--> کانون حقوق بشر ایران

کانون حقوق بشر ایران، بازتاب خبرها و صدای کلیه زندانیان با هر عقیده و مرام و مسلک از ترک و لر و بلوچ و عرب و کرد و فارس

وحید بنی‌عامریان؛ وداع آخر با مادر از پشت میله‌های زندان پیش از اعدام در قزلحصار


نامه وداع وحید بنی‌عامریان، زندانی سیاسی اعدام‌شده در زندان قزلحصار، روایتی کامل از نگاه او به مرگ، مبارزه، شکنجه، زندان و رابطه عاطفی با مادرش است؛ نامه‌ای که پیش از اجرای حکم اعدام نوشته شده و اکنون منتشر شده است

کانون حقوق بشر ایران، پنج‌شنبه ۲۴ اردیبشهت‌ماه ۱۴۰۵ – وحید بنی‌عامریان، زندانی سیاسی متولد ۱۳۷۱ و اهل سنقر، یکی از شش زندانی سیاسی از اعضای مجاهدین خلق بود که پس از ماه‌ها بازداشت، شکنجه و محاکمه در پرونده‌ای مشترک، در زندان قزلحصار کرج اعدام شد. او فارغ‌التحصیل دانشگاه صنعتی خواجه نصیر تهران و دارای مدرک فوق‌لیسانس مدیریت بود. اکنون نامه وداع او با مادرش که از داخل زندان نوشته شده، تصویری از وضعیت روحی، باورهای سیاسی و شرایط بازداشت و شکنجه او ارائه می‌دهد.

بازداشت، شکنجه و صدور حکم اعدام برای وحید بنی‌عامریان

وحید بنی‌عامریان روز اول دی‌ماه ۱۴۰۲ بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. منابع مطلع می‌گویند او در دوران بازداشت تحت شکنجه و بازجویی‌های شدید قرار داشت.

شدت شکنجه‌ها به حدی بود که هنگام انتقال او به بند عمومی اوین، مسئولان زندان از او تعهد کتبی گرفتند که آثار شکنجه مربوط به پیش از ورودش به بند عمومی بوده است.

پرونده او همراه با محمد تقوی، بابک علیپور، پویا قبادی، شاهرخ دانشورکار و ابوالحسن منتظر در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری بررسی شد و هر شش زندانی سیاسی به اعدام محکوم شدند.

آغاز نامه؛ سخن از مرگ و صف اعدام

وحید بنی‌عامریان نامه خود را با اشاره به اعدام «بهروز و مهدی» آغاز می‌کند و از قرار گرفتن خود و هم‌بندی‌هایش در صف اعدام می‌نویسد:

مامان جان سلام

در شرایطی این پیام رو برای تو می‌فرستم که بهروز و مهدی رو اعدام کردند و ما هم در صف اعدام قرار داریم تا خواست خدا چی باشه همچنان که بهروز آیه قرآن رو یادآوری و پای ابلاغیه‌اش نوشته بود

كُلُّ نَفْسٍ ذَآئِقَةُ الْمَوْتِ هر نفسی دیر یا زود مرگ رو تجربه میکنه و خوشا اونهایی که به قول امام علی در خطبه شصت و چهار نهج‌البلاغه وصف حالشون چنینه آماده‌ی مرگ باشید که بر شما سایه افکنده است چون مردمی باشید که بر آنها بانگ زدند و بیدار شدند و دانستند که دنیا خانه جاویدان نیست و آن را با آخرت مبادله کردند خدای سبحان شما را بیهوده نیافرید و به حال خود وا نگذاشت میان شما تا بهشت یا دوزخ فاصله‌ی اندکی جز مرگ نیست.

نگاه وحید بنی‌عامریان به مرگ و زندگی

وحید بنی‌عامریان در ادامه، مرگ را بخشی از سرنوشت انسانی و زندگی را میدان آزمایش توصیف می‌کند:

بله مرگ بر همه‌ی ما مقدر شده و ما در مکتب قرآن آموخته‌ایم که دنیا رو محل آزمایش بدانیم و مرگ را گذرگاهی به سوی دنیای دیگری که حسابرسی می‌شویم از مکتب امام حسین آموخته‌ایم که إنما الحیاةُ عَقیدةٌ و جِهادٌ و همانا که معنای زندگی انتخاب آگاهانه آرمان و عقیده منطبق با مسیر توحیدی آفرینش و سپس مجاهدت در این مسیر باشکوه و البته پر درد و رنجه

تا باز هم به قول قرآن

يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَىٰ رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ

و انتهای این کدح و حرکت ملاقات پروردگار است.»

در ادامه، او مادرش را مخاطب قرار می‌دهد و از نقش او در شکل‌گیری باورهای اعتقادی‌اش سخن می‌گوید:

«بله مامان جان تو این آیه‌ها رو خوب می‌شناسی و بارها برام خوندی و یاد دادی. ایدئولوژی ما پاسخ روشنی به مسئله مرگ دارد و قرآن و نهج‌البلاغه رو که باز کنیم و تاریخ انبیاء و امام‌ها روکه بشنویم پر است از یادآوری معنا و فلسفه پرشکوه زندگی پس فقط باید به حقیقت خاشعانه گردن بگذاریم.

خاطرات کودکی و ریشه‌های حساسیت اجتماعی

وحید بنی‌عامریان در بخش دیگری از نامه، به دوران کودکی و تجربه مواجهه با فقر اشاره می‌کند:

ولی آزمون من و ما چیه تو این زندگی؟ بذار برگردم به دوران کودکی زمانی که فقر همکلاسی‌هام وجدان کودکانه ام رو آزرده می‌کرد و روزی از تو خواستم که کفشی که از حاج بابا برام خریده بودی رو به کفش ساده‌تر عوض کنی چرا که نگاه‌های مظلومانه و حسرت‌بار شریفی و محمدی و کرمی را با کفشای پاره و لباس‌های مندرس شان روی خودم حس می‌کردم و این درد من رو با اونها پیوند می‌داد تو درخواستم رو پذیرفتی و کفش ساده‌تری برام خریدی و من یقین کردم که کارم درست بوده یقین کردم که نباید فقط به فکر خودم باشم و از اون پس هر بار که غذای خوبی داشتیم قایمکی لقمه می‌گرفتم در کیفم می‌گذاشتم تا در نوبت عصر مدرسه برای آنها ببرم و برق چشمانشان را مزد بگیرم و خوشا به حال من که در دامن مادر پاکی چون تو بزرگ شدم.

ورود به سیاست و جست‌وجوی پاسخ

وحید بنی‌عامریان سپس توضیح می‌دهد که چگونه در مسیر فعالیت سیاسی قرار گرفت:

اما با همه‌ی اذیت‌هایی که یک فرزند برای مادرش داره بالاخره بزرگ شدم و پا در جامعه ای گذاشتم تا حالا دردهای بیشتری رو می‌دیدم و ریشه‌ی اون دردها رو باید می‌شناختم همزمان که روح جوانم آزرده دیدن دردهای هم‌نوعان تحت ستمم بود به دنبال پیدا کردن معنای زندگی بودم زندگی چه می‌تونست باشه؟ درس خوندن و دانشگاه رفتن و شغلی دست و پا کردن و ازدواج کردن و چه‌بسا خدمتی به جامعه کردن؟ این شرافتمندانه‌ترین و تجویز شدنی‌تر نوع زندگی بود که به خصوص در دسترس من بود به صفت دانش‌آموزی که از قضا درسش هم بد نبود اما کارتن خواب‌ها و دستفروش‌ها و میلیون‌ها خانواده ای که زیر خط فقرند و صدها هزار جوانی که معتاد میشن و میلیون‌ها استعدادی که پرپر میشن و تبعیض و سرکوب زنان چه؟ آیا همچون دوران کودکی می‌شد با لقمه‌ای نان از سفره خود زدن یا کفشی ساده‌تر پوشیدن برای تسکین وجدان مسئله رو حل کرد؟

او در ادامه می‌نویسد:

بله من از در پاسخ به ندای وجدان به وادی سیاست کشانده شدم. وادی که بسیاری از مدعیان و بازیگران هفت‌خطش رو با شرافت میانه ای نبود و باید هوشیار می‌بودم و در جست‌وجوی راه درست به بیراهه‌ها در نمی غلتیدم.

اشاره به خاوران و زندانیان اعدام‌شده

وحید بنی‌عامریان سپس از زندانیان اعدام‌شده دهه شصت و خاوران یاد می‌کند:

در این کوشش و کنکاش اما با ستارگانی آشنا شدم که دردشان از جنس دردی بود که من داشتم و نگاهشان به سیاست نه از در قدرت‌طلبی و دودوزه‌بازی بلکه صداقت و فداکاری برای رفع ستم و تبعیض بود من بی‌نام و نشان‌های خاوران را بازخوانی کرده بودم امثال معصومه دوست تو و منصور و سی هزار قهرمان امثال آنها. دیگر انگار اونها رو می‌شناختم انگار پیوندی ناگسستنی میان من و اونها برقرار شده بود انگار در لحظه‌های قبل از اعدام می‌فهمیدم که به چه می‌اندیشیده‌اند و چه اشتیاقی داشته‌اند.

او در ادامه می‌نویسد:

به یک‌باره همه‌ی آنچه که برام معما بودند از دلیل زندان بابا و اخراج او از مدرسه تا ترس و یاس حاکم بر جامعه و سرنوشت انقلاب پنجاه و هفت همه و همه در یک پازل کنار هم جور شدند و من در آستانه انتخاب یک زندگی از جنس دیگر قرار گرفتم همه اینها که می‌گویم یک‌دفعه و آنی نبود سال‌ها طول کشید صادقانه بگویم وجدانم و عواطفم نسبت مردم آنقدر حساس نبود و خودخواهیم اونقدر کم نبود که با یک‌بار دیدن فقر و درد و تبعیض و یک‌بار سرکوب صدای حق دست به انتخاب بزنم نه یک‌بار بلکه صدها بار باید تازیانه بر وجدانم زده می‌شد تا از خودخواهی هایم فاصله بگیرم و در نهایت پیوستم به این راه پر فراز و نشیب پرسنگلاخ پر از دلهره پر از رنج‌ها و فراق‌ها و صد البته پرشور و زیبا از آن جهت زیبا که انسانیت خودت را از بند اسارت و اجبار ظالمان رها یافته می‌بینی و آزاد و رها می‌شوی و با برادران و خواهرانی هم آرمان و همجنس خودت پیوند پیدا می‌کنی و هر روز جلوه‌های زیبایی از شرف و انسانیت رو می‌بینی که هیچوقت در زندگی عافیت طلبانه نمی‌تونستی پیداشون کنی

شکنجه، انفرادی و فشار بازجویان

وحید بنی‌عامریان در بخش دیگری از نامه، به بازجویی‌ها و فشارهای وزارت اطلاعات اشاره می‌کند:

مامان جان

دشمنان و قاتلان مردم ایران بازجویان وزارت اطلاعات بارها در اتاق‌های بازجویی سعی کردند که عواطفی رو که نسبت به تو دارم تحریک کنند تا مرا بشکنند دلسوز تو شده بودند و می‌گفتند بخاطر مادرت دست بکش.

وحید بنی‌عامریان در ادامه از روزهای انفرادی و دوری از خانواده می‌نویسد:

راستش را بخواهی من همیشه با عواطفی که نسبت به تو داشتم در جنگ بوده ام بارها در انفرادی به یاد تو دور از چشم دژخیمان بغض کردم آنجا که در کرج با تو خداحافظی کردم و نمی‌دانستم که چه در پیش است آخرین دیدار را می‌گویم ساعت‌ها اشک ریختم اما یک انقلابی یک هوادار مجاهد عواطفش به گستره ی تمام کودکان یتیم بینوا تمام مادران داغدار تمام زنان سرکوب‌شده تمام کارگران زحمتکش وسعت یافته است

دفاع از انتخاب سیاسی و درخواست آخر از مادر

او در ادامه، از انتخاب خود دفاع می‌کند و می‌نویسد:

مامان جان من معنای زندگی را در شوریدن علیه ظلم در فدا کردن خود در راه آرمان آزادی و عدالت پیدا کردم و معنای حرفهایی که می‌زنم رو خوب فهم کردم چون من در فضای مجاهدین تنفس کردم و از میان چندین بار دستگیری صدها روز انفرادی بازجویی و شکنجه صدها بار راهی که انتخاب کردم رو بازبینی کرده و به حقانیتش ایمان آوردم کسی که با مجاهدین آشنا شده و مناسبات انسانی اش رو لمس کرد دیگر آدم سابق نمی‌شود.

او سپس خطاب به مادرش می‌نویسد:

بدان که ایستادگی تو و صبر و استقامت تو در این مسیر به عنوان یک مادر بخشی از مبارزه ما علیه ظلم و ستم است وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ و خدا شنوا و دانای به دل‌های ماست این را بدان که روزی ما در این دنیا از هم جدا خواهیم شد و یکی از ما زودتر از دیگری اما مهم است که زندگیمان را چگونه گذرانده باشیم و به آزمایش‌های اون چگونه پاسخ داده باشیم و امروز حکم اعدام ما آزمون بزرگی برای من و توست و خداوند نظاره‌گر من و توست.



دعای آخر پیش از اعدام

در پایان نامه، وحید بنی‌عامریان از مادرش می‌خواهد برای او دعا کند:

از تو می‌خواهم برای من دعا کنی که به پای عهدی که با مردم ستمدیده مان با مسعود و مریم و با خدای خود بسته‌ام وفادار بمانم و از مرگ نترسم و اگر بهای این وفای به عهد، جان ناقابلم باشد مشتاقانه اون رو بپردازم و عواطفم به تو و به خانواده و به همه‌ی برادران و خواهرانی که حالا به اندازه‌ی شما دوستشان دارم پایم رو سست نکنند و خلاصه برام دعا کن که ذره‌ای سستی در گام هام ایجاد نشه.

او در آخرین جملات نامه نیز برای مادرش دعا می‌کند:

من هم برای تو دعا می‌کنم که همانگونه که محکم ایستاده‌ای صبور و مقاوم باشی و به هزاران مادری فکر کنی که فرزندان بیمارشون رو به خاطر نداشتن پول درمان از دست دادند هزاران مادری که فرزندان عزیزشون رو در خیابان‌ها و زندان‌ها به شهادت رساندند تنها به جرم حق‌خواهی. برای تو دعا می‌کنم که همچون مادری که داستانش رو به نقل از مولوی برات خوندم دین و ایمانت رو در برابر این دژخیمان محکم نگهداری. از خدا میخوام هر آنچه که خیره برای خلقمون رقم بزنه و چه افتخاری بالاتر از اینکه من و تو بهای این درد و رنج را بپردازیم و در سرنوشت خیر خلق مون اثرگذار بوده باشیم

مدعی خواست که از بیخ کند ریشه ما

غافل از آن‌که خدا هست در اندیشه ما

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

اعـدام محراب عبدالله‌زاده در ارومیه؛ اجرای حکم مرگ برای بازداشت‌شده اعتراضات ۱۴۰۱ بر پایه اعترافات اجباری

اعـدام عرفان کیانی در اصفهان؛ ابهام در روند دادگاه و ادامه موج احکام مرگ علیه بازداشت‌شدگان اعتراضات

اعـدام عامر رامش در زندان زاهدان؛ پایان پرونده‌ای پرابهام با ادعاهای شکنجه و اعتراف اجباری

انتقال مخفیانه ده‌ها زندانی به زندان قزلحصار؛ نگرانی‌ها درباره تحرکات مشکوک در واحد امنیتی ۳ افزایش یافت

صدور حکم اعدام برای سعید زارعی کردشولی، حمیدرضا فتحی، عبدالرضا فتحی و حمیدرضا ثابت رای، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه در شیراز

عبدالجلیل شه‌بخش اعدام شد؛ ابهام کامل در روند بازداشت، دادگاه و دادرسی این زندانی سیاسی

اعـدام ناصر بکرزاده و یعقوب کریم‌پور پس از پرونده‌های مبتنی بر اعترافات اجباری

اعـدام سه زندانی سیاسی در مشهد؛ اجرای احکام مرگ برای بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴ پس از شکنجه و فریب خانواده‌ها

محمد عباسی در زندان قزلحصار اعدام شد؛ شکنجه و گروگان‌گیری دخترش برای اعتراف اجباری

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

کرگ فورمن در اوین دست به اعتصاب غذا زد؛ اعتراض زندانی بریتانیایی به محرومیت از ملاقات


کرگ فورمن، شهروند بریتانیایی زندانی در اوین، در اعتراض به محرومیت از ملاقات با همسرش و محدودیت‌های اعمال‌شده پس از مصاحبه با بی‌بی‌سی جهانی، دست به اعتصاب غذا زده است؛ پرونده‌ای که بار دیگر موضوع بازداشت شهروندان خارجی و دوتابعیتی با اتهام «جاسوسی» را در مرکز توجه قرار داده است

کانون حقوق بشر ایران،  پنج‌شنبه ۲۴ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ – کرگ فورمن، شهروند بریتانیایی و جهانگرد زندانی در اوین، در اعتراض به محرومیت از ملاقات و محدودیت‌های انضباطی اعمال‌شده علیه خود و همسرش وارد اعتصاب غذا شده است. این اقدام پس از آن صورت گرفت که او در گفت‌وگویی با شبکه بی‌بی‌سی جهانی به شرایط دشوار مردم ایران اشاره کرده بود. فعالان حقوق بشر می‌گویند پرونده این زوج بریتانیایی نمونه دیگری از استفاده ابزاری از شهروندان خارجی و دوتابعیتی در چارچوب سیاست «گروگان‌گیری سیاسی» است.

چرا کرگ فورمن دست به اعتصاب غذا زد؟

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، کرگ فورمن پس از انجام مصاحبه با شبکه بی‌بی‌سی جهانی و اشاره به شرایط دشوار مردم ایران، با محدودیت‌های انضباطی در زندان اوین روبه‌رو شده است. گفته می‌شود مسئولان زندان او را به مدت سه هفته از ملاقات حضوری و کابینی با همسرش محروم کرده‌اند؛ اقدامی که بدون توضیح شفاف و بدون طی روند مشخص انضباطی انجام شده است.

منابع مطلع می‌گویند اعتصاب غذای او در واکنش به همین محدودیت‌ها و در اعتراض به نحوه برخورد با وی آغاز شده است. فعالان حقوق بشر می‌گویند اعمال محدودیت‌های ناگهانی، قطع تماس و محروم‌کردن زندانیان از ملاقات، یکی از ابزارهای فشار روانی در زندان‌های امنیتی به شمار می‌رود.

کرگ و لیندسی فورمن چگونه بازداشت شدند؟

کرگ فورمن و همسرش لیندسی فورمن، هر دو از جهانگردان موتورسوار بریتانیایی هستند که در قالب سفری زمینی به دور دنیا وارد ایران شده بودند. این زوج پس از ورود از طریق ارمنستان قصد داشتند سفر خود را به سمت استرالیا ادامه دهند، اما در دی‌ماه ۱۴۰۳ در شهر کرمان بازداشت شدند.

سخنگوی قوه قضاییه بعداً اعلام کرد که این دو نفر «تحت پوشش فعالیت گردشگری» اقدام به جمع‌آوری اطلاعات کرده‌اند. بر همین اساس، هر دو با اتهام «جاسوسی» مواجه شده و در نهایت به ده سال زندان محکوم شدند. فعالان حقوق بشر می‌گویند در سال‌های اخیر اتهام جاسوسی بارها علیه شهروندان دوتابعیتی و خارجی مطرح شده؛ در حالی که بسیاری از این پرونده‌ها فاقد روند شفاف قضایی بوده‌اند.

اعتصاب غذا؛ «تنها قدرتی که در اختیار داریم»

پیش از این خانواده این دو زندانی بریتانیایی گفته بودند آنها در تماس کوتاهی با پسرشان، جو بنت، اعلام کرده‌اند که «غذا نخوردن تنها قدرتی است که در اختیار دارند.» این جمله بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها داشته و به گفته ناظران، نشان‌دهنده شرایط دشوار زندان و احساس بی‌پناهی زندانیان است.

جو بنت در گفت‌وگو با رسانه‌ها گفته است:

«نمی‌دانم اعتصاب غذا چقدر ادامه داشته یا چقدر می‌تواند ادامه پیدا کند. مادرم گفته سردرگم است و هم از دولت بریتانیا و هم مقام‌های ایران ناامید شده است.»

به گفته خانواده، تماس‌های نامنظم، بی‌اطلاعی از روند پرونده و فشارهای ناشی از زندان باعث شده این زوج اعتصاب غذا را تنها راه اعتراض خود بدانند.

بازداشت شهروندان خارجی؛ ابزار فشار سیاسی؟

پرونده کرگ و لیندسی فورمن بار دیگر موضوع بازداشت شهروندان خارجی و دوتابعیتی در ایران را در کانون توجه قرار داده است.

کارشناسان حقوق بشر و تحلیل‌گران سیاسی می‌گویند حکومت طی سال‌های گذشته بارها از بازداشت اتباع خارجی برای فشار سیاسی، تبادل زندانی یا گرفتن امتیاز از دولت‌های غربی استفاده کرده است.

به گفته آنان، بسیاری از این بازداشت‌ها با اتهام‌های امنیتی مبهم مانند «جاسوسی»، «همکاری با دولت‌های متخاصم» یا «جمع‌آوری اطلاعات» همراه بوده است.

فعالان حقوق بشر این روند را بخشی از «دیپلماسی گروگان‌گیری» توصیف می‌کنند؛ سیاستی که در آن شهروندان خارجی به ابزاری برای چانه‌زنی سیاسی تبدیل می‌شوند.

اوین؛ زندانی در مرکز پرونده‌های امنیتی

کرگ فورمن هم‌اکنون در زندان اوین نگهداری می‌شود؛ زندانی که سال‌هاست محل نگهداری زندانیان سیاسی، امنیتی و دوتابعیتی است. بسیاری از زندانیان پیشین اوین از فشارهای روانی، محدودیت تماس، بازجویی‌های طولانی و محرومیت از حقوق اولیه زندانیان سخن گفته‌اند.

فعالان حقوق بشر می‌گویند اعتصاب غذا در زندان‌های امنیتی اغلب آخرین راه اعتراض زندانیانی است که امکان دسترسی آزاد به رسانه، دادگاه مستقل یا نهادهای نظارتی را ندارند.

واکنش‌ها به پرونده این زوج بریتانیایی

بازداشت و محکومیت کرگ و لیندسی فورمن واکنش‌هایی را در رسانه‌های بین‌المللی و نهادهای حقوق بشری به همراه داشته است. منتقدان می‌گویند نبود شفافیت درباره روند بازداشت، محدودیت دسترسی به اطلاعات پرونده و صدور احکام سنگین، نگرانی‌ها درباره وضعیت این دو شهروند بریتانیایی را افزایش داده است.

همچنین برخی ناظران سیاسی معتقدند همزمانی تشدید فشار بر زندانیان خارجی با افزایش تنش‌های منطقه‌ای و فشارهای بین‌المللی، نشان‌دهنده استفاده سیاسی از این پرونده‌ها است.

نقض حقوق بشر؛ محرومیت از ملاقات و استفاده سیاسی از بازداشت‌ها

پرونده کرگ فورمن و همسرش از منظر حقوق بشری با نگرانی‌های متعددی همراه است. محرومیت از ملاقات، محدودیت تماس، روند غیرشفاف قضایی و استفاده از اتهام‌های امنیتی علیه شهروندان خارجی، از جمله مواردی است که نهادهای حقوق بشری نسبت به آن هشدار داده‌اند. فعالان حقوق بشر می‌گویند استفاده از بازداشت شهروندان خارجی برای فشار سیاسی و چانه‌زنی دیپلماتیک، ناقض اصول بنیادین حقوق بشر و حقوق بین‌الملل است.

مواد نقض‌شده:

نقض حق دادرسی عادلانه – ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

نبود روند شفاف قضایی و محدودیت دسترسی به اطلاعات پرونده، اصول دادرسی منصفانه را نقض می‌کند.

نقض حق ارتباط با خانواده – قواعد حداقل رفتار با زندانیان سازمان ملل:

محرومیت طولانی‌مدت زندانیان از ملاقات و تماس با خانواده، ناقض حقوق بنیادین زندانیان است.

نقض آزادی بیان – ماده ۱۹ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

اعمال محدودیت پس از مصاحبه رسانه‌ای، نقض حق آزادی بیان و ابراز نظر محسوب می‌شود.

نقض حق امنیت فردی – میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی:

استفاده سیاسی از بازداشت شهروندان خارجی و دوتابعیتی، امنیت فردی و حقوق بنیادین آنان را تهدید می‌کند.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

علی یونسی «عفو» را رد کرد؛ اعتراض به اعدام زندانیان سیاسی و تشدید سرکوب در زندان‌ها


علی یونسی، زندانی سیاسی و دارنده مدال طلای المپیاد جهانی نجوم، با انتشار نامه‌ای از زندان قزلحصار، پیشنهاد آزادی تحت عنوان «عفو» را رد کرد و با اشاره به اعدام زندانیان سیاسی، این اقدام را تلاشی برای پوشاندن موج اعدام‌ها و سرکوب‌های اخیر دانست

کانون حقوق بشر ایران، پنج‌شنبه ۲۴ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ – علی یونسی، زندانی سیاسی محبوس در زندان قزلحصار، در واکنش به ابلاغیه‌ای مبنی بر مشمول‌شدن «عفو ۲۲ بهمن»، با انتشار نامه‌ای اعلام کرد که هرگز تقاضای عفو نکرده و آن را نمی‌پذیرد. این زندانی سیاسی در نامه خود با اشاره به اعدام شش زندانی سیاسی، تأکید کرده که آزادی حق مردم است و نباید به ابزاری تبلیغاتی برای پنهان‌کردن موج سرکوب و اعدام‌ها تبدیل شود.

چرا علی یونسی «عفو» را رد کرد؟

بر اساس اطلاعات منتشرشده، روز دوشنبه ۲۱ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ و در جریان ملاقات علی یونسی با پدرش در زندان قزلحصار، ابلاغیه‌ای به او تحویل داده شد که نشان می‌داد باقی‌مانده دوران حبسش شامل «عفو ۲۲ بهمن» شده است.

این ابلاغیه که تاریخ صدور آن ۴ اسفند ۱۴۰۴ عنوان شده، در شرایطی به او تحویل داده شد که طی هفته‌های اخیر فشار بر زندانیان سیاسی و خانواده‌های آنان افزایش یافته است.

فعالان حقوق بشر می‌گویند همزمان با موج جدید اعدام‌ها، دستگاه قضایی تلاش می‌کند با نمایش‌های تبلیغاتی درباره «عفو»، افکار عمومی را از افزایش سرکوب و اجرای احکام اعدام منحرف کند. به گفته آنان، در حالی که احکام سنگین علیه زندانیان سیاسی همچنان پابرجاست و فشارهای امنیتی در زندان‌ها شدت گرفته، مانور رسانه‌ای درباره آزادی محدود برخی زندانیان، بیش از آن‌که نشانه تغییر رویکرد باشد، تلاشی برای پوشاندن خبر اعدام‌ها محسوب می‌شود.

اشاره علی یونسی به اعدام زندانیان سیاسی

علی یونسی در نامه خود به شش زندانی سیاسی اعدام‌شده، وحید بنی‌عامریان، محمد تقوی، بابک علیپور، پویا قبادی، ابوالحسن منتظر و اکبر دانشورکار اشاره کرده و آنان را «الگو» خوانده است. او در بخشی از نامه خود نوشته که این زندانیان «برای جانشان چانه نزدند» و همین موضوع باعث شده او نیز «برای آزادی خود چانه نزند».

فعالان سیاسی می‌گویند اشاره مستقیم علی یونسی به این اعدام‌ها، بازتاب فضای سنگین حاکم بر زندان‌ها و نگرانی زندانیان سیاسی از تداوم سرکوب است. به گفته آنان، پس از اعدام این شش زندانی سیاسی، فضای امنیتی در زندان‌ها شدیدتر شده و فشار بر زندانیان سیاسی افزایش یافته است.

متن کامل نامه علی یونسی

در ادامه، متن کامل نامه علی یونسی منتشر می‌شود:

علی یونسی «عفو» را رد کرد؛ اعتراض به اعدام زندانیان سیاسی و تشدید سرکوب در زندان‌ها

«روز دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ ابلاغیه‌ای با تاریخ صدور ۴ اسفند ۱۴۰۴ تحت عنوان عفو ۲۲ بهمن به من تحويل داده شد، مبنى بر اينكه باقیمانده‌ی حبس من (٧ ماه) شامل عفو گردیده است.

اولاً – من هرگز تقاضای عفو نکرده و نخواهم کرد‌. آزادی حقی است به سرقت رفته؛ حق دزدیده شده را گدایی نمیکنیم، برای بدست آوردنش مبارزه میکنیم.

دوماً – من الگوهایی دارم: ۶ همبندی سربلند سر‌به‌دار، هر روز و هر لحظه یادشان برایم زنده و صدایشان در گوشم است. آن‌ها برای جانشان چانه نزدند ننگ بر من اگر برای آزادی ام چانه بزنم.

سوماً – وحید بنی عامریان در دفاعیه اش گفت: “این ما هستیم که باید دفاع کنیم یا شما؟” من نیز میگویم: “این ما هستیم که باید ببخشیم یا شما؟!”

بخشش و عفو بیش از هر کس حق مادران و پدران داغدار است. پس اى شما مادران و پدران داغدار، امیدوارم هر آن کوتاهی‌ای کردم را بر من ببخشید كه شما تنها مرجع طلب بخشش من هستيد و باقی هر چه از رنج و شکنجه و زندان تا کنون بوده و هر چه حبس و تبعید و سختی باقیمانده، چیزی جز وظیفه نیست. ما به پشتوانه فداکاری فرزندان شماست که میجنگیم و بر این جنگیدن استوار خواهیم ماند. جنگیدن برای آزادی مردم ایران نه مایه حسرت و رنج که بزرگترین مایه افتخار است.»

علی یونسی

زندان قزلحصار – ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

اعـدام محراب عبدالله‌زاده در ارومیه؛ اجرای حکم مرگ برای بازداشت‌شده اعتراضات ۱۴۰۱ بر پایه اعترافات اجباری

اعـدام عرفان کیانی در اصفهان؛ ابهام در روند دادگاه و ادامه موج احکام مرگ علیه بازداشت‌شدگان اعتراضات

اعـدام عامر رامش در زندان زاهدان؛ پایان پرونده‌ای پرابهام با ادعاهای شکنجه و اعتراف اجباری

انتقال مخفیانه ده‌ها زندانی به زندان قزلحصار؛ نگرانی‌ها درباره تحرکات مشکوک در واحد امنیتی ۳ افزایش یافت

صدور حکم اعدام برای سعید زارعی کردشولی، حمیدرضا فتحی، عبدالرضا فتحی و حمیدرضا ثابت رای، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه در شیراز

عبدالجلیل شه‌بخش اعدام شد؛ ابهام کامل در روند بازداشت، دادگاه و دادرسی این زندانی سیاسی

اعـدام ناصر بکرزاده و یعقوب کریم‌پور پس از پرونده‌های مبتنی بر اعترافات اجباری

اعـدام سه زندانی سیاسی در مشهد؛ اجرای احکام مرگ برای بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴ پس از شکنجه و فریب خانواده‌ها

محمد عباسی در زندان قزلحصار اعدام شد؛ شکنجه و گروگان‌گیری دخترش برای اعتراف اجباری

چرا موضوع «عفو» با واکنش زندانیان سیاسی روبه‌رو شده است؟

فعالان حقوق بشر می‌گویند همزمانی انتشار خبر «عفو» با افزایش اعدام‌ها و تشدید سرکوب زندانیان سیاسی، باعث شده بسیاری از زندانیان به این اقدام به‌عنوان بخشی از جنگ روانی حکومت نگاه کنند.

به گفته آنان، در حالی که فضای زندان‌ها پس از اعدام زندانیان سیاسی امنیتی‌تر شده و فشارها بر زندانیان ادامه دارد، حکومت تلاش می‌کند با برجسته‌کردن آزادی محدود برخی زندانیان، افکار عمومی را از ماشین اعدام منحرف کند. ناظران سیاسی معتقدند اعتراض علی یونسی و امیرحسین مرادی به این روند، بازتاب مخالفت بخشی از زندانیان سیاسی با استفاده تبلیغاتی از عنوان «عفو» است.

درباره علی یونسی و امیرحسین مرادی

علی یونسی، دانشجوی مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف و دارنده مدال طلای المپیاد جهانی نجوم و اخترفیزیک سال ۱۳۹۶ است. امیرحسین مرادی نیز دانشجوی فیزیک دانشگاه شریف و دارنده مدال نقره المپیاد نجوم کشوری است.

این دو دانشجوی نخبه روز ۲۲ فروردین‌ماه ۱۳۹۹ توسط مأموران اطلاعات و بدون ارائه حکم قضایی بازداشت شدند. گزارش‌ها حاکی است که بازداشت آنان با ضرب‌وشتم شدید همراه بوده و پس از آن به سلول‌های انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده‌اند.

منابع حقوق بشری می‌گویند هنگام یورش مأموران به منزل علی یونسی، در جریان ضرب‌وشتم، پیشانی او شکافته شد.

علی یونسی و امیرحسین مرادی پس از ۸۰۸ روز نگهداری در سلول‌های انفرادی و بندهای بسته، در تاریخ ۵ تیرماه ۱۴۰۱ با احکام سنگین ۱۶ سال زندان به بندهای عمومی منتقل شدند.

علی یونسی هم‌اکنون همراه پدرش میریوسف یونسی در زندان قزلحصار نگهداری می‌شود. پدر او نیز در جریان اعتراضات سراسری بازداشت و بعدها توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به پنج سال زندان محکوم شد.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

اعدام شش زندانی سیاسی و انعکاس جهانی آن؛ هراس حاکمیت از اعتراضات سراسری پس از جنگ


بیش از ۴۰ روز از اعدام شش زندانی سیاسی می‌گذرد؛ اعدام‌هایی که در اوج جنگ و بحران منطقه‌ای، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های جهان و منطقه یافت و بار دیگر توجه افکار عمومی را به سرکوب معترضان و استفاده سیاسی از مجازات اعدام در ایران جلب کرد

کانون حقوق بشر ایران، پنج‌شنبه ۲۴ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ – در حالی که طی هفته‌های گذشته اخبار ایران و تحولات منطقه‌ای در صدر رسانه‌های جهان قرار داشت، خبر اعدام زندانیان سیاسی بخصوص شش زندانی سیاسی در ایران به یکی از مهم‌ترین موضوعات خبری در رسانه‌های بین‌المللی، منطقه‌ای و فارسی‌زبان تبدیل شد. اکنون بیش از ۴۰ روز از اعدام شش زندانی سیاسی می‌گذرد؛ زندانیانی که به گفته نهادهای حقوق بشری و فعالان سیاسی، به دلیل ایستادگی بر مواضع خود و در روندی امنیتی اعدام شدند.

چرا اعدام شش زندانی سیاسی بازتاب جهانی پیدا کرد؟

اعدام شش زندانی سیاسی در شرایطی انجام شد که فضای خبری منطقه عمدتاً تحت تأثیر جنگ و تنش‌های نظامی قرار داشت. با این حال، این اعدام‌ها نه‌تنها در رسانه‌های داخلی حکومت، بلکه در رسانه‌های معتبر جهانی و منطقه‌ای نیز بازتاب گسترده یافت.

خبرگزاری‌هایی چون رویترز، آسوشیتدپرس و خبرگزاری فرانسه، در کنار رسانه‌هایی مانند فاکس‌نیوز، واشنگتن‌پست، بی‌بی‌سی، ان‌بی‌سی، یورونیوز، دویچه‌وله و هیل آمریکا، خبر این اعدام‌ها را پوشش دادند.

در سطح منطقه نیز رسانه‌هایی چون الشرق‌الاوسط، العربیه، ال‌بی‌سی لبنان، شبکه TRT ترکیه و رسانه‌های کردی از جمله فرات و ANF News به این موضوع پرداختند. همزمان، تقریباً تمامی رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور نیز این خبر را به‌طور گسترده منعکس کردند.

فعالان حقوق بشر می‌گویند آنچه در مرکز این بازتاب جهانی قرار داشت، نه فقط خود اعدام‌ها، بلکه پیام سیاسی و اجتماعی آن بود؛ اینکه این زندانیان به دلیل پافشاری بر مواضع خود اعدام شده‌اند.




شش زندانی سیاسی اعدام‌شده چه کسانی بودند؟

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، شش تن از زندانیان سیاسی اعدام‌شده شامل وحید بنی‌عامریان، محمد تقوی، بابک علیپور، پویا قبادی، ابوالحسن منتظر و اکبر دانشور از اعضای سازمان مجاهدین بودند. گزارش‌ها نشان می‌دهد که از آخرین بازداشت این افراد بیش از ۲۴ ماه گذشته بود و آنان طی این مدت در بازداشت و زندان به‌سر می‌بردند.

نهادهای حقوق بشری پیش‌تر بارها نسبت به وضعیت این زندانیان هشدار داده و اعلام کرده بودند که پرونده‌های آنان در فضایی امنیتی و غیرشفاف مورد رسیدگی قرار گرفته است. فعالان سیاسی می‌گویند اعدام این زندانیان، صرفاً حذف چند مخالف سیاسی نبود، بلکه پیامی آشکار به جامعه معترض و جوانان ناراضی محسوب می‌شد.

انعکاس رسانه‌های جهانی از اعدام این شش زندانی سیاسی چه بود؟

انتشار ویدئوی سرودخوانی شش زندانی سیاسی و مجاهد خلق: وحید بنی‌عامریان، بابک علی‌پور، ابوالحسن منتظر، پویا قبادی، اکبر دانشورکار و محمد تقوی در آستانه اعدام در زندان قزلحصار، یکی از این لحظات تاریخ‌ساز است. این حماسه نه تنها در دا خل مرزها، بلکه در رسانه‌های معتبر بین‌المللی بازتابی گسترده یافت و بار دیگر چهره‌ عریان سرکوب و در عین‌حال، شکست‌ناپذیری مقاومت سازمان‌یافته را به جهان نشان داد.

به چالش کشیدن هیبت مرگ

رسانه‌های بین‌المللی با شگفتی از روحیه‌ای یاد کردند که حتی در برابر چوبه‌ دار نیز تسلیم نشد. در زیر خلاصه‌ای از انعکاس چند رسانه آمده است:

 نیویورک پست:

ویدیویی که به‌صورت مخفیانه از داخل یکی از بدنام‌ترین زندان‌های ایران خارج شده، لحظه‌ای را ثبت کرده است که ۶مخالف حکومت، در برابر رژیم با آواز ایستادگی کردند.










شبکه BFMTV فرانسه : شش مخالف ایرانی تا لحظه مرگ رژیم را به چالش کشیدند.

تلویزیون فرانس انفو:

 مردانی که به اعدام محکوم شده‌‌‌اند در روزهای پایان زندگی سرود می‌‌خوانند. این تصویر مقاومت و سربلندی آنها و بسیار قدرتمند است

تلویزیون فرانسه:

اعضای «مجاهدین خلق» در یک‌قدمی چوبه دار با غرور سرود مقاومت خواندند و جاودانه شدند!

نیویورک پست:

۶ تسلیم‌ناپذیر ایرانی پیش از اعدام، سرود خواندند: «تخت ستمگر فرو خواهد ریخت.

ساندی‌تایمز:

در سندی از گروه بنی‌عامریان که اوایل این ماه اعدام شد، آمده است ما در طول تاریخ ایران صدها هزار بار اعدام شده‌ایم بنابراین اگر سرنوشت چنین رقم بزند که بار دیگر صدها هزار بار ما را اعدام کنید، به امید پیروزی یک جمهوری دموکراتیک و آزادی و شکوفایی این میهن اسیر.

گاردین نیز در گزارشی، به روند فزاینده اعدام‌های سیاسی در ایران تحت حاکمیت دیکتاتوری حاکم پرداخت. این گزارش با استناد به شهادت‌های بابک علی‌پور، زندانی سیاسی که اخیراً به همراه هم‌سلولی‌اش پویا قبادی به دار آویخته شد، پرده از جنایات این حکومت در زندان‌های گوهردشت و قزلحصار برمی‌دارد.

خون این قهرمانان، بار دیگر بر این حقیقت صحه گذاشت که در نبرد میان «طناب دار» و «ترانه آزادی»، این دومی است که در گوش تاریخ طنین‌انداز می‌ماند.

چرا حکومت در اوج جنگ دست به این اعدام‌ها زد؟

تحلیلگران سیاسی معتقدند اجرای این اعدام‌ها در بحبوحه جنگ و بحران منطقه‌ای، اقدامی حساب‌شده از سوی حاکمیت برای کنترل فضای داخلی بوده است. به گفته ناظران، سران حکومت به‌خوبی می‌دانند که جنگ خارجی دیر یا زود متوقف خواهد شد، اما بحران اصلی آنان در داخل کشور و در برابر جامعه معترض ادامه دارد.

فعالان سیاسی می‌گویند حاکمیت نگران شکل‌گیری دور تازه‌ای از اعتراضات سراسری پس از پایان فضای جنگی است؛ اعتراضاتی که می‌تواند در شرایط ضعف اقتصادی، بحران مشروعیت و شکاف‌های درونی حکومت، ابعاد گسترده‌تری پیدا کند.

در همین چارچوب، اعدام زندانیان سیاسی به‌عنوان ابزاری برای ایجاد رعب و جلوگیری از پیوند نیروهای معترض و شورشی جامعه ارزیابی می‌شود.

برخی تحلیلگران معتقدند حکومت تلاش دارد با تشدید سرکوب و اجرای احکام اعدام، مانع گسترش اعتراضات و سازمان‌یافتگی نیروهای مخالف شود؛ به‌ویژه در شرایطی که بحران اقتصادی و اجتماعی به‌سرعت در حال گسترش است.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

اعـدام محراب عبدالله‌زاده در ارومیه؛ اجرای حکم مرگ برای بازداشت‌شده اعتراضات ۱۴۰۱ بر پایه اعترافات اجباری

اعـدام عرفان کیانی در اصفهان؛ ابهام در روند دادگاه و ادامه موج احکام مرگ علیه بازداشت‌شدگان اعتراضات

اعـدام عامر رامش در زندان زاهدان؛ پایان پرونده‌ای پرابهام با ادعاهای شکنجه و اعتراف اجباری

انتقال مخفیانه ده‌ها زندانی به زندان قزلحصار؛ نگرانی‌ها درباره تحرکات مشکوک در واحد امنیتی ۳ افزایش یافت

صدور حکم اعدام برای سعید زارعی کردشولی، حمیدرضا فتحی، عبدالرضا فتحی و حمیدرضا ثابت رای، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه در شیراز

عبدالجلیل شه‌بخش اعدام شد؛ ابهام کامل در روند بازداشت، دادگاه و دادرسی این زندانی سیاسی

اعـدام ناصر بکرزاده و یعقوب کریم‌پور پس از پرونده‌های مبتنی بر اعترافات اجباری

اعـدام سه زندانی سیاسی در مشهد؛ اجرای احکام مرگ برای بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴ پس از شکنجه و فریب خانواده‌ها

اعدام زندانیان سیاسی چه هزینه‌ای برای حکومت داشته است؟

فیلم شلیک از فاصله یک متری به معترضان در مشهد؛ سندی دیگر از سرکوب خونین اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ + عکس‌ها

فعالان حقوق بشر و تحلیلگران سیاسی می‌گویند اگرچه حکومت با اجرای این اعدام‌ها تلاش کرده فضای رعب ایجاد کند، اما در مقابل هزینه سنگینی نیز پرداخته است. به باور آنان، انعکاس گسترده این اعدام‌ها در رسانه‌های جهانی و واکنش نهادهای بین‌المللی، بار دیگر پرونده نقض حقوق بشر در ایران را در سطح بین‌المللی برجسته کرد.

همزمان، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، مای ساتو، به همراه شماری از شخصیت‌های سیاسی، پارلمانترها و نهادهای حقوق بشری نسبت به این اعدام‌ها واکنش نشان داده و مواضع انتقادی خود را اعلام کردند.

تحلیلگران می‌گویند حکومت می‌داند که اعدام این زندانیان نه پایان ماجرا، بلکه آغاز موج تازه‌ای از نفرت عمومی و محکومیت بین‌المللی است. به گفته آنان، این زندانیان اکنون برای بخشی از جامعه معترض به نماد مقاومت و ایستادگی تبدیل شده‌اند و نام آنان در حافظه سیاسی اعتراضات باقی خواهد ماند.

چرا ادامه اعدام‌ها نشانه هراس از اعتراضات سراسری است؟

در ماه‌های اخیر، افزایش اجرای احکام اعدام، به‌ویژه در پرونده‌های سیاسی و امنیتی، نگرانی نهادهای حقوق بشری را افزایش داده است.

فعالان سیاسی معتقدند تشدید اعدام‌ها در شرایط کنونی بیش از هر چیز نشانه هراس حکومت از بازگشت اعتراضات سراسری است؛ اعتراضاتی که در صورت تشدید بحران اقتصادی و اجتماعی، می‌تواند بار دیگر خیابان‌ها را به صحنه تقابل میان مردم و حکومت تبدیل کند.

به گفته آنان، حکومت تلاش می‌کند با سرکوب شدید، بازداشت‌های گسترده و اجرای احکام اعدام، مانع شکل‌گیری موج تازه اعتراضات شود، اما همزمان با افزایش نارضایتی عمومی و فشارهای اقتصادی روبه‌رو است.

نقض حقوق بشر؛ اعدام سیاسی، دادرسی غیرشفاف و استفاده از مجازات مرگ برای سرکوب

اعدام شش زندانی سیاسی در شرایطی انجام شد که نهادهای حقوق بشری بارها نسبت به نبود دادرسی عادلانه، روندهای امنیتی و استفاده سیاسی از مجازات اعدام هشدار داده بودند. فعالان حقوق بشر می‌گویند استفاده از اعدام برای مقابله با مخالفان و معترضان، نقض آشکار حق حیات و بخشی از سیاست سرکوب سازمان‌یافته است.

مواد نقض‌شده:

نقض حق حیات – ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

هر انسان حق زندگی و امنیت دارد. اجرای اعدام‌های سیاسی در روندهای غیرشفاف قضایی، ناقض این حق بنیادین است.

نقض حق دادرسی عادلانه – ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

رسیدگی امنیتی و نبود دادگاه مستقل و بی‌طرف، اصول دادرسی منصفانه را نقض می‌کند.

نقض ممنوعیت شکنجه و اعتراف اجباری – ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر:

گزارش‌های مربوط به فشارهای امنیتی و اعترافات اجباری در پرونده‌های سیاسی، مصداق نقض ممنوعیت شکنجه است.

نقض آزادی عقیده و فعالیت سیاسی – میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی:

استفاده از مجازات اعدام علیه مخالفان سیاسی و معترضان، ناقض آزادی‌های بنیادین سیاسی و مدنی است.

نقض اصل تناسب مجازات – اصول بنیادین حقوق بشر:

صدور و اجرای حکم مرگ در پرونده‌های سیاسی، با معیارهای حقوق بشری و اصل تناسب مجازات مغایرت دارد.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

اعدام ۵ زندانی در زندان‌های بیرجند، تبریز، گرگان وکرمان


افزایش اعدام ها در ماه‌های اخیر، تلاشی از سوی حاکمیت برای مهار جامعه‌ای است که با استمرار اعتراضات، اراده‌ی خود برای تغییر و آزادی را نشان داده است

کانون حقوق بشر ایران، چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵ – پنج زندانی در زندان‌های بیرجند، تبریز، گرگان و کرمان اعدام شدند. این اعدام‌ها در بازه زمانی یک‌شنبه ۲۰ اردیبهشت تا چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت اجرایی شده است.

با توجه به قطع اینترنت آمار دقیقی از تعداد اعدام‌ها در دست نیست. اما از ابتدای اردیبهشت‌ماه تا کنون دستکم ۳۶ زندانی اعدام شده‌اند.






اعدام حیدر بامری و مهدی بامری در زندان کرمان

بامداد چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵، دو زندانی در زندان کرمان اعدام شدند. هویت این زندانیان به شرح زیر است:

ـ حیدر بامری(مرادخانی)، ۲۷ ساله، فرزند خمین‌آگی، اهل و ساکن دلگان.
ـ مهدی بامری(مرادخانی)، ۲۷ ساله، فرزند خان‌محمد، اهل و ساکن دلگان.

این دو زندانی در سال ۱۴۰۲، در یک پرونده مشترک به اتهام مرتبط با موادمخدر بازداشت و به اعدام محکوم شده بودند.

اعدام ناصر لنگرانی در زندان گرگان

سحرگاه سه‌شنبه ۲۲ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵، ناصر لنگرانی در زندان گرگان اعدام شد. وی ۴۲ ساله، متاهل و دارای یک فرزند بود. وی ۳ سال پیش به اتهام قتل بازداشت و به اعدام محکوم شده بود.

اعدام یونس براهویی در زندان بیرجند

صبحگاه سه شنبه ۲۲ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵، یونس براهویی در زندان بیرجند اعدام شد. وی ۲۹ ساله، فرزند امرالله، متاهل، اهل و ساکن زاهدان بود. وی پیش‌تر به اتهام مرتبط با مواد مخدر بازداشت و به اعدام محکوم شده بود.

اعدام امید صادقی سوری در زندان تبریز

بامداد یک‌شنبه ۲۰ اردیبهشت‌ماه ۱۴۰۵، امید صادقی سوری در زندان تبریز اعدام شد. وی ۲۶ ساله بود و از ۴ سال پیش به اتهام قتل بازداشت و به اعدام محکوم شده بود. وی تا لحظه آخر تاکید داشت که قتل کاملا تصادفی بوده و خود را بی‌گناه می دانست.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

اعـدام محراب عبدالله‌زاده در ارومیه؛ اجرای حکم مرگ برای بازداشت‌شده اعتراضات ۱۴۰۱ بر پایه اعترافات اجباری

اعـدام عرفان کیانی در اصفهان؛ ابهام در روند دادگاه و ادامه موج احکام مرگ علیه بازداشت‌شدگان اعتراضات

اعـدام عامر رامش در زندان زاهدان؛ پایان پرونده‌ای پرابهام با ادعاهای شکنجه و اعتراف اجباری

انتقال مخفیانه ده‌ها زندانی به زندان قزلحصار؛ نگرانی‌ها درباره تحرکات مشکوک در واحد امنیتی ۳ افزایش یافت

صدور حکم اعدام برای سعید زارعی کردشولی، حمیدرضا فتحی، عبدالرضا فتحی و حمیدرضا ثابت رای، از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه در شیراز

عبدالجلیل شه‌بخش اعدام شد؛ ابهام کامل در روند بازداشت، دادگاه و دادرسی این زندانی سیاسی

اعـدام ناصر بکرزاده و یعقوب کریم‌پور پس از پرونده‌های مبتنی بر اعترافات اجباری

اعـدام سه زندانی سیاسی در مشهد؛ اجرای احکام مرگ برای بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴ پس از شکنجه و فریب خانواده‌ها

محمد عباسی در زندان قزلحصار اعدام شد؛ شکنجه و گروگان‌گیری دخترش برای اعتراف اجباری

مغایرت حکم اعـدام با منشور جهانی حقوق بشر

ماده سوم این منشور صراحتاً بیان می‌کند: هر فرد حق حیات دارد. این حق مشمول هیچگونه محرومیتی نمی‌شود مگر به موجب حکم صادره از دادگاهی صالح در اثر ارتکاب جرمی که مطابق قانون، جرم محسوب شود.

حکم اعـدام به عنوان بالاترین مجازات، به طور مستقیم با این ماده از منشور جهانی حقوق بشر در تضاد است. چرا که:

حق حیات: حق حیات به عنوان یک حق بنیادین و غیر قابل سلب مطرح می‌شود. حکم اعـدام این حق را سلب می‌کند.

عدم برگشت‌پذیری: در صورت اجرای حکم اعـدام، امکان جبران اشتباه قضایی وجود ندارد.

شکنجه و رفتار غیرانسانی: برخی از روش‌های اجرای حکم اعـدام به عنوان شکنجه و رفتار غیرانسانی تلقی می‌شوند که این خود مغایر با مفاد منشور جهانی حقوق بشر است.

نقض تعهدات حقوق بشری در ارتباط با مجازات اعـدام

طبق ماده ۶ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، که ایران یکی از امضاکنندگان آن است، صدور و اجرای حکم اعـدام تنها در صورت وجود ضمانت‌های کامل برای محاکمه عادلانه و در جرائم بسیار سنگین مجاز است. در بسیاری از پرونده‌های مشابه، عدم شفافیت، محدودیت‌های حقوقی متهم، و صدور احکام در دادگاه‌هایی فاقد استقلال لازم، مغایر با این اصل بنیادین حقوق بشر تلقی می‌شود.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

نوشته‌های پر بیننده

بایگانی وبلاگ

بازدید وبلاگ