--> کانون حقوق بشر ایران

کانون حقوق بشر ایران، بازتاب خبرها و صدای کلیه زندانیان با هر عقیده و مرام و مسلک از ترک و لر و بلوچ و عرب و کرد و فارس

ارشیا قیصربیگی؛ طرح اتهام «محاربه» علیه جوان اهل ایلام زیر شکنجه و بازداشت انفرادی


ارشیا قیصربیگی، جوان اهل سرابله در استان ایلام، پس از ۱۲ روز بازداشت خشونت‌آمیز و نگهداری در مکان نامعلوم، با اتهامات سنگین «محاربه» و «افساد فی‌الارض» روبه‌رو شده است

کانون حقوق بشر ایران، یک‌شنبه ۲۷ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ – ارشیا قیصربیگی، جوان اهل شهر سرابله از توابع استان ایلام، پس از بازداشت خشونت‌آمیز توسط نیروهای امنیتی، با اتهامات «محاربه» و «افساد فی‌الارض» مواجه شده است. منابع مطلع می‌گویند این اتهامات در حالی علیه او مطرح شده که وی در طول دوران بازداشت تحت شکنجه، فشارهای شدید جسمی و روانی و بازجویی در سلول انفرادی قرار داشته و اعترافات منتسب به او در چنین شرایطی اخذ شده است.

بازداشت خشونت‌آمیز ارشیا قیصربیگی بدون ارائه حکم قضایی

براساس گزارش‌های منتشرشده، ارشیا قیصربیگی، فرزند فرزاد، روز سه‌شنبه ۱۵ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ در پی یورش نیروهای امنیتی به منزل شخصی‌اش بازداشت شد. به گفته منابع مطلع، نیروهای امنیتی بدون ارائه حکم قضایی وارد خانه این شهروند شده و او را به‌صورت خشونت‌آمیز بازداشت کردند.

گزارش‌ها حاکی از آن است که شدت ضرب‌وجرح هنگام بازداشت به حدی بوده که ارشیا قیصربیگی دچار شکستگی فک، بینی و چندین دندان شده است. با وجود این وضعیت جسمی، وی از رسیدگی پزشکی موثر و انتقال به مراکز درمانی محروم مانده و همچنان در بازداشتگاه امنیتی نگهداری می‌شود.

به گفته یک منبع آگاه، بازجویی‌ها از این جوان اهل ایلام همچنان ادامه دارد و او در سلول انفرادی تحت فشار شدید قرار دارد. این منبع همچنین تأکید کرده که وضعیت جسمی وی پس از شکنجه و ضرب‌وجرح نامناسب گزارش شده و نگرانی‌ها درباره سلامت او رو به افزایش است.

اعترافات اجباری زیر شکنجه و طرح اتهام «محاربه»

بر اساس اطلاعات منتشرشده، نهادهای امنیتی اتهامات سنگینی از جمله «محاربه» و «افساد فی‌الارض» را علیه ارشیا قیصربیگی مطرح کرده‌اند؛ اتهاماتی که در ساختار قضایی حاکمیت می‌توانند به صدور احکام سنگینی از جمله اعدام منجر شوند.

این در حالی است که منابع نزدیک به خانواده او می‌گویند اعترافات منتسب به ارشیا قیصربیگی تحت شکنجه و فشار شدید روانی و جسمی اخذ شده است. به گفته این منابع، بازجویان امنیتی در طول دوران بازداشت تلاش کرده‌اند با اعمال فشار و نگهداری طولانی‌مدت در سلول انفرادی، او را وادار به پذیرش اتهامات کنند.

طرح چنین اتهاماتی علیه این شهروند در شرایطی صورت گرفته که او همچنان از ابتدایی‌ترین حقوق قانونی خود محروم است. بنا بر گزارش‌ها، ارشیا قیصربیگی طی ۱۲ روز گذشته نه امکان تماس و ملاقات با خانواده را داشته و نه اجازه دسترسی به وکیل مستقل برای دفاع از خود به او داده شده است.

در متن قرار بازداشت صادرشده برای وی، به حق اعتراض ده‌روزه اشاره شده، اما منابع حقوق بشری می‌گویند نگهداری در انفرادی و محرومیت از وکیل عملاً امکان استفاده از این حق قانونی را از او سلب کرده است.

ادامه فشار امنیتی علیه خانواده قیصربیگی

خانواده قیصربیگی پیش از این نیز تحت فشار نهادهای امنیتی قرار گرفته بودند. در سال ۱۴۰۲، ارشک قیصربیگی، برادر ارشیا، در تاریخ ۸ تیرماه بازداشت شده بود.

طبق گزارش‌های منتشرشده، نیروهای امنیتی در آن زمان به خانواده این کودک اعلام کرده بودند تا زمانی که ارشیا قیصربیگی خود را به اداره اطلاعات معرفی نکند، فرزند دیگر خانواده در بازداشت باقی خواهد ماند. ارشک قیصربیگی نهایتاً پس از حدود یک ماه با قرار وثیقه یک میلیارد تومانی آزاد شد.

فعالان حقوق بشر این اقدام را نمونه‌ای از اعمال فشار امنیتی بر خانواده‌ها و استفاده از بازداشت بستگان برای وادار کردن افراد تحت تعقیب به تسلیم توصیف کرده‌اند؛ روشی که در سال‌های اخیر بارها در پرونده‌های امنیتی مشاهده شده است.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

لیست و مشخصات کامل زندانیان سیاسی اعدام شده از سال ۱۴۰۰ تا ‌کنون

متن کامل اعلامیه جهانی حقوق بشر

فهرست جامع زندانیان محکوم به اعدام – زندانیان سیاسی و بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴

آرشیو قضات مرگ ـ قضات صادر کننده احکام اعدام در ایران

آخرین خبرهای بازداشت شدگان اعتراضات

جهان بداند در ایران چه گذشت! فیلم‌های تکان‌دهنده + فیلم‌های افزوده جدید از کشتار اعتراضات سراسری ۱۴۰۴

اولین ویدئوی ۳ بعدی بند ۲۰۹ زندان اوین؛ قسمت اول: ساختمان و ساختار بندها

افزایش نگرانی‌ها درباره خطر صدور حکم اعدام

اتهامات «محاربه» و «افساد فی‌الارض» طی سال‌های گذشته بارها علیه معترضان، زندانیان سیاسی و شهروندان بازداشت‌شده در پرونده‌های امنیتی مطرح شده است. نهادهای حقوق بشری بارها هشدار داده‌اند که استفاده گسترده از این اتهامات با هدف تشدید سرکوب و ایجاد فضای ارعاب در جامعه صورت می‌گیرد.

در پرونده ارشیا قیصربیگی نیز نگرانی‌ها زمانی افزایش یافته که گزارش‌ها از شکنجه، اعترافات اجباری و محرومیت او از دسترسی به وکیل حکایت دارند. فعالان حقوق بشر هشدار داده‌اند که ادامه این روند می‌تواند زمینه‌ساز صدور احکام سنگین و غیرقابل بازگشت علیه این جوان اهل ایلام شود.

نقض حقوق بشر؛ شکنجه، اعتراف اجباری و محرومیت از دادرسی عادلانه

پرونده ارشیا قیصربیگی نمونه‌ای از بازداشت‌های خشونت‌آمیز، اعمال شکنجه برای اخذ اعترافات اجباری و محرومیت متهمان امنیتی از حقوق اولیه قانونی در ساختار قضایی حاکمیت است.

مواد نقض‌شده:

نقض ممنوعیت شکنجه و رفتار غیرانسانی – ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

گزارش‌های مربوط به ضرب‌وجرح شدید، شکستگی فک و بینی، محرومیت از درمان و اعمال فشار جسمی و روانی برای اخذ اعتراف، مصداق رفتار غیرانسانی و شکنجه است.

نقض حق آزادی و امنیت شخصی – ماده ۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

بازداشت بدون ارائه حکم قضایی، نگهداری در مکان نامعلوم و محرومیت طولانی‌مدت از تماس با خانواده، ناقض حق آزادی و امنیت فردی است.

نقض حق دادرسی عادلانه – ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

نگهداری در سلول انفرادی، عدم دسترسی به وکیل مستقل و ادامه بازجویی‌های امنیتی، حق برخورداری از دادرسی عادلانه و دفاع موثر را نقض می‌کند.

نقض اصل برائت و منع اجبار به اعتراف – ماده ۱۱ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

طرح اتهامات سنگین بر پایه اعترافات اخذشده زیر شکنجه و فشار امنیتی، ناقض اصل برائت و استانداردهای بین‌المللی دادرسی کیفری است.

نقض حقوق کودک و اعمال فشار بر خانواده – کنوانسیون حقوق کودک:

بازداشت پیشین برادر کم‌سن ارشیا قیصربیگی با هدف فشار بر خانواده برای معرفی وی، نمونه‌ای از استفاده ابزاری از اعضای خانواده و نقض حقوق کودکان در پرونده‌های امنیتی است.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

قوه قضاییه و نمایش «کارنامه سرکوب»؛ خط و نشان تازه برای جامعه انفجاری ایران


گزارش تازه منتشرشده از سوی قوه قضاییه درباره اعدام‌ها، مصادره اموال، بازداشت‌ها و احکام سنگین امنیتی، بیش از آنکه «افتخار قضایی» باشد، تصویری آشکار از تشدید سرکوب، هراس حاکمیت از جامعه معترض و گسترش نقض حقوق بشر در ایران را نشان می‌دهد

کانون حقوق بشر ایران، یک‌شنبه ۲۷ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ – در روزهایی که احتمال آغاز دوباره جنگ و افزایش تنش‌های منطقه‌ای مطرح است، رسانه‌های نزدیک به حاکمیت با انتشار گزارشی مفصل درباره عملکرد قوه قضاییه از اسفند ۱۴۰۴ تا اردیبهشت ۱۴۰۵، از اعدام ده‌ها نفر، مصادره گسترده اموال، بازداشت فعالان، صدور احکام سنگین و سرکوب معترضان به‌عنوان «دستاورد امنیتی» یاد کرده‌اند. فعالان حقوق بشر اما این گزارش را نه نشانه اقتدار، بلکه تلاشی برای ایجاد رعب در جامعه‌ای می‌دانند که در دی‌ماه ۱۴۰۴ با اعتراضات گسترده، مخالفت خود با کلیت حاکمیت را آشکار کرد.

«کارنامه امنیتی» یا نمایش آشکار سرکوب؟

در گزارش منتشرشده، قوه قضاییه از اعدام، مصادره اموال، بازداشت و احکام طولانی‌مدت علیه ده‌ها شهروند به‌عنوان «کارنامه درخشان» یاد کرده است. در این متن، افرادی که به اتهام‌های امنیتی، همکاری با رسانه‌ها، اعتراضات خیابانی یا ارتباط با مخالفان بازداشت شده‌اند، با عنوان‌هایی چون «جاسوس»، «تروریست» و «اغتشاشگر» معرفی شده‌اند.

در این گزارش به اعدام شماری از زندانیان سیاسی از جمله محمد تقوی، بابک علی‌پور، پویا قبادی، اکبر دانشورکار، وحید بنی‌عامریان و ابوالحسن منتظر اشاره شده و از آن به‌عنوان «ضربه به شبکه مجاهدین» نام برده شده است. همچنین از اعدام معترضان دی‌ماه ۱۴۰۴، توقیف اموال فعالان رسانه‌ای و حتی مصادره دارایی برخی چهره‌های فرهنگی و ورزشی به‌عنوان بخشی از «عملیات قضایی» یاد شده است.

فعالان حقوق بشر معتقدند انتشار چنین گزارشی بیش از آنکه جنبه اطلاع‌رسانی داشته باشد، تلاشی آشکار برای تهدید جامعه و جلوگیری از شکل‌گیری دوباره اعتراضات سراسری است.

هراس حاکمیت از جامعه‌ای در آستانه انفجار

ناظران سیاسی می‌گویند ادبیات تهدیدآمیز این گزارش نشان می‌دهد که حاکمیت بیش از هر زمان دیگری نگران انفجار اجتماعی و بازگشت اعتراضات گسترده مردمی است. به باور آنان، جامعه ایران در شرایطی قرار دارد که فشار اقتصادی، فقر، سرکوب، اعدام و نارضایتی گسترده، فضای کشور را به وضعیتی انفجاری رسانده است.

اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ نیز نشان داد که بخش بزرگی از جامعه دیگر به اصلاحات درون‌ساختاری امیدی ندارد و شعارهای معترضان مستقیماً کلیت حاکمیت را هدف قرار داده بود. در همین چارچوب، بسیاری از تحلیلگران معتقدند انتشار گزارش‌های امنیتی و برجسته کردن اعدام‌ها و مصادره‌ها، در واقع «خط و نشان کشیدن» برای جامعه‌ای است که حاکمیت از بازگشت دوباره آن به خیابان‌ها هراس دارد.

تهدید مردم در سایه احتمال جنگ دوباره

این گزارش در شرایطی منتشر شده که احتمال تشدید دوباره درگیری‌های منطقه‌ای و آغاز دور تازه‌ای از تنش‌های نظامی مطرح است. اما فعالان سیاسی می‌گویند رفتار حاکمیت نشان می‌دهد نگرانی اصلی آن نه تهدید خارجی، بلکه جامعه معترض داخل کشور است.

در متن منتشرشده، بارها بر «عدم مماشات»، «مجازات بازدارنده» و «برخورد قاطع» تأکید شده است؛ عباراتی که از نگاه منتقدان، بیش از هر چیز بیانگر ترس حکومت از اعتراضات داخلی است. به گفته آنان، حکومت در حالی از «جنگ ترکیبی دشمن» سخن می‌گوید که عملاً بخش بزرگی از انرژی امنیتی و قضایی خود را صرف سرکوب شهروندان، روزنامه‌نگاران، خانواده‌های دادخواه و معترضان کرده است.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

اعـدام محراب عبدالله‌زاده در ارومیه؛ اجرای حکم مرگ برای بازداشت‌شده اعتراضات ۱۴۰۱ بر پایه اعترافات اجباری

اعـدام عرفان کیانی در اصفهان؛ ابهام در روند دادگاه و ادامه موج احکام مرگ علیه بازداشت‌شدگان اعتراضات

اعـدام عامر رامش در زندان زاهدان؛ پایان پرونده‌ای پرابهام با ادعاهای شکنجه و اعتراف اجباری

انتقال مخفیانه ده‌ها زندانی به زندان قزلحصار؛ نگرانی‌ها درباره تحرکات مشکوک در واحد امنیتی ۳ افزایش یافت

صدور حکم اعدام برای سعید زارعی کردشولی، حمیدرضا فتحی، عبدالرضا فتحی و حمیدرضا ثابت رای، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه در شیراز

عبدالجلیل شه‌بخش اعدام شد؛ ابهام کامل در روند بازداشت، دادگاه و دادرسی این زندانی سیاسی

اعـدام ناصر بکرزاده و یعقوب کریم‌پور پس از پرونده‌های مبتنی بر اعترافات اجباری

اعـدام سه زندانی سیاسی در مشهد؛ اجرای احکام مرگ برای بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴ پس از شکنجه و فریب خانواده‌ها

محمد عباسی در زندان قزلحصار اعدام شد؛ شکنجه و گروگان‌گیری دخترش برای اعتراف اجباری

قوه قضاییه؛ ابزار امنیتی در خدمت سرکوب

در سال‌های اخیر بارها فعالان حقوق بشر تأکید کرده‌اند که قوه قضاییه در بسیاری از پرونده‌های سیاسی و امنیتی، استقلالی از نهادهای امنیتی و سپاه ندارد و عملاً در چارچوب سیاست‌های امنیتی عمل می‌کند. در گزارش اخیر نیز از همکاری نزدیک «رصدخانه‌های اطلاعاتی»، «سازمان‌های امنیتی» و دستگاه قضایی سخن گفته شده است.

منتقدان می‌گویند این موضوع به‌روشنی نشان می‌دهد که بسیاری از احکام صادرشده، به‌ویژه در پرونده‌های سیاسی، بر پایه اراده نهادهای امنیتی شکل می‌گیرد. همچنین تهدید مستقیم روزنامه‌نگاران، رسانه‌ها، فعالان فرهنگی و حتی کاربران شبکه‌های اجتماعی در این گزارش، نشان‌دهنده گسترش دامنه سرکوب به تمام عرصه‌های عمومی است.

تهدید مستمر مردم از سوی مقام‌های قضایی

در ماه‌های گذشته مقام‌های قوه قضاییه بارها در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌های رسمی، مردم و معترضان را تهدید کرده‌اند. هر چند روز یک‌بار، مقام‌های قضایی با استفاده از ادبیات امنیتی از «برخورد قاطع»، «اشد مجازات» و «مقابله با اغتشاش» سخن می‌گویند؛ ادبیاتی که فعالان حقوق بشر آن را بخشی از سیاست ایجاد رعب عمومی می‌دانند.

در گزارش تازه نیز بارها بر اعدام، توقیف اموال، حبس‌های طولانی و مجازات‌های گسترده تأکید شده است. به باور ناظران، این نوع روایت‌سازی نه نشانه اقتدار، بلکه بازتاب نگرانی عمیق حاکمیت از جامعه‌ای است که اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ نشان داد همچنان آماده انفجار اجتماعی است.

نقض حقوق بشر؛ اعدام، سرکوب و مصادره گسترده

گزارش منتشرشده از سوی رسانه‌های وابسته به حاکمیت، حاوی موارد گسترده‌ای از نقض حقوق بشر است؛ از اعدام و بازداشت‌های گسترده گرفته تا مصادره اموال و تهدید رسانه‌ها و شهروندان.

مواد نقض‌شده:

نقض حق حیات – ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

اجرای گسترده احکام اعدام، به‌ویژه در پرونده‌های سیاسی و امنیتی، ناقض حق بنیادین حیات است.

نقض حق دادرسی عادلانه – ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

بسیاری از پرونده‌های امنیتی با محرومیت از وکیل مستقل، فشار امنیتی و روندهای غیرشفاف قضایی همراه بوده‌اند.

نقض آزادی بیان و رسانه – ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

تهدید روزنامه‌نگاران، رسانه‌ها و فعالان فرهنگی به مصادره اموال و مجازات، مصداق آشکار محدود کردن آزادی بیان است.

نقض ممنوعیت بازداشت خودسرانه – ماده ۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

بازداشت‌های گسترده امنیتی و برخورد با معترضان و مخالفان سیاسی، نمونه‌ای از بازداشت‌های خودسرانه محسوب می‌شود.

نقض حق مالکیت – ماده ۱۷ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

مصادره گسترده اموال شهروندان، فعالان رسانه‌ای و چهره‌های فرهنگی بدون روند قضایی مستقل، ناقض حق مالکیت است.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

جواد علیکردی به ۱۰ سال حبس محکوم شد؛ ادامه فشار امنیتی بر خانواده وکیل جان‌باخته مشهدی


جواد علیکردی، برادر خسرو علیکردی وکیل دادگستری جان‌باخته در مشهد، پس از بازداشت در پی انتشار ویدیویی درباره مرگ مشکوک برادرش، توسط دادگاه انقلاب مشهد به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شد

کانون حقوق بشر ایران، یک‌شنبه ۲۷ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ – جواد علیکردی، شهروند اهل سبزوار و برادر خسرو علیکردی، وکیل شناخته‌شده دادگستری و فعال حقوق بشر، از سوی دستگاه قضایی به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شده است. این حکم در شرایطی صادر شده که وی از زمان بازداشت در زندان وکیل‌آباد مشهد نگهداری می‌شود و تاکنون اطلاعات شفافی درباره جزئیات اتهام‌های او منتشر نشده است. فعالان حقوق بشر این پرونده را ادامه فشارهای امنیتی علیه خانواده خسرو علیکردی و تلاشی برای خاموش کردن صداهای دادخواهی می‌دانند.

محکومیت جواد علیکردی در دادگاه انقلاب مشهد

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، جواد علیکردی اخیراً در یکی از شعب دادگاه انقلاب مشهد محاکمه و به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شده است. این حکم در حالی صادر شده که او همچنان در زندان وکیل‌آباد مشهد نگهداری می‌شود و اطلاعات دقیقی از عناوین اتهامی درج‌شده در پرونده منتشر نشده است.

منابع نزدیک به خانواده می‌گویند روند رسیدگی به پرونده در فضایی امنیتی انجام شده و خانواده تاکنون توضیح شفافی درباره دلایل صدور چنین حکم سنگینی دریافت نکرده‌اند.

بازداشت پس از انتشار ویدیو درباره مرگ برادرش

جواد علیکردی شامگاه ۲۱ آذرماه ۱۴۰۴ بازداشت شد؛ بازداشتی که پس از انتشار یک ویدیو در اعتراض به برخورد نیروهای امنیتی با سوگواران مراسم هفتم برادرش صورت گرفت. او در این ویدیو از بازداشت گسترده شرکت‌کنندگان در مراسم یادبود خسرو علیکردی انتقاد کرده و اعلام کرده بود اسناد محرمانه‌ای درباره مرگ مشکوک برادرش در اختیار دارد.

به گفته نزدیکان خانواده، ساعاتی پس از انتشار این ویدیو، نیروهای امنیتی او را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند. فعالان حقوق بشر می‌گویند بازداشت جواد علیکردی در واقع واکنشی به تلاش او برای طرح پرسش درباره نحوه مرگ برادرش و پیگیری حقیقت بوده است.

مرگ مشکوک خسرو علیکردی

خسرو علیکردی، وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر، در ۱۴ آذرماه ۱۴۰۴ به شکل مشکوکی در دفتر کار خود جان باخت. مقام‌های حکومتی علت مرگ او را «ایست قلبی» اعلام کردند، اما خانواده و نزدیکانش این روایت را رد کردند.

به گفته خانواده، شواهدی مانند خونریزی غیرعادی در محل جان‌باختن خسرو علیکردی وجود داشته و همین مسئله تردیدها درباره روایت رسمی را افزایش داده است. خانواده علیکردی خواستار شفاف‌سازی درباره علت واقعی مرگ او شدند؛ مطالبه‌ای که به گفته منابع مطلع، با فشارهای امنیتی و محدودیت‌های گسترده روبه‌رو شد.

وکیلی که از بازداشت‌شدگان اعتراضات دفاع می‌کرد

خسرو علیکردی یکی از شناخته‌شده‌ترین وکلای حقوق بشری مشهد بود که طی سال‌های اخیر وکالت شماری از بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۱ و خانواده‌های دادخواه را برعهده داشت. او از معدود وکلایی بود که با وجود فشارهای امنیتی و قضایی، همچنان بر دفاع از زندانیان سیاسی و معترضان پافشاری می‌کرد.

فعالان مدنی می‌گویند خسرو علیکردی به دلیل فعالیت‌های حرفه‌ای و دفاع از حقوق موکلانش، همواره تحت فشار نهادهای امنیتی قرار داشت.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

اعـدام محراب عبدالله‌زاده در ارومیه؛ اجرای حکم مرگ برای بازداشت‌شده اعتراضات ۱۴۰۱ بر پایه اعترافات اجباری

اعـدام عرفان کیانی در اصفهان؛ ابهام در روند دادگاه و ادامه موج احکام مرگ علیه بازداشت‌شدگان اعتراضات

اعـدام عامر رامش در زندان زاهدان؛ پایان پرونده‌ای پرابهام با ادعاهای شکنجه و اعتراف اجباری

انتقال مخفیانه ده‌ها زندانی به زندان قزلحصار؛ نگرانی‌ها درباره تحرکات مشکوک در واحد امنیتی ۳ افزایش یافت

صدور حکم اعدام برای سعید زارعی کردشولی، حمیدرضا فتحی، عبدالرضا فتحی و حمیدرضا ثابت رای، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه در شیراز

عبدالجلیل شه‌بخش اعدام شد؛ ابهام کامل در روند بازداشت، دادگاه و دادرسی این زندانی سیاسی

اعـدام ناصر بکرزاده و یعقوب کریم‌پور پس از پرونده‌های مبتنی بر اعترافات اجباری

اعـدام سه زندانی سیاسی در مشهد؛ اجرای احکام مرگ برای بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴ پس از شکنجه و فریب خانواده‌ها

محمد عباسی در زندان قزلحصار اعدام شد؛ شکنجه و گروگان‌گیری دخترش برای اعتراف اجباری

فشارهای قضایی و محرومیت‌های حرفه‌ای

در دی‌ماه ۱۴۰۲، دادگاه انقلاب مشهد و دادگاه انتظامی کانون وکلای خراسان، خسرو علیکردی را به دلیل فعالیت‌های حقوقی و دفاع از موکلانش به مجازات‌های مختلف محکوم کردند.

این احکام شامل:

یک سال زندان

دو سال محرومیت از وکالت

دو سال ممنوعیت خروج از کشور

و دو سال ممنوعیت فعالیت در فضای مجازی

بود.

فعالان حقوق بشر این احکام را نشانه افزایش فشار بر وکلای مستقل و تلاشی برای محدود کردن حق دفاع در پرونده‌های سیاسی و امنیتی توصیف کرده‌اند. به گفته آنان، برخورد با خسرو علیکردی پیامی هشدارآمیز برای دیگر وکلایی بود که همچنان در پرونده‌های حساس سیاسی و حقوق بشری فعالیت می‌کنند.

نگرانی‌ها درباره سرکوب خانواده‌های دادخواه

بازداشت و محکومیت جواد علیکردی نگرانی‌ها درباره برخورد امنیتی با خانواده‌های دادخواه را افزایش داده است. فعالان مدنی می‌گویند در سال‌های اخیر خانواده افرادی که در شرایط مشکوک جان باخته‌اند یا در جریان اعتراضات کشته شده‌اند، بارها با احضار، بازداشت و فشارهای قضایی روبه‌رو شده‌اند.

به گفته آنان، این فشارها با هدف جلوگیری از پیگیری حقیقت و خاموش کردن صدای اعتراض خانواده‌ها اعمال می‌شود.

نقض حقوق بشر؛ فشار بر خانواده‌ها و محدود کردن حق دادخواهی

پرونده جواد و خسرو علیکردی نمونه‌ای از فشارهای امنیتی علیه خانواده‌های دادخواه، وکلای مستقل و منتقدان دستگاه قضایی است.

مواد نقض‌شده:

نقض حق آزادی بیان – ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

بازداشت و محکومیت به دلیل انتشار ویدیو و طرح پرسش درباره مرگ مشکوک یک شهروند، ناقض حق آزادی بیان است.

نقض حق دادرسی عادلانه – ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

نبود شفافیت درباره اتهامات و روند رسیدگی قضایی، حق برخورداری از دادرسی عادلانه را نقض می‌کند.

نقض حق آزادی و امنیت شخصی – ماده ۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

بازداشت خودسرانه و نگهداری طولانی‌مدت بدون اطلاع‌رسانی شفاف، ناقض حق امنیت فردی است.

نقض استقلال وکلا و حق دفاع – اصول اساسی سازمان ملل درباره نقش وکلا:

فشار قضایی بر وکلایی که از زندانیان سیاسی و معترضان دفاع می‌کنند، ناقض اصول استقلال حرفه وکالت و حق دفاع آزادانه است.


کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک



اشتراک:

گلرخ ایرایی در نامه‌ای به انجمن قلم آمریکا: «می‌نویسیم حتی اگر آزادی‌مان به بند کشیده شود»


گلرخ ایرایی، زندانی سیاسی محبوس در بند زنان زندان اوین، در نامه‌ای خطاب به انجمن قلم آمریکا از سرکوب آزادی بیان، فشار بر نویسندگان و نقش «قلم» در مقابله با ستم و اختناق نوشته است

کانون حقوق بشر ایران، شنبه ۲۶ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ – گلرخ ایرایی، زندانی سیاسی زندان اوین، در نامه‌ای خطاب به انجمن قلم آمریکا، از وضعیت آزادی بیان، سرکوب نویسندگان و نقش نوشتن در مقابله با استبداد سخن گفته است. او در این نامه، «قلم» را صدای مردم تحت ستم، بازتاب رنج محرومان و ابزاری برای مقابله با حذف و سرکوب توصیف می‌کند.

نامه‌ای از بند زنان اوین به انجمن قلم آمریکا

گلرخ ایرایی که سال‌هاست به دلیل فعالیت‌های سیاسی و مدنی در زندان به‌سر می‌برد، این نامه را در اردیبهشت ۱۴۰۵ از بند زنان زندان اوین نوشته است. او در این نامه از نقش نوشتن و آزادی بیان در مقابله با سرکوب سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که حاکمیت، از «قلم» و افشای حقیقت هراس دارد.

در بخش‌های مختلف نامه، او به سرکوب سیستماتیک، فقر، اعدام، خیزش‌های مردمی، اعتراضات و رنج خانواده‌های دادخواه اشاره کرده و «قلم» را ابزاری برای شکستن سکوت توصیف می‌کند.

متن کامل نامه گلرخ ایرایی

«از راهی دور به شما که برای گرامی‌داشت «آزادی نوشتن» در کنار هم ایستاده‌اید، سلام می‌گویم. از جهانی که در آن حقایق مجال آشکار شدن ندارند و شکستن اختناق و انقیاد، نه یک حق ساده، بلکه در رویارویی با حاکمانی که منافع‌شان با ترسی که بر زبان و عمل سایه می‌اندازد میسر می‌شود.

اینجا بی‌پروا نوشتن از رنج مردمانی که ستم را به پیکار برمی‌خیزند، مجرمانه است و «آنان که با قلم تباهی درد را به چشم جهانیان پدیدار می‌کنند»، در سکوت فرسوده می‌شوند و مجرم‌اند و سزاوار محاکمه!

نوشتن از رنج مردم تحت ستم، از فقر و نابرابری و سرکوب و کشتار سیستماتیک ـ که همواره بخشی از زندگی‌مان بوده است ـ اگرچه بی‌دغدغه نیست، اما روزنه‌ی امیدی است بر انگیزه‌ی مبارزه و محرکی خواهد بود بر غلیان خشم مردمی که خفگی را زندگی می‌کنند و خروش خشم آگاهانه و هدفمندشان، به گواه تاریخ، تنها شیوه‌ی برچیدن ستم خواهد بود.

ارتجاع حاکم، آزادی اندیشه و جسارت بیان را برنمی‌تابد، آنگاه که «قلم» بر چوبه‌های دار افراشته حمله می‌برد و از فقر و نابرابری روایت می‌کند و بازتابی می‌شود از سفره‌های خالی و قیام گرسنگان را نوید می‌دهد.

پس به شکستن قلم ایستادند. «قلم» که واقعیت تلخ موجود را به افق روشن فردا پیوند می‌زند و سکوت را که از سرکوب بی‌امان بیش از یک قرن سلطه‌ی «شیخ و شاه» به آن وادار می‌شویم، با آگاهی اجتماعی، آگاهی سیاسی و آگاهی طبقاتی که رهایی‌بخش محرومان و توده‌های تحت ستم است، در هم می‌شکند.

می‌نویسیم برای مقابله با حذف فیزیکی انسان، نادیده انگاشتن اندیشه و حذف باور و حقوق سیاسی و ایدئولوژیک و اجتماعی. برای مقابله با حذف ارزش‌ها و عقایدی که همواره وادار به طرد و گوشه‌نشینی بوده‌اند.

می‌نویسیم حتی اگر آزادی‌مان به بند کشیده شود. حتی اگر مورد تهدید و تحدید قرار بگیریم و وادار به تبعید و فدای جان شویم. ما این مبارزه را طی سالیان سلطه‌ی بی‌امان دیکتاتورها، زیر یوغ استثمار و ارتجاع، بر فراز کوه‌ها، از دل جنگل‌ها و در خیابان‌های شهرهامان، در خاورمیانه‌ی مورد چپاول استعمار و مورد تهاجم ارتجاع، به شعر و شعار، با جان و خون سرودیم و نقش‌آفرینی کردیم.

آنگاه که «قلم» نوشتن می‌آغازد تا از رنج مردم بگوید، نه در مرز می‌گنجد، نه در نژاد و ملیت، نه در جنس و رنگ.

«قلم» فریاد رنجی مشترک می‌شود در برابر ستم، برای ما که در نبردی نابرابر پا به میدان گذاشتیم…

«قلم» فریاد می‌شود بر سفره‌های بی‌نان. فریاد می‌شود بر زبان مادران اندوه، آنگاه که جنازه‌های آن سربداران رشید را بر ارابه‌های مرگ به سوی گورهایی بی‌نشان اشک می‌ریزند.

فریاد می‌شود با کودکان فلسطین، آنگاه که خشم اشغال را در کوله‌بار آوارگی بر دوش کشیدند و رویاهایشان با خاکستر برجای‌مانده از درختان زیتون سوخته از کین دژخیم، دود شد و به هوا رفت.

فریاد می‌شود در آن آخرین نگاه ترسیده‌ی دختران میناب، در غبار و خون و گیس‌های آشفته‌ی ماسیده بر گردن‌های نحیف‌شان.


فریاد می‌شود در دادخواهی ماه‌منیر مولایی‌راد، مادر کیان پیرفلک، آنگاه که از میان بازی کودکانه‌ی کیان، فرزند کشته‌شده‌اش در اعتراضات ایذه، اندوهی بی‌پایان را به یاد می‌آورد و می‌نویسد ظلم پایدار نیست و ظالم به سزای عملش خواهد رسید.

«قلم» فریاد می‌شود بر هر رنجی و بر هر ستمی در هر گوشه‌ی جهان و اگر جز این و به مصلحت بچرخد، رسالت خود را فرو گذاشته است.

و شما عزیزانم که قلب‌هاتان برای افشای حقیقت می‌تپد و دغدغه‌تان بی‌دغدغه نوشتن از واقعیت است، شما که «قلم» و مبارزه در راه برابری و رهایی را گرامی می‌دارید، تلاش آگاهانه و مسئولانه‌تان برای مردم تحت ستم که برای «حق» می‌جنگند، انعکاس صدای بی‌صدایان خواهد بود.

ما از خفگی رها خواهیم شد و می‌دانیم این جز در حرکتی مشترک میسر نخواهد بود.

برای برقراری عدالت و برابری ـ تا رهایی بشر از اختناق و انقیاد حاکمان

اردیبهشت ۱۴۰۵

بند زنان زندان اوین»

ما از خفگی رها خواهیم شد

گلرخ ایرایی در پست دوم خود به دریافت جایزه از انجمن قلم آمریکا اشاره کرده و نوشته بود:

انجمن قلم آمریکا در مراسم سالانه ادبی خود در نیویورک، جایزه «آزادی نوشتن» سال ۲۰۲۶ را به گلرخ ایرایی، نویسنده و زندانی سیاسی محبوس در بند زنان زندان اوین، اهدا کرد. فریبا راد، فعال حقوق بشر، در غیاب گلرخ در این مراسم حضور یافت.

‏بخشی از نامه گلرخ ایرایی، نویسنده و زندانی سیاسی خطاب به انجمن قلم آمریکا: ‏«ما از خفگی رها خواهیم شد و می‌دانیم این جز در حرکتی مشترک میسر نخواهد بود».

گلرخ ایرایی و سال‌ها زندان و فشار امنیتی

گلرخ ایرایی از زندانیان سیاسی شناخته‌شده در ایران است که طی سال‌های گذشته بارها بازداشت، محاکمه و زندانی شده است. او به دلیل فعالیت‌های مدنی، نوشتن، حمایت از زندانیان سیاسی و اعتراض به مجازات اعدام، بارها با پرونده‌سازی امنیتی روبه‌رو شده است.

گلرخ ایرایی در سال‌های گذشته بخش زیادی از دوران محکومیت خود را در زندان اوین و تبعیدگاه‌های مختلف سپری کرده و بارها از حق درمان، تماس و ملاقات محروم شده است. نام او در سال‌های اخیر به یکی از چهره‌های شناخته‌شده زندانیان سیاسی زن در برابر فشارهای امنیتی و قضایی تبدیل شده است.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

اعـدام محراب عبدالله‌زاده در ارومیه؛ اجرای حکم مرگ برای بازداشت‌شده اعتراضات ۱۴۰۱ بر پایه اعترافات اجباری

اعـدام عرفان کیانی در اصفهان؛ ابهام در روند دادگاه و ادامه موج احکام مرگ علیه بازداشت‌شدگان اعتراضات

اعـدام عامر رامش در زندان زاهدان؛ پایان پرونده‌ای پرابهام با ادعاهای شکنجه و اعتراف اجباری

انتقال مخفیانه ده‌ها زندانی به زندان قزلحصار؛ نگرانی‌ها درباره تحرکات مشکوک در واحد امنیتی ۳ افزایش یافت

صدور حکم اعدام برای سعید زارعی کردشولی، حمیدرضا فتحی، عبدالرضا فتحی و حمیدرضا ثابت رای، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه در شیراز

عبدالجلیل شه‌بخش اعدام شد؛ ابهام کامل در روند بازداشت، دادگاه و دادرسی این زندانی سیاسی

اعـدام ناصر بکرزاده و یعقوب کریم‌پور پس از پرونده‌های مبتنی بر اعترافات اجباری

اعـدام سه زندانی سیاسی در مشهد؛ اجرای احکام مرگ برای بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴ پس از شکنجه و فریب خانواده‌ها

محمد عباسی در زندان قزلحصار اعدام شد؛ شکنجه و گروگان‌گیری دخترش برای اعتراف اجباری

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

تداوم بی‌خبری از امید تاتاری؛ نگرانی خانواده از ناپدید شدن جوان اهل ارومیه


با گذشت بیش ا ز۴ ماه از ناپدید شدن امید تاتاری، خانواده او همچنان از سرنوشت این جوان ۲۴ ساله بی‌اطلاع هستند؛ همزمان فعالان حقوق بشر نسبت به افزایش بازداشت‌های خودسرانه و ناپدیدسازی‌های فراقانونی پس از تشدید فضای امنیتی هشدار می‌دهند

کانون حقوق بشر ایران، شنبه ۲۶ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ – سرنوشت امید تاتاری، جوان ۲۴ ساله اهل روستای ریک‌آباد از توابع صومای برادوست ارومیه، همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. خانواده او می‌گویند از زمان ناپدید شدنش هیچ تماس، اطلاع رسمی یا پاسخ شفافی از سوی نهادهای مسئول دریافت نکرده‌اند. این در حالی است که همزمان با تشدید فضای امنیتی و افزایش سرکوب پس از آغاز جنگ، گزارش‌های متعددی از بازداشت‌های خودسرانه، ناپدیدسازی‌های فراقانونی و بی‌خبری خانواده‌ها از وضعیت بازداشت‌شدگان منتشر شده است.

ناپدید شدن امید تاتاری در مسیر مراجعه به دندانپزشکی

بر اساس اطلاعات منتشرشده، امید تاتاری، فرزند خالد و اهل روستای ریک‌آباد، روز چهارشنبه ۱۷ دی‌ماه ۱۴۰۴ همراه برادرش برای مراجعه به دندانپزشکی راهی ارومیه شد. به گفته خانواده، برادرش وحید تاتاری حدود ساعت ۱۰ صبح او را مقابل ترمینال دخانیات ارومیه پیاده کرده و از آن لحظه تاکنون هیچ اطلاعی از وضعیت او در دست نیست.

خانواده امید تاتاری می‌گویند در روزهای گذشته به مراکز مختلف، بیمارستان‌ها، نهادهای انتظامی و مراجع مسئول مراجعه کرده‌اند اما تاکنون هیچ پاسخ روشن و قابل استنادی درباره سرنوشت فرزندشان دریافت نکرده‌اند. به گفته نزدیکان خانواده، بی‌خبری مطلق از وضعیت این جوان ۲۴ ساله نگرانی‌های جدی درباره احتمال بازداشت یا ناپدیدسازی فراقانونی او ایجاد کرده است.

جست‌وجوی خانواده در بیمارستان‌ها و مراکز درمانی

خانواده امید تاتاری اعلام کرده‌اند که در جریان جست‌وجوی فرزندشان، ناچار شده‌اند در برخی مراکز درمانی و پزشکی قانونی، پیکرهای ناشناس را بررسی کنند. به گفته آنان، این وضعیت فشار روانی سنگینی بر خانواده وارد کرده و روزهای دشواری را برای آنان رقم زده است.

فعالان حقوق بشر می‌گویند بی‌اطلاعی خانواده‌ها از وضعیت افراد ناپدیدشده، یکی از شدیدترین اشکال فشار روانی علیه خانواده‌ها محسوب می‌شود. در سال‌های اخیر موارد متعددی از ناپدید شدن شهروندان، بازداشت‌های بدون اطلاع‌رسانی و قطع ارتباط بازداشت‌شدگان با خانواده‌ها گزارش شده است.

افزایش بازداشت‌های خودسرانه پس از تشدید فضای امنیتی

همزمان با افزایش فضای امنیتی در کشور، گزارش‌های مربوط به بازداشت‌های خودسرانه و فراقانونی نیز افزایش یافته است. فعالان حقوق بشر می‌گویند پس از آغاز جنگ و تشدید فضای سرکوب، نهادهای امنیتی و قضایی دست بازتری برای برخورد با شهروندان، معترضان و فعالان مدنی پیدا کرده‌اند.

به گفته آنان، در بسیاری از موارد، افراد بدون ارائه حکم قضایی یا اطلاع‌رسانی رسمی بازداشت می‌شوند و خانواده‌ها برای روزها یا حتی هفته‌ها از محل نگهداری و وضعیت آنان بی‌اطلاع می‌مانند. فعالان حقوق بشری هشدار می‌دهند که ادامه این روند، فضای ترس و ناامنی را در جامعه گسترش داده است.

نگرانی از ناپدیدسازی‌های فراقانونی

در سال‌های گذشته، نهادهای حقوق بشری بارها نسبت به موارد ناپدیدسازی قهری و بازداشت‌های مخفیانه در ایران هشدار داده‌اند. در چنین پرونده‌هایی، نهادهای امنیتی یا مسئولان قضایی از ارائه اطلاعات روشن درباره وضعیت فرد بازداشت‌شده خودداری می‌کنند و خانواده‌ها در بی‌خبری کامل باقی می‌مانند.

فعالان حقوق بشر می‌گویند نبود شفافیت، عدم پاسخگویی نهادهای مسئول و محدودیت دسترسی خانواده‌ها به اطلاعات، نگرانی‌ها درباره امنیت جانی افراد ناپدیدشده را افزایش می‌دهد. در مورد امید تاتاری نیز تاکنون هیچ مقام رسمی توضیح شفافی درباره سرنوشت او ارائه نکرده است.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

اعـدام محراب عبدالله‌زاده در ارومیه؛ اجرای حکم مرگ برای بازداشت‌شده اعتراضات ۱۴۰۱ بر پایه اعترافات اجباری

اعـدام عرفان کیانی در اصفهان؛ ابهام در روند دادگاه و ادامه موج احکام مرگ علیه بازداشت‌شدگان اعتراضات

اعـدام عامر رامش در زندان زاهدان؛ پایان پرونده‌ای پرابهام با ادعاهای شکنجه و اعتراف اجباری

انتقال مخفیانه ده‌ها زندانی به زندان قزلحصار؛ نگرانی‌ها درباره تحرکات مشکوک در واحد امنیتی ۳ افزایش یافت

صدور حکم اعدام برای سعید زارعی کردشولی، حمیدرضا فتحی، عبدالرضا فتحی و حمیدرضا ثابت رای، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه در شیراز

عبدالجلیل شه‌بخش اعدام شد؛ ابهام کامل در روند بازداشت، دادگاه و دادرسی این زندانی سیاسی

اعـدام ناصر بکرزاده و یعقوب کریم‌پور پس از پرونده‌های مبتنی بر اعترافات اجباری

اعـدام سه زندانی سیاسی در مشهد؛ اجرای احکام مرگ برای بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴ پس از شکنجه و فریب خانواده‌ها

محمد عباسی در زندان قزلحصار اعدام شد؛ شکنجه و گروگان‌گیری دخترش برای اعتراف اجباری

تشدید نگرانی خانواده و نزدیکان

خانواده امید تاتاری می‌گویند روزهای گذشته را در نگرانی و اضطراب شدید سپری کرده‌اند و همچنان هیچ نشانه‌ای از وضعیت او در دست ندارند. به گفته نزدیکان این خانواده، ادامه بی‌خبری باعث شده نگرانی‌ها درباره سلامت و امنیت جانی این جوان افزایش پیدا کند.

فعالان مدنی در ارومیه و مناطق کردنشین نیز خواستار روشن شدن وضعیت امید تاتاری و پاسخگویی نهادهای مسئول شده‌اند.

نقض حقوق بشر؛ حق آگاهی خانواده‌ها از سرنوشت مفقودشدگان

تداوم بی‌خبری از سرنوشت امید تاتاری، نگرانی‌ها درباره نقض حقوق بنیادین شهروندان و بازداشت‌های فراقانونی را افزایش داده است. نهادهای حقوق بشری تأکید می‌کنند که خانواده‌ها حق دارند از وضعیت و محل نگهداری بستگان خود مطلع باشند و نهادهای مسئول موظف به ارائه اطلاعات شفاف هستند.

مواد نقض‌شده:

نقض حق آزادی و امنیت شخصی – ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

ناپدید شدن یا بازداشت بدون اطلاع‌رسانی شفاف، ناقض حق امنیت فردی شهروندان است.

نقض ممنوعیت بازداشت خودسرانه – ماده ۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

بازداشت یا نگهداری افراد بدون اعلام رسمی و بدون دسترسی خانواده به اطلاعات، مصداق بازداشت خودسرانه است.

نقض حق دسترسی خانواده‌ها به حقیقت – اصول حقوق بشری سازمان ملل:

خانواده‌ها حق دارند از سرنوشت و وضعیت بستگان مفقود یا بازداشت‌شده خود آگاه شوند.

نقض کرامت انسانی – ماده ۱ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

بی‌خبری طولانی‌مدت و رها کردن خانواده‌ها در وضعیت اضطراب و سردرگمی، ناقض کرامت انسانی و حقوق بنیادین آنان است.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

محمد عباسی؛ اعدام ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ | زندان قزلحصار


زندانی سیاسی محمد عباسی، اعدام در ۲۳ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ در زندان قزلحصار

نام و نام خانوادگی: محمد عباسی



محل تولد:

ساکن: تهران

تاریخ تولد:۱۳۵۰

تاریخ آخرین بازداشت: دی‌ماه ۱۴۰۴

اتهامات: محاربه، مشارکت در قتل یک سرهنگ نیروی انتظامی و شرکت در اعتراضات

محل زندان: زندان قزلحصار

محکومیت:‌ اعدام

تاریخ اعدام: ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵

اعدام محمد عباسی

بامداد چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵، حکم اعدام محمد عباسی، از بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴، در زندان قزلحصار کرج اجرا شد. این زندانی سیاسی پیش‌تر در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی به اتهام‌هایی چون مشارکت در قتل یک مأمور نیروی انتظامی، همکاری با اسرائیل و آمریکا و شرکت در اعتراضات ملارد به اعدام محکوم شده بود. فعالان حقوق بشر می‌گویند این پرونده بر پایه اعترافات اجباری اخذشده تحت شکنجه و تهدید دختر او شکل گرفته بود.

محمد عباسی چگونه بازداشت و به اعدام محکوم شد؟

محمد عباسی، ۵۵ ساله، در جریان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ بازداشت شد. پس از بازداشت، پرونده او در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست ابوالقاسم صلواتی مورد رسیدگی قرار گرفت.

دستگاه قضایی او را به مشارکت در قتل یک مأمور نیروی انتظامی، همکاری با اسرائیل و آمریکا و نقش داشتن در اعتراضات ملارد متهم کرد و در نهایت حکم اعدام برای او صادر شد.

فعالان حقوق بشر می‌گویند روند رسیدگی به پرونده محمد عباسی در فضایی کاملاً امنیتی و شتاب‌زده انجام شده و دادگاه او فاقد استانداردهای یک دادرسی عادلانه بوده است. به گفته آنان، بسیاری از پرونده‌های مرتبط با اعتراضات سراسری در دادگاه‌هایی بررسی می‌شوند که تحت نفوذ مستقیم نهادهای امنیتی قرار دارند

چرا پرونده محمد عباسی بحث‌برانگیز شده بود؟

بر اساس اطلاعات منتشرشده، شعبه ۳۹ دیوان عالی کشور درخواست فرجام‌خواهی محمد عباسی را رد و حکم اعدام او را تأیید کرده بود. همزمان، حکم ۲۵ سال زندان فاطمه عباسی، دختر او، نیز بدون تغییر به تأیید رسید.

منابع مطلع و نزدیکان خانواده تأکید کرده‌اند که هیچ سند مستقل و قابل اتکایی برای اثبات اتهام‌های مطرح‌شده علیه محمد عباسی و دخترش ارائه نشده و محور اصلی پرونده، اعترافاتی بوده که تحت فشار و شکنجه اخذ شده بود.

ناظران حقوقی می‌گویند تأیید سریع احکام سنگین در پرونده‌های مرتبط با اعتراضات، نگرانی‌ها درباره روند غیرشفاف قضایی را افزایش داده بود.

شکنجه و تهدید دختر آقای عباسی چگونه انجام شد؟

منابع نزدیک به خانواده عباسی می‌گویند محـمد عباسی در دوران بازداشت تحت فشار شدید جسمی و روانی قرار داشته تا اعترافات موردنظر بازجویان را بپذیرد. یک منبع مطلع گفته است که بازجویان علاوه بر شکنجه جسمی، با تهدید نسبت به دختر او تلاش کرده‌اند وی را وادار به اعتراف کنند.

بر اساس این گزارش، مأموران امنیتی با تهدید جنسی علیه فاطمه عبـاسی و استفاده از او به‌عنوان ابزار فشار، عملاً دختر محمد عباسی را به گروگان روند بازجویی تبدیل کرده بودند. فعالان حقوق بشر می‌گویند استفاده از اعضای خانواده، به‌ویژه فرزندان زندانیان سیاسی، برای اعمال فشار روانی و گرفتن اعتراف اجباری، یکی از شیوه‌های رایج در پرونده‌های امنیتی است.

به گفته آنان، چنین اعترافاتی فاقد اعتبار حقوقی و قضایی است و نمی‌تواند مبنای صدور حکم اعدام قرار گیرد.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

اعـدام محراب عبدالله‌زاده در ارومیه؛ اجرای حکم مرگ برای بازداشت‌شده اعتراضات ۱۴۰۱ بر پایه اعترافات اجباری

اعـدام عرفان کیانی در اصفهان؛ ابهام در روند دادگاه و ادامه موج احکام مرگ علیه بازداشت‌شدگان اعتراضات

اعـدام عامر رامش در زندان زاهدان؛ پایان پرونده‌ای پرابهام با ادعاهای شکنجه و اعتراف اجباری

انتقال مخفیانه ده‌ها زندانی به زندان قزلحصار؛ نگرانی‌ها درباره تحرکات مشکوک در واحد امنیتی ۳ افزایش یافت

صدور حکم اعدام برای سعید زارعی کردشولی، حمیدرضا فتحی، عبدالرضا فتحی و حمیدرضا ثابت رای، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه در شیراز

عبدالجلیل شه‌بخش اعدام شد؛ ابهام کامل در روند بازداشت، دادگاه و دادرسی این زندانی سیاسی

اعـدام ناصر بکرزاده و یعقوب کریم‌پور پس از پرونده‌های مبتنی بر اعترافات اجباری

اعـدام سه زندانی سیاسی در مشهد؛ اجرای احکام مرگ برای بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴ پس از شکنجه و فریب خانواده‌ها

محمد عباسی در زندان قزلحصار اعدام شد؛ شکنجه و گروگان‌گیری دخترش برای اعتراف اجباری


کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک




اشتراک:

نوشته‌های پر بیننده

بایگانی وبلاگ

بازدید وبلاگ