احکام اعدام در ایران

آخرین خبرهای بازداشت شدگان اعتراضات

جهان بداند در ایران چه گذشت! فیلم‌های تکان‌دهنده + فیلم‌های افزوده جدید از کشتار اعتراضات سراسری ۱۴۰۴

مستند حقوقی؛ بررسی کارنامه محمدمهدی شهمیرزادی؛ قاضی و رئیس شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران

زندان دستگرد اصفهان؛ گزارشی جامع از تراکم دوبرابری، کف‌خوابی، فشارهای امنیتی و شرایط نامناسب زندانیان

اعدام شهرام صادقی؛ ابهام درباره بازجویی و دادرسی و پرسش‌های جدی درباره چگونگی اخذ اعترافات

اعـدام؛ مجازاتی در تعارض با حق بنیادین حیات

حق حیات؛ بنیادی‌ترین حق انسانی

اعـدام به عنوان شدیدترین مجازات کیفری، همواره یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات در حوزه حقوق بشر بوده است. مهم‌ترین ایراد وارد بر این مجازات، تعارض آن با حق حیات به عنوان بنیادی‌ترین و غیرقابل جایگزین‌ترین حق انسانی است. ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر تصریح می‌کند که «هر انسانی حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد.» این اصل، حق حیات را به عنوان حقی ذاتی و غیرقابل سلب برای تمامی انسان‌ها به رسمیت می‌شناسد.

در چنین چارچوبی، اجرای حکم اعدام به معنای سلب کامل و برگشت‌ناپذیر این حق بنیادین است. برخلاف سایر مجازات‌ها، در صورت وقوع اشتباه قضایی، هیچ راهی برای جبران پیامدهای اجرای حکم اعدام وجود ندارد. تاریخ نظام‌های قضایی جهان نیز نمونه‌های متعددی از محکومیت‌های نادرست و آشکار شدن بی‌گناهی افراد پس از اجرای حکم را ثبت کرده است؛ موضوعی که نگرانی‌های جدی درباره استمرار این مجازات ایجاد کرده است.

اعـدام و تعهدات بین‌المللی حقوق بشر

علاوه بر حق حیات، بسیاری از نهادهای بین‌المللی معتقدند که اعـدام می‌تواند با ممنوعیت رفتارهای غیرانسانی و تحقیرآمیز نیز در تعارض باشد. آثار روانی ناشی از انتظار طولانی برای اجرای حکم، شرایط نگهداری محکومان به اعـدام و برخی شیوه‌های اجرای این مجازات، بارها از سوی گزارشگران و سازمان‌های حقوق بشری مورد انتقاد قرار گرفته است.

از سوی دیگر، ماده ۶ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی که ایران نیز به آن پیوسته است، تأکید می‌کند که حتی در کشورهایی که مجازات اعـدام را لغو نکرده‌اند، این مجازات تنها باید در محدودترین شرایط ممکن و پس از رعایت کامل تضمین‌های دادرسی عادلانه اعمال شود. دسترسی آزاد به وکیل، حق دفاع مؤثر، استقلال دادگاه و امکان رسیدگی تجدیدنظر از جمله این تضمین‌ها هستند.

در بسیاری از پرونده‌های منتهی به اعـدام، به‌ویژه پرونده‌های سیاسی و امنیتی، نهادهای حقوق بشری نسبت به نبود شفافیت، محدودیت حقوق دفاعی متهمان و فقدان نظارت مستقل بر روند دادرسی ابراز نگرانی کرده‌اند. به همین دلیل، مجازات اعـدام همچنان یکی از مهم‌ترین چالش‌های حقوق بشری در جهان محسوب می‌شود و تلاش‌های بین‌المللی برای محدود کردن یا لغو کامل آن ادامه دارد.

نقض حقوق بشر؛ اعـدام و سلب حق بنیادین حیات

صدور و اجرای حکم اعـدام از منظر حقوق بشری یکی از جدی‌ترین اشکال نقض حق حیات محسوب می‌شود. نهادهای بین‌المللی حقوق بشر طی دهه‌های گذشته بارها تأکید کرده‌اند که مجازات اعـدام، به دلیل ماهیت برگشت‌ناپذیر خود، خطر جبران‌ناپذیر نقض حقوق انسانی را به همراه دارد. در پرونده‌هایی که با ابهام‌های قضایی، محدودیت دسترسی به وکیل، اعترافات اجباری، عدم شفافیت روند دادرسی یا فشارهای امنیتی همراه هستند، نگرانی‌ها درباره نقض استانداردهای دادرسی عادلانه دوچندان می‌شود. از این رو، بسیاری از سازمان‌های حقوق بشری خواستار توقف اجرای احکام اعـدام و حرکت به سوی لغو کامل این مجازات شده‌اند.

مواد نقض‌شده

ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر: حق حیات، آزادی و امنیت شخصی. اجرای حکم اعـدام به معنای سلب کامل و غیرقابل بازگشت حق حیات است.

ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر: منع شکنجه و رفتار یا مجازات ظالمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز. شرایط نگهداری محکومان به اعـدام و آثار روانی انتظار اجرای حکم می‌تواند با این اصل در تعارض باشد.

ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر: حق برخورداری از دادرسی عادلانه و علنی. در پرونده‌های منتهی به اعـدام رعایت کامل تضمین‌های دادرسی ضروری است.

ماده ۶ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی: حق ذاتی هر انسان به حیات. این ماده تأکید می‌کند که مجازات اعـدام تنها در محدودترین شرایط و با رعایت کامل استانداردهای دادرسی قابل اعمال است.

ماده ۱۴ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی: حق برخورداری از محاکمه منصفانه، دسترسی به وکیل و امکان دفاع مؤثر. هرگونه محدودیت در این حقوق، مشروعیت احکام منتهی به اعـدام را با تردید مواجه می‌کند.

قطعنامه‌های مجمع عمومی سازمان ملل درباره توقف اعـدام: جامعه جهانی بارها از دولت‌ها خواسته است با تعلیق اجرای احکام اعـدام، زمینه لغو کامل این مجازات را فراهم کنند.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

مصوبه مجلس برای مقابله با «نفوذ»؛ جرم‌انگاری ارتباط با رسانه‌ها و محدودیت گسترده آزادی‌های شهروندی


طرح موسوم به «مقابله با نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی و دولت‌ها یا نهادهای بیگانه» دامنه‌ای از فعالیت‌های رسانه‌ای، مدنی، علمی و فرهنگی را مشمول محدودیت و مجازات می‌کند؛ مفادی که در صورت تصویب نهایی، می‌تواند با شماری از اصول قانون اساسی و استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر در زمینه آزادی بیان، گردش اطلاعات، آزادی تشکل و دادرسی عادلانه در تعارض قرار گیرد

کانون حقوق بشر ایران، ‌دوشنبه ۲۶ مردادماه ۱۴۰۵ – مجلس دیکتاتوری حاکم، کلیات طرح موسوم به «مقابله با نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی و دولت‌ها یا نهادهای بیگانه در کشور» را با ۱۸۳ رأی موافق، ۴ رأی مخالف و ۵ رأی ممتنع تصویب کرده است.  این مصوبه مجلس بسیاری از جمله اصول پایه‌ای حقوق بشر از جمله آزادی‌های مدنی و… را هدف قرار داده است.

بر اساس متن ۱۹ ماده‌ای منتشرشده، این طرح تنها جاسوسی یا انتقال اطلاعات طبقه‌بندی‌شده به سرویس‌های اطلاعاتی خارجی را هدف قرار نمی‌دهد، بلکه دامنه‌ای از فعالیت‌های رسانه‌ای، مدنی، علمی، دانشگاهی، فرهنگی و ارتباط شهروندان با نهادهای خارجی را نیز شامل می‌شود.

مصاحبه با برخی رسانه‌های خارجی، ارسال فیلم و عکس به رسانه‌های خارج از کشور، دریافت برخی حمایت‌های خارجی توسط سازمان‌های مردم‌نهاد، ارتباط با سفارتخانه‌ها و نهادهای خارجی، همکاری علمی با برخی دانشگاه‌ها و مؤسسات خارج از کشور و حتی تولید بعضی آثار فرهنگی و هنری در مواد مختلف این طرح مشمول محدودیت یا مجازات شده‌اند.

با این حال، باید تأکید کرد که تصویب کلیات این طرح به معنای تبدیل تمام مواد ۱۹گانه آن به قانون لازم‌الاجرا نیست. متن مورد بررسی باید مراحل قانون‌گذاری را طی کند و ممکن است در جریان بررسی مواد یا مراحل بعدی دستخوش تغییر شود.

آنچه در این گزارش می‌خوانید

در این گزارش، مفاد اصلی مصوبه مجلس موسوم به «مقابله با نفوذ» و پیامدهای احتمالی آن برای حقوق و آزادی‌های شهروندان بررسی شده است.

جرم‌انگاری ارتباط با برخی رسانه‌های خارجی، محدودیت ارسال فیلم و عکس، الزام به اخذ مجوز برای برخی ارتباطات با سفارتخانه‌ها، محدودیت سازمان‌های مردم‌نهاد، دخالت نهادهای امنیتی در همکاری‌های علمی، محدودیت تولید آثار فرهنگی و هنری و سپردن رسیدگی به جرایم این طرح به دادگاه انقلاب از محورهای اصلی گزارش است. در ادامه، این مفاد با اصول قانون اساسی دیکتاتوری حاکم و استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر در زمینه آزادی بیان، آزادی تشکل، گردش اطلاعات و دادرسی عادلانه مقایسه شده‌اند.

باکس اطلاعاتی | مصوبه مجلس در یک نگاه

محور                                         آنچه در متن طرح آمده است

عنوان                                 مقابله با نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی و دولت‌ها یا نهادهای بیگانه

تعداد مواد                                 ۱۹ ماده

وضعیت                                 کلیات تصویب شده؛ هنوز قانون نهایی و لازم‌الاجرا نیست

رأی مجلس به کلیات                 ۱۸۳ موافق، ۴ مخالف، ۵ ممتنع

برخی رسانه‌های خارجی         مصاحبه و ارتباط با رسانه‌های مشمول ماده ۶ می‌تواند مجازات حبس داشته باشد

سایر رسانه‌های خارجی                 مصاحبه مشروط به اطلاع‌رسانی در سامانه تعیین‌شده شده است

ارسال فیلم، عکس و صوت         ارسال داده به رسانه‌های غیرایرانی در ماده ۷ جرم‌انگاری شده است

ارتباط با سفارتخانه‌ها                 برخی ارتباطات نیازمند اطلاع‌رسانی و اخذ مجوز کتبی می‌شود

سمن‌ها و انجمن‌ها دریافت                برخی کمک‌های خارجی بدون مجوز می‌تواند مجازات و حتی انحلال در پی داشته باشد

دانشگاه و پژوهش                          بخشی از همکاری‌های خارجی به فهرست مورد تأیید وزارت اطلاعات وابسته می‌شود

فرهنگ و هنر                          برخی تولیدات فرهنگی و هنری با عبارات گسترده‌ای مشمول محدودیت می‌شوند

ضابطان                                  وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه

مرجع رسیدگی                          دادگاه انقلاب

مجازات‌ها                                  حبس، جزای نقدی، محرومیت اجتماعی، انفصال، انحلال و در مواردی مصادره اموال

حقوق مورد مناقشه                  آزادی بیان، گردش اطلاعات، آزادی تشکل، آزادی علمی و دادرسی عادلانه

دامنه مصوبه مجلس فراتر از جاسوسی

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های متن ۱۹ ماده‌ای، گستردگی رفتارهایی است که می‌توانند مشمول عناوین کیفری شوند.

در قوانین معمول مرتبط با جاسوسی، محور اصلی بر انتقال اطلاعات محرمانه یا طبقه‌بندی‌شده، همکاری آگاهانه با سرویس اطلاعاتی خارجی یا مشارکت در عملیاتی است که امنیت کشور را به‌طور مشخص تهدید می‌کند.

اما در مصوبه مجلس مورد بحث، حوزه جرم‌انگاری در برخی مواد به رفتارهایی گسترش یافته که لزوماً شامل انتقال اطلاعات محرمانه نیستند.

این مسئله به‌ویژه در مواد مربوط به رسانه‌ها، سازمان‌های مدنی، دانشگاه‌ها و فعالیت‌های فرهنگی قابل مشاهده است.

ماده ۶؛ مصاحبه با رسانه خارجی و احتمال حبس

یکی از مهم‌ترین مواد طرح در زمینه آزادی رسانه‌ای، ماده ۶ است.

بر اساس متن این ماده، مصاحبه، شرکت در گفت‌وگو یا «هرگونه ارتباط» با گروه مشخصی از رسانه‌ها که در طرح از آنها به عنوان رسانه‌های «معاند» یاد شده، ممنوع اعلام شده و برای آن مجازات حبس درجه شش پیش‌بینی شده است.

در بخش دیگری از همین ماده، ارتباط و مصاحبه با سایر رسانه‌های خارجی مطلقاً ممنوع نشده، اما فرد موظف شده است موضوع را در سامانه‌ای که وزارت اطلاعات ایجاد خواهد کرد اطلاع دهد.

عدم انجام این اطلاع‌رسانی نیز می‌تواند مجازات داشته باشد.

بنابراین باید میان این دو بخش تفکیک کرد: بخشی از رسانه‌ها موضوع ممنوعیت قرار گرفته‌اند و ارتباط با سایر رسانه‌های خارجی به سازوکار اطلاع‌رسانی امنیتی وابسته شده است.

این ماده می‌تواند روزنامه‌نگاران، فعالان مدنی، خانواده زندانیان، کارشناسان، دانشگاهیان و دیگر شهروندانی را که با رسانه‌های خارج از کشور گفت‌وگو می‌کنند تحت تأثیر قرار دهد

ماده ۷؛ ارسال فیلم و عکس به رسانه‌های خارج از کشور

ماده ۷ یکی از گسترده‌ترین بخش‌های طرح در زمینه گردش اطلاعات است.

در این ماده، ارسال پیام شامل فیلم، عکس، صوت و هرگونه داده به رسانه‌های غیرایرانی یا اشخاصی که خارج از کشور فعالیت رسانه‌ای دارند، مشمول جرم‌انگاری شده است.

اهمیت این ماده در آن است که در متن آن صرفاً از اطلاعات محرمانه یا طبقه‌بندی‌شده سخن گفته نشده است.

در نتیجه، دامنه ظاهری آن می‌تواند اطلاعاتی را نیز در بر بگیرد که شهروندان از وقایع عمومی تهیه می‌کنند.

تصاویر اعتراضات، وضعیت زندان‌ها، برخورد نیروهای حکومتی، حوادث اجتماعی یا گزارش‌های شهروندی نمونه‌هایی هستند که در صورت تفسیر گسترده این ماده ممکن است در معرض چنین محدودیتی قرار گیرند.

در شرایط خاص تعیین‌شده در طرح، از جمله مواردی که مقام قضایی قصد مقابله با امنیت کشور را احراز کند یا رفتار در شرایطی صورت گیرد که «زمان بحرانی»، «اغتشاش» یا «آشوب» خوانده شود، مجازات می‌تواند تشدید شود.

همین اصطلاحات نیز به دلیل گستردگی معنایی، یکی از محورهای اصلی ابهام حقوقی طرح محسوب می‌شوند.

ارتباط با سفارتخانه‌ها زیر نظارت قرار می‌گیرد

ماده ۸ ارتباط اشخاص حقیقی و حقوقی با سفارتخانه‌ها، دفاتر سازمان‌ها یا برخی نهادهای خارجی در داخل یا خارج کشور را نیز موضوع مقررات کیفری قرار داده است.

در بسیاری از این موارد، ارتباط باید با اطلاع‌رسانی و دریافت مجوز کتبی وزارت امور خارجه یا نمایندگی‌های حکومت انجام شود.

این مقرره می‌تواند دامنه وسیعی از فعالیت‌ها را در بر بگیرد؛ از ارتباطات حرفه‌ای روزنامه‌نگاران و دانشگاهیان گرفته تا فعالیت سازمان‌های مدنی و حقوق بشری.

در چنین ساختاری، بخشی از ارتباطات شهروندان با نهادهای خارجی که در شرایط عادی می‌تواند فعالیتی قانونی باشد، به دریافت مجوز قبلی حکومت وابسته می‌شود.

محدودیت سازمان‌های مردم‌نهاد و امکان انحلال

ماده ۴ مصوبه مجلس به فعالیت سازمان‌های مردم‌نهاد، انجمن‌ها، احزاب و سایر اشخاص حقوقی می‌پردازد.

بر اساس متن طرح، دریافت وجه، مال یا برخی امتیازات از مجموعه‌ای از نهادهای خارجی بدون اخذ مجوز از کارگروه تعیین‌شده ممنوع خواهد بود.

در ترکیب این کارگروه علاوه بر نهادهای دولتی، وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه نیز حضور دارند.

در صورت تخلف، علاوه بر مجازات مسئولان، امکان انحلال شخصیت حقوقی نیز پیش‌بینی شده است.

این ماده می‌تواند تأثیر مستقیمی بر سازمان‌های مدنی داشته باشد؛ به‌ویژه نهادهایی که برای پروژه‌های پژوهشی، اجتماعی، آموزشی یا حقوق بشری با سازمان‌های بین‌المللی همکاری می‌کنند.

وزارت اطلاعات و همکاری‌های دانشگاهی

ماده ۵ حوزه دانشگاه و پژوهش را نیز وارد این ساختار می‌کند.

بر اساس این ماده، وزارت اطلاعات باید فهرستی از دولت‌ها، دانشگاه‌ها، مؤسسات و سازمان‌های خارجی مجاز را برای برخی همکاری‌های علمی و دانشگاهی منتشر کند.

دریافت بورسیه، کمک‌هزینه تحصیلی، انعقاد قرارداد و تفاهم‌نامه و برخی همکاری‌های پژوهشی می‌تواند تحت تأثیر این فهرست قرار گیرد.

در نتیجه، بخشی از همکاری‌های دانشگاهی بین‌المللی از تصمیم مستقل دانشگاه و پژوهشگر خارج شده و به تأیید یک نهاد امنیتی وابسته می‌شود.

از منظر حقوق دانشگاهی و آزادی علمی، این بخش از طرح یکی از مهم‌ترین موارد قابل بررسی است.

ورود جرم‌انگاری به حوزه فرهنگ و هنر

ماده ۱۴ دامنه طرح را به تولیدات فرهنگی و هنری نیز گسترش می‌دهد.

تولید یا کارگردانی فیلم، سریال، مستند، تئاتر، موسیقی و کتاب در شرایط ذکرشده در این ماده می‌تواند مشمول محدودیت یا مجازات قرار گیرد.

یکی از عبارات قابل توجه در این ماده، تولید آثاری است که «چهره سیاه از ایران» نشان دهند.

مشکل حقوقی اصلی این عبارت، نبود معیار عینی و روشن برای تشخیص «چهره سیاه» است.

برای مثال مشخص نیست مستندی درباره فقر، وضعیت زندان‌ها، اعدام، اعتراضات، کودکان کار یا تبعیض اجتماعی در چه شرایطی می‌تواند مشمول این تعریف شود.

در حقوق کیفری، هرچه تعریف یک رفتار مجرمانه مبهم‌تر باشد، امکان تفسیر گسترده آن علیه افراد افزایش می‌یابد.

«مخدوش کردن اعتماد مردم»؛ مفهومی بدون مرز روشن

در بخش‌هایی از طرح از عباراتی مانند «مخدوش کردن اعتماد مردم به نظام» نیز استفاده شده است.

اعتماد عمومی یک مفهوم سیاسی و اجتماعی است و اندازه‌گیری رابطه مستقیم میان سخن یک شهروند، گزارش یک روزنامه‌نگار یا تحلیل یک پژوهشگر با کاهش اعتماد عمومی دشوار است.

اگر چنین مفاهیمی بدون تعریف دقیق وارد قوانین کیفری شوند، ممکن است امکان تفسیر آنها علیه منتقدان، روزنامه‌نگاران و فعالان مدنی افزایش یابد.

این موضوع با اصل بنیادین قابل پیش‌بینی بودن قانون کیفری ارتباط مستقیم دارد؛ شهروند باید بتواند پیش از انجام یک رفتار بداند آیا آن رفتار جرم محسوب می‌شود یا خیر.

وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه به عنوان ضابط

بر اساس متن طرح، وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه در رسیدگی به جرایم مورد اشاره نقش ضابط خواهند داشت.

در مواد مختلف نیز مستندات ارائه‌شده از سوی نهادهای امنیتی می‌تواند در آغاز یا ادامه فرآیند قضایی نقش داشته باشد.

این مسئله به‌خودی‌خود اثبات‌کننده نقض دادرسی عادلانه نیست، اما همراه شدن نقش گسترده نهادهای امنیتی با عناوین کیفری مبهم، نگرانی درباره چگونگی تشکیل و رسیدگی به پرونده‌ها را افزایش می‌دهد.

دادگاه انقلاب؛ مرجع رسیدگی به جرایم طرح

بر اساس ماده ۱۹، رسیدگی به جرایم موضوع این طرح در صلاحیت دادگاه انقلاب قرار می‌گیرد.

دادگاه همچنین می‌تواند در موارد مقرر علاوه بر مجازات اصلی، احکامی مانند مصادره اموال و عواید و محرومیت از برخی مشاغل و فعالیت‌ها صادر کند.

این موضوع به‌ویژه درباره پرونده‌هایی که منشأ آنها فعالیت رسانه‌ای یا سیاسی است اهمیت پیدا می‌کند؛ زیرا اصل ۱۶۸ قانون اساسی برای جرایم سیاسی و مطبوعاتی تضمین‌های ویژه‌ای از جمله رسیدگی علنی و حضور هیأت منصفه پیش‌بینی کرده است.

بنابراین اگر رفتار موضوع تعقیب در یک پرونده مشخص واجد ماهیت سیاسی یا مطبوعاتی باشد، سپردن آن به سازوکار عمومی دادگاه انقلاب می‌تواند پرسش‌هایی درباره رعایت تضمین‌های اصل ۱۶۸ ایجاد کند.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

لیست و مشخصات کامل زندانیان سیاسی اعدام شده از سال ۱۴۰۰ تا ‌کنون

فهرست جامع زندانیان محکوم به اعدام – زندانیان سیاسی و بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴

آرشیو قضات مرگ ـ قضات صادر کننده احکام اعدام در ایران

آخرین خبرهای بازداشت شدگان اعتراضات

جهان بداند در ایران چه گذشت! فیلم‌های تکان‌دهنده + فیلم‌های افزوده جدید از کشتار اعتراضات سراسری ۱۴۰۴

مستند حقوقی؛ بررسی کارنامه محمدمهدی شهمیرزادی؛ قاضی و رئیس شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران

زندان دستگرد اصفهان؛ گزارشی جامع از تراکم دوبرابری، کف‌خوابی، فشارهای امنیتی و شرایط نامناسب زندانیان

اعدام شهرام صادقی؛ ابهام درباره بازجویی و دادرسی و پرسش‌های جدی درباره چگونگی اخذ اعترافات

بررسی حقوقی مصوبه مجلس بر اساس قوانین داخلی

قوانین دیکتاتوری حاکم بر ایران در سال‌های گذشته بارها به دلیل مغایرت با موازین دادرسی عادلانه، استفاده گسترده از عناوین امنیتی و محدود کردن آزادی بیان مورد انتقاد قرار گرفته‌اند. بررسی مصوبه مجلس بر اساس قوانین داخلی به معنای تأیید این قوانین نیست؛ هدف، نشان دادن مواردی است که حتی همین قانون اساسی نیز برای محدود کردن آزادی‌ها و اعمال مجازات، ضوابط و مرزهایی تعیین کرده است.

ابهامات حقوقی مصوبه مجلس

یکی از مهم‌ترین ابهامات، استفاده از اصطلاحاتی است که مرز حقوقی آنها به‌روشنی مشخص نشده است؛ از جمله «رسانه معاند»، «مخدوش کردن اعتماد مردم به نظام»، «چهره سیاه از ایران»، «فرهنگ ناسازگار»، «فرقه انحرافی»، «زمان بحرانی»، «اغتشاش» و «آشوب».

مشکل دیگر، جرم‌انگاری رفتارهایی است که لزوماً به معنای جاسوسی یا انتقال اطلاعات محرمانه نیستند. مصاحبه، ارسال فیلم و عکس، فعالیت مدنی، همکاری علمی و تولید اثر هنری در شرایط مختلف می‌توانند تحت شمول مواد طرح قرار گیرند.

در نتیجه، یکی از پرسش‌های حقوقی اساسی این است که آیا میان هدف اعلام‌شده طرح یعنی مقابله با نفوذ و جاسوسی و گستردگی محدودیت‌هایی که برای حقوق شهروندان ایجاد می‌شود، تناسب کافی وجود دارد یا خیر.

مواد قانونی مرتبط

اصل ۹ قانون اساسی؛ هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی، آزادی‌های مشروع را، هرچند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.

اصل ۲۴ قانون اساسی؛ آزادی مطبوعات و نشریات را در چارچوب مقرر در قانون اساسی به رسمیت می‌شناسد.

اصل ۲۶ قانون اساسی؛ فعالیت احزاب، جمعیت‌ها و انجمن‌ها را با شرایط مقرر به رسمیت شناخته است.

اصل ۳۶ قانون اساسی؛ حکم به مجازات و اجرای آن باید از طریق دادگاه صالح و به موجب قانون باشد.

اصل ۳۷ قانون اساسی؛ اصل برائت را به رسمیت می‌شناسد.

اصل ۱۶۸ قانون اساسی؛ رسیدگی به جرایم سیاسی و مطبوعاتی را علنی و با حضور هیأت منصفه مقرر کرده است.

موارد تعارض و نگرانی حقوقی

با توجه به مفاد منتشرشده، مهم‌ترین موارد قابل بررسی عبارت‌اند از:

جرم‌انگاری ارتباط با برخی رسانه‌ها بدون ضرورت اثبات انتقال اطلاعات محرمانه؛

مشمول مجازات کردن ارسال فیلم، عکس، صوت و داده به رسانه‌های خارج از کشور؛

وابسته کردن برخی ارتباطات با نهادهای خارجی به مجوز قبلی؛

امکان انحلال سازمان‌های مردم‌نهاد به دلیل برخی ارتباطات مالی خارجی؛

دخالت مستقیم نهادهای امنیتی در تعیین محدوده همکاری‌های علمی؛

استفاده از اصطلاحات گسترده و قابل تفسیر در تعریف رفتارهای مجرمانه؛

قرار دادن تمامی جرایم طرح در صلاحیت دادگاه انقلاب؛

امکان اعمال مجازات‌های تکمیلی گسترده مانند مصادره و محرومیت از فعالیت حرفه‌ای.

بر این اساس، نمی‌توان بدون طی فرآیند بررسی حقوقی رسمی گفت همه این مواد «قطعاً خلاف قانون اساسی» هستند؛ اما مواد متعدد طرح از منظر اصول ۹، ۲۴، ۲۶، ۳۶، ۳۷ و در برخی پرونده‌ها اصل ۱۶۸، محل ایراد و تعارض حقوقی جدی هستند.

بررسی مصوبه مجلس از منظر حقوق بشر و موارد نقض استانداردهای بین‌المللی

از منظر حقوق بشر، آزادی بیان، حق دریافت و انتقال اطلاعات، آزادی تشکل، آزادی فعالیت علمی و فرهنگی و برخورداری از دادرسی عادلانه از حقوق بنیادین انسان محسوب می‌شوند.

دولت‌ها می‌توانند در شرایط مشخص برای حفاظت از امنیت ملی محدودیت‌هایی اعمال کنند، اما در حقوق بین‌الملل صرف استفاده از عنوان «امنیت ملی» برای توجیه هر محدودیتی کافی نیست. محدودیت باید دارای مبنای قانونی روشن، برای دستیابی به یک هدف مشروع ضروری و با آن هدف متناسب باشد.

آزادی بیان و انتقال اطلاعات

ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر، حق آزادی عقیده و بیان و جست‌وجو، دریافت و انتشار اطلاعات را بدون ملاحظات مرزی به رسمیت می‌شناسد.

ماده ۱۹ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی نیز از حق جست‌وجو، دریافت و انتقال اطلاعات و افکار بدون توجه به مرزها حمایت می‌کند.

بنابراین، جرم‌انگاری گسترده ارتباط رسانه‌ای یا ارسال اطلاعات عمومی به رسانه‌های خارج از کشور باید با معیارهای ضرورت و تناسب سنجیده شود.

انتقال اسناد محرمانه به یک سرویس اطلاعاتی با ارسال تصویر یک اعتراض یا گزارش وضعیت یک زندانی یکسان نیست و قانون کیفری باید میان این رفتارها تفکیک روشن ایجاد کند.

آزادی تشکل و فعالیت جامعه مدنی

ماده ۲۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۲۲ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی از آزادی اجتماعات و تشکل‌ها حمایت می‌کنند.

محدود کردن فعالیت سازمان‌های مردم‌نهاد و امکان انحلال آنها، بدون اثبات ارتباط مشخص فعالیت مالی با جرم یا تهدید واقعی علیه امنیت، می‌تواند مسئله تناسب محدودیت با آزادی تشکل را مطرح کند.

آزادی علمی و فرهنگی

محدودیت همکاری دانشگاه‌ها، پژوهشگران و دانشجویان با مراکز علمی خارج از کشور و همچنین جرم‌انگاری برخی تولیدات فرهنگی و هنری می‌تواند آزادی علمی و مشارکت در زندگی فرهنگی را تحت تأثیر قرار دهد.

وابسته کردن فعالیت علمی به فهرست مورد تأیید یک نهاد امنیتی نیز دامنه نظارت امنیتی را از حوزه جرایم امنیتی به فضای دانشگاه و پژوهش گسترش می‌دهد.

دادرسی عادلانه

ماده ۱۴ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی بر حق برخورداری از دادرسی عادلانه تأکید دارد.

استفاده از مفاهیم مبهم کیفری، نقش گسترده نهادهای امنیتی در تشکیل پرونده و قرار دادن همه جرایم این طرح در صلاحیت دادگاه انقلاب، در صورت تصویب نهایی، ضرورت تضمین استقلال رسیدگی، حق دفاع و سایر تضمین‌های دادرسی عادلانه را برجسته‌تر می‌کند.

اسناد بین‌المللی مرتبط

ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر؛ آزادی عقیده، بیان و دریافت و انتقال اطلاعات.

ماده ۲۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر؛ آزادی اجتماعات و انجمن‌های مسالمت‌آمیز.

ماده ۱۴ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی؛ حق برخورداری از دادرسی عادلانه.

ماده ۱۹ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی؛ آزادی عقیده، بیان و انتقال اطلاعات بدون توجه به مرزها.

ماده ۲۲ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی؛ آزادی تشکل و انجمن.

تفسیر عمومی شماره ۳۴ کمیته حقوق بشر سازمان ملل؛ درباره حدود و الزامات محدود کردن آزادی عقیده و بیان.

موارد نقض و نگرانی حقوق بشری

در صورت تصویب نهایی متن فعلی و اجرای گسترده آن، مهم‌ترین نگرانی‌های حقوق بشری عبارت‌اند از:

محدود شدن آزادی بیان و ارتباط با رسانه‌ها؛

محدود شدن حق دریافت و انتقال اطلاعات در ورای مرزها؛

افزایش خطر تعقیب شهروندخبرنگاران و افرادی که موارد نقض حقوق بشر را مستند می‌کنند؛

محدود شدن فعالیت مستقل سازمان‌های مردم‌نهاد؛

افزایش نظارت امنیتی بر فعالیت دانشگاهیان و پژوهشگران؛

محدود شدن تولید آثار انتقادی فرهنگی و هنری؛

ایجاد اثر بازدارنده بر روزنامه‌نگاران، نویسندگان، هنرمندان و فعالان مدنی؛

افزایش امکان تفسیر گسترده عناوین امنیتی؛

افزایش خطر محرومیت‌های حرفه‌ای و اجتماعی؛

ایجاد نگرانی درباره رعایت کامل تضمین‌های دادرسی عادلانه.

مصوبه مجلس؛ از مقابله با جاسوسی تا محدودیت فعالیت‌های مدنی

مقابله با جاسوسی، انتقال اطلاعات طبقه‌بندی‌شده و همکاری عملیاتی با سرویس‌های اطلاعاتی خارجی می‌تواند هدف مشروع قانون‌گذاری باشد. با این حال، مسئله اصلی در مصوبه مجلس مورد بحث، گستردگی دامنه رفتارهایی است که تحت عنوان «نفوذ» وارد حوزه کیفری می‌شوند.

مصاحبه، ارسال عکس و فیلم، ارتباط با نهاد خارجی، فعالیت یک سازمان مردم‌نهاد، همکاری دانشگاهی و تولید آثار فرهنگی، در شرایط تعیین‌شده در طرح می‌توانند با محدودیت یا مجازات روبه‌رو شوند.

به همین دلیل، مسئله حقوقی این طرح تنها شدت مجازات‌ها نیست؛ بلکه گسترش قلمرو قوانین امنیتی به حوزه‌هایی از فعالیت عادی مدنی، رسانه‌ای، علمی و فرهنگی است.

همچنین وجود عباراتی با مرزهای نامشخص می‌تواند پیش‌بینی‌پذیری قانون را کاهش دهد و دامنه تفسیر نهادهای امنیتی و قضایی را افزایش دهد.

در عین حال، برای دقت خبری باید تأکید کرد که آنچه اکنون در مجلس تصویب شده کلیات طرح است و نه قانون نهایی لازم‌الاجرا. بنابراین مواد مورد بررسی ممکن است در جریان ادامه فرآیند قانون‌گذاری تغییر کنند.

با این وجود، متن فعلی نشان می‌دهد که در صورت تصویب نهایی بدون اصلاح اساسی، دامنه مقررات امنیتی می‌تواند از مقابله با جاسوسی و انتقال اسرار فراتر رفته و بخش‌هایی از رسانه، جامعه مدنی، دانشگاه، هنر و ارتباط شهروندان با جهان خارج را تحت تأثیر قرار دهد.

از همین منظر، مهم‌ترین پرسش درباره مصوبه مجلس این است که آیا برای مقابله با تهدیدهای واقعی امنیتی، رفتار مجرمانه به‌طور دقیق و محدود تعریف خواهد شد، یا مفاهیم گسترده‌ای مانند «نفوذ»، «رسانه معاند»، «چهره سیاه»، «مخدوش کردن اعتماد مردم» و «زمان بحرانی» می‌توانند زمینه جرم‌انگاری فعالیت‌هایی را فراهم کنند که در اصل در حوزه آزادی بیان، گردش اطلاعات، فعالیت مدنی، علمی و فرهنگی قرار دارند.

پاسخ به این پرسش تعیین خواهد کرد که این طرح در نهایت قانونی محدود برای مقابله با جاسوسی خواهد بود یا چارچوبی گسترده‌تر که می‌تواند آزادی‌های بنیادین شهروندان را تحت تأثیر قرار دهد.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

نقض حکم اعدام سه بازداشت‌شده اعتراضات دی ۱۴۰۴؛ خطر صدور دوباره حکم همچنان باقی است


دیوان عالی کشور حکم اعدام شهاب زهدی، ابوالفضل صالحی سیاوشانی و یاسر رجایی‌فر را نقض کرده است؛ با این حال ارجاع پرونده برای رسیدگی مجدد به معنای پایان خطر اعدام نیست و دادگاه رسیدگی‌کننده می‌تواند بار دیگر چنین حکمی صادر کند



کانون حقوق بشر ایران، دوشنبه ۲۶ مردادماه ۱۴۰۵ – حکم اعدام شهاب زهدی، ابوالفضل صالحی سیاوشانی و یاسر رجایی‌فر، سه تن از بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ که در زندان قزلحصار کرج محبوس هستند، از سوی شعبه ۹ دیوان عالی کشور نقض شده است. پرونده این سه زندانی برای رسیدگی مجدد به دادگاه انقلاب تهران ارجاع شده و به این ترتیب، پرونده آنان همچنان مفتوح است.

این سه زندانی پیش‌تر در پرونده‌ای مشترک در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی به حکم اعدام محکوم شده بودند. گزارش‌های موجود درباره روند رسیدگی، از محرومیت از وکیل انتخابی، انتشار اعترافاتی که گفته می‌شود تحت فشار و شکنجه اخذ شده‌اند و سرعت بسیار بالای رسیدگی و صدور حکم حکایت دارد.

نقض حکم اعدام به معنای رفع خطر اعدام نیست

نقض احکام از سوی دیوان عالی کشور تحول مهمی در وضعیت این سه زندانی محسوب می‌شود، اما نباید آن را معادل لغو قطعی مجازات اعدام یا پایان پرونده دانست.

با ارجاع پرونده برای رسیدگی مجدد، دادگاه صالح باید بار دیگر اتهامات، ادله و دفاعیات متهمان را بررسی کند. بسته به مبنای نقض رأی و مسیر قانونی رسیدگی، امکان آن وجود دارد که در رسیدگی مجدد بار دیگر حکم اعدام صادر شود. بنابراین شهاب زهدی، ابوالفضل صالحی سیاوشانی و یاسر رجایی‌فر همچنان با خطر مجازات مرگ روبه‌رو هستند.

اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می‌شود که چهار متهم دیگر همین پرونده، یعنی محمدامین بیگلری، شاهین واحدپرست کلور، امیرحسین حاتمی و علی فهیم، پیش‌تر اعدام شده‌اند. بر اساس اطلاعات موجود، احکام اعدام این چهار زندانی در فروردین‌ماه ۱۴۰۵ اجرا شد.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

لیست و مشخصات کامل زندانیان سیاسی اعدام شده از سال ۱۴۰۰ تا ‌کنون

فهرست جامع زندانیان محکوم به اعدام – زندانیان سیاسی و بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴

آرشیو قضات مرگ ـ قضات صادر کننده احکام اعدام در ایران

آخرین خبرهای بازداشت شدگان اعتراضات

جهان بداند در ایران چه گذشت! فیلم‌های تکان‌دهنده + فیلم‌های افزوده جدید از کشتار اعتراضات سراسری ۱۴۰۴

مستند حقوقی؛ بررسی کارنامه محمدمهدی شهمیرزادی؛ قاضی و رئیس شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران

زندان دستگرد اصفهان؛ گزارشی جامع از تراکم دوبرابری، کف‌خوابی، فشارهای امنیتی و شرایط نامناسب زندانیان

اعدام شهرام صادقی؛ ابهام درباره بازجویی و دادرسی و پرسش‌های جدی درباره چگونگی اخذ اعترافات












پرونده مشترک هفت بازداشت‌شده اعتراضات دی‌ماه

این پرونده در ارتباط با آتش‌سوزی پایگاه بسیج «۱۸۵ شهید محمود کاوه» در شرق تهران در شامگاه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ تشکیل شد.

شهاب زهدی در ۱۸ دی، ابوالفضل صالحی سیاوشانی در ۱۹ دی و یاسر رجایی‌فر در ۱۸ دی‌ماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. جلسه بازپرسی شهاب زهدی نیز روز ۲۰ دی در دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۳۳ تهران، معروف به دادسرای امنیت یا شهید مقدس، برگزار شد.

جلسه رسیدگی به پرونده هفت متهم در ۱۸ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران برگزار و تنها یک روز بعد، در ۱۹ بهمن، احکام اعدام صادر شد.

اتهام‌های مطرح‌شده علیه شهاب زهدی شامل «اجتماع و تبانی بر ضد امنیت داخلی و خارجی» و «محاربه و افساد فی‌الارض از طریق آتش زدن وسایل و تأسیسات عمومی» اعلام شده است.

برگزاری دادگاه سه معترض، اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ در تهران؛ اتهامات سنگین در سایه نبود وکیل انتخابی و اعترافات اجباری

محرومیت از وکیل انتخابی و ابهام در روند دادرسی

یکی از مهم‌ترین ابهامات این پرونده، وضعیت دسترسی متهمان به وکیل مستقل و انتخابی است. بر اساس اطلاعات دریافتی، جلسه دادگاه شهاب زهدی بدون حضور وکیل او برگزار شده است. همچنین گزارش‌ها حاکی از آن است که متهمان در مراحل حساس پرونده از دسترسی مؤثر به وکیل انتخابی برخوردار نبوده‌اند.

این موضوع در پرونده‌ای که مجازات آن می‌تواند سلب حیات باشد، اهمیت مضاعف دارد. حق دسترسی به وکیل تنها یک تشریفات قضایی نیست؛ بلکه یکی از اصلی‌ترین تضمین‌ها در برابر فشار در بازجویی، اخذ اعتراف اجباری و استفاده از ادله نامعتبر علیه متهم است.

سرعت رسیدگی نیز پرسش‌برانگیز است. فاصله کوتاه میان بازداشت متهمان در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی تا برگزاری دادگاه در ۱۸ بهمن و صدور حکم اعدام در روز بعد، در کنار گزارش‌های مربوط به محدودیت دسترسی به وکیل، نگرانی درباره امکان برخورداری متهمان از فرصت کافی برای دفاع را افزایش می‌دهد.

اعترافات تحت شکنجه فاقد اعتبار قانونی است

پیش از صدور احکام، رسانه‌های حکومتی ویدیوهایی تحت عنوان «اعترافات» متهمان منتشر کردند. شرایط ضبط این تصاویر و چگونگی اخذ اظهارات منتشرشده به‌طور مستقل روشن نشده است. در عین حال، گزارش‌های مربوط به این پرونده از اعمال فشار و شکنجه برای گرفتن اعتراف از متهمان حکایت دارد.

هرگونه اقرار یا اعترافی که در نتیجه شکنجه، تهدید، اجبار یا فشار جسمی و روانی اخذ شده باشد، نمی‌تواند به‌عنوان دلیل معتبر برای اثبات جرم، به‌ویژه در پرونده‌ای منتهی به حکم اعدام، مورد استناد قرار گیرد.

اصل ۳۸ قانون اساسی صراحتاً شکنجه برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع را ممنوع کرده و تصریح دارد که اقرار حاصل از اجبار فاقد اعتبار است. ماده ۱۶۹ قانون مجازات اسلامی نیز اقراری را که تحت اکراه، اجبار، شکنجه یا آزار روحی و جسمی اخذ شده باشد فاقد ارزش و اعتبار می‌داند.

وضعیت سه زندانی در قزلحصار

شهاب زهدی، ابوالفضل صالحی سیاوشانی و یاسر رجایی‌فر در حال حاضر در زندان قزلحصار کرج نگهداری می‌شوند.

ابوالفضل صالحی سیاوشانی ۵۲ ساله، متأهل و پدر یک فرزند ۱۸ ساله است و پیش از بازداشت به‌عنوان کارگر پیک موتوری فعالیت می‌کرد. یاسر رجایی‌فر ۳۱ سال دارد و شهاب زهدی نیز پدر یک دختر ۱۵ ساله است.

اکنون تعیین‌کننده‌ترین مرحله پرونده، نحوه رسیدگی مجدد و میزان رعایت حقوق دفاعی این سه زندانی است. نقض حکم اعدام فرصت تازه‌ای برای بررسی پرونده ایجاد کرده، اما تا زمانی که اتهامات منتهی به مجازات مرگ به‌طور قطعی کنار گذاشته نشده و روندی منطبق با اصول دادرسی عادلانه برگزار نشود، خطر صدور مجدد حکم اعدام پابرجاست.

بررسی حقوقی پرونده بر اساس قوانین داخلی

قوانین دیکتاتوری حاکم بر ایران در سال‌های گذشته بارها به دلیل مغایرت با موازین دادرسی عادلانه، ابهام در رسیدگی به پرونده‌های امنیتی و محدود کردن حقوق متهمان مورد انتقاد قرار گرفته‌اند. بررسی این پرونده بر اساس قوانین داخلی به معنای تأیید این قوانین نیست؛ هدف، نشان دادن مواردی است که حتی همین قوانین نیز باید در روند رسیدگی رعایت شوند.

مواد قانونی مرتبط: اصل ۳۵ قانون اساسی حق برخورداری از وکیل را به رسمیت می‌شناسد؛ اصل ۳۸ هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع را ممنوع و اقرار حاصل از اجبار را فاقد اعتبار می‌داند؛ اصل ۳۹ هتک حرمت افراد بازداشت‌شده و زندانی را ممنوع می‌کند؛ و ماده ۱۶۹ قانون مجازات اسلامی نیز اقرار ناشی از اکراه، اجبار، شکنجه یا آزار روحی و جسمی را فاقد ارزش و اعتبار می‌داند.

بر این اساس،

 محرومیت از دسترسی مؤثر به وکیل انتخابی

 ادعای اخذ اعتراف تحت شکنجه

 انتشار اعترافات پیش از پایان روند قضایی

 ابهام درباره شرایط بازجویی

 صدور حکم اعدام در یک روند سریع قضایی

 از مهم‌ترین نگرانی‌های حقوقی این پرونده است.

بررسی پرونده از منظر حقوق بشر و موارد نقض استانداردهای بین‌المللی

از منظر حقوق بشر، پرونده‌ای که ممکن است به اعدام منتهی شود باید از بالاترین سطح تضمین‌های دادرسی عادلانه برخوردار باشد. ادعای شکنجه برای اخذ اعتراف و محدودیت دسترسی به وکیل، نگرانی‌های جدی درباره رعایت این استانداردها ایجاد می‌کند.

ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر؛ حق حیات، آزادی و امنیت شخصی.

ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر؛ منع شکنجه و رفتار یا مجازات ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز.

ماده ۱۰ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی؛ الزام به رفتار انسانی با افراد محروم از آزادی.

ماده ۱۴ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی؛ حق دادرسی عادلانه و برخورداری از تضمین‌های مؤثر دفاع.

ماده ۶ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی؛ حمایت از حق حیات و اعمال محدودیت‌های سخت‌گیرانه بر مجازات اعدام.

ماده ۷ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی؛ ممنوعیت شکنجه و رفتار یا مجازات غیرانسانی و تحقیرآمیز.

در چنین شرایطی، رسیدگی مجدد تنها زمانی می‌تواند گامی در جهت جبران نقض حقوق متهمان تلقی شود که اعترافات ادعاشده تحت شکنجه کنار گذاشته شود، دسترسی واقعی و مؤثر به وکیل انتخابی فراهم شود و پرونده بدون اتکا به اقرار اجباری و با رعایت کامل حق دفاع مورد رسیدگی قرار گیرد.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

از ۳۸ تا ۶۰ زندان؛ بررسی اعتصاب‌ها و اعتراض زندانیان در سایه جنگ و سرکوب


از فروردین ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵، اعتراض زندانیان علیه اعدام نه‌تنها متوقف نشد، بلکه دامنه آن از ۳۸ زندان به ۶۰ زندان گسترش یافت. این روند در شرایطی ادامه پیدا کرد که زندان‌ها با جنگ، قطع گسترده اینترنت، محدودیت تماس، فشار امنیتی و موج سنگین اعدام‌ها روبه‌رو بودند؛ در همین دوره، اعتصاب ۱۵ روزه حدود ۱۵۰۰ زندانی محکوم به اعدام در قزلحصار به یکی از بزرگ‌ترین اعتراض‌های جمعی زندانیان در سال‌های اخیر تبدیل شد


کانون حقوق بشر ایران، دوشنبه ۲۶ مردادماه ۱۴۰۵ – بررسی مجموعه‌ای از گزارش‌های منتشرشده درباره اعتصاب‌ها و اعتراض‌ زندانیان از سال ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵ نشان می‌دهد که مخالفت سازمان‌یافته با مجازات اعدام در زندان‌ها، به‌رغم تشدید سرکوب و محدودیت‌های ارتباطی، روندی رو به گسترش داشته است. کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در پنجم فروردین ۱۴۰۴، در شصت‌ویکمین هفته خود در ۳۸ زندان برگزار شد، اما تا مرداد ۱۴۰۵ به ۵۹ زندان و سپس با پیوستن زندان گچساران به ۶۰ زندان رسید. همزمان، اعتراض‌های مستقل دیگری نیز شکل گرفت که برجسته‌ترین آنها اعتصاب غذای حدود ۱۵۰۰ زندانی محکوم به اعدام در واحد ۲ زندان قزلحصار بود؛ اعتصابی که ۱۵ روز ادامه یافت و با انتقال گسترده زندانیان، وخامت وضعیت جسمانی اعتصاب‌کنندگان و بی‌توجهی مسئولان زندان همراه شد.

آنچه در این گزارش می‌خوانید

این گزارش، تصویری از اعتراض‌ها و اعتصاب‌های مهم زندانیان از سال ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵ ارائه می‌کند؛ دوره‌ای که با افزایش اجرای احکام اعدام، تشدید فشارهای امنیتی، جنگ و محدودیت‌های گسترده ارتباطی همراه بوده است.

در این گزارش می‌خوانید:

چگونه اعتراض زندانیان به اعدام از حرکت‌های محدود در چند زندان به یک کارزار گسترده در ۲۴ استان تبدیل شد؛

روایت اعتصاب غذای ۱۵ روزه حدود ۱۵۰۰ زندانی محکوم به اعدام در زندان قزلحصار و اهمیت آن در اعتراضات زندان‌ها؛

نمونه‌هایی از اعتصاب غذا، تحصن و اعتراض زندانیان سیاسی و عادی در زندان‌های مختلف؛

نقش زنان زندانی و زندانیان سیاسی در اعتراض به فشارهای امنیتی، انتقال‌های تنبیهی و محرومیت‌ها؛

تأثیر جنگ، سرکوب و قطع یا محدودیت اینترنت بر زندانیان و دشوارتر شدن انتشار اخبار از داخل زندان‌ها؛

و در نهایت، اینکه چگونه مجموعه این اعتراض‌ها نشان‌دهنده شکل‌گیری و گسترش مقاومت جمعی زندانیان در برابر اعدام و سرکوب در زندان‌ها است.

باکس اطلاعاتی | مهم‌ترین اعتصاب‌ها و اعتراض زندانیان

محور                                                                   اطلاعات

بازه زمانی گزارش                                         سال ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵

کارزار اصلی                                                 «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»

گستره کارزار                                                ۶۰ زندان در ۲۴ استان

اعتراض شاخص قزلحصار                                 اعتصاب غذای حدود ۱۵۰۰ زندانی محکوم به اعدام

مدت اعتصاب قزلحصار                                        ۱۵ روز

دلیل اعتصاب قزلحصار                                        اعتراض به انتقال زندانیان برای اجرای حکم اعدام و گسترش اعدام‌ها

زندان اوین                                                        تحصن و اعتراض زندانیان سیاسی در واکنش به انتقال‌ها و فشارهای امنیتی

اعتصاب‌های فردی                                       اعتصاب شماری از زندانیان سیاسی در اعتراض به احکام، شرایط حبس، فشارهای امنیتی و محرومیت از حقوق اولیه

اعتراض زنان زندانی                                      اعتراض زندانیان به انتقال‌ها، محدودیت‌ها و افزایش فشارهای امنیتی در زندان

شرایط ویژه این دوره                                     ادامه اعتراض‌ها در شرایط جنگ، تشدید سرکوب و محدودیت یا قطع اینترنت

آخرین گسترش کارزار                                  پیوستن زندان گچساران و رسیدن شمار زندان‌های شرکت‌کننده به ۶۰ زندان

وجه مشترک اعتراض‌ها                                    مخالفت با اعدام، اعتراض به سرکوب و مطالبه حقوق اولیه و انسانی زندانیان

گسترش کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» از ۳۸ به ۶۰ زندان

یکی از مهم‌ترین شاخص‌های این دوره، گسترش جغرافیایی و عددی کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» است.

در پنجم فروردین ۱۴۰۴، شصت‌ویکمین هفته این کارزار با مشارکت زندانیان در ۳۸ زندان برگزار شد. زندانیان شرکت‌کننده هر سه‌شنبه با اعتصاب غذا و انتشار بیانیه، مخالفت خود را با صدور و اجرای احکام اعدام اعلام می‌کردند.

تا سیزدهم مرداد ۱۴۰۵، در صدوسی‌ودومین هفته کارزار، شمار زندان‌های شرکت‌کننده به ۵۹ زندان افزایش یافت. سپس با پیوستن زندان گچساران در ۲۷ مرداد، این عدد به ۶۰ زندان رسید. روندی که نشان می‌دهد در فاصله حدود ۱۶ ماه، شمار زندان‌های عضو کارزار بیش از ۵۰ درصد رشد کرده است.

اهمیت این رشد تنها در عدد ۶۰ خلاصه نمی‌شود. کارزار از چند زندان محدود فراتر رفت و به شبکه‌ای از زندانیان در استان‌های مختلف تبدیل شد که با وجود تفاوت در پرونده، نوع محکومیت و شرایط نگهداری، حول یک مطالبه مشترک قرار گرفتند: توقف اعدام.

اعتراض زندانیان در شرایط جنگ و سرکوب همزمان

این گسترش در شرایطی رخ داد که زندان‌ها با محیطی به‌شدت امنیتی‌تر از سال‌های قبل روبه‌رو بودند.

گزارش‌های مربوط به اسفند ۱۴۰۴ و آغاز شرایط جنگی نشان می‌دهد که زندانیان در بسیاری از زندان‌ها همزمان با دو تهدید مواجه بودند: پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم جنگ و تشدید فشارهای داخلی. محدود شدن تماس زندانیان با خانواده‌ها، اختلال در دسترسی به غذا و درمان، بسته ماندن بندها، انتقال‌های اجباری و افزایش کنترل امنیتی از جمله موارد گزارش‌شده در این دوره بود.

گزارش دیگری در دوم فروردین ۱۴۰۵ از بیست‌ودومین روز قطع سراسری اینترنت سخن می‌گوید؛ وضعیتی که دسترسی خانواده‌ها، رسانه‌ها و نهادهای حقوق بشری به اطلاعات زندان‌ها را به‌شدت محدود کرده بود. همین گزارش از تنش‌ها و بحران‌های جدی در زندان‌ها در سایه جنگ و قطع ارتباطات خبر می‌دهد.

از این منظر، آمار ثبت‌شده اعتصاب‌ها را نمی‌توان الزاماً کل اعتراض‌های رخ‌داده دانست. در دوره‌هایی که اینترنت قطع بوده یا تماس تلفنی زندانیان محدود شده، احتمال اینکه بخشی از اعتصاب‌ها و اعتراض‌ها اساساً به بیرون از زندان راه پیدا نکرده باشند، جدی است.

به همین دلیل، تعداد اعتصاب‌ها و زندان‌های ثبت‌شده را باید حداقل موارد قابل احراز دانست.

قزلحصار؛ نقطه اوج اعتراض جمعی علیه اعدام

در کنار کارزار هفتگی «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»، یکی از بزرگ‌ترین اعتراض‌های مستقل زندانیان در تابستان ۱۴۰۵ در زندان قزلحصار شکل گرفت.

اعتصاب غذای حدود ۱۵۰۰ زندانی محکوم به اعدام در واحد ۲ زندان قزلحصار از روز ۲۲ تیرماه ۱۴۰۵ آغاز شد. جرقه این اعتراض، انتقال شش زندانی محکوم به اعدام در پرونده‌های مواد مخدر به سلول‌های انفرادی بود؛ انتقالی که در زندان‌ها معمولاً به‌عنوان مقدمه اجرای حکم اعدام تلقی می‌شود.

زندانیان با خودداری از دریافت جیره غذایی و برگزاری تحصن، خواستار توقف اجرای احکام اعدام، بازنگری در پرونده‌ها و تعیین تکلیف اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر شدند. شماری از آنان حتی در اقدامی اعتراضی لب‌های خود را دوختند.

این اعتراض تنها به دلیل تعداد شرکت‌کنندگان اهمیت نداشت. تداوم ۱۵ روزه آن، شرکت حدود ۱۵۰۰ زندانی، همراهی خانواده‌ها و وخامت جسمانی اعتصاب‌کنندگان، آن را به یکی از مهم‌ترین اعتراض‌های جمعی زندانیان محکوم به اعدام در سال‌های اخیر تبدیل کرد.

انتقال ۲۴۰ زندانی و تغییر ترکیب واحد ۲

همزمان با ادامه اعتصاب، مسئولان زندان قزلحصار روند انتقال زندانیان دارای احکام غیر از اعدام را از واحد ۲ آغاز کردند.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، در فاصله حدود یک هفته دست‌کم ۲۴۰ زندانی از واحد ۲ منتقل شدند؛ ابتدا نزدیک به ۱۰۰ نفر و سپس حدود ۱۴۰ نفر دیگر. این انتقال‌ها نگرانی‌هایی ایجاد کرد که واحد ۲ به تدریج به بخشی اختصاصی برای نگهداری محکومان به اعدام تبدیل شود.

این تغییر ترکیب جمعیتی از نگاه خانواده‌ها و زندانیان می‌توانست به معنای افزایش فشار امنیتی، محدودیت بیشتر و تسهیل انتقال محکومان برای اجرای حکم باشد.

همزمان با این جابه‌جایی‌ها، وضعیت جسمانی اعتصاب‌کنندگان رو به وخامت گذاشت.

گزارش‌های روزهای سیزدهم و چهاردهم اعتصاب از کاهش وزن، افت فشار خون، سرگیجه، ضعف شدید و بی‌حالی در میان تعداد زیادی از زندانیان خبر می‌داد. با وجود این وضعیت، گزارش شده بود که هیچ تیم پزشکی برای معاینه گروهی زندانیان به واحد ۲ اعزام نشده و برنامه مشخصی برای پایش مستمر وضعیت سلامت آنان وجود نداشت.

اعتصاب قزلحصار؛ اعتراض زندانیان به اعدام در راستای کارزار هفتگی

اهمیت اعتصاب قزلحصار در این است که نشان داد مخالفت با اعدام تنها به اعتصاب نمادین روزهای سه‌شنبه محدود نمانده است.

در این مورد، زندانیانی که خود مستقیماً با خطر اجرای حکم روبه‌رو بودند، وارد اعتصابی طولانی و پرهزینه شدند. اعتراض زندانیان به انتقال شش محکوم به انفرادی آغاز شد، اما به مطالبه‌ای وسیع‌تر درباره توقف اعدام و بازنگری در پرونده‌های مواد مخدر تبدیل شد

این اعتصاب در عین حال نشان داد که بخش قابل توجهی از اعتراض زندانیان علیه اعدام، از درون همان بندهایی شکل می‌گیرد که بیشترین تعداد محکومان به مرگ در آنها نگهداری می‌شوند.

کارزار هفتگی و اعتصاب‌های مستقل؛ دو مسیر یک اعتراض

بررسی گزارش‌های این دوره نشان می‌دهد اعتراض زندانیان دو شکل عمده داشته است.

یک مسیر، کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» است که به‌صورت منظم، هفتگی و هماهنگ در ده‌ها زندان ادامه یافته است.

مسیر دوم، اعتصاب‌ها و اعتراض‌های موردی یا مستقل است؛ مانند اعتصاب‌های فردی زندانیان سیاسی، تحصن‌های اعتراضی در اوین و اعتصاب گسترده قزلحصار.

این دو مسیر در بسیاری موارد یکدیگر را تقویت کرده‌اند. کارزار هفتگی پیام سیاسی و حقوق بشری «نه به اعدام» را به‌صورت پیوسته زنده نگه داشته و اعتراض‌های مستقل نیز در مقاطع بحرانی، آن پیام را به حرکت‌های گسترده‌تر و پرهزینه‌تر تبدیل کرده‌اند.

چرا سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ دوره‌ای متفاوت بود؟

ویژگی مهم این بازه زمانی آن است که اعتراض‌ها در محیطی نسبتاً بازتر یا عادی شکل نگرفتند.

در اسفند ۱۴۰۴، با تشدید شرایط جنگی، گزارش‌ها از محدود شدن تماس‌ها، اختلال در خدمات پایه، انتقال زندانیان و افزایش تدابیر امنیتی در چندین زندان حکایت داشت. در برخی زندان‌ها هواخوری بسته شد، در برخی تماس‌ها کاهش یافت و در برخی دیگر زندانیان به مکان‌های دیگر منتقل شدند.

در دوم فروردین ۱۴۰۵ نیز گزارش‌ها از ادامه قطع گسترده اینترنت برای بیش از سه هفته حکایت داشت. در چنین فضایی، نه‌تنها امکان اطلاع‌رسانی زندانیان کاهش یافت، بلکه خانواده‌ها نیز ابزارهای محدودی برای رساندن اخبار زندان‌ها به بیرون داشتند.

با وجود این، کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» نه‌تنها از میان نرفت، بلکه تعداد زندان‌های عضو آن افزایش یافت.

همین نکته، تداوم اعتراض زندانیان را از نظر سیاسی و اجتماعی معنادارتر می‌کند.

اعتراض زندانیان زیر سایه خطر اعدام

عامل دیگری که باید در ارزیابی این دوره در نظر گرفت، افزایش نگرانی‌ها درباره اجرای احکام اعدام است.

در قزلحصار، اعتصاب ۱۵۰۰ زندانی دقیقاً از ترس اجرای حکم شش زندانی آغاز شد. گزارش‌ها نشان می‌دهد خواسته اصلی آنان توقف اعدام‌ها تا تعیین تکلیف پرونده‌ها و اصلاحات قانونی بود.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» نیز اساساً واکنشی به همین روند است: زندانیانی که هر هفته با اعتصاب غذا تلاش می‌کنند صدای اعتراض خود را به بیرون از زندان برسانند.

این اعتراض‌ها در فضایی ادامه یافته که محکومان به اعدام، زندانیان سیاسی، زنان زندانی و بازداشت‌شدگان اعتراضات از جمله گروه‌هایی بوده‌اند که در دوره جنگ با محدودیت و خطر بیشتری مواجه شده‌اند.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

لیست و مشخصات کامل زندانیان سیاسی اعدام شده از سال ۱۴۰۰ تا ‌کنون

فهرست جامع زندانیان محکوم به اعدام – زندانیان سیاسی و بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴

آرشیو قضات مرگ ـ قضات صادر کننده احکام اعدام در ایران

آخرین خبرهای بازداشت شدگان اعتراضات

جهان بداند در ایران چه گذشت! فیلم‌های تکان‌دهنده + فیلم‌های افزوده جدید از کشتار اعتراضات سراسری ۱۴۰۴

مستند حقوقی؛ بررسی کارنامه محمدمهدی شهمیرزادی؛ قاضی و رئیس شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران

زندان دستگرد اصفهان؛ گزارشی جامع از تراکم دوبرابری، کف‌خوابی، فشارهای امنیتی و شرایط نامناسب زندانیان

اعدام شهرام صادقی؛ ابهام درباره بازجویی و دادرسی و پرسش‌های جدی درباره چگونگی اخذ اعترافات

رشد از ۳۸ به ۶۰ زندان چه معنایی دارد؟

افزایش شمار زندان‌های شرکت‌کننده از ۳۸ در فروردین ۱۴۰۴ به ۶۰ در مرداد ۱۴۰۵ را می‌توان از چند زاویه بررسی کرد.

نخست، این رشد نشان می‌دهد کارزار توانسته از محدوده چند زندان شناخته‌شده خارج شود و به استان‌ها و زندان‌های بیشتری راه پیدا کند.

دوم، پیوستن زندان‌های جدید در شرایط سرکوب و محدودیت ارتباطی نشان می‌دهد شبکه همبستگی میان زندانیان کاملاً وابسته به فضای آزاد اطلاع‌رسانی نبوده است.

سوم، تداوم منظم اعتصاب هفتگی به مدت بیش از ۱۳۰ هفته باعث شده کارزار از یک اعتراض مقطعی به یک حرکت پایدار تبدیل شود.

و چهارم، اعتراض‌هایی مانند اعتصاب قزلحصار نشان می‌دهد که پیام «نه به اعدام» می‌تواند در مواقع بحرانی به اعتراض‌های بسیار بزرگ‌تر تبدیل شود.

قطع اینترنت؛ یک متغیر مهم در ثبت اعتراض‌ها

در تحلیل آماری این دوره باید مسئله قطع اینترنت را جدی گرفت.

وقتی ارتباط کشور برای هفته‌ها مختل یا قطع می‌شود، انتقال خبر از داخل زندان به خانواده و از خانواده به رسانه‌ها بسیار دشوارتر می‌شود. این موضوع می‌تواند باعث شود بخشی از اعتصاب‌ها، اعتراض زندانیان یا حتی سرکوب‌های داخل زندان اساساً ثبت نشوند.

گزارش دوم فروردین ۱۴۰۵ صراحتاً از بیست‌ودومین روز قطع سراسری اینترنت سخن می‌گوید. در همان شرایط، زندان‌ها با بحران غذا، ناامنی و محدودیت ارتباط نیز مواجه بودند.

از ۳۸ تا ۶۰ زندان؛ گسترش اعتصاب‌ها و اعتراض زندانیان در سایه جنگ و سرکوب

از همین رو، هر جدول آماری که برای بازه ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵ تهیه شود باید یک یادداشت روش‌شناختی داشته باشد:

آمار موجود، حداقل اعتصاب‌ها و اعتراض‌های قابل ثبت است و احتمال می‌رود تعداد واقعی موارد بیشتر باشد.

مقاومت زندانیان در برابر پراکندگی و فشار

یکی دیگر از ویژگی‌های اعتراض‌ زندانیان این دوره، تلاش مسئولان زندان برای کنترل یا پراکنده کردن اعتراض‌ها بوده است.

در قزلحصار، انتقال صدها زندانی از واحد ۲ همزمان با اعتصاب، نگرانی درباره تغییر عمدی ترکیب بند را ایجاد کرد.

در سایر زندان‌ها نیز در دوره جنگ، انتقال زندانیان، محدودیت هواخوری و تماس و تشدید حضور امنیتی گزارش شده است.

با این وجود، اعتراض‌ها در اشکال مختلف ادامه یافتند.

یک سال و نیم اعتراض مداوم؛ از زندان تا جامعه

روند ثبت‌شده از فروردین ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵ تصویری فراتر از مجموعه‌ای از اعتصاب‌های پراکنده ارائه می‌دهد.

در یک سوی این تصویر، کارزاری قرار دارد که شمار زندان‌های عضو آن از ۳۸ به ۶۰ رسیده است.

در سوی دیگر، اعتصاب‌های گسترده‌ای مانند اعتراض ۱۵۰۰ زندانی قزلحصار قرار دارد که ۱۵ روز ادامه یافت و سلامت صدها زندانی را در معرض خطر قرار داد.

میان این دو نیز اعتصاب‌های فردی، تحصن‌ها و اعتراض‌های متعددی در زندان‌های مختلف ثبت شده است.

همه این موارد در دوره‌ای رخ داده‌اند که زندان‌ها همزمان با سرکوب داخلی، جنگ، قطع اینترنت، محدودیت تماس و نگرانی از افزایش اجرای احکام اعدام مواجه بوده‌اند.

ضرورت گسترش کارزار«سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در سراسر کشور

آنچه در زندان‌ها شکل گرفته، در صورت باقی ماندن پشت دیوارهای زندان، ظرفیت محدودی خواهد داشت.

گسترش کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» از ۳۸ به ۶۰ زندان نشان داده است که یک مطالبه مشترک می‌تواند حتی در محیط بسته و کنترل‌شده زندان به شبکه‌ای گسترده تبدیل شود.

مرحله بعدی این حرکت می‌تواند پیوند گسترده‌تر آن با جامعه باشد؛ از خانواده‌های زندانیان تا وکلا، دانشجویان، معلمان، کارگران، بازنشستگان، هنرمندان و دیگر گروه‌های اجتماعی.

در شرایطی که زندانیان با هزینه جسمی و امنیتی بالا علیه اعدام اعتراض می‌کنند، گسترش مخالفت مسالمت‌آمیز با 

نگاهی به اعتصاب‌ها و اعتراض زندانیان

بررسی روند اعتصاب‌ها از سال ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵ نشان می‌دهد که اعتراض زندانیان علیه اعدام در این دوره نه‌تنها ادامه داشته، بلکه گسترش یافته است.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» از ۳۸ زندان در فروردین ۱۴۰۴ به ۵۹ زندان در مرداد ۱۴۰۵ رسید و سپس با پیوستن گچساران، شمار زندان‌های مشارکت‌کننده به ۶۰ زندان افزایش یافت.

در همین بازه، اعتصاب حدود ۱۵۰۰ زندانی محکوم به اعدام در قزلحصار برای ۱۵ روز، یکی از بزرگ‌ترین اعتراض‌های جمعی در زندان‌ها را رقم زد؛ اعتراضی که با وخامت جسمانی زندانیان، انتقال ۲۴۰ نفر از واحد ۲ و بی‌توجهی بهداری همراه بود.

این روند در شرایط عادی اتفاق نیفتاد. جنگ، قطع طولانی اینترنت، محدودیت تماس با خانواده‌ها، انتقال‌های اجباری و تشدید فضای امنیتی، هزینه اعتراض زندانیان را افزایش داده بود.

به همین دلیل، آنچه از اعتصاب‌ها ثبت شده است احتمالاً تنها بخشی از واقعیت داخل زندان‌هاست. با این حال، همین داده‌های قابل احراز نشان می‌دهد که مخالفت با اعدام در زندان‌ها طی این دوره از یک حرکت محدود به شبکه‌ای گسترده، مداوم و چندشکلی تبدیل شده است؛ شبکه‌ای که از اعتصاب هفتگی تا اعتراض ۱۵ روزه ۱۵۰۰ زندانی را دربر می‌گیرد و اکنون در ۶۰ زندان حضور دارد.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

نوشته‌های پر بیننده

بایگانی وبلاگ

بازدید وبلاگ