--> کانون حقوق بشر ایران

کانون حقوق بشر ایران، بازتاب خبرها و صدای کلیه زندانیان با هر عقیده و مرام و مسلک از ترک و لر و بلوچ و عرب و کرد و فارس

افشای طرح اعزام زندانیان به مناطق جنگی؛ ایستادگی زندانیان در برابر فشارها و تهدیدها


گزارش‌های دریافتی از برخی زندان‌ها از جمله زندان کرمان حاکی از آن است که مسئولان زندان در هفته‌های اخیر تلاش کرده‌اند زندانیان را برای اعزام به مناطق جنگی از جمله جزیره خارک و استان هرمزگان جذب کنند. این اقدام با وعده‌های مالی، اعمال فشار و تهدید زندانیان همراه بوده، اما بسیاری از زندانیان در برابر این فشارها ایستادگی کرده و از همکاری با این طرح خودداری کرده‌اند

کانون حقوق بشر ایران، سه‌شنبه ۱۹ خردادماه ۱۴۰۵ – منابع مطلع از داخل زندان‌ها گزارش می‌دهند که در هفته‌های اخیر، مسئولان برخی زندان‌ها از جمله زندان کرمان با حضور در بندهای مختلف از زندانیان خواسته‌اند برای اعزام به مناطق جنگی نام‌نویسی کنند. بر اساس این گزارش‌ها، از زندانیان خواسته شده است به عنوان «نیروی داوطلب» به مناطقی نظیر جزیره خارک و برخی مناطق استان هرمزگان اعزام شوند. این در حالی است که بسیاری از زندانیان معتقدند در شرایطی که از ابتدایی‌ترین حقوق خود محروم هستند، اکنون تلاش می‌شود از آنان به عنوان نیروی جایگزین در شرایط بحرانی استفاده شود.

زندانیان چگونه برای حضور در مناطق جنگی تحت فشار قرار می‌گیرند؟

بر اساس گزارش‌های رسیده، مسئولان زندان با حضور در بندها از زندانیان خواسته‌اند برای اعزام به مناطق جنگی ثبت‌نام کنند. در کنار این درخواست، وعده‌هایی درباره پرداخت پول، بهبود شرایط زندان یا برخورداری از برخی امتیازات مطرح شده است.

با این حال، بسیاری از زندانیان این وعده‌ها را فاقد اعتبار و ضمانت اجرایی می‌دانند. آنان معتقدند وعده‌های مطرح‌شده بیش از آنکه یک برنامه واقعی باشد، تلاشی برای جذب نیرو از میان افرادی است که در شرایط دشوار و محروم از آزادی به سر می‌برند.

منابع آگاه می‌گویند در مواردی که زندانیان تمایلی به ثبت‌نام نشان نداده‌اند، برخی مسئولان زندان با زبان تهدید وارد عمل شده‌اند. به گفته این منابع، به بعضی از زندانیان هشدار داده شده که در صورت مخالفت ممکن است با سختگیری‌های بیشتر، محدودیت در برخورداری از امکانات زندان، مشکلات مربوط به مرخصی یا دیگر فشارهای اداری و امنیتی روبه‌رو شوند.

جزیره خارک و هرمزگان؛ مقصد زندانیان اعزامی

بر اساس اطلاعات دریافتی، مناطقی که بیش از همه از آنها نام برده شده، جزیره خارک و بخش‌هایی از استان هرمزگان است. این مناطق به دلیل موقعیت راهبردی و اهمیت اقتصادی و نظامی خود همواره از نقاط حساس به شمار می‌روند.

گزارش‌ها حاکی است که مسئولان زندان تلاش کرده‌اند اعزام به این مناطق را به عنوان یک مأموریت داوطلبانه معرفی کنند، اما زندانیان و خانواده‌های آنان معتقدند وقتی فرد در شرایط حبس قرار دارد و تحت فشار مقام‌های زندان است، سخن گفتن از «داوطلبی» معنای واقعی خود را از دست می‌دهد.

فعالان حقوق بشر تأکید می‌کنند که زندانیان به دلیل وضعیت خاص خود از موقعیت برابر برای تصمیم‌گیری برخوردار نیستند و هرگونه درخواست برای مشارکت در فعالیت‌های پرخطر باید با حساسیت ویژه مورد بررسی قرار گیرد.

وعده‌های مالی؛ ابزاری برای جذب زندانیان

یکی از محورهای اصلی این طرح، وعده پرداخت پول به زندانیان عنوان شده است. منابع داخل زندان می‌گویند مسئولان تلاش کرده‌اند با مطرح کردن کمک‌های مالی و امتیازات اقتصادی، برخی زندانیان را به ثبت‌نام ترغیب کنند.

با این حال، بسیاری از زندانیان این وعده‌ها را توخالی و فاقد پشتوانه می‌دانند. به گفته آنان، تجربه‌های گذشته نشان داده است که بسیاری از وعده‌های مطرح‌شده در زندان‌ها هرگز به طور کامل اجرا نمی‌شود.

برخی زندانیان که با مشکلات مالی شدید، بدهی‌های سنگین یا وضعیت دشوار خانوادگی مواجه هستند، ممکن است تحت تأثیر این وعده‌ها قرار بگیرند. اما فعالان حقوق بشر معتقدند استفاده از شرایط اقتصادی زندانیان برای جذب آنان در فعالیت‌های خطرناک، نوعی سوءاستفاده از وضعیت آسیب‌پذیر افراد محروم از آزادی محسوب می‌شود.

چرا بسیاری از زندانیان از ثبت‌نام خودداری کرده‌اند؟

یکی از زندانیان وضعیت موجود را چنین توصیف کرده است که با آنان مانند «گوشت قربانی» رفتار می‌شود. این توصیف بازتاب نگرانی گسترده‌ای است که در میان بسیاری از زندانیان وجود دارد.

منابع مطلع می‌گویند شمار زیادی از زندانیان با وجود وعده‌های مالی و فشارهای اعمال‌شده حاضر به ثبت‌نام نشده‌اند. آنان معتقدند نباید به عنوان ابزاری برای پیشبرد اهدافی مورد استفاده قرار گیرند که هیچ نقشی در شکل‌گیری آن نداشته‌اند.

به گفته این منابع، برخی زندانیان آشکارا اعلام کرده‌اند که حاضر نیستند در جنگی شرکت کنند که آن را خواست و مطالبه مردم ایران نمی‌دانند. این موضع‌گیری سبب شده است که مسئولان زندان با دشواری بیشتری در جذب نیرو مواجه شوند.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

لیست و مشخصات کامل زندانیان سیاسی اعدام شده از سال ۱۴۰۰ تا ‌کنون

متن کامل اعلامیه جهانی حقوق بشر

فهرست جامع زندانیان محکوم به اعدام – زندانیان سیاسی و بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴

آرشیو قضات مرگ ـ قضات صادر کننده احکام اعدام در ایران

آخرین خبرهای بازداشت شدگان اعتراضات

جهان بداند در ایران چه گذشت! فیلم‌های تکان‌دهنده + فیلم‌های افزوده جدید از کشتار اعتراضات سراسری ۱۴۰۴

اولین ویدئوی ۳ بعدی بند ۲۰۹ زندان اوین؛ قسمت اول: ساختمان و ساختار بندها

پرونده شهرک اکباتان؛ صدور حکم اعدام برای چهار متهم در دادگاه انقلاب تهران

اعدام اشکان مالکی و مهرداد محمدی‌نیا در زندان قزلحصار؛ پایان یک پرونده پرابهام با احکام مرگ

اعدام فتح‌الله آوری؛ ادامه موج اعدام معترضان در سایه سکوت جهانی

کمبود نیرو و تلاش برای استفاده از زندانیان

ناظران معتقدند مطرح شدن چنین طرح‌هایی می‌تواند نشانه‌ای از مشکلات موجود در تأمین نیروی انسانی باشد. طی ماه‌های اخیر گزارش‌های متعددی درباره کاهش انگیزه در میان نیروهای حکومتی، فرار برخی نیروها و دشواری جذب نیروهای جدید منتشر شده است.

به باور منتقدان، هنگامی که حکومت برای تأمین نیرو به سراغ زندانیان می‌رود، این موضوع می‌تواند نشانه‌ای از کمبود شدید نیرو و ناتوانی در جلب مشارکت داوطلبانه شهروندان باشد.

فعالان حقوق بشر هشدار می‌دهند که زندانیان به دلیل شرایط خاص خود نباید به عنوان ذخیره نیروی انسانی برای فعالیت‌های نظامی یا امنیتی مورد استفاده قرار گیرند. آنان تأکید می‌کنند که محرومیت از آزادی نباید به ابزاری برای بهره‌برداری از افراد در شرایط پرخطر تبدیل شود.

ایستادگی زندانیان در برابر فشارها

با وجود تمامی فشارها، تهدیدها و وعده‌های مطرح‌شده، گزارش‌ها نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از زنـدانیان در برابر این طرح مقاومت کرده‌اند. منابع داخل زندان می‌گویند بسیاری از زنـدانیان حاضر نشده‌اند نام خود را در فهرست اعزام ثبت کنند.

این مقاومت در شرایطی صورت می‌گیرد که زندانیان از امکان دسترسی آزاد به رسانه‌ها، وکیل و بسیاری از حقوق اولیه محروم هستند. با این وجود، مخالفت گسترده آنان نشان‌دهنده بی‌اعتمادی عمیق نسبت به وعده‌های مطرح‌شده و نگرانی از پیامدهای احتمالی چنین مأموریت‌هایی است.

فعالان حقوق بشر معتقدند این ایستادگی نشان می‌دهد که حتی در شرایط سخت زندان نیز بسیاری از زنـدانیان حاضر نیستند تحت فشار و تهدید، در طرح‌هایی مشارکت کنند که آینده و جان آنان را در معرض خطر قرار می‌دهد.

نقض حقوق بشر؛ سوءاستفاده از زنـدانیان در شرایط حبس

تلاش برای جذب یا اعزام زنـدانیان به مناطق جنگی، آن هم در شرایطی که این افراد از آزادی انتخاب کامل برخوردار نیستند، نگرانی‌های جدی حقوق بشری ایجاد کرده است. نهادهای بین‌المللی بارها تأکید کرده‌اند که زندانیان نباید در معرض اجبار، تهدید یا سوءاستفاده قرار گیرند.

مواد نقض‌شده:

ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر: هر فرد حق حیات، آزادی و امنیت شخصی دارد و نباید در معرض خطرات ناشی از اعزام اجباری به مناطق جنگی قرار گیرد.

ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر: هیچ فردی نباید تحت رفتارهای غیرانسانی، تحقیرآمیز یا تهدیدآمیز قرار گیرد.

ماده ۸ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی: کار و خدمات اجباری ممنوع است و هیچ فردی نباید تحت فشار به انجام فعالیتی وادار شود.

قواعد نلسون ماندلا: زنـدانیان باید از هرگونه بهره‌کشی، اجبار و سوءاستفاده در دوران حبس مصون باشند.

اصل کرامت انسانی: محرومیت از آزادی نباید به ابزاری برای استفاده از زنـدانیان در فعالیت‌های پرخطر، نظامی یا خارج از چارچوب قانونی تبدیل شود.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

بازداشت وکلا؛ تلاش برای خاموش کردن آخرین سنگر دفاع از زندانیان سیاسی و بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴


موج بازداشت، تعلیق پروانه و پرونده‌سازی علیه وکلای دادگستری در سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از اعتراضات سراسری ۱۴۰۴، به یکی از ابعاد کمتر دیده‌شده سرکوب در ایران تبدیل شده است؛ روندی که هدف آن حذف مدافعان مستقل، تسلط کامل بر روند دادرسی و خاموش کردن صدای زندانیان سیاسی عنوان می‌شود

بازداشت وکلا؛ راهبردی برای حذف آخرین سنگر دفاع حقوقی

کانون حقوق بشر ایران، دوشنبه ۱۸ خردادماه ۱۴۰۵ – بازداشت وکلا در ایران دیگر یک رویداد پراکنده یا استثنایی نیست، بلکه به بخشی از یک سیاست سازمان‌یافته برای کنترل کامل روند دادرسی تبدیل شده است. در سال‌های اخیر و به‌ویژه پس از اعتراضات سراسری ۱۴۰۴، ده‌ها وکیل دادگستری به دلیل پذیرش وکالت معترضان، زندانیان سیاسی، خانواده‌های دادخواه و فعالان مدنی با احضار، بازداشت، تعلیق پروانه و محرومیت‌های شغلی روبه‌رو شده‌اند. ناظران حقوق بشر معتقدند هدف اصلی این روند، محروم کردن بازداشت‌شدگان از دسترسی به وکلای مستقل و فراهم کردن زمینه برای صدور احکام سنگین، از جمله اعدام، در دادگاه‌های انقلاب است.

هدف از سرکوب وکلای مستقل چیست؟

به باور فعالان حقوق بشر، این سیاست تنها متوجه شخص وکیل نیست، بلکه تلاشی برای حذف آخرین مانع در برابر پرونده‌سازی‌های امنیتی و محاکمات غیرشفاف محسوب می‌شود. وکلای مستقل با پیگیری وضعیت زندانیان، افشای موارد شکنجه، اعتراض به اعترافات اجباری و اطلاع‌رسانی درباره روند دادرسی، نقش مهمی در دفاع از حقوق متهمان ایفا می‌کنند. به همین دلیل، حذف آنان به معنای قرار دادن بازداشت‌شدگان در خلأ کامل حقوقی است.

همزمان، فشار بر وکلا با هدف اعمال سلطه کامل دستگاه قضایی بر نهاد وکالت و تضعیف استقلال کانون وکلا دنبال می‌شود. در بسیاری از پرونده‌ها، پس از کنار گذاشتن وکلای مستقل، متهمان ناچار به پذیرش وکلای تسخیری می‌شوند؛ وکلایی که به گفته منتقدان، در برابر نقض حقوق موکلان خود سکوت می‌کنند. در نتیجه، بازداشت وکلا تنها یک برخورد صنفی نیست، بلکه بخشی از سیاستی گسترده برای محدود کردن حق دفاع، خاموش کردن صدای زندانیان سیاسی و تسهیل صدور احکام سنگین علیه معترضان و مخالفان به شمار می‌رود.

چرا بازداشت وکلا به یک سیاست سازمان‌یافته تبدیل شده است؟

در هر نظام قضایی، وکیل مستقل یکی از مهم‌ترین تضمین‌های دادرسی عادلانه و دفاع مؤثر از حقوق متهمان محسوب می‌شود. اما در ساختار قضایی ایران، وکلایی که پرونده‌های سیاسی، عقیدتی و امنیتی را می‌پذیرند، خود به هدف نهادهای امنیتی و قضایی تبدیل می‌شوند. طی سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از اعتراضات سراسری ۱۴۰۴، ده‌ها وکیل دادگستری با احضار، بازداشت، تعلیق پروانه و محدودیت‌های شغلی مواجه شده‌اند؛ روندی که به باور ناظران حقوق بشر، بخشی از یک سیاست سازمان‌یافته برای تضعیف حق دفاع و حذف نظارت مستقل بر روند دادرسی است.





هدف از بازداشت وکلای مستقل چیست؟

منتقدان معتقدند دستگاه قضایی و نهادهای امنیتی با بازداشت وکلا تلاش می‌کنند آخرین حلقه نظارت بر روند بازداشت، بازجویی، شکنجه و محاکمه زندانیان سیاسی و بازداشت‌شدگان اعتراضات را از میان بردارند. وکلای مستقل معمولاً با پیگیری وضعیت موکلان، افشای موارد نقض حقوق بشر و اعتراض به اعترافات اجباری، مانعی در برابر پرونده‌سازی‌های امنیتی محسوب می‌شوند. حذف آنان، متهمان را در خلأ حقوقی قرار داده و امکان دفاع مؤثر را به‌شدت محدود می‌کند.

این روند پس از اعتراضات ۱۴۰۴ شدت بیشتری یافت؛ اعتراضاتی که هزاران بازداشتی و صدها پرونده امنیتی را به دنبال داشت. بسیاری از وکلایی که برای دفاع از این بازداشت‌شدگان اعلام آمادگی کردند، خود با فشارهای امنیتی روبه‌رو شدند. فعالان حقوق بشر معتقدند هدف نهایی این سیاست، جلوگیری از حضور وکلای مستقل در پرونده‌های سیاسی، اعمال سلطه کامل دستگاه قضایی بر روند دادرسی و تضعیف استقلال کانون وکلا است؛ اقدامی که پیامدهای آن نه تنها جامعه حقوقی، بلکه حق دفاع هزاران شهروند را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

آیا هدف، جلوگیری از دفاع حقوقی بازداشت‌شدگان اعتراضات است؟

بازداشت وکلا و تأثیر آن بر پرونده‌های سیاسی

بخش قابل توجهی از تحلیلگران حقوقی معتقدند بازداشت وکلا ارتباط مستقیمی با پرونده‌های اعتراضات سراسری و زندانیان سیاسی دارد. وکلای مستقل تنها در دادگاه از موکلان خود دفاع نمی‌کنند، بلکه با اطلاع‌رسانی، ارتباط مستمر با خانواده‌ها و افشای تخلفات صورت‌گرفته در بازداشتگاه‌ها و زندان‌ها، نقش مهمی در جلوگیری از پنهان ماندن نقض حقوق بشر ایفا می‌کنند.

حذف ناظران مستقل از روند دادرسی

به باور ناظران حقوق بشر، حذف وکلای مستقل عملاً راه را برای پیشبرد پرونده‌های امنیتی بدون نظارت عمومی هموار می‌کند. این وکلا در بسیاری از موارد تنها کانال انتقال اطلاعات درباره وضعیت بازداشت‌شدگان، موارد شکنجه، اعترافات اجباری و نقض اصول دادرسی عادلانه هستند. به همین دلیل، فشار بر آنان می‌تواند به محدود شدن حق دفاع و افزایش آسیب‌پذیری متهمان منجر شود.

در بسیاری از پرونده‌های مرتبط با اعتراضات، خانواده‌ها گزارش داده‌اند که پس از بازداشت وکیل یا جلوگیری از ورود او به پرونده، روند رسیدگی با سرعت بیشتری به سمت صدور احکام سنگین حرکت کرده است. فعالان حقوق بشر معتقدند این روند با هدف کاهش امکان دفاع مؤثر از متهمان و محدود کردن نظارت مستقل بر عملکرد نهادهای امنیتی و قضایی دنبال می‌شود؛ اقدامی که می‌تواند حقوق اساسی بازداشت‌شدگان را بیش از پیش در معرض تهدید قرار دهد.

چگونه کانون وکلا تحت فشار قرار گرفته است؟

یکی از اهداف اصلی فشارها و محدودیت‌های فزاینده علیه وکلای دادگستری، تضعیف استقلال کانون وکلای دادگستری عنوان می‌شود. کانون وکلا به عنوان قدیمی‌ترین نهاد مستقل حقوقی کشور، همواره نقشی مهم در حفظ استقلال حرفه وکالت و دفاع از حقوق شهروندان ایفا کرده است. با این حال، طی سال‌های اخیر تلاش‌ها برای محدود کردن اختیارات این نهاد و افزایش دخالت دستگاه قضایی در امور آن به شکل محسوسی افزایش یافته است.

تلاش برای وابسته‌سازی جامعه وکالت

منتقدان معتقدند دستگاه قضایی با استفاده از ابزارهایی همچون پرونده‌سازی امنیتی، بازداشت، تعلیق پروانه وکالت و اعمال محرومیت‌های شغلی، در پی خارج کردن وکلای مستقل از عرصه فعالیت حرفه‌ای است. به باور آنان، این روند با هدف ایجاد فضایی از ترس و خودسانسوری در میان وکلا و تبدیل جامعه وکالت به نهادی وابسته و مطیع دنبال می‌شود.

در چنین شرایطی، استقلال حرفه وکالت که یکی از ارکان اساسی دادرسی عادلانه به شمار می‌رود، با تهدیدی جدی مواجه شده است. تضعیف کانون وکلا نه تنها حقوق وکلای دادگستری را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه حق دسترسی شهروندان به دفاع مستقل و مؤثر را نیز محدود می‌کند. فعالان حقوق بشر هشدار می‌دهند که از میان رفتن استقلال نهاد وکالت، راه را برای گسترش دادرسی‌های غیرشفاف، افزایش نفوذ نهادهای امنیتی در پرونده‌های قضایی و کاهش امکان دفاع مؤثر از زندانیان سیاسی و بازداشت‌شدگان اعتراضات هموار می‌سازد.

پرونده‌سازی امنیتی چگونه علیه وکلا به کار گرفته می‌شود؟

یکی از روش‌های رایج برای اعمال فشار بر وکلای مستقل، طرح اتهامات امنیتی علیه آنان به دلیل پذیرش وکالت زندانیان سیاسی، فعالان مدنی و بازداشت‌شدگان اعتراضات است. طی سال‌های گذشته، وکلای متعددی تنها به دلیل انجام وظایف حرفه‌ای خود با اتهاماتی نظیر «تبلیغ علیه نظام»، «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور»، «اقدام علیه امنیت ملی» یا «همکاری با رسانه‌های معاند» روبه‌رو شده‌اند. فعالان حقوق بشر معتقدند این اتهامات اغلب با هدف ایجاد فضای ارعاب و جلوگیری از ادامه فعالیت حرفه‌ای وکلا مطرح می‌شود.

فشار دائمی از طریق پرونده‌های مفتوح و محدودیت‌های شغلی

در بسیاری از موارد، این پرونده‌ها ماه‌ها و حتی سال‌ها بدون تعیین تکلیف نهایی مفتوح باقی می‌مانند و به ابزاری برای اعمال فشار مستمر بر وکیل تبدیل می‌شوند. وکلایی که تحت چنین تعقیب‌هایی قرار می‌گیرند، ناچارند بخش قابل توجهی از زمان و توان خود را صرف دفاع از خود کنند و همواره با خطر بازداشت یا صدور احکام قضایی مواجه باشند.

همزمان، استفاده از وثیقه‌های سنگین، ممنوعیت خروج از کشور، محدودیت در پذیرش پرونده‌های خاص، تعلیق یا لغو پروانه وکالت و سایر محرومیت‌های شغلی، به عنوان ابزارهای مکمل به کار گرفته می‌شود. منتقدان بر این باورند که هدف نهایی این سیاست‌ها، حذف تدریجی وکلای مستقل از عرصه دفاع حقوقی و ایجاد فضایی است که در آن وکلا از پذیرش پرونده‌های سیاسی و حقوق بشری هراس داشته باشند. نتیجه چنین روندی، تضعیف حق دفاع متهمان و محدود شدن یکی از مهم‌ترین تضمین‌های دادرسی عادلانه در کشور است.

نقش و تحمیل وکلای تبصره ۴۸ در تضعیف حق دفاع متهمان چیست؟

با حذف وکلای مستقل از پرونده‌های سیاسی و امنیتی، زمینه برای تحمیل وکلای تبصره ۴۸ یا وکلای مورد تأیید دستگاه قضایی فراهم می‌شود. این محدودیت باعث می‌شود بسیاری از متهمان از حق انتخاب آزادانه وکیل محروم شوند و ناچار به پذیرش وکلایی شوند که خارج از اراده آنان تعیین شده‌اند.

فعالان حقوق بشر معتقدند در بسیاری از پرونده‌های سیاسی، این وکلا نقش فعالی در دفاع از متهمان ایفا نمی‌کنند و در مواردی نیز در برابر ادعاهای مربوط به شکنجه، اعترافات اجباری و سایر موارد نقض حقوق متهمان سکوت اختیار می‌کنند. به باور منتقدان، این وضعیت عملاً امکان دفاع مؤثر را کاهش داده و روند صدور احکام سنگین را تسهیل می‌کند.

این نگرانی به‌ویژه در پرونده‌های منتهی به اعدام اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ جایی که کوچک‌ترین نقص در روند دفاع می‌تواند پیامدهای جبران‌ناپذیری برای حق حیات و سرنوشت متهمان داشته باشد. از این رو، دسترسی به وکیل مستقل و منتخب، یکی از مهم‌ترین تضمین‌های دادرسی عادلانه محسوب می‌شود.

پیامدهای بازداشت وکلا برای جامعه چیست؟

سرکوب وکلا صرفاً یک موضوع صنفی یا اختلافی درون جامعه حقوقی نیست، بلکه پیامدهای گسترده‌ای برای کل جامعه و نظام دادرسی دارد. هنگامی که وکلای مستقل از عرصه فعالیت کنار گذاشته می‌شوند، تنها این وکلا نیستند که آسیب می‌بینند، بلکه تمامی شهروندان از حق دسترسی به دفاع مؤثر و عادلانه محروم می‌شوند. استقلال وکالت یکی از مهم‌ترین تضمین‌های حفظ حقوق متهمان در برابر قدرت نهادهای امنیتی و قضایی به شمار می‌رود و تضعیف آن، توازن میان شهروند و حاکمیت را بر هم می‌زند.

حق دفاع؛ نخستین قربانی حذف وکلای مستقل

در چنین فضایی، متهمان سیاسی، فعالان مدنی، روزنامه‌نگاران، دانشجویان، کارگران و حتی شهروندان عادی ممکن است با روندهای قضایی روبه‌رو شوند که در آن امکان برخورداری از دفاع مستقل و مؤثر به‌شدت محدود شده است. در نبود وکلای مستقل، نظارت بر روند بازجویی‌ها، بررسی ادعاهای مربوط به شکنجه و پیگیری تخلفات احتمالی نیز دشوارتر می‌شود.

بسیاری از ناظران حقوق بشر هشدار می‌دهند که حذف وکلای مستقل می‌تواند زمینه‌ساز گسترش اعترافات اجباری، صدور احکام خودسرانه و برگزاری محاکمات غیرشفاف شود. از این رو، دفاع از استقلال نهاد وکالت تنها دفاع از حقوق یک صنف نیست، بلکه دفاع از یکی از اساسی‌ترین ارکان دادرسی عادلانه و حقوق بنیادین همه شهروندان است.

جامعه جهانی چه مسئولیتی دارد؟

بر اساس ماده ۱۴ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، هر فرد حق دارد از وکیل مستقل و منتخب خود برخوردار باشد و از امکانات لازم برای دفاع مؤثر بهره‌مند شود. از این رو، بازداشت وکلای دادگستری، تعلیق پروانه آنان و محدود کردن فعالیت حرفه‌ای‌شان، نقض آشکار یکی از اصول بنیادین دادرسی عادلانه محسوب می‌شود. هنگامی که وکلای مستقل تحت فشار قرار می‌گیرند، نه تنها حقوق آنان، بلکه حق دفاع هزاران شهروند و زندانی نیز در معرض تهدید قرار می‌گیرد

در سال‌های اخیر، نهادهای بین‌المللی حقوق بشر، کانون‌های وکلای جهان و گزارشگران ویژه سازمان ملل متحد بارها نسبت به وضعیت وکلای ایرانی و فشارهای فزاینده بر آنان هشدار داده‌اند. با این حال، فعالان حقوق بشر معتقدند هشدارهای لفظی به تنهایی کافی نیست و برای جلوگیری از تضعیف بیشتر استقلال نهاد وکالت، اقدامات عملی و مؤثرتری لازم است. آنان تأکید می‌کنند که حمایت از وکلای تحت فشار، مستندسازی موارد نقض حقوق آنان و افزایش فشارهای حقوقی و دیپلماتیک می‌تواند در حفظ یکی از مهم‌ترین ارکان دادرسی عادلانه و حمایت از حقوق زندانیان و بازداشت‌شدگان نقش مهمی ایفا کند.

درخواست‌ها و توصیه‌ها

با توجه به موارد فوق، از گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر، گزارشگر ویژه استقلال قضات و وکلا، شورای حقوق بشر سازمان ملل، اتحادیه بین‌المللی وکلا (IBA)، شورای وکلای اروپا (CCBE) و سایر نهادهای ذیربط درخواست می‌شود:

بازداشت و تعقیب وکلای دادگستری به دلیل انجام وظایف حرفه‌ای آنان را محکوم کنند.

آزادی فوری و بی‌قید و شرط وکلایی را که صرفاً به دلیل فعالیت‌های حرفه‌ای یا حقوق بشری بازداشت شده‌اند، مطالبه نمایند.

وضعیت وکلای زندانی را در گزارش‌های رسمی و مکاتبات دیپلماتیک خود منعکس کنند.

هیأت‌های حقیقت‌یاب و سازوکارهای نظارتی بین‌المللی را نسبت به نقض استقلال وکلا مطلع سازند.

بر ضرورت تضمین استقلال کانون‌های وکلا و حق دسترسی شهروندان به وکیل مستقل تأکید کنند.

استانداردهای بین‌المللی نقض‌شده در سرکوب وکلای دادگستری

سرکوب وکلای دادگستری، از بازداشت و تعقیب قضایی گرفته تا تعلیق پروانه و محرومیت از فعالیت حرفه‌ای، با مجموعه‌ای از اسناد و استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر در تعارض آشکار قرار دارد. این اقدامات نه تنها حقوق وکلا، بلکه حق دفاع شهروندان و اصول دادرسی عادلانه را نیز نقض می‌کند.

اصل ۱۶ اصول بنیادین نقش وکلا (سازمان ملل متحد):

دولت‌ها موظف‌اند شرایطی فراهم کنند که وکلا بدون تهدید، ارعاب، آزار یا دخالت نادرست وظایف حرفه‌ای خود را انجام دهند.

اصل ۱۸ اصول بنیادین نقش وکلا:

وکلای دادگستری نباید به دلیل دفاع از موکلان خود، با آنان همسان تلقی شوند یا مسئول دیدگاه‌ها و اقدامات موکلان شناخته شوند.

اصل ۲۳ اصول بنیادین نقش وکلا:

وکلای دادگستری حق دارند درباره مسائل مرتبط با قانون، عدالت، استقلال قضایی و حقوق بشر آزادانه اظهار نظر کنند.

ماده ۱۴ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی:

حق برخورداری از دادرسی عادلانه و دسترسی به وکیل مستقل و منتخب از حقوق بنیادین هر متهم است.

ماده ۱۹ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی:

آزادی بیان، اطلاع‌رسانی و ابراز عقیده از حقوق اساسی افراد، از جمله وکلای دادگستری، محسوب می‌شود.

ماده ۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

هیچ فردی نباید در معرض بازداشت، حبس یا تعقیب خودسرانه قرار گیرد.

ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

همه افراد حق دارند از رسیدگی منصفانه و علنی در دادگاهی مستقل و بی‌طرف برخوردار باشند.

ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

حق آزادی عقیده، بیان و انتقال اطلاعات باید بدون مداخله و محدودیت‌های خودسرانه تضمین شود.نقض این اصول و استانداردها، تنها متوجه وکلای دادگستری نیست، بلکه به تضعیف یکی از مهم‌ترین ارکان دادرسی عادلانه و محدود شدن حق دفاع هزاران شهروند و زندانی سیاسی منجر می‌شود.

نقض حقوق بشر؛ حذف آخرین سنگر دفاع از زندانیان

بازداشت وکلا تنها نقض حقوق یک صنف حرفه‌ای نیست، بلکه حمله‌ای مستقیم به حق دادرسی عادلانه و حق دفاع شهروندان محسوب می‌شود. حذف وکلای مستقل از پرونده‌های سیاسی و امنیتی، بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴ و زندانیان سیاسی را در برابر ساختاری قرار می‌دهد که در آن امکان دفاع مؤثر به‌شدت محدود شده است. این روند نه تنها استقلال نهاد وکالت را تهدید می‌کند، بلکه یکی از مهم‌ترین تضمین‌های حقوق بشر را از میان برمی‌دارد.

مواد نقض‌شده:

ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر: هر فرد حق دارد در دادگاهی مستقل، بی‌طرف و علنی از حقوق خود دفاع کند.

ماده ۱۴ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی: دسترسی آزادانه به وکیل مستقل و منتخب از ارکان اصلی دادرسی عادلانه است.

اصول اساسی نقش وکلا سازمان ملل: وکلا نباید به دلیل انجام وظایف حرفه‌ای خود تحت تعقیب، تهدید یا بازداشت قرار گیرند.

ماده ۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر: بازداشت خودسرانه و پرونده‌سازی علیه وکلای دادگستری ناقض آزادی‌های بنیادین است.

اصل استقلال حرفه وکالت: تضعیف کانون وکلا و تعلیق پروانه‌های وکالت، استقلال دفاع حقوقی شهروندان را تهدید می‌کند.


اسامی وکلای بازداشت شده در زیر ‌آمده است:

ابراهیم پارسا مهر/ ابولفضل رنجبری / استاره انصاری / امیر بهادری‌فر / الهام زراعت پیشه / بهار صحراییان / بهنام نزادی / تیمور سالاری / جعفر زارعی / جعفر کشاورز / جواد علیکردی / حسین شکری/ داریوش گنجه‌پور / زهره جوانی / سپیده طاهری / محمدرضا فقیهی / مهدی رضوی‌فرد / مهدی کریمی / شهره حدادیان / شیما قوسه / طاهر نقوی / علیرضا فرزانه جاجرومی / عنایت‌الله کراماتی / فاطمه روهنده / محمد طریقت اسفنجانی / محمد نجفی / محمد هادی جعفر پور/ محمود طراوت‌روی / محسن درگی‌نژاد / مسعود احمدیان / مسعود شیرمردی شاه‌قاسمی / نازنین سالاری / نسرین ستوده

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

لیست و مشخصات کامل زندانیان سیاسی اعدام شده از سال ۱۴۰۰ تا ‌کنون

متن کامل اعلامیه جهانی حقوق بشر

فهرست جامع زندانیان محکوم به اعدام – زندانیان سیاسی و بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴

آرشیو قضات مرگ ـ قضات صادر کننده احکام اعدام در ایران

آخرین خبرهای بازداشت شدگان اعتراضات

جهان بداند در ایران چه گذشت! فیلم‌های تکان‌دهنده + فیلم‌های افزوده جدید از کشتار اعتراضات سراسری ۱۴۰۴

اولین ویدئوی ۳ بعدی بند ۲۰۹ زندان اوین؛ قسمت اول: ساختمان و ساختار بندها

پرونده شهرک اکباتان؛ صدور حکم اعدام برای چهار متهم در دادگاه انقلاب تهران

اعدام اشکان مالکی و مهرداد محمدی‌نیا در زندان قزلحصار؛ پایان یک پرونده پرابهام با احکام مرگ

اعدام فتح‌الله آوری؛ ادامه موج اعدام معترضان در سایه سکوت جهانی


کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک




اشتراک:

یک‌صد و بیست‌ و چهارمین هفته کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در ۵۶ زندان


اعضای کارزار«سه‌شنبه‌های نه به اعدام» که برای صدوبیست و چهارمین هفته پیاپی در برابر این اعدام‌های غیرانسانی ایستادگی کرده و تعدادی از اعضای آن اعدام شده و یا به اشکال مختلف تحت فشار زندان و نهادهای امنیتی قرار گرفته‌اند، بیش از همیشه و بار دیگر صدای خود را در دفاع از حق بنیادین زندگی بلند می‌کنند

کانون حقوق بشر ایران، سه‌شنبه ۱۹ خردادماه ۱۴۰۵ – در یکصد و بیست‌وچهارمین هفته کارزار اعتراضی «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»، زندانیان سیاسی در ۵۶ زندان کشور روز سه‌شنبه ۱۹ خردادماه ۱۴۰۵ بار دیگر با اعتصاب غذا، مخالفت خود را با سیاست اعدام و تشدید سرکوب اعلام کردند. این کارزار که اکنون به یکی از ماندگارترین و گسترده‌ترین حرکت‌های اعتراضی زندانیان علیه مجازات اعدام تبدیل شده، با وجود فشارهای مستمر امنیتی همچنان به مسیر خود ادامه می‌دهد و هر هفته بر شمار حامیان آن افزوده می‌شود.

طی ماه‌های گذشته، مسئولان زندان‌ها و نهادهای امنیتی با احضار و تهدید زندانیان، اعمال محدودیت‌های انضباطی، محرومیت از تماس و ملاقات و سلب برخی حقوق اولیه، تلاش کرده‌اند از گسترش این حرکت اعتراضی جلوگیری کنند. با این حال، زندانیان شرکت‌کننده در کارزار تأکید کرده‌اند که در برابر افزایش اجرای احکام اعدام و گسترش فضای سرکوب سکوت نخواهند کرد. آنان این کارزار را صدای زندانیانی می‌دانند که در دفاع از حق حیات و مقابله با چرخه اعدام و خشونت حکومتی، همچنان بر اعتراض مدنی و مسالمت‌آمیز خود پای می‌فشارند.

علت اعتراض سراسری دانش‌آ‌موزان چه بود؟

در هفته‌ای که گذشت، دانش‌آموزان آگاه و معترض در شهرهای مختلف با حضور در خیابان‌ها، اعتراض خود را به سیاست‌های آموزشی ناعادلانه اعلام کردند؛ حرکتی که از سوی کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» مورد حمایت قرار گرفته و در بیانیه کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» آمده است:

«در هفته گذشته دانش‌آموزان آگاه برای دفاع از حقوق خود در شهرهای مختلف به خیابان آمدند تا نشان دهند آنان از سیاست‌های حاکمیتی در عرصه آموزش که در تضاد آشکار با عدالت آموزشی است به تنگ آمده‌اند. کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» از دانش‌آموزان شجاع و آگاه حمایت می‌کند. بی‌شک آینده ایران با چنین افراد پرشوری درخشان خواهد بود.»

چگونه ماشین اعدام و سرکوب به کار خود ادامه می‌دهد؟

در حالی که ماشین اعدام و سرکوب با شتابی نگران‌کننده به کار خود ادامه می‌دهد، صدور و اجرای احکام مرگ علیه زندانیان سیاسی و عقیدتی، جان ده‌ها نفر را در زندان‌های کشور در معرض خطری فوری و جدی قرار داده است. در قسمتی از بیانیه کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» با اشاره به صدور احکام اعدام آمده است:

« حکومت اعدامی از ابتدای خرداد تاکنون دست‌کم ۴۹ تن را به دار آویخته است و در ادامه موج ارعاب و سرکوب خود، حکم اعدام زندانی سیاسی یعقوب درخشان در زندان لاکان رشت را مجدداً تایید کرده و برای زندانیان سیاسی دیگر یاسین شه‌بخش، حسن مصلاوی و علی کمالی حکم اعدام صادر کرده است.

همچنین چهار زندانی سیاسی دیگر به نام‌های فرشاد اعتمادی‌فر، علیرضا مرداسی، مسعود جامعی و رضا عبدالی نیز در زندان شیبان اهواز در معرض اجرای قریب الوقوع حکم اعدام قرار دارند و جانشان در خطر است.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

لیست و مشخصات کامل زندانیان سیاسی اعدام شده از سال ۱۴۰۰ تا ‌کنون

متن کامل اعلامیه جهانی حقوق بشر

فهرست جامع زندانیان محکوم به اعدام – زندانیان سیاسی و بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴

آرشیو قضات مرگ ـ قضات صادر کننده احکام اعدام در ایران

آخرین خبرهای بازداشت شدگان اعتراضات

جهان بداند در ایران چه گذشت! فیلم‌های تکان‌دهنده + فیلم‌های افزوده جدید از کشتار اعتراضات سراسری ۱۴۰۴

اولین ویدئوی ۳ بعدی بند ۲۰۹ زندان اوین؛ قسمت اول: ساختمان و ساختار بندها

پرونده شهرک اکباتان؛ صدور حکم اعدام برای چهار متهم در دادگاه انقلاب تهران

اعدام اشکان مالکی و مهرداد محمدی‌نیا در زندان قزلحصار؛ پایان یک پرونده پرابهام با احکام مرگ

اعدام فتح‌الله آوری؛ ادامه موج اعدام معترضان در سایه سکوت جهانی

متن کامل بیانیه در زیر آمده است:

تداوم کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در هفته صدوبیست‌وچهارم در ۵۶ زندان مختلف

در هفته گذشته دانش‌آموزان آگاه برای دفاع از حقوق خود در شهرهای مختلف به خیابان آمدند تا نشان دهند آنان از سیاست‌های حاکمیتی در عرصه آموزش که در تضاد آشکار با عدالت آموزشی است به تنگ آمده‌اند. کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» از دانش‌آموزان شجاع و آگاه حمایت می‌کند. بی‌شک آینده ایران با چنین افراد پرشوری درخشان خواهد بود.

حکومت اعدامی از ابتدای خرداد تاکنون دست‌کم ۴۹ تن را به دار آویخته است و در ادامه موج ارعاب و سرکوب خود، حکم اعدام زندانی سیاسی یعقوب درخشان در زندان لاکان رشت را مجدداً تایید کرده و برای زندانیان سیاسی دیگر یاسین شه‌بخش، حسن مصلاوی و علی کمالی حکم اعدام صادر کرده است.













همچنین چهار زندانی سیاسی دیگر به نام‌های فرشاد اعتمادی‌فر، علیرضا مرداسی، مسعود جامعی و رضا عبدالی نیز در زندان شیبان اهواز در معرض اجرای قریب الوقوع حکم اعدام قرار دارند و جانشان در خطر است.

اعضای کارزار«سه‌شنبه‌های نه به اعدام» که برای صدوبیست و چهارمین هفته پیاپی در برابر این اعدام‌های غیرانسانی ایستادگی کرده و تعدادی از اعضای آن اعدام شده و یا به اشکال مختلف تحت فشار زندان و نهادهای امنیتی قرار گرفته‌اند، بیش از همیشه و بار دیگر صدای خود را در دفاع از حق بنیادین زندگی بلند می‌کنند، حقی که سرچشمه همه حقوق انسانی است و پاسداری از آن، نشانه بلوغ، برابری، آزادی و انسانیت هر جامعه به شمار می‌آید. بنابراین از همه اقشار و هم‌وطنان عزیز می‌خواهند که صدای دادخواهی خود را علیه صدور و اجرای احکام ظالمانه اعدام بلند کرده و به شدیدترین وجه ممکن اعتراض خود را بیان کنند.

آزادی و عدالت حق هر انسانی است و عدالت واقعی نه از مسیر مرگ و سلب حق حیات بلکه از مسیر احترام به حقوق بشر به دست می‌آید. در نتیجه برای به دست آوردن آن از دست حاکمان ستم‌کار و مستبد باید مبارزه و مقاومت کرد.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» سه‌شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ در هفته صدوبیست‌وچهارم در ۵۶ زندان زیر در اعتصاب غذا می‌باشد:

زندان اوین(بند زنان و مردان)، زندان قزلحصار(واحد ۲و۳و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز(بند زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل آباد شیراز(بند زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بند زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد(بند زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بند مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران و زندان ایلام

هفته صدوبیست و چهارم

۱۹خرداد۱۴۰۵

#کارزار_سه‌شنبه‌های_نه_به_اعدام

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

اعدام ۶زندانی در زندان‌های خرم‌‌آباد، کرمان، رشت و اصفهان


رشد نگران‌کننده اعدام ها ارتباط مستقیم با فضای ملتهب اجتماعی و اعتراضات آزادی‌خواهانه دارد؛ امری که زمینه‌ساز ترس حاکمیت از گسترش اعتراضات سراسری می‌باشد

کانون حقوق بشر ایران، دوشنبه ۱۸ خردادماه ۱۴۰۵ – شش زندانی در زندان‌های خرم‌آباد، کرمان، رشت و اصفهان اعدام شدند.

اعدام سیاوش افراشته در زندان لاکان رشت

بامداد شنبه ۱۶ خردادماه ۱۴۰۵، سیاوش افراشته در زندان لاکان رشت اعدام شد. وی ۲۷ ساله بود و ۳سال پیش به اتهام مرتبط با مواد مخدر بازداشت و به اعدام محکوم شده بود.

اعدام نورمراد فلاح‌نژاد در زندان خرم‌آ‌باد

سحرگاه شنبه ۱۶ خردادماه ۱۴۰۵، نورمراد فلاح‌نژاد در زندان خرم‌آباد اعدام شد. وی ۴۸ ساله و دارای ۳ فرزند بود. او نزدیک به ۵ سال پیش به اتهام قتل بازداشت و به اعدام محکوم شده بود.

اعدام ابوذر محمد حسین‌پور (نگارستانی) در زندان کرمان

صبحگاه شنبه ۱۶ خردادماه ۱۴۰۵، ابوذر محمدحسین‌پور(نگارستانی) در زندان کرمان اعدام شد. وی اهل کرمان بود و پیش‌تر به اتهام قتل بازداشت و به اعدام محکوم شده بود.

اعدام ۳زندانی در زندان دستگرد اصفهان

بامداد چهارشنبه ۱۳ خرداد‌‌ماه ۱۴۰۵، سه زندانی در زندان دستگرد اصفهان اعدام شدند. هویت این زندانیان به شرح زیر است:

ـ محمد قاسم عبده‌وند، ۳۳ساله ، اهل مسجد سلیمان

ـ رحیم قنبری، ۳۸ ساله ، اهل مسجدسلیمان

این دو در یک پرونده مشترک ۲سال پیش به اتهام مرتبط با مواد مخدر بازداشت و به اعدام محکوم شده بودند.

ـ فرخ امجدی، ۴۶ ساله، اهل خمینی‌شهر، پدر ۲فرزند و از ۴سال پیش به اتهام مرتبط با مواد مخدر بازداشت و به اعدام محکوم شده بود.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

لیست و مشخصات کامل زندانیان سیاسی اعدام شده از سال ۱۴۰۰ تا ‌کنون

متن کامل اعلامیه جهانی حقوق بشر

فهرست جامع زندانیان محکوم به اعدام – زندانیان سیاسی و بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴

آرشیو قضات مرگ ـ قضات صادر کننده احکام اعدام در ایران

آخرین خبرهای بازداشت شدگان اعتراضات

جهان بداند در ایران چه گذشت! فیلم‌های تکان‌دهنده + فیلم‌های افزوده جدید از کشتار اعتراضات سراسری ۱۴۰۴

اولین ویدئوی ۳ بعدی بند ۲۰۹ زندان اوین؛ قسمت اول: ساختمان و ساختار بندها

پرونده شهرک اکباتان؛ صدور حکم اعدام برای چهار متهم در دادگاه انقلاب تهران

اعدام اشکان مالکی و مهرداد محمدی‌نیا در زندان قزلحصار؛ پایان یک پرونده پرابهام با احکام مرگ

اعدام فتح‌الله آوری؛ ادامه موج اعدام معترضان در سایه سکوت جهان

مغایرت حکم اعـدام با منشور جهانی حقوق بشر

ماده سوم این منشور صراحتاً بیان می‌کند: هر فرد حق حیات دارد. این حق مشمول هیچگونه محرومیتی نمی‌شود مگر به موجب حکم صادره از دادگاهی صالح در اثر ارتکاب جرمی که مطابق قانون، جرم محسوب شود.

حکم اعـدام به عنوان بالاترین مجازات، به طور مستقیم با این ماده از منشور جهانی حقوق بشر در تضاد است. چرا که:

حق حیات: حق حیات به عنوان یک حق بنیادین و غیر قابل سلب مطرح می‌شود. حکم اعـدام این حق را سلب می‌کند.

عدم برگشت‌پذیری: در صورت اجرای حکم اعـدام، امکان جبران اشتباه قضایی وجود ندارد.

شکنجه و رفتار غیرانسانی: برخی از روش‌های اجرای حکم اعـدام به عنوان شکنجه و رفتار غیرانسانی تلقی می‌شوند که این خود مغایر با مفاد منشور جهانی حقوق بشر است.

نقض تعهدات حقوق بشری در ارتباط با مجازات اعـدام

طبق ماده ۶ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، که ایران یکی از امضاکنندگان آن است، صدور و اجرای حکم اعـدام تنها در صورت وجود ضمانت‌های کامل برای محاکمه عادلانه و در جرائم بسیار سنگین مجاز است. در بسیاری از پرونده‌های مشابه، عدم شفافیت، محدودیت‌های حقوقی متهم، و صدور احکام در دادگاه‌هایی فاقد استقلال لازم، مغایر با این اصل بنیادین حقوق بشر تلقی می‌شود.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

عصمت‌الله جابری و فرهنگ اعدام در دستگاه قضایی؛ وقتی اجرای حکم جایگزین عدالت می‌شود


کارنامه عصمت‌الله جابری، دادیار و سرپرست پیشین اجرای احکام دادسرای جنایی تهران، تصویری از ساختاری ارائه می‌دهد که در آن صدور و اجرای احکام اعدام به یک رویه عادی تبدیل شده و حق حیات، دادرسی عادلانه و تحقیقات مستقل قربانی سرعت در اجرای مجازات شده‌اند

کانون حقوق بشر ایران، دوشنبه ۱۸ خردادماه ۱۴۰۵ – عصمت‌الله جابری طی سال‌ها فعالیت در دستگاه قضایی به یکی از شناخته‌شده‌ترین مجریان احکام اعدام تبدیل شد؛ تا جایی که رسانه‌های حکومتی از او با عنوان «مرد اعدام» یاد کردند. بر اساس اظهارات و مستندات موجود، وی در اجرای دست‌کم ۳۵۰ حکم اعدام نقش داشته است. اگرچه او مدعی است که در ۱۸۰ پرونده موفق به اخذ رضایت و توقف اجرای حکم شده، اما همین آمار پرسش‌های مهمی را درباره کیفیت تحقیقات، استقلال قضایی، رعایت دادرسی عادلانه و نگاه حاکم بر نظام قضایی به مجازات مرگ مطرح می‌کند. بررسی کارنامه او نشان می‌دهد مسئله تنها عملکرد یک فرد نیست، بلکه بازتاب ساختاری است که اعدام را به یکی از اصلی‌ترین ابزارهای پاسخ کیفری تبدیل کرده است.

چگونه یک قاضی به «مرد اعدام» تبدیل می‌شود؟

در نظام‌های قضایی مبتنی بر حقوق بشر، موفقیت یک قاضی با میزان کشف حقیقت، جلوگیری از خطای قضایی، رعایت حقوق متهم و تضمین دادرسی عادلانه سنجیده می‌شود. اما در کارنامه عصمت‌الله جابری، آنچه برجسته شده تعداد بالای احکام اعدامی است که تحت نظارت او اجرا شده‌اند.

مشارکت در اجرای دست‌کم ۳۵۰ حکم اعدام نشان می‌دهد که مجازات مرگ در دستگاه قضایی نه یک استثنا، بلکه بخشی از سازوکار روزمره بوده است. چنین آماری این پرسش را مطرح می‌کند که آیا در همه این پرونده‌ها تحقیقات مستقل، بررسی کامل ادله، امکان دفاع مؤثر و ارزیابی احتمال خطای قضایی به‌طور واقعی انجام شده است؟

وقتی تعداد احکام اجرا شده به صدها مورد می‌رسد، نگرانی‌ها درباره صدور احکام فله‌ای و اتکای بیش از حد به گزارش‌های ضابطان امنیتی و انتظامی افزایش می‌یابد.

آیا اجرای صدها حکم اعدام با مفهوم عدالت سازگار است؟

یکی از مهم‌ترین نقدهای وارد بر ساختار قضایی، نگاه ابزاری به مجازات اعدام است. در چنین نگاهی، اجرای حکم به هدف اصلی تبدیل می‌شود و پرسش‌های اساسی درباره آثار انسانی و اجتماعی آن در حاشیه قرار می‌گیرد.

اظهارات عصمت‌الله جابری درباره پرونده شهلا جاهد و جمله معروف او که «خوش به سعادت قاتلی که اعدام می‌شود» نمونه‌ای از همین نگاه است. این نوع بیان نه تنها از فاصله گرفتن از بی‌طرفی قضایی حکایت دارد، بلکه نشان می‌دهد مجازات مرگ به عنوان یک ارزش مثبت و مطلوب معرفی می‌شود.

در حالی که در بسیاری از کشورها تلاش می‌شود استفاده از مجازات اعدام محدود یا متوقف شود، چنین رویکردی نشان می‌دهد که در دستگاه قضایی، اعدام همچنان یکی از ابزارهای اصلی پاسخ به جرایم تلقی می‌شود.

اعدام فقط یک فرد را نمی‌کشد

یکی از مهم‌ترین ضعف‌های نگاه مبتنی بر اعدام، بی‌توجهی به سرنوشت خانواده محکومان است.

هر حکم اعدام تنها به پایان زندگی یک فرد منجر نمی‌شود. همسران، فرزندان، والدین و نزدیکان فرد اعدام شده نیز سال‌ها با پیامدهای روانی، اجتماعی و اقتصادی آن مواجه می‌شوند. کودکان بسیاری پس از اعدام والدین خود با مشکلات جدی روحی، تحصیلی و اجتماعی روبه‌رو شده‌اند.

با این حال در سخنان و عملکرد عصمت‌الله جابری نشانه‌ای از توجه به این ابعاد انسانی مشاهده نمی‌شود. در کارنامه او، اجرای حکم به عنوان یک موفقیت اداری و قضایی مطرح شده، نه موضوعی که مستقیماً با حق حیات و کرامت انسانی در ارتباط است.

پرونده شهلا جاهد؛ نمونه‌ای از ضعف تحقیقات قضایی

پرونده شهلا جاهد یکی از جنجالی‌ترین پرونده‌های قضایی دهه‌های اخیر بود. عصمت‌الله جابری از جمله مقاماتی بود که در اجرای حکم اعدام او نقش داشت.

با این حال وکلای پرونده و بسیاری از ناظران حقوقی بارها به ابهامات متعدد موجود در روند رسیدگی اشاره کرده‌اند. عدم کشف سلاح قتل، تناقض‌های موجود در شواهد، وضعیت لباس مقتول، مسائل مربوط به صحنه جرم و اختلافات موجود درباره نحوه وقوع قتل از جمله مواردی بود که مورد انتقاد قرار گرفت.

شهلا جاهد همچنین اعترافات اولیه خود را پس گرفت و اعلام کرد تحت تأثیر فشارهای عاطفی و درخواست ناصر محمدخانی مسئولیت قتل را پذیرفته است.

با وجود این ابهامات، حکم اعدام اجرا شد؛ موضوعی که هنوز از سوی بسیاری از فعالان حقوقی به عنوان نمونه‌ای از احتمال خطای قضایی مورد اشاره قرار می‌گیرد.

اعدام بهنود شجاعی؛ نقض آشکار حقوق کودک

یکی دیگر از پرونده‌های مهم مرتبط با عصمت‌الله جابری، اجرای حکم اعدام بهنود شجاعی بود.

بهنود در زمان وقوع جرم تنها ۱۷ سال سن داشت. بر اساس کنوانسیون حقوق کودک و بسیاری از اسناد بین‌المللی، اعدام افرادی که هنگام ارتکاب جرم زیر ۱۸ سال بوده‌اند ممنوع است.

با وجود آنکه اجرای حکم او پنج بار متوقف شد، سرانجام در مهرماه ۱۳۸۸ اعدام شد. محمد مصطفایی، وکیل او، این اعدام را ناعادلانه توصیف کرد.

نقش جابری در اجرای این حکم، او را در برابر یکی از جدی‌ترین موارد نقض حقوق کودکان در دستگاه قضایی مسئول می‌کند.

ادعای اخذ رضایت در ۱۸۰ پرونده؛ دفاع یا اعتراف؟

عصمت‌الله جابری همواره به این موضوع اشاره کرده که در ۱۸۰ پرونده موفق به اخذ رضایت و جلوگیری از اجرای حکم اعدام شده است.

اما این ادعا بیش از آنکه نشانه موفقیت باشد، پرسش‌های تازه‌ای را مطرح می‌کند.

اگر امکان اخذ رضایت در ۱۸۰ پرونده وجود داشته، آیا این نشان نمی‌دهد که بسیاری از این پرونده‌ها از ابتدا ظرفیت حل‌وفصل بدون اجرای حکم مرگ را داشته‌اند؟

در واقع این آمار بیش از آنکه یک نقطه قوت باشد، ضعف ساختاری نظام قضایی را آشکار می‌کند؛ نظامی که به جای تمرکز بر عدالت ترمیمی، میانجیگری حرفه‌ای و راه‌حل‌های جایگزین، ابتدا حکم اعدام صادر می‌کند و سپس در لحظات پایانی به دنبال جلب رضایت می‌رود.

این رویکرد نشان‌دهنده فقدان یک نظام تخصصی و مدرن در رسیدگی به جرایم سنگین است.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

لیست و مشخصات کامل زندانیان سیاسی اعدام شده از سال ۱۴۰۰ تا ‌کنون

متن کامل اعلامیه جهانی حقوق بشر

فهرست جامع زندانیان محکوم به اعدام – زندانیان سیاسی و بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴

آرشیو قضات مرگ ـ قضات صادر کننده احکام اعدام در ایران

آخرین خبرهای بازداشت شدگان اعتراضات

جهان بداند در ایران چه گذشت! فیلم‌های تکان‌دهنده + فیلم‌های افزوده جدید از کشتار اعتراضات سراسری ۱۴۰۴

اولین ویدئوی ۳ بعدی بند ۲۰۹ زندان اوین؛ قسمت اول: ساختمان و ساختار بندها

پرونده شهرک اکباتان؛ صدور حکم اعدام برای چهار متهم در دادگاه انقلاب تهران

اعدام اشکان مالکی و مهرداد محمدی‌نیا در زندان قزلحصار؛ پایان یک پرونده پرابهام با احکام مرگ

اعدام فتح‌الله آوری؛ ادامه موج اعدام معترضان در سایه سکوت جهانی

آیا دستگاه قضایی تحقیقات کافی انجام می‌دهد؟

بررسی پرونده‌های مشهور مرتبط با عصمت‌الله جابری نشان می‌دهد که در بسیاری از موارد، انتقادهای جدی نسبت به کیفیت تحقیقات مطرح شده است.

به نظر می‌رسد در بخش مهمی از این پرونده‌ها، مقامات قضایی بیش از آنکه به کشف حقیقت و رفع ابهامات بپردازند، خود را به چارچوب محدود قوانین موجود و گزارش‌های اولیه محدود کرده‌اند.

این رویکرد با استانداردهای بین‌المللی دادرسی عادلانه فاصله دارد. قاضی موظف است تمامی احتمالات، تناقض‌ها و ابهامات را بررسی کند، نه اینکه صرفاً بر مبنای گزارش‌های موجود به سمت اجرای حکم حرکت کند.

نقض حقوق بشر؛ از حق حیات تا دادرسی عادلانه

کارنامه عصمت‌الله جابری نمونه‌ای از چالش‌های عمیق حقوق بشری در نظام قضایی است. مشارکت در اجرای صدها حکم اعدام، اجرای حکم علیه کودک‌مجرمان، نقش در پرونده‌های دارای ابهام حقوقی و حمایت آشکار از مجازات مرگ، پرسش‌های جدی درباره پایبندی به استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر ایجاد می‌کند.

مواد نقض‌شده:

حق حیات – ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر

مشارکت در اجرای دست‌کم ۳۵۰ حکم اعدام، نقض گسترده بنیادی‌ترین حق انسانی یعنی حق زندگی را نمایان می‌کند.

منع مجازات‌های بی‌رحمانه – ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر

اجرای اعدام و قطع عضو با اصل منع مجازات‌های غیرانسانی و تحقیرآمیز در تعارض قرار دارد.

حق دادرسی عادلانه – ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر

حضور در پرونده‌هایی با ابهامات متعدد حقوقی و انتقادهای جدی نسبت به تحقیقات، اصل دادرسی منصفانه را زیر سؤال می‌برد.

حقوق کودک – کنوانسیون حقوق کودک

مشارکت در اجرای حکم اعدام بهنود شجاعی که هنگام وقوع جرم کمتر از ۱۸ سال داشت، مغایر تعهدات بین‌المللی حمایت از کودکان است.

اصل استقلال و بی‌طرفی قضایی

اظهارات جانبدارانه در حمایت از احکام اعدام با الزامات بی‌طرفی قضات و مقامات قضایی ناسازگار است.

کارنامه عصمت‌الله جابری فراتر از عملکرد یک قاضی، بازتاب ساختاری است که در آن اعدام به یکی از مهم‌ترین ابزارهای سیاست کیفری تبدیل شده و حق حیات، تحقیقات مستقل و دادرسی عادلانه در معرض تهدید جدی قرار گرفته‌اند.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

نوشته‌های پر بیننده

بایگانی وبلاگ

بازدید وبلاگ