--> کانون حقوق بشر ایران

کانون حقوق بشر ایران، بازتاب خبرها و صدای کلیه زندانیان با هر عقیده و مرام و مسلک از ترک و لر و بلوچ و عرب و کرد و فارس

انعکاس جهانی گزارش‌های کانون حقوق بشر ایران در مزوپوتامیا


خبرگزاری مزوپوتامیا در گزارشی مفصل و چندزبانه، با استناد به مجموعه‌ای از گزارش‌ها و داده‌های منتشرشده توسط کانون حقوق بشر ایران، به روند فزاینده اعدام‌ها، بازداشت‌های گسترده، شکنجه و نقض حقوق بشر در ایران پرداخته و نسبت به تشدید فضای سرکوب هشدار داده است

کانون حقوق بشر ایران، جمعه ۲۵ اردیبهشت‌‌ماه ۱۴۰۵ – خبرگزاری مزوپوتامیا Mezopotamya در گزارشی تحلیلی با استناد به چندین گزارش و مستند منتشرشده توسط کانون حقوق بشر ایران، وضعیت اعدام‌ها، بازداشت‌های گسترده و سرکوب اعتراضات در ایران را بررسی کرده است. این رسانه در بخش‌های مختلف گزارش خود، بارها به داده‌ها و ارزیابی‌های کانون حقوق بشر ایران استناد کرده و از افزایش اعدام زندانیان سیاسی، بازداشت معترضان و استفاده از شکنجه و اعترافات اجباری خبر داده است.

استناد خبرگزاری مزوپوتامیا به گزارش‌های کانون حقوق بشر ایران

خبرگزاری Mezopotamya این گزارش را به سه زبان منتشر کرده و در آن به داده‌ها و ارزیابی‌های کانون حقوق بشر ایران درباره وضعیت اعدام‌ها، بازداشت‌ها و نقض حقوق بشر در ایران پرداخته است.

در این گزارش، نام IHRS به‌عنوان منبع داده‌ها، مستندات و تحلیل‌های مربوط به اعتراضات، سرکوب معترضان و اعدام زندانیان سیاسی بارها مورد اشاره قرار گرفته است.

مزوپوتامیا در بخش‌های مختلف گزارش خود، از اطلاعات منتشرشده توسط کانون حقوق بشر ایران درباره شمار کشته‌شدگان اعتراضات، وضعیت بازداشت‌شدگان، روند اعدام‌ها و شرایط زندان‌ها استفاده کرده و آن را مبنای تحلیل وضعیت حقوق بشر در ایران قرار داده است.

انعکاس هشدار درباره استفاده از اعدام برای ایجاد رعب

در بخشی از این گزارش، مزوپوتامیا به نقل از کانون حقوق بشر ایران نوشته است که حکومت تلاش می‌کند از اعدام به‌عنوان ابزاری برای ایجاد ترس و جلوگیری از اعتراضات استفاده کند.

این رسانه با استناد به گزارش‌های منتشرشده در کانون حقوق بشر ایران آورده است:

«رئیس قوه قضائیه غلامحسین محسنی اژه‌ای به دادستان‌ها دستور داده تا روند صدور و اجرای احکام اعدام تسریع شود تا جامعه در وضعیت شوک باقی بماند و از شکل‌گیری قیام‌های جدید جلوگیری شود.»

بر اساس این گزارش، موج تازه اعدام‌ها همزمان با افزایش بحران اقتصادی، گسترش نارضایتی عمومی و نگرانی حکومت از بازگشت اعتراضات سراسری شدت گرفته است.

فعالان حقوق بشر می‌گویند حکومت تلاش می‌کند با استفاده از اعدام‌های سریع و ایجاد فضای رعب، از شکل‌گیری اعتراضات جدید جلوگیری کند.

بازتاب آمار کشته‌شدگان اعتراضات سراسری

خبرگزاری مزوپوتامیا در ادامه گزارش خود، به آمارهای منتشرشده توسط کانون حقوق بشر ایران درباره کشته‌شدگان اعتراضات سراسری اشاره کرده است.

بر اساس داده‌های کانون حقوق بشر ایران که در این گزارش بازتاب یافته، بیش از ۳۰۰۰ شهروند در جریان اعتراضات کشته شده‌اند و تاکنون هویت ۲۵۷۰ نفر از آنان شناسایی و مستند شده است.

مزوپوتامیا همچنین به گزارش‌های کانون حقوق بشر ایران درباره بازداشت ده‌ها هزار نفر در جریان اعتراضات اشاره کرده و نوشته است که بسیاری از بازداشت‌شدگان از حقوق اولیه دادرسی محروم بوده‌اند.

در این بخش، به مواردی مانند:

بازداشت‌های خودسرانه

قطع ارتباط با خانواده

محرومیت از وکیل

نگهداری طولانی‌مدت در انفرادی

و اعترافات اجباری تحت شکنجه

اشاره شده است.

انعکاس پرونده محمدامین بیگلری

یکی از بخش‌های مهم گزارش مزوپوتامیا، بازتاب پرونده محمدامین بیگلری، نوجوان ۱۹ ساله‌ای است که پیش‌تر کانون حقوق بشر ایران درباره وضعیت او گزارش منتشر کرده بود.

بر اساس این گزارش، محمدامین بیگلری مدت طولانی در بازداشت نگهداری شده و خانواده‌اش برای ماه‌ها از محل نگهداری او اطلاعی نداشته‌اند.

کانون حقوق بشر ایران اعلام کرده بود که پدر او پس از جست‌وجوی فراوان، به‌طور اتفاقی متوجه شده فرزندش در زندان قزلحصار نگهداری می‌شود.

خبرگزاری مزوپوتامیا با استناد به این گزارش نوشته است که محمدامین بیگلری در ۵ آوریل ۲۰۲۶ اعدام شد؛ در حالی که به گفته کانون حقوق بشر ایران، او تحت شکنجه مجبور به اعتراف شده و بدون امکان آخرین ملاقات با خانواده‌اش اعدام شده است.

بازتاب اعدام زندانیان سیاسی

در ادامه گزارش، مزوپوتامیا به فهرستی از زندانیان سیاسی اعدام‌شده اشاره کرده که اطلاعات مربوط به آنان پیش‌تر توسط کانون حقوق بشر ایران منتشر شده بود.

این رسانه به نقل از IHRS نوشته است که دست‌کم ۲۳ زندانی سیاسی از ۱۹ مارس به بعد اعدام شده‌اند.

در این بخش، نام شماری از زندانیان سیاسی اعدام‌شده آمده است؛ از جمله:




امیرحسین حاتمی

شاهین واحد‌پرست

علی فهیم

وحید بنی‌عامریان

پویا قبادی

بابک علیپور

محمد تقوی

اکبر دانشورکار

ابوالحسن منتظر

حامد ولیدی

محمد معصوم‌شاهی

خبرگزاری مزوپوتامیا تأکید کرده است که این زندانیان در پرونده‌هایی با روند غیرشفاف قضایی و محدودیت شدید حقوق دفاعی مواجه بوده‌اند.

بازداشت‌های گسترده و قطع اینترنت

مزوپوتامیا همچنین با استناد به گزارش‌های کانون حقوق بشر ایران، به بازداشت‌های گسترده در جریان اعتراضات و پس از آن پرداخته است.

در این گزارش آمده که بسیاری از بازداشت‌شدگان همچنان در زندان قزلحصار و سایر بازداشتگاه‌ها در سلول‌های انفرادی نگهداری می‌شوند.

این رسانه همچنین به گزارش‌های کانون حقوق بشر ایران درباره محدودیت شدید اینترنت اشاره کرده و نوشته است که قطع اینترنت برای نزدیک به دو ماه ادامه داشته تا روند مستندسازی و اطلاع‌رسانی مختل شود.

بر اساس داده‌های منتشرشده توسط کانون حقـوق بشر ایران، بیش از ۵۰ هزار نفر در جریان اعتراضات و پس از آن بازداشت شده‌اند؛ هرچند نبود شفافیت و محدودیت ارتباطات باعث شده ثبت آمار دقیق دشوار باشد.

بازتاب هشدار درباره نسبت‌دادن اعتراضات به «دشمن خارجی»

در بخش دیگری از گزارش، مزوپوتامیا به نقل از کانون حقـوق بشر ایران نوشته است که حکومت تلاش می‌کند هر اعتراض اجتماعی را به «دشمن خارجی» و «حمایت خارجی» نسبت دهد تا سرکوب را توجیه کند.

در این گزارش آمده است:

«رژیم هر اعتراضی را به‌عنوان حمایت خارجی معرفی می‌کند تا سرکوب را مشروع جلوه دهد.»

فعالان حقـوق بشر می‌گویند همین سیاست باعث شده بسیاری از بازداشت‌شدگان اعتراضات با اتهام‌هایی چون «جاسوسی»، «همکاری با دولت‌های متخاصم» و «اقدام علیه امنیت ملی» روبه‌رو شوند.

درخواست برای پاسخگو کردن حکومت

خبرگزاری مزوپوتامیا در پایان گزارش خود، درخواست‌های مطرح‌شده توسط کانون حقـوق بشر ایران را نیز بازتاب داده است.

در این بخش آمده که کانون حـقوق بشر ایران خواستار پایان سیاست مماشات و افزایش فشارهای بین‌المللی بر حکومت شده است.

این نهاد حقـوق بشری تأکید کرده که دولت‌های اروپایی باید ادامه روابط اقتصادی و سیاسی خود را به بهبود وضعیت حقـوق بشر و توقف اعدام‌ها مشروط کنند.

همچنین در این گزارش، درخواست قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست گروه‌های تروریستی و پاسخگو کردن مقام‌های مسئول در سرکوب‌ها بازتاب یافته است.

افزایش توجه رسانه‌های منطقه‌ای به گزارش‌های حقـوق بشری ایران

بازتاب گسترده گزارش‌های کانون حقـوق بشر ایران در خبرگزاری مزوپوتامیا نشان‌دهنده افزایش توجه رسانه‌های منطقه‌ای به موضوع حقـوق بشر در ایران است.

فعالان حقـوق بشر می‌گویند انتشار این گزارش‌ها و بازتاب بین‌المللی آنها، نقش مهمی در ثبت موارد نقض حقـوق بشر و جلوگیری از فراموش‌شدن قربانیان دارد.

به گفته آنان، همزمان با تشدید سرکوب، اعدام‌ها و فشار بر خانواده‌های قربانیان، مستندسازی مستقل و اطلاع‌رسانی درباره وضعیت زندانیان سیاسی و بازداشت‌شدگان اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

روایتی از بابک علیپور؛ نامه‌ای از داخل کشور درباره زندانی سیاسی اعدام‌شده قزلحصار



پس از انتشار خبر اعدام بابک علیپور، یکی از دوستان او در داخل کشور نامه‌ای درباره سال‌های فعالیت اجتماعی و برخورد انسانی این زندانی سیاسی ارسال کرده است؛ نامه‌ای که بدون هیچ تغییری منتشر می‌شود

کانون حقوق بشر ایران، جمعه ۲۵ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ – پس از انتشار خبر اعدام بابک علیپور، زندانی سیاسی اعدام‌شده در زندان قزلحصار، متنی از داخل کشور برای کانون حقوق بشر ایران ارسال شده که نویسنده آن، بخشی از خاطرات و تجربه‌های شخصی خود از بابک علیپور را روایت کرده است. این نوشته تصویری متفاوت از زندگی و فعالیت‌های اجتماعی او در سال‌های پیش از بازداشت ارائه می‌دهد؛ روایتی از حضور در میان کودکان کار، فعالیت‌های اجتماعی و رابطه انسانی او با اطرافیان.

آنچه در ادامه می‌آید، متن کامل این نامه است که بدون کمترین تغییر منتشر می‌شود.

بابک علیپور؛ فراتر از تصویر یک زندانی سیاسی

نویسنده این نامه، بابک علیپور را نه فقط به‌عنوان یک زندانی سیاسی، بلکه به‌عنوان فردی فعال در حوزه کودکان کار و آسیب‌های اجتماعی معرفی می‌کند.

در بخشی از این روایت، به فعالیت‌های گروهی از جوانان در شهر رشت اشاره شده که در قالب «انجمن کودکان کار» تلاش می‌کردند با حضور در خیابان‌ها و چهارراه‌ها، با کودکان کار و خانواده‌های آنان ارتباط برقرار کنند.

بر اساس این روایت، بابک علیپور یکی از فعال‌ترین اعضای این مجموعه بوده و بخش مهمی از وقت خود را صرف ارتباط با کودکان کار و خانواده‌های آنان می‌کرده است.

نویسنده همچنین از روحیه آرام، انسانی و دغدغه‌مند بابک علیپور سخن گفته و توضیح داده که چگونه دوستی و ارتباط آنان در جریان همین فعالیت‌ها شکل گرفته است.

متن کامل نامه ارسالی از داخل کشور

در ادامه، متن کامل این نامه را بدون هیچ حذف یا تغییری منتشر می‌کنیم:

«در دهه‌ی نود، در شهر رشت، مؤسسه‌ای بود که بی‌صدا اما مؤثر قدم برمی‌داشت؛ «انجمن کودکان کار». کارشان ساده به نظر می‌رسید، اما در عمق، مبارزه‌ای بود با تاریکی. می‌رفتند به چهارراه‌ها، به میان هیاهوی شهر، جایی که کودکانی کم‌سن، با دستانی کوچک اما بارِ زندگی بر دوش، گل و جوراب و دستمال می‌فروختند.

آن‌ها فقط نگاه نمی‌کردند… نزدیک می‌شدند، حرف می‌زدند، دل به دل این بچه‌ها می‌دادند. خانه‌هایشان را پیدا می‌کردند، پای درد دل خانواده‌ها می‌نشستند، با اطرافیان و حتی کارفرمایانشان صحبت می‌کردند تا شاید روزنه‌ای از تغییر باز شود. برای این بچه‌ها، لحظه‌هایی از کودکی می‌ساختند؛ دریا، فوتبال، خنده، بازی… چیزهایی که حقشان بود، نه رویا.

در میان آن‌ها، بابک علیپور هم بود؛ یکی از فعال‌ترین‌ها، یکی از همان‌هایی که دلش برای این بچه‌ها می‌تپید.

روزی مأموریتی به ما سپرده شد؛ رفتن به چند خانه، صحبت با خانواده‌ها. در مسیر، بابک کلیپ‌هایی با نام و نشان مجاهدین در موبایلش داشت. گاهی نشان می‌داد، بی‌آنکه حرفی بزند. فقط تصاویر بودند و سکوتی که حرف‌های ناگفته در آن جریان داشت.

یکی از حاضرین که این ماجرا را روایت می‌کند، خودش از قبل با آن تصاویر آشنا بود. روزی طاقت نیاورد و از بابک ‌پرسید‌،تو ‌فقط از همین تلویزیون کلیپ داری؟……

آن دوست به بابک پاسخ داد: آیا تو اینها رو ‌میشناسی؟

بابک نگاهی عمیق انداخت و گفت بله این تلویزیون مجاهدین هستش و میشناسمشون.

ناگهان چیزی در نگاه بابک تغییر کرد. انگار جرقه‌ای از شناخت، پل شد میان دو ذهن. از آن روز، حرف‌ها بیشتر شد، گفت‌وگوها عمیق‌تر. دوستی شکل گرفت؛ نه فقط بر پایه‌ی هم‌مسیر بودن، بلکه بر پایه‌ی فهمیدن.

روایتی از روزهایی که بعضی‌ها در سکوت، برای تغییر، قدم برمی‌داشتند؛ از میان سختی‌ها، از دل خیابان‌ها، با امیدی که خاموش نمی‌شد.

شاید مهم‌ترین چیزی که از آن روزها باقی مانده، همین باشد:

اینکه حتی در شلوغ‌ترین چهارراه‌های زندگی، هنوز کسانی هستند که می‌ایستند، می‌بینند… و برای بهتر شدن، قدمی برمی‌دارند.»

ادامه بازداشت خانواده بابک علیپور پس از اعدام او؛ محرومیت از وداع آخر و تحویل پیکر

تصویری از فعالیت‌های اجتماعی بابک علیپور

این نامه در حالی منتشر می‌شود که طی ماه‌های گذشته، گزارش‌های متعددی درباره وضعیت بابک علیپور، روند بازداشت و شرایط زندان او منتشر شده بود.

اما نویسنده این متن تلاش کرده تصویری از زندگی او پیش از زندان ارائه دهد؛ تصویری که در آن بابک علیپور در کنار کودکان کار، خانواده‌های آسیب‌دیده و فعالیت‌های اجتماعی دیده می‌شود.

در این روایت، تأکید اصلی بر روحیه انسانی و دغدغه‌های اجتماعی اوست؛ فردی که به گفته نویسنده، «دلش برای این بچه‌ها می‌تپید.»

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

اعـدام محراب عبدالله‌زاده در ارومیه؛ اجرای حکم مرگ برای بازداشت‌شده اعتراضات ۱۴۰۱ بر پایه اعترافات اجباری

اعـدام عرفان کیانی در اصفهان؛ ابهام در روند دادگاه و ادامه موج احکام مرگ علیه بازداشت‌شدگان اعتراضات

اعـدام عامر رامش در زندان زاهدان؛ پایان پرونده‌ای پرابهام با ادعاهای شکنجه و اعتراف اجباری

انتقال مخفیانه ده‌ها زندانی به زندان قزلحصار؛ نگرانی‌ها درباره تحرکات مشکوک در واحد امنیتی ۳ افزایش یافت

صدور حکم اعدام برای سعید زارعی کردشولی، حمیدرضا فتحی، عبدالرضا فتحی و حمیدرضا ثابت رای، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه در شیراز

عبدالجلیل شه‌بخش اعدام شد؛ ابهام کامل در روند بازداشت، دادگاه و دادرسی این زندانی سیاسی

اعـدام ناصر بکرزاده و یعقوب کریم‌پور پس از پرونده‌های مبتنی بر اعترافات اجباری

اعـدام سه زندانی سیاسی در مشهد؛ اجرای احکام مرگ برای بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴ پس از شکنجه و فریب خانواده‌ها

محمد عباسی در زندان قزلحصار اعدام شد؛ شکنجه و گروگان‌گیری دخترش برای اعتراف اجباری

در باره بابک علیپور

بابک علیپور، متولد ۱۳۷۰ و دارای مدرک لیسانس حقوق، از زندانیان سیاسی بود که بارها بازداشت و زندانی شد.

او نخستین بار در سال ۱۳۹۷ بازداشت و به اتهام عضویت در سازمان مجاهدین خلق و توهین به رهبری به هفت سال زندان محکوم شد.

بابک علیپور پس از گذراندن بخشی از محکومیت خود آزاد شد، اما بار دیگر بازداشت و دوباره زندانی شد.

بر اساس گزارش‌ها، او در دوران زندان با مشکلات جسمی متعددی از جمله عفونت روده و بیماری پروستات مواجه بود و مدت‌ها بدون رسیدگی پزشکی مناسب در زندان نگهداری می‌شد.

بازداشت دوباره و انتقال به بند ۲۰۹

بابک علیپور برای سومین بار در دی‌ماه ۱۴۰۲ بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد.

او ماه‌ها در بازداشتگاه امنیتی تحت بازجویی نگهداری شد.

پرونده او همراه با پنج زندانی سیاسی دیگر شامل:

وحید بنی‌عامریان

محمد تقوی

پویا قبادی

شاهرخ دانشورکار

و ابوالحسن منتظر

در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری بررسی شد.

صدور حکم اعدام و اجرای حکم در قزلحصار

بابک علیپور در ۱۰ آذرماه ۱۴۰۳ همراه با پنج زندانی سیاسی دیگر به اعدام، زندان و تبعید محکوم شد.

در نهایت، بامداد سه‌شنبه ۱۱ فروردین‌ماه ۱۴۰۵، حکم اعدام او همراه با پویا قبادی در زندان قزلحصار کرج اجرا شد.

اعدام بابک علیپور واکنش‌های گسترده‌ای در میان فعالان حقوق بشر و زندانیان سیاسی به همراه داشت و نام او به‌عنوان یکی از زندانیان سیاسی اعدام‌شده اعتراضات و پرونده‌های امنیتی در ماه‌های اخیر مطرح شد.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

فروغ تقی‌پور به یک سال حبس اضافی محکوم شد؛ ادامه فشار بر زندانیان سیاسی در اوین


فروغ تقی‌پور، زندانی سیاسی محبوس در اوین، به دلیل صدور بیانیه در روز دانشجو به یک سال زندان اضافی محکوم شد؛ حکمی که در ادامه پرونده‌سازی‌های امنیتی و همزمان با تشدید فشار بر زندانیان سیاسی پس از آغاز جنگ صادر شده است

کانون حقوق بشر ایران، جمعه ۲۵ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ – فروغ تقی‌پور، زندانی سیاسی زندان اوین، با گشایش پرونده‌ای تازه و در پی صدور بیانیه‌ای در روز دانشجو، به یک سال حبس اضافی محکوم شد. این حکم در شرایطی صادر شده که فعالان حقوق بشر می‌گویند پس از آغاز جنگ و افزایش فضای امنیتی، فشار بر زندانیان سیاسی در زندان‌های ایران به‌طور چشمگیری تشدید شده است. ناظران حقوقی همچنین تأکید می‌کنند که قوه قضاییه تحت سلطه نهادهای امنیتی و اطلاعاتی عمل می‌کند و در بسیاری از پرونده‌های سیاسی، تصمیم‌های دیکته‌شده از سوی سپاه و وزارت اطلاعات را اجرا می‌کند.

صدور حکم تازه علیه فروغ تقی‌پور در زندان اوین

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، فروغ تقی‌پور به اتهام صدور بیانیه در روز دانشجو، به یک سال زندان اضافی محکوم شده است. این حکم در داخل زندان و توسط قاضی شریفی‌نسب به او ابلاغ شده است.

منابع حقوق بشری می‌گویند تشکیل پرونده‌های جدید علیه زندانیان سیاسی در دوران حبس، به یکی از رویه‌های رایج دستگاه امنیتی و قضایی تبدیل شده است؛ روندی که هدف آن افزایش فشار روانی و جلوگیری از هرگونه اعتراض یا فعالیت زندانیان در داخل زندان‌ها عنوان می‌شود.

فعالان حقوق بشر معتقدند در بسیاری از پرونده‌های سیاسی، دستگاه قضایی استقلالی از نهادهای امنیتی ندارد و عملاً تحت نفوذ سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات عمل می‌کند. به گفته آنان، در پرونده‌های مربوط به زندانیان سیاسی، تصمیم‌گیری اصلی در اختیار بازجویان امنیتی است و قضات تنها مجری خواسته‌های نهادهای اطلاعاتی هستند.

تشکیل پرونده جدید به اتهام «تبلیغ علیه نظام»

پیش از این نیز در اسفندماه ۱۴۰۴، ابلاغیه‌ای رسمی به فروغ تقی‌پور داده شده بود که بر اساس آن پرونده‌ای تازه علیه او گشوده شده است. طبق این ابلاغیه، او باید در شعبه ۲ بازپرسی ناحیه ۳۳ (مقدس) از طریق ویدئوکنفرانس مورد بازپرسی قرار می‌گرفت. اتهام مطرح‌شده علیه او «تبلیغ علیه نظام در زندان» عنوان شده بود.

طرح چنین اتهام‌هایی علیه زندانیانی که دوران محکومیت خود را سپری می‌کنند، در سال‌های اخیر بارها تکرار شده است. فعالان حقوق بشر می‌گویند نهادهای امنیتی از این روش برای افزایش دوران حبس زندانیان سیاسی و نگه‌داشتن آنان در شرایط بلاتکلیفی استفاده می‌کنند.

محرومیت از ملاقات و تماس؛ ابزار فشار روانی

همزمان با تشکیل پرونده جدید، فروغ تقی‌پور با محدودیت‌های انضباطی نیز مواجه شده است. بر اساس گزارش‌ها، روز سه‌شنبه ۲۸ بهمن به او اعلام شده که به دلیل آنچه «انتشار مطالب کذب» خوانده شده، به مدت یک ماه از تماس تلفنی و ملاقات محروم خواهد شد. این محرومیت تحت عنوان «تنبیه کمیته انضباطی زندان» صادر شده و از دوم اسفند اجرایی شده است.

قطع تماس و محرومیت از ملاقات، از جمله ابزارهای رایج فشار بر زندانیان سیاسی در زندان‌های ایران به شمار می‌رود. فعالان حقوق بشر می‌گویند محدود کردن ارتباط زندانیان با خانواده، در بسیاری از موارد با هدف شکستن روحیه زندانی و وادار کردن او به سکوت انجام می‌شود. به گفته آنان، این محدودیت‌ها در ماه‌های اخیر و همزمان با افزایش فشارهای امنیتی پس از جنگ، شدت بیشتری گرفته است.

تشدید فشار بر زندانیان سیاسی پس از آغاز جنگ

فعالان سیاسی و حقوق بشری می‌گویند پس از آغاز جنگ و افزایش تنش‌های منطقه‌ای، فضای امنیتی در داخل زندان‌ها نیز تشدید شده است.

به گفته آنان، نهادهای امنیتی از شرایط جنگی برای اعمال فشار بیشتر بر زندانیان سیاسی استفاده می‌کنند و هرگونه اعتراض، بیانیه یا فعالیت زندانیان با واکنش شدید دستگاه امنیتی روبه‌رو می‌شود.

در ماه‌های اخیر، گزارش‌های متعددی از:

تشکیل پرونده‌های تازه

افزایش احکام زندان

محرومیت از تماس و ملاقات

انتقال به سلول انفرادی

و تشدید فشارهای امنیتی

علیه زندانیان سیاسی منتشر شده است.

فعالان حقوق بشر می‌گویند حکومت نگران گسترش نارضایتی اجتماعی و بازگشت اعتراضات سراسری است و به همین دلیل تلاش می‌کند هرگونه صدای اعتراضی را حتی در داخل زندان‌ها سرکوب کند.

بازداشت دوباره فروغ تقی‌پور پس از آزادی

فروغ تقی‌پور، متولد ۱۳۷۳ و فارغ‌التحصیل رشته حسابداری، نخستین بار در اسفند ۱۳۹۸ همراه با مادرش بازداشت شد. او پس از محاکمه به پنج سال زندان محکوم و تا بهمن ۱۴۰۱ در بند زنان زندان اوین نگهداری شد.

اما آزادی او چندان طولانی نبود. در ۳۰ مرداد ۱۴۰۲ و همزمان با سالگرد اعتراضات سراسری، او بار دیگر همراه با مرضیه فارسی بازداشت شد.

این دو پس از انتقال به بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات، ماه‌ها تحت بازجویی قرار گرفتند. در نهایت، شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری، آنان را با اتهام‌هایی چون «بغی» و «ارتباط با سازمان مجاهدین خلق» به ۱۵ سال زندان محکوم کرد.

هرچند این حکم در دادگاه تجدیدنظر به دلیل نبود مدارک معتبر به پنج سال زندان کاهش یافت، اما فروغ تقی‌پور همچنان در زندان اوین نگهداری می‌شود.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

اعـدام محراب عبدالله‌زاده در ارومیه؛ اجرای حکم مرگ برای بازداشت‌شده اعتراضات ۱۴۰۱ بر پایه اعترافات اجباری

اعـدام عرفان کیانی در اصفهان؛ ابهام در روند دادگاه و ادامه موج احکام مرگ علیه بازداشت‌شدگان اعتراضات

اعـدام عامر رامش در زندان زاهدان؛ پایان پرونده‌ای پرابهام با ادعاهای شکنجه و اعتراف اجباری

انتقال مخفیانه ده‌ها زندانی به زندان قزلحصار؛ نگرانی‌ها درباره تحرکات مشکوک در واحد امنیتی ۳ افزایش یافت

صدور حکم اعدام برای سعید زارعی کردشولی، حمیدرضا فتحی، عبدالرضا فتحی و حمیدرضا ثابت رای، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه در شیراز

عبدالجلیل شه‌بخش اعدام شد؛ ابهام کامل در روند بازداشت، دادگاه و دادرسی این زندانی سیاسی

اعـدام ناصر بکرزاده و یعقوب کریم‌پور پس از پرونده‌های مبتنی بر اعترافات اجباری

اعـدام سه زندانی سیاسی در مشهد؛ اجرای احکام مرگ برای بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴ پس از شکنجه و فریب خانواده‌ها

محمد عباسی در زندان قزلحصار اعدام شد؛ شکنجه و گروگان‌گیری دخترش برای اعتراف اجباری

نقش نهادهای امنیتی در پرونده‌های سیاسی

فعالان حقوق بشر بارها تأکید کرده‌اند که در پرونده‌های سیاسی، بازجویان سپاه و وزارت اطلاعات نقش اصلی را در روند پرونده ایفا می‌کنند. به گفته آنان، بسیاری از احکام صادرشده علیه زندانیان سیاسی بر پایه گزارش‌های امنیتی، اعترافات اجباری و پرونده‌سازی نهادهای اطلاعاتی شکل می‌گیرد.

در چنین شرایطی، قوه قضاییه به‌جای ایفای نقش مستقل قضایی، در عمل به بازوی اجرایی دستگاه امنیتی تبدیل شده است. منتقدان می‌گویند بسیاری از قضات پرونده‌های سیاسی، بدون توجه به استانداردهای دادرسی عادلانه، خواسته‌های نهادهای امنیتی را اجرا می‌کنند.

نقض حقوق بشر؛ پرونده‌سازی و محرومیت از حقوق اولیه زندانیان

پرونده فروغ تقی‌پور نمونه‌ای از فشار مستمر بر زندانیان سیاسی در ایران است. تشکیل پرونده‌های جدید در دوران حبس، محرومیت از تماس و ملاقات، و استفاده از محدودیت‌های انضباطی علیه زندانیان سیاسی، از جمله مواردی است که فعالان حقوق بشر نسبت به آن هشدار داده‌اند. نهادهای حقوق بشری می‌گویند دستگاه قضایی تحت سلطه نهادهای امنیتی عمل می‌کند و بسیاری از پرونده‌های سیاسی بر اساس خواسته‌های سپاه و وزارت اطلاعات شکل می‌گیرد.

مواد نقض‌شده:

نقض حق دادرسی عادلانه – ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

رسیدگی امنیتی و غیرشفاف به پرونده زندانیان سیاسی و نبود استقلال دستگاه قضایی، ناقض اصول دادرسی منصفانه است.

نقض آزادی بیان – ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

صدور حکم زندان به دلیل انتشار بیانیه و بیان عقیده، نقض حق آزادی بیان محسوب می‌شود.

نقض حق ارتباط با خانواده – قواعد حداقل رفتار با زندانیان سازمان ملل:

محرومیت از تماس و ملاقات، یکی از ابزارهای فشار روانی علیه زندانیان سیاسی است.

نقض ممنوعیت بازداشت و مجازات خودسرانه – میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی:

گشایش پرونده‌های مکرر و افزایش احکام زندان در دوران حبس، مصداق اعمال فشار خودسرانه علیه زندانیان سیاسی است.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

موج تازه بازداشت‌ها پس از جنگ؛ پرونده‌سازی امنیتی و تشدید سرکوب معترضان


همزمان با تشدید فضای امنیتی پس از جنگ، گزارش‌ها از بازداشت گسترده شهروندان در مشهد، قصرقند، شاهین‌شهر و هرمزگان حکایت دارد؛ بازداشت‌هایی که بسیاری از آنها با اتهام‌هایی چون «جاسوسی»، «همکاری با اسرائیل» و «اقدام علیه امنیت ملی» همراه شده است

کانون حقوق بشر ایران، پنج‌شنبه ۲۴ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ – در هفته‌های اخیر و همزمان با تشدید فضای امنیتی پس از جنگ، موج تازه‌ای از بازداشت شهروندان در شهرهای مختلف آغاز شده است. نهادهای امنیتی و قضایی با طرح اتهام‌هایی چون «همکاری با اسرائیل»، «ارسال اطلاعات» و «اقدام علیه امنیت ملی» ده‌ها شهروند را بازداشت کرده‌اند؛ اقدامی که فعالان حقوق بشر آن را بخشی از سیاست سرکوب برای جلوگیری از شکل‌گیری اعتراضات سراسری جدید می‌دانند. ناظران سیاسی می‌گویند فشار اقتصادی، فقر گسترده و فضای سرکوب، جامعه را در وضعیت انفجاری قرار داده است.

چرا موج بازداشت‌ها پس از جنگ شدت گرفته است؟

فعالان حقوق بشر می‌گویند پس از آغاز درگیری‌های نظامی و افزایش تنش‌های منطقه‌ای، نهادهای امنیتی فشار بر فعالان مدنی، معترضان و شهروندان منتقد را تشدید کرده‌اند. به گفته آنان، حکومت تلاش می‌کند با ایجاد فضای رعب و پرونده‌سازی امنیتی، مانع شکل‌گیری موج تازه اعتراضات سراسری شود؛ اعتراضاتی که به باور ناظران، با توجه به وخامت شرایط اقتصادی و افزایش نارضایتی عمومی، احتمال گسترش دوباره آن وجود دارد.

در ماه‌های اخیر، اتهام‌هایی مانند «همکاری با اسرائیل»، «ارتباط با رسانه‌های خارج از کشور» و «اقدام علیه امنیت ملی» به‌طور گسترده در پرونده‌های بازداشت‌شدگان دیده می‌شود. فعالان سیاسی می‌گویند استفاده از چنین اتهام‌هایی، بخشی از تلاش نهادهای امنیتی برای مشروعیت‌بخشیدن به سرکوب معترضان و مخالفان است.

وضعیت نجمه امینی در زندان وکیل‌آباد مشهد

در یکی از این پرونده‌ها، نجمه امینی، ۲۲ ساله، نزدیک به سه ماه است که در بند امنیتی زندان وکیل‌آباد مشهد نگهداری می‌شود و همچنان اطلاعات دقیقی از وضعیت او منتشر نشده است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، او در محدوده پاساژ فردوسی مشهد با ضرب‌وشتم شدید توسط نیروهای حکومتی بازداشت و سپس به زندان وکیل‌آباد منتقل شده است.

گفته می‌شود نجمه امینی در دوران بازداشت تحت فشار و شکنجه قرار داشته و با اتهام‌هایی چون «محاربه»، «همکاری با اسرائیل»، «توهین به رهبری»، «سب‌النبی» و «درگیری با مأموران امنیتی» مواجه شده است. همچنین گزارش‌ها حاکی از آن است که او از دسترسی به وکیل محروم مانده است.

همزمان، منابع حقوق بشری از بازداشت دست‌کم ۳۰ زن در جریان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ و تحولات امنیتی همزمان با جنگ در استان خراسان رضوی خبر داده‌اند؛ زنانی که شماری از آنان همچنان در زندان وکیل‌آباد مشهد نگهداری می‌شوند.

یورش نیروهای امنیتی به روستای چندوکان در قصرقند

در ادامه موج بازداشت‌ها، نیروهای امنیتی و لباس‌شخصی روز چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ به روستای چندوکان شهرستان قصرقند یورش بردند و چندین نفر از ساکنان روستا را بازداشت کردند. بر اساس گزارش‌ها، مأموران امنیتی با ده‌ها نیرو و چندین خودرو از ساعات اولیه صبح روستا را محاصره کرده و بدون ارائه حکم قضایی وارد منازل مردم شده‌اند.

گفته می‌شود شماری از اهالی روستا با ضرب‌وشتم و خشونت بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده‌اند. منابع محلی می‌گویند این عملیات باعث ایجاد رعب و وحشت گسترده در میان زنان و کودکان روستا شده است.

فعالان بلوچ می‌گویند مناطق بلوچ‌نشین طی ماه‌های اخیر شاهد تشدید حضور نیروهای امنیتی و افزایش بازداشت‌های خشونت‌آمیز بوده‌اند.

بازداشت شهروندان در شاهین‌شهر با اتهام «همکاری با شبکه معاند»

در شاهین‌شهر اصفهان نیز سه شهروند، از جمله یک زن، بازداشت شده‌اند.

جانشین فرماندهی انتظامی استان اصفهان مدعی شده این افراد با رسانه‌های خارج از کشور ارتباط داشته و اقدام به «ارسال اطلاعات» می‌کرده‌اند. همچنین ادعا شده که آنان تصاویر اماکن نظامی را برای رسانه‌های خارج از کشور ارسال کرده و در مراسم خاکسپاری کشته‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ «فضای روانی منفی» ایجاد کرده‌اند.

با این حال، در گزارش‌های منتشرشده هیچ اشاره‌ای به هویت بازداشت‌شدگان، زمان دقیق بازداشت و محل نگهداری آنان نشده است. فعالان حقوق بشر می‌گویند استفاده از عنوان‌های مبهمی مانند «شبکه معاند» و «همکاری با دشمن» به رویه‌ای رایج برای سرکوب مخالفان تبدیل شده است.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

اعـدام محراب عبدالله‌زاده در ارومیه؛ اجرای حکم مرگ برای بازداشت‌شده اعتراضات ۱۴۰۱ بر پایه اعترافات اجباری

اعـدام عرفان کیانی در اصفهان؛ ابهام در روند دادگاه و ادامه موج احکام مرگ علیه بازداشت‌شدگان اعتراضات

اعـدام عامر رامش در زندان زاهدان؛ پایان پرونده‌ای پرابهام با ادعاهای شکنجه و اعتراف اجباری

انتقال مخفیانه ده‌ها زندانی به زندان قزلحصار؛ نگرانی‌ها درباره تحرکات مشکوک در واحد امنیتی ۳ افزایش یافت

صدور حکم اعدام برای سعید زارعی کردشولی، حمیدرضا فتحی، عبدالرضا فتحی و حمیدرضا ثابت رای، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه در شیراز

عبدالجلیل شه‌بخش اعدام شد؛ ابهام کامل در روند بازداشت، دادگاه و دادرسی این زندانی سیاسی

اعـدام ناصر بکرزاده و یعقوب کریم‌پور پس از پرونده‌های مبتنی بر اعترافات اجباری

اعـدام سه زندانی سیاسی در مشهد؛ اجرای احکام مرگ برای بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴ پس از شکنجه و فریب خانواده‌ها

محمد عباسی در زندان قزلحصار اعدام شد؛ شکنجه و گروگان‌گیری دخترش برای اعتراف اجباری

تهدید به توقیف اموال و پرونده‌سازی امنیتی در هرمزگان

همزمان، رئیس کل دادگستری هرمزگان از شناسایی و توقیف اموال ۲۴ شهروند ایرانی به اتهام همکاری با «جبهه آمریکایی ـ صهیونیستی» خبر داده است. مقام‌های قضایی مدعی شده‌اند این افراد با «شبکه‌های معاند» همکاری داشته‌اند و علیه آنان پرونده قضایی تشکیل شده است.

فعالان حقوق بشر هشدار می‌دهند که گسترش چنین پرونده‌هایی نشان‌دهنده تلاش دستگاه امنیتی برای تشدید فضای ارعاب و کنترل جامعه است. به گفته آنان، همزمان با افزایش بحران اقتصادی، تورم و گسترش فقر، حکومت تلاش می‌کند با تشدید بازداشت‌ها و فضای امنیتی، از شکل‌گیری اعتراضات سراسری جلوگیری کند.

جامعه در وضعیت انفجاری قرار دارد

ناظران سیاسی می‌گویند فشار اقتصادی، افزایش بیکاری، سقوط قدرت خرید و گسترش سرکوب، جامعه را در شرایطی بحرانی قرار داده است.

به باور آنان، حکومت با آگاهی از افزایش نارضایتی عمومی، تلاش می‌کند از طریق بازداشت‌های گسترده و طرح اتهام‌های امنیتی، هرگونه اعتراض بالقوه را پیش از شکل‌گیری سرکوب کند. فعالان مدنی می‌گویند افزایش اعدام‌ها، بازداشت زنان معترض، یورش به منازل شهروندان و پرونده‌سازی با اتهام جاسوسی، بخشی از سیاست کنترل جامعه در فضای پس از جنگ است.

نقض حقوق بشر؛ بازداشت‌های خشونت‌آمیز و پرونده‌سازی امنیتی

موج تازه بازداشت‌ها از منظر حقوق بشری با نگرانی‌های گسترده همراه است. بازداشت بدون حکم قضایی، ضرب‌وشتم، محرومیت از وکیل و استفاده از اتهام‌هایی چون «همکاری با اسرائیل» و «اقدام علیه امنیت ملی» علیه معترضان، نشانه تشدید سرکوب سیاسی در فضای پس از جنگ است. فعالان حقوق بشر می‌گویند این بازداشت‌ها با هدف ایجاد رعب عمومی و جلوگیری از اعتراضات سراسری انجام می‌شود.

مواد نقض‌شده:

نقض حق آزادی و امنیت فردی – ماده ۹ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی:

بازداشت‌های خودسرانه و انتقال افراد به مکان‌های نامعلوم ناقض حقوق بنیادین شهروندان است.

نقض ممنوعیت شکنجه و رفتار غیرانسانی – ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

ضرب‌وشتم و اعمال فشار جسمی و روانی علیه بازداشت‌شدگان نقض آشکار حقوق انسانی است.

نقض حق دادرسی عادلانه – ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

محرومیت بازداشت‌شدگان از دسترسی به وکیل و روند غیرشفاف قضایی، اصول دادرسی منصفانه را نقض می‌کند.

نقض آزادی بیان و فعالیت مدنی – میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی:

استفاده از اتهام‌های امنیتی علیه معترضان و شهروندان منتقد، ناقض حق آزادی بیان و فعالیت مدنی است.

نقض حق امنیت روانی خانواده‌ها و کودکان – اصول بنیادین حقوق بشر:

یورش خشونت‌آمیز به منازل مسکونی و ایجاد رعب در میان زنان و کودکان، ناقض کرامت انسانی و امنیت روانی شهروندان است.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

وحید بنی‌عامریان؛ وداع آخر با مادر از پشت میله‌های زندان پیش از اعدام در قزلحصار


نامه وداع وحید بنی‌عامریان، زندانی سیاسی اعدام‌شده در زندان قزلحصار، روایتی کامل از نگاه او به مرگ، مبارزه، شکنجه، زندان و رابطه عاطفی با مادرش است؛ نامه‌ای که پیش از اجرای حکم اعدام نوشته شده و اکنون منتشر شده است

کانون حقوق بشر ایران، پنج‌شنبه ۲۴ اردیبشهت‌ماه ۱۴۰۵ – وحید بنی‌عامریان، زندانی سیاسی متولد ۱۳۷۱ و اهل سنقر، یکی از شش زندانی سیاسی از اعضای مجاهدین خلق بود که پس از ماه‌ها بازداشت، شکنجه و محاکمه در پرونده‌ای مشترک، در زندان قزلحصار کرج اعدام شد. او فارغ‌التحصیل دانشگاه صنعتی خواجه نصیر تهران و دارای مدرک فوق‌لیسانس مدیریت بود. اکنون نامه وداع او با مادرش که از داخل زندان نوشته شده، تصویری از وضعیت روحی، باورهای سیاسی و شرایط بازداشت و شکنجه او ارائه می‌دهد.

بازداشت، شکنجه و صدور حکم اعدام برای وحید بنی‌عامریان

وحید بنی‌عامریان روز اول دی‌ماه ۱۴۰۲ بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. منابع مطلع می‌گویند او در دوران بازداشت تحت شکنجه و بازجویی‌های شدید قرار داشت.

شدت شکنجه‌ها به حدی بود که هنگام انتقال او به بند عمومی اوین، مسئولان زندان از او تعهد کتبی گرفتند که آثار شکنجه مربوط به پیش از ورودش به بند عمومی بوده است.

پرونده او همراه با محمد تقوی، بابک علیپور، پویا قبادی، شاهرخ دانشورکار و ابوالحسن منتظر در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری بررسی شد و هر شش زندانی سیاسی به اعدام محکوم شدند.

آغاز نامه؛ سخن از مرگ و صف اعدام

وحید بنی‌عامریان نامه خود را با اشاره به اعدام «بهروز و مهدی» آغاز می‌کند و از قرار گرفتن خود و هم‌بندی‌هایش در صف اعدام می‌نویسد:

مامان جان سلام

در شرایطی این پیام رو برای تو می‌فرستم که بهروز و مهدی رو اعدام کردند و ما هم در صف اعدام قرار داریم تا خواست خدا چی باشه همچنان که بهروز آیه قرآن رو یادآوری و پای ابلاغیه‌اش نوشته بود

كُلُّ نَفْسٍ ذَآئِقَةُ الْمَوْتِ هر نفسی دیر یا زود مرگ رو تجربه میکنه و خوشا اونهایی که به قول امام علی در خطبه شصت و چهار نهج‌البلاغه وصف حالشون چنینه آماده‌ی مرگ باشید که بر شما سایه افکنده است چون مردمی باشید که بر آنها بانگ زدند و بیدار شدند و دانستند که دنیا خانه جاویدان نیست و آن را با آخرت مبادله کردند خدای سبحان شما را بیهوده نیافرید و به حال خود وا نگذاشت میان شما تا بهشت یا دوزخ فاصله‌ی اندکی جز مرگ نیست.

نگاه وحید بنی‌عامریان به مرگ و زندگی

وحید بنی‌عامریان در ادامه، مرگ را بخشی از سرنوشت انسانی و زندگی را میدان آزمایش توصیف می‌کند:

بله مرگ بر همه‌ی ما مقدر شده و ما در مکتب قرآن آموخته‌ایم که دنیا رو محل آزمایش بدانیم و مرگ را گذرگاهی به سوی دنیای دیگری که حسابرسی می‌شویم از مکتب امام حسین آموخته‌ایم که إنما الحیاةُ عَقیدةٌ و جِهادٌ و همانا که معنای زندگی انتخاب آگاهانه آرمان و عقیده منطبق با مسیر توحیدی آفرینش و سپس مجاهدت در این مسیر باشکوه و البته پر درد و رنجه

تا باز هم به قول قرآن

يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ

و انتهای این کدح و حرکت ملاقات پروردگار است.»

در ادامه، او مادرش را مخاطب قرار می‌دهد و از نقش او در شکل‌گیری باورهای اعتقادی‌اش سخن می‌گوید:

«بله مامان جان تو این آیه‌ها رو خوب می‌شناسی و بارها برام خوندی و یاد دادی. ایدئولوژی ما پاسخ روشنی به مسئله مرگ دارد و قرآن و نهج‌البلاغه رو که باز کنیم و تاریخ انبیاء و امام‌ها روکه بشنویم پر است از یادآوری معنا و فلسفه پرشکوه زندگی پس فقط باید به حقیقت خاشعانه گردن بگذاریم.

خاطرات کودکی و ریشه‌های حساسیت اجتماعی

وحید بنی‌عامریان در بخش دیگری از نامه، به دوران کودکی و تجربه مواجهه با فقر اشاره می‌کند:

ولی آزمون من و ما چیه تو این زندگی؟ بذار برگردم به دوران کودکی زمانی که فقر همکلاسی‌هام وجدان کودکانه ام رو آزرده می‌کرد و روزی از تو خواستم که کفشی که از حاج بابا برام خریده بودی رو به کفش ساده‌تر عوض کنی چرا که نگاه‌های مظلومانه و حسرت‌بار شریفی و محمدی و کرمی را با کفشای پاره و لباس‌های مندرس شان روی خودم حس می‌کردم و این درد من رو با اونها پیوند می‌داد تو درخواستم رو پذیرفتی و کفش ساده‌تری برام خریدی و من یقین کردم که کارم درست بوده یقین کردم که نباید فقط به فکر خودم باشم و از اون پس هر بار که غذای خوبی داشتیم قایمکی لقمه می‌گرفتم در کیفم می‌گذاشتم تا در نوبت عصر مدرسه برای آنها ببرم و برق چشمانشان را مزد بگیرم و خوشا به حال من که در دامن مادر پاکی چون تو بزرگ شدم.

ورود به سیاست و جست‌وجوی پاسخ

وحید بنی‌عامریان سپس توضیح می‌دهد که چگونه در مسیر فعالیت سیاسی قرار گرفت:

اما با همه‌ی اذیت‌هایی که یک فرزند برای مادرش داره بالاخره بزرگ شدم و پا در جامعه ای گذاشتم تا حالا دردهای بیشتری رو می‌دیدم و ریشه‌ی اون دردها رو باید می‌شناختم همزمان که روح جوانم آزرده دیدن دردهای هم‌نوعان تحت ستمم بود به دنبال پیدا کردن معنای زندگی بودم زندگی چه می‌تونست باشه؟ درس خوندن و دانشگاه رفتن و شغلی دست و پا کردن و ازدواج کردن و چه‌بسا خدمتی به جامعه کردن؟ این شرافتمندانه‌ترین و تجویز شدنی‌تر نوع زندگی بود که به خصوص در دسترس من بود به صفت دانش‌آموزی که از قضا درسش هم بد نبود اما کارتن خواب‌ها و دستفروش‌ها و میلیون‌ها خانواده ای که زیر خط فقرند و صدها هزار جوانی که معتاد میشن و میلیون‌ها استعدادی که پرپر میشن و تبعیض و سرکوب زنان چه؟ آیا همچون دوران کودکی می‌شد با لقمه‌ای نان از سفره خود زدن یا کفشی ساده‌تر پوشیدن برای تسکین وجدان مسئله رو حل کرد؟

او در ادامه می‌نویسد:

بله من از در پاسخ به ندای وجدان به وادی سیاست کشانده شدم. وادی که بسیاری از مدعیان و بازیگران هفت‌خطش رو با شرافت میانه ای نبود و باید هوشیار می‌بودم و در جست‌وجوی راه درست به بیراهه‌ها در نمی غلتیدم.

اشاره به خاوران و زندانیان اعدام‌شده

وحید بنی‌عامریان سپس از زندانیان اعدام‌شده دهه شصت و خاوران یاد می‌کند:

در این کوشش و کنکاش اما با ستارگانی آشنا شدم که دردشان از جنس دردی بود که من داشتم و نگاهشان به سیاست نه از در قدرت‌طلبی و دودوزه‌بازی بلکه صداقت و فداکاری برای رفع ستم و تبعیض بود من بی‌نام و نشان‌های خاوران را بازخوانی کرده بودم امثال معصومه دوست تو و منصور و سی هزار قهرمان امثال آنها. دیگر انگار اونها رو می‌شناختم انگار پیوندی ناگسستنی میان من و اونها برقرار شده بود انگار در لحظه‌های قبل از اعدام می‌فهمیدم که به چه می‌اندیشیده‌اند و چه اشتیاقی داشته‌اند.

او در ادامه می‌نویسد:

به یک‌باره همه‌ی آنچه که برام معما بودند از دلیل زندان بابا و اخراج او از مدرسه تا ترس و یاس حاکم بر جامعه و سرنوشت انقلاب پنجاه و هفت همه و همه در یک پازل کنار هم جور شدند و من در آستانه انتخاب یک زندگی از جنس دیگر قرار گرفتم همه اینها که می‌گویم یک‌دفعه و آنی نبود سال‌ها طول کشید صادقانه بگویم وجدانم و عواطفم نسبت مردم آنقدر حساس نبود و خودخواهیم اونقدر کم نبود که با یک‌بار دیدن فقر و درد و تبعیض و یک‌بار سرکوب صدای حق دست به انتخاب بزنم نه یک‌بار بلکه صدها بار باید تازیانه بر وجدانم زده می‌شد تا از خودخواهی هایم فاصله بگیرم و در نهایت پیوستم به این راه پر فراز و نشیب پرسنگلاخ پر از دلهره پر از رنج‌ها و فراق‌ها و صد البته پرشور و زیبا از آن جهت زیبا که انسانیت خودت را از بند اسارت و اجبار ظالمان رها یافته می‌بینی و آزاد و رها می‌شوی و با برادران و خواهرانی هم آرمان و همجنس خودت پیوند پیدا می‌کنی و هر روز جلوه‌های زیبایی از شرف و انسانیت رو می‌بینی که هیچوقت در زندگی عافیت طلبانه نمی‌تونستی پیداشون کنی

شکنجه، انفرادی و فشار بازجویان

وحید بنی‌عامریان در بخش دیگری از نامه، به بازجویی‌ها و فشارهای وزارت اطلاعات اشاره می‌کند:

مامان جان

دشمنان و قاتلان مردم ایران بازجویان وزارت اطلاعات بارها در اتاق‌های بازجویی سعی کردند که عواطفی رو که نسبت به تو دارم تحریک کنند تا مرا بشکنند دلسوز تو شده بودند و می‌گفتند بخاطر مادرت دست بکش.

وحید بنی‌عامریان در ادامه از روزهای انفرادی و دوری از خانواده می‌نویسد:

راستش را بخواهی من همیشه با عواطفی که نسبت به تو داشتم در جنگ بوده ام بارها در انفرادی به یاد تو دور از چشم دژخیمان بغض کردم آنجا که در کرج با تو خداحافظی کردم و نمی‌دانستم که چه در پیش است آخرین دیدار را می‌گویم ساعت‌ها اشک ریختم اما یک انقلابی یک هوادار مجاهد عواطفش به گستره ی تمام کودکان یتیم بینوا تمام مادران داغدار تمام زنان سرکوب‌شده تمام کارگران زحمتکش وسعت یافته است

دفاع از انتخاب سیاسی و درخواست آخر از مادر

او در ادامه، از انتخاب خود دفاع می‌کند و می‌نویسد:

مامان جان من معنای زندگی را در شوریدن علیه ظلم در فدا کردن خود در راه آرمان آزادی و عدالت پیدا کردم و معنای حرفهایی که می‌زنم رو خوب فهم کردم چون من در فضای مجاهدین تنفس کردم و از میان چندین بار دستگیری صدها روز انفرادی بازجویی و شکنجه صدها بار راهی که انتخاب کردم رو بازبینی کرده و به حقانیتش ایمان آوردم کسی که با مجاهدین آشنا شده و مناسبات انسانی اش رو لمس کرد دیگر آدم سابق نمی‌شود.

او سپس خطاب به مادرش می‌نویسد:

بدان که ایستادگی تو و صبر و استقامت تو در این مسیر به عنوان یک مادر بخشی از مبارزه ما علیه ظلم و ستم است وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ و خدا شنوا و دانای به دل‌های ماست این را بدان که روزی ما در این دنیا از هم جدا خواهیم شد و یکی از ما زودتر از دیگری اما مهم است که زندگیمان را چگونه گذرانده باشیم و به آزمایش‌های اون چگونه پاسخ داده باشیم و امروز حکم اعدام ما آزمون بزرگی برای من و توست و خداوند نظاره‌گر من و توست.



دعای آخر پیش از اعدام

در پایان نامه، وحید بنی‌عامریان از مادرش می‌خواهد برای او دعا کند:

از تو می‌خواهم برای من دعا کنی که به پای عهدی که با مردم ستمدیده مان با مسعود و مریم و با خدای خود بسته‌ام وفادار بمانم و از مرگ نترسم و اگر بهای این وفای به عهد، جان ناقابلم باشد مشتاقانه اون رو بپردازم و عواطفم به تو و به خانواده و به همه‌ی برادران و خواهرانی که حالا به اندازه‌ی شما دوستشان دارم پایم رو سست نکنند و خلاصه برام دعا کن که ذره‌ای سستی در گام هام ایجاد نشه.

او در آخرین جملات نامه نیز برای مادرش دعا می‌کند:

من هم برای تو دعا می‌کنم که همانگونه که محکم ایستاده‌ای صبور و مقاوم باشی و به هزاران مادری فکر کنی که فرزندان بیمارشون رو به خاطر نداشتن پول درمان از دست دادند هزاران مادری که فرزندان عزیزشون رو در خیابان‌ها و زندان‌ها به شهادت رساندند تنها به جرم حق‌خواهی. برای تو دعا می‌کنم که همچون مادری که داستانش رو به نقل از مولوی برات خوندم دین و ایمانت رو در برابر این دژخیمان محکم نگهداری. از خدا میخوام هر آنچه که خیره برای خلقمون رقم بزنه و چه افتخاری بالاتر از اینکه من و تو بهای این درد و رنج را بپردازیم و در سرنوشت خیر خلق مون اثرگذار بوده باشیم

مدعی خواست که از بیخ کند ریشه ما

غافل از آن‌که خدا هست در اندیشه ما

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

اعـدام محراب عبدالله‌زاده در ارومیه؛ اجرای حکم مرگ برای بازداشت‌شده اعتراضات ۱۴۰۱ بر پایه اعترافات اجباری

اعـدام عرفان کیانی در اصفهان؛ ابهام در روند دادگاه و ادامه موج احکام مرگ علیه بازداشت‌شدگان اعتراضات

اعـدام عامر رامش در زندان زاهدان؛ پایان پرونده‌ای پرابهام با ادعاهای شکنجه و اعتراف اجباری

انتقال مخفیانه ده‌ها زندانی به زندان قزلحصار؛ نگرانی‌ها درباره تحرکات مشکوک در واحد امنیتی ۳ افزایش یافت

صدور حکم اعدام برای سعید زارعی کردشولی، حمیدرضا فتحی، عبدالرضا فتحی و حمیدرضا ثابت رای، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه در شیراز

عبدالجلیل شه‌بخش اعدام شد؛ ابهام کامل در روند بازداشت، دادگاه و دادرسی این زندانی سیاسی

اعـدام ناصر بکرزاده و یعقوب کریم‌پور پس از پرونده‌های مبتنی بر اعترافات اجباری

اعـدام سه زندانی سیاسی در مشهد؛ اجرای احکام مرگ برای بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴ پس از شکنجه و فریب خانواده‌ها

محمد عباسی در زندان قزلحصار اعدام شد؛ شکنجه و گروگان‌گیری دخترش برای اعتراف اجباری

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

نوشته‌های پر بیننده

بایگانی وبلاگ

بازدید وبلاگ