--> کانون حقوق بشر ایران

کانون حقوق بشر ایران، بازتاب خبرها و صدای کلیه زندانیان با هر عقیده و مرام و مسلک از ترک و لر و بلوچ و عرب و کرد و فارس

نقض حکم اعدام سه بازداشت‌شده اعتراضات دی ۱۴۰۴؛ خطر صدور دوباره حکم همچنان باقی است


دیوان عالی کشور حکم اعدام شهاب زهدی، ابوالفضل صالحی سیاوشانی و یاسر رجایی‌فر را نقض کرده است؛ با این حال ارجاع پرونده برای رسیدگی مجدد به معنای پایان خطر اعدام نیست و دادگاه رسیدگی‌کننده می‌تواند بار دیگر چنین حکمی صادر کند



کانون حقوق بشر ایران، دوشنبه ۲۶ مردادماه ۱۴۰۵ – حکم اعدام شهاب زهدی، ابوالفضل صالحی سیاوشانی و یاسر رجایی‌فر، سه تن از بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ که در زندان قزلحصار کرج محبوس هستند، از سوی شعبه ۹ دیوان عالی کشور نقض شده است. پرونده این سه زندانی برای رسیدگی مجدد به دادگاه انقلاب تهران ارجاع شده و به این ترتیب، پرونده آنان همچنان مفتوح است.

این سه زندانی پیش‌تر در پرونده‌ای مشترک در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ابوالقاسم صلواتی به حکم اعدام محکوم شده بودند. گزارش‌های موجود درباره روند رسیدگی، از محرومیت از وکیل انتخابی، انتشار اعترافاتی که گفته می‌شود تحت فشار و شکنجه اخذ شده‌اند و سرعت بسیار بالای رسیدگی و صدور حکم حکایت دارد.

نقض حکم اعدام به معنای رفع خطر اعدام نیست

نقض احکام از سوی دیوان عالی کشور تحول مهمی در وضعیت این سه زندانی محسوب می‌شود، اما نباید آن را معادل لغو قطعی مجازات اعدام یا پایان پرونده دانست.

با ارجاع پرونده برای رسیدگی مجدد، دادگاه صالح باید بار دیگر اتهامات، ادله و دفاعیات متهمان را بررسی کند. بسته به مبنای نقض رأی و مسیر قانونی رسیدگی، امکان آن وجود دارد که در رسیدگی مجدد بار دیگر حکم اعدام صادر شود. بنابراین شهاب زهدی، ابوالفضل صالحی سیاوشانی و یاسر رجایی‌فر همچنان با خطر مجازات مرگ روبه‌رو هستند.

اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می‌شود که چهار متهم دیگر همین پرونده، یعنی محمدامین بیگلری، شاهین واحدپرست کلور، امیرحسین حاتمی و علی فهیم، پیش‌تر اعدام شده‌اند. بر اساس اطلاعات موجود، احکام اعدام این چهار زندانی در فروردین‌ماه ۱۴۰۵ اجرا شد.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

لیست و مشخصات کامل زندانیان سیاسی اعدام شده از سال ۱۴۰۰ تا ‌کنون

فهرست جامع زندانیان محکوم به اعدام – زندانیان سیاسی و بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴

آرشیو قضات مرگ ـ قضات صادر کننده احکام اعدام در ایران

آخرین خبرهای بازداشت شدگان اعتراضات

جهان بداند در ایران چه گذشت! فیلم‌های تکان‌دهنده + فیلم‌های افزوده جدید از کشتار اعتراضات سراسری ۱۴۰۴

مستند حقوقی؛ بررسی کارنامه محمدمهدی شهمیرزادی؛ قاضی و رئیس شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران

زندان دستگرد اصفهان؛ گزارشی جامع از تراکم دوبرابری، کف‌خوابی، فشارهای امنیتی و شرایط نامناسب زندانیان

اعدام شهرام صادقی؛ ابهام درباره بازجویی و دادرسی و پرسش‌های جدی درباره چگونگی اخذ اعترافات












پرونده مشترک هفت بازداشت‌شده اعتراضات دی‌ماه

این پرونده در ارتباط با آتش‌سوزی پایگاه بسیج «۱۸۵ شهید محمود کاوه» در شرق تهران در شامگاه ۱۸ دی‌ماه ۱۴۰۴ تشکیل شد.

شهاب زهدی در ۱۸ دی، ابوالفضل صالحی سیاوشانی در ۱۹ دی و یاسر رجایی‌فر در ۱۸ دی‌ماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. جلسه بازپرسی شهاب زهدی نیز روز ۲۰ دی در دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۳۳ تهران، معروف به دادسرای امنیت یا شهید مقدس، برگزار شد.

جلسه رسیدگی به پرونده هفت متهم در ۱۸ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران برگزار و تنها یک روز بعد، در ۱۹ بهمن، احکام اعدام صادر شد.

اتهام‌های مطرح‌شده علیه شهاب زهدی شامل «اجتماع و تبانی بر ضد امنیت داخلی و خارجی» و «محاربه و افساد فی‌الارض از طریق آتش زدن وسایل و تأسیسات عمومی» اعلام شده است.

برگزاری دادگاه سه معترض، اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ در تهران؛ اتهامات سنگین در سایه نبود وکیل انتخابی و اعترافات اجباری

محرومیت از وکیل انتخابی و ابهام در روند دادرسی

یکی از مهم‌ترین ابهامات این پرونده، وضعیت دسترسی متهمان به وکیل مستقل و انتخابی است. بر اساس اطلاعات دریافتی، جلسه دادگاه شهاب زهدی بدون حضور وکیل او برگزار شده است. همچنین گزارش‌ها حاکی از آن است که متهمان در مراحل حساس پرونده از دسترسی مؤثر به وکیل انتخابی برخوردار نبوده‌اند.

این موضوع در پرونده‌ای که مجازات آن می‌تواند سلب حیات باشد، اهمیت مضاعف دارد. حق دسترسی به وکیل تنها یک تشریفات قضایی نیست؛ بلکه یکی از اصلی‌ترین تضمین‌ها در برابر فشار در بازجویی، اخذ اعتراف اجباری و استفاده از ادله نامعتبر علیه متهم است.

سرعت رسیدگی نیز پرسش‌برانگیز است. فاصله کوتاه میان بازداشت متهمان در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی تا برگزاری دادگاه در ۱۸ بهمن و صدور حکم اعدام در روز بعد، در کنار گزارش‌های مربوط به محدودیت دسترسی به وکیل، نگرانی درباره امکان برخورداری متهمان از فرصت کافی برای دفاع را افزایش می‌دهد.

اعترافات تحت شکنجه فاقد اعتبار قانونی است

پیش از صدور احکام، رسانه‌های حکومتی ویدیوهایی تحت عنوان «اعترافات» متهمان منتشر کردند. شرایط ضبط این تصاویر و چگونگی اخذ اظهارات منتشرشده به‌طور مستقل روشن نشده است. در عین حال، گزارش‌های مربوط به این پرونده از اعمال فشار و شکنجه برای گرفتن اعتراف از متهمان حکایت دارد.

هرگونه اقرار یا اعترافی که در نتیجه شکنجه، تهدید، اجبار یا فشار جسمی و روانی اخذ شده باشد، نمی‌تواند به‌عنوان دلیل معتبر برای اثبات جرم، به‌ویژه در پرونده‌ای منتهی به حکم اعدام، مورد استناد قرار گیرد.

اصل ۳۸ قانون اساسی صراحتاً شکنجه برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع را ممنوع کرده و تصریح دارد که اقرار حاصل از اجبار فاقد اعتبار است. ماده ۱۶۹ قانون مجازات اسلامی نیز اقراری را که تحت اکراه، اجبار، شکنجه یا آزار روحی و جسمی اخذ شده باشد فاقد ارزش و اعتبار می‌داند.

وضعیت سه زندانی در قزلحصار

شهاب زهدی، ابوالفضل صالحی سیاوشانی و یاسر رجایی‌فر در حال حاضر در زندان قزلحصار کرج نگهداری می‌شوند.

ابوالفضل صالحی سیاوشانی ۵۲ ساله، متأهل و پدر یک فرزند ۱۸ ساله است و پیش از بازداشت به‌عنوان کارگر پیک موتوری فعالیت می‌کرد. یاسر رجایی‌فر ۳۱ سال دارد و شهاب زهدی نیز پدر یک دختر ۱۵ ساله است.

اکنون تعیین‌کننده‌ترین مرحله پرونده، نحوه رسیدگی مجدد و میزان رعایت حقوق دفاعی این سه زندانی است. نقض حکم اعدام فرصت تازه‌ای برای بررسی پرونده ایجاد کرده، اما تا زمانی که اتهامات منتهی به مجازات مرگ به‌طور قطعی کنار گذاشته نشده و روندی منطبق با اصول دادرسی عادلانه برگزار نشود، خطر صدور مجدد حکم اعدام پابرجاست.

بررسی حقوقی پرونده بر اساس قوانین داخلی

قوانین دیکتاتوری حاکم بر ایران در سال‌های گذشته بارها به دلیل مغایرت با موازین دادرسی عادلانه، ابهام در رسیدگی به پرونده‌های امنیتی و محدود کردن حقوق متهمان مورد انتقاد قرار گرفته‌اند. بررسی این پرونده بر اساس قوانین داخلی به معنای تأیید این قوانین نیست؛ هدف، نشان دادن مواردی است که حتی همین قوانین نیز باید در روند رسیدگی رعایت شوند.

مواد قانونی مرتبط: اصل ۳۵ قانون اساسی حق برخورداری از وکیل را به رسمیت می‌شناسد؛ اصل ۳۸ هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار یا کسب اطلاع را ممنوع و اقرار حاصل از اجبار را فاقد اعتبار می‌داند؛ اصل ۳۹ هتک حرمت افراد بازداشت‌شده و زندانی را ممنوع می‌کند؛ و ماده ۱۶۹ قانون مجازات اسلامی نیز اقرار ناشی از اکراه، اجبار، شکنجه یا آزار روحی و جسمی را فاقد ارزش و اعتبار می‌داند.

بر این اساس،

 محرومیت از دسترسی مؤثر به وکیل انتخابی

 ادعای اخذ اعتراف تحت شکنجه

 انتشار اعترافات پیش از پایان روند قضایی

 ابهام درباره شرایط بازجویی

 صدور حکم اعدام در یک روند سریع قضایی

 از مهم‌ترین نگرانی‌های حقوقی این پرونده است.

بررسی پرونده از منظر حقوق بشر و موارد نقض استانداردهای بین‌المللی

از منظر حقوق بشر، پرونده‌ای که ممکن است به اعدام منتهی شود باید از بالاترین سطح تضمین‌های دادرسی عادلانه برخوردار باشد. ادعای شکنجه برای اخذ اعتراف و محدودیت دسترسی به وکیل، نگرانی‌های جدی درباره رعایت این استانداردها ایجاد می‌کند.

ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر؛ حق حیات، آزادی و امنیت شخصی.

ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر؛ منع شکنجه و رفتار یا مجازات ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز.

ماده ۱۰ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی؛ الزام به رفتار انسانی با افراد محروم از آزادی.

ماده ۱۴ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی؛ حق دادرسی عادلانه و برخورداری از تضمین‌های مؤثر دفاع.

ماده ۶ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی؛ حمایت از حق حیات و اعمال محدودیت‌های سخت‌گیرانه بر مجازات اعدام.

ماده ۷ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی؛ ممنوعیت شکنجه و رفتار یا مجازات غیرانسانی و تحقیرآمیز.

در چنین شرایطی، رسیدگی مجدد تنها زمانی می‌تواند گامی در جهت جبران نقض حقوق متهمان تلقی شود که اعترافات ادعاشده تحت شکنجه کنار گذاشته شود، دسترسی واقعی و مؤثر به وکیل انتخابی فراهم شود و پرونده بدون اتکا به اقرار اجباری و با رعایت کامل حق دفاع مورد رسیدگی قرار گیرد.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

از ۳۸ تا ۶۰ زندان؛ بررسی اعتصاب‌ها و اعتراض زندانیان در سایه جنگ و سرکوب


از فروردین ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵، اعتراض زندانیان علیه اعدام نه‌تنها متوقف نشد، بلکه دامنه آن از ۳۸ زندان به ۶۰ زندان گسترش یافت. این روند در شرایطی ادامه پیدا کرد که زندان‌ها با جنگ، قطع گسترده اینترنت، محدودیت تماس، فشار امنیتی و موج سنگین اعدام‌ها روبه‌رو بودند؛ در همین دوره، اعتصاب ۱۵ روزه حدود ۱۵۰۰ زندانی محکوم به اعدام در قزلحصار به یکی از بزرگ‌ترین اعتراض‌های جمعی زندانیان در سال‌های اخیر تبدیل شد


کانون حقوق بشر ایران، دوشنبه ۲۶ مردادماه ۱۴۰۵ – بررسی مجموعه‌ای از گزارش‌های منتشرشده درباره اعتصاب‌ها و اعتراض‌ زندانیان از سال ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵ نشان می‌دهد که مخالفت سازمان‌یافته با مجازات اعدام در زندان‌ها، به‌رغم تشدید سرکوب و محدودیت‌های ارتباطی، روندی رو به گسترش داشته است. کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در پنجم فروردین ۱۴۰۴، در شصت‌ویکمین هفته خود در ۳۸ زندان برگزار شد، اما تا مرداد ۱۴۰۵ به ۵۹ زندان و سپس با پیوستن زندان گچساران به ۶۰ زندان رسید. همزمان، اعتراض‌های مستقل دیگری نیز شکل گرفت که برجسته‌ترین آنها اعتصاب غذای حدود ۱۵۰۰ زندانی محکوم به اعدام در واحد ۲ زندان قزلحصار بود؛ اعتصابی که ۱۵ روز ادامه یافت و با انتقال گسترده زندانیان، وخامت وضعیت جسمانی اعتصاب‌کنندگان و بی‌توجهی مسئولان زندان همراه شد.

آنچه در این گزارش می‌خوانید

این گزارش، تصویری از اعتراض‌ها و اعتصاب‌های مهم زندانیان از سال ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵ ارائه می‌کند؛ دوره‌ای که با افزایش اجرای احکام اعدام، تشدید فشارهای امنیتی، جنگ و محدودیت‌های گسترده ارتباطی همراه بوده است.

در این گزارش می‌خوانید:

چگونه اعتراض زندانیان به اعدام از حرکت‌های محدود در چند زندان به یک کارزار گسترده در ۲۴ استان تبدیل شد؛

روایت اعتصاب غذای ۱۵ روزه حدود ۱۵۰۰ زندانی محکوم به اعدام در زندان قزلحصار و اهمیت آن در اعتراضات زندان‌ها؛

نمونه‌هایی از اعتصاب غذا، تحصن و اعتراض زندانیان سیاسی و عادی در زندان‌های مختلف؛

نقش زنان زندانی و زندانیان سیاسی در اعتراض به فشارهای امنیتی، انتقال‌های تنبیهی و محرومیت‌ها؛

تأثیر جنگ، سرکوب و قطع یا محدودیت اینترنت بر زندانیان و دشوارتر شدن انتشار اخبار از داخل زندان‌ها؛

و در نهایت، اینکه چگونه مجموعه این اعتراض‌ها نشان‌دهنده شکل‌گیری و گسترش مقاومت جمعی زندانیان در برابر اعدام و سرکوب در زندان‌ها است.

باکس اطلاعاتی | مهم‌ترین اعتصاب‌ها و اعتراض زندانیان

محور                                                                   اطلاعات

بازه زمانی گزارش                                         سال ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵

کارزار اصلی                                                 «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»

گستره کارزار                                                ۶۰ زندان در ۲۴ استان

اعتراض شاخص قزلحصار                                 اعتصاب غذای حدود ۱۵۰۰ زندانی محکوم به اعدام

مدت اعتصاب قزلحصار                                        ۱۵ روز

دلیل اعتصاب قزلحصار                                        اعتراض به انتقال زندانیان برای اجرای حکم اعدام و گسترش اعدام‌ها

زندان اوین                                                        تحصن و اعتراض زندانیان سیاسی در واکنش به انتقال‌ها و فشارهای امنیتی

اعتصاب‌های فردی                                       اعتصاب شماری از زندانیان سیاسی در اعتراض به احکام، شرایط حبس، فشارهای امنیتی و محرومیت از حقوق اولیه

اعتراض زنان زندانی                                      اعتراض زندانیان به انتقال‌ها، محدودیت‌ها و افزایش فشارهای امنیتی در زندان

شرایط ویژه این دوره                                     ادامه اعتراض‌ها در شرایط جنگ، تشدید سرکوب و محدودیت یا قطع اینترنت

آخرین گسترش کارزار                                  پیوستن زندان گچساران و رسیدن شمار زندان‌های شرکت‌کننده به ۶۰ زندان

وجه مشترک اعتراض‌ها                                    مخالفت با اعدام، اعتراض به سرکوب و مطالبه حقوق اولیه و انسانی زندانیان

گسترش کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» از ۳۸ به ۶۰ زندان

یکی از مهم‌ترین شاخص‌های این دوره، گسترش جغرافیایی و عددی کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» است.

در پنجم فروردین ۱۴۰۴، شصت‌ویکمین هفته این کارزار با مشارکت زندانیان در ۳۸ زندان برگزار شد. زندانیان شرکت‌کننده هر سه‌شنبه با اعتصاب غذا و انتشار بیانیه، مخالفت خود را با صدور و اجرای احکام اعدام اعلام می‌کردند.

تا سیزدهم مرداد ۱۴۰۵، در صدوسی‌ودومین هفته کارزار، شمار زندان‌های شرکت‌کننده به ۵۹ زندان افزایش یافت. سپس با پیوستن زندان گچساران در ۲۷ مرداد، این عدد به ۶۰ زندان رسید. روندی که نشان می‌دهد در فاصله حدود ۱۶ ماه، شمار زندان‌های عضو کارزار بیش از ۵۰ درصد رشد کرده است.

اهمیت این رشد تنها در عدد ۶۰ خلاصه نمی‌شود. کارزار از چند زندان محدود فراتر رفت و به شبکه‌ای از زندانیان در استان‌های مختلف تبدیل شد که با وجود تفاوت در پرونده، نوع محکومیت و شرایط نگهداری، حول یک مطالبه مشترک قرار گرفتند: توقف اعدام.

اعتراض زندانیان در شرایط جنگ و سرکوب همزمان

این گسترش در شرایطی رخ داد که زندان‌ها با محیطی به‌شدت امنیتی‌تر از سال‌های قبل روبه‌رو بودند.

گزارش‌های مربوط به اسفند ۱۴۰۴ و آغاز شرایط جنگی نشان می‌دهد که زندانیان در بسیاری از زندان‌ها همزمان با دو تهدید مواجه بودند: پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم جنگ و تشدید فشارهای داخلی. محدود شدن تماس زندانیان با خانواده‌ها، اختلال در دسترسی به غذا و درمان، بسته ماندن بندها، انتقال‌های اجباری و افزایش کنترل امنیتی از جمله موارد گزارش‌شده در این دوره بود.

گزارش دیگری در دوم فروردین ۱۴۰۵ از بیست‌ودومین روز قطع سراسری اینترنت سخن می‌گوید؛ وضعیتی که دسترسی خانواده‌ها، رسانه‌ها و نهادهای حقوق بشری به اطلاعات زندان‌ها را به‌شدت محدود کرده بود. همین گزارش از تنش‌ها و بحران‌های جدی در زندان‌ها در سایه جنگ و قطع ارتباطات خبر می‌دهد.

از این منظر، آمار ثبت‌شده اعتصاب‌ها را نمی‌توان الزاماً کل اعتراض‌های رخ‌داده دانست. در دوره‌هایی که اینترنت قطع بوده یا تماس تلفنی زندانیان محدود شده، احتمال اینکه بخشی از اعتصاب‌ها و اعتراض‌ها اساساً به بیرون از زندان راه پیدا نکرده باشند، جدی است.

به همین دلیل، تعداد اعتصاب‌ها و زندان‌های ثبت‌شده را باید حداقل موارد قابل احراز دانست.

قزلحصار؛ نقطه اوج اعتراض جمعی علیه اعدام

در کنار کارزار هفتگی «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»، یکی از بزرگ‌ترین اعتراض‌های مستقل زندانیان در تابستان ۱۴۰۵ در زندان قزلحصار شکل گرفت.

اعتصاب غذای حدود ۱۵۰۰ زندانی محکوم به اعدام در واحد ۲ زندان قزلحصار از روز ۲۲ تیرماه ۱۴۰۵ آغاز شد. جرقه این اعتراض، انتقال شش زندانی محکوم به اعدام در پرونده‌های مواد مخدر به سلول‌های انفرادی بود؛ انتقالی که در زندان‌ها معمولاً به‌عنوان مقدمه اجرای حکم اعدام تلقی می‌شود.

زندانیان با خودداری از دریافت جیره غذایی و برگزاری تحصن، خواستار توقف اجرای احکام اعدام، بازنگری در پرونده‌ها و تعیین تکلیف اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر شدند. شماری از آنان حتی در اقدامی اعتراضی لب‌های خود را دوختند.

این اعتراض تنها به دلیل تعداد شرکت‌کنندگان اهمیت نداشت. تداوم ۱۵ روزه آن، شرکت حدود ۱۵۰۰ زندانی، همراهی خانواده‌ها و وخامت جسمانی اعتصاب‌کنندگان، آن را به یکی از مهم‌ترین اعتراض‌های جمعی زندانیان محکوم به اعدام در سال‌های اخیر تبدیل کرد.

انتقال ۲۴۰ زندانی و تغییر ترکیب واحد ۲

همزمان با ادامه اعتصاب، مسئولان زندان قزلحصار روند انتقال زندانیان دارای احکام غیر از اعدام را از واحد ۲ آغاز کردند.

بر اساس گزارش‌های منتشرشده، در فاصله حدود یک هفته دست‌کم ۲۴۰ زندانی از واحد ۲ منتقل شدند؛ ابتدا نزدیک به ۱۰۰ نفر و سپس حدود ۱۴۰ نفر دیگر. این انتقال‌ها نگرانی‌هایی ایجاد کرد که واحد ۲ به تدریج به بخشی اختصاصی برای نگهداری محکومان به اعدام تبدیل شود.

این تغییر ترکیب جمعیتی از نگاه خانواده‌ها و زندانیان می‌توانست به معنای افزایش فشار امنیتی، محدودیت بیشتر و تسهیل انتقال محکومان برای اجرای حکم باشد.

همزمان با این جابه‌جایی‌ها، وضعیت جسمانی اعتصاب‌کنندگان رو به وخامت گذاشت.

گزارش‌های روزهای سیزدهم و چهاردهم اعتصاب از کاهش وزن، افت فشار خون، سرگیجه، ضعف شدید و بی‌حالی در میان تعداد زیادی از زندانیان خبر می‌داد. با وجود این وضعیت، گزارش شده بود که هیچ تیم پزشکی برای معاینه گروهی زندانیان به واحد ۲ اعزام نشده و برنامه مشخصی برای پایش مستمر وضعیت سلامت آنان وجود نداشت.

اعتصاب قزلحصار؛ اعتراض زندانیان به اعدام در راستای کارزار هفتگی

اهمیت اعتصاب قزلحصار در این است که نشان داد مخالفت با اعدام تنها به اعتصاب نمادین روزهای سه‌شنبه محدود نمانده است.

در این مورد، زندانیانی که خود مستقیماً با خطر اجرای حکم روبه‌رو بودند، وارد اعتصابی طولانی و پرهزینه شدند. اعتراض زندانیان به انتقال شش محکوم به انفرادی آغاز شد، اما به مطالبه‌ای وسیع‌تر درباره توقف اعدام و بازنگری در پرونده‌های مواد مخدر تبدیل شد

این اعتصاب در عین حال نشان داد که بخش قابل توجهی از اعتراض زندانیان علیه اعدام، از درون همان بندهایی شکل می‌گیرد که بیشترین تعداد محکومان به مرگ در آنها نگهداری می‌شوند.

کارزار هفتگی و اعتصاب‌های مستقل؛ دو مسیر یک اعتراض

بررسی گزارش‌های این دوره نشان می‌دهد اعتراض زندانیان دو شکل عمده داشته است.

یک مسیر، کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» است که به‌صورت منظم، هفتگی و هماهنگ در ده‌ها زندان ادامه یافته است.

مسیر دوم، اعتصاب‌ها و اعتراض‌های موردی یا مستقل است؛ مانند اعتصاب‌های فردی زندانیان سیاسی، تحصن‌های اعتراضی در اوین و اعتصاب گسترده قزلحصار.

این دو مسیر در بسیاری موارد یکدیگر را تقویت کرده‌اند. کارزار هفتگی پیام سیاسی و حقوق بشری «نه به اعدام» را به‌صورت پیوسته زنده نگه داشته و اعتراض‌های مستقل نیز در مقاطع بحرانی، آن پیام را به حرکت‌های گسترده‌تر و پرهزینه‌تر تبدیل کرده‌اند.

چرا سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ دوره‌ای متفاوت بود؟

ویژگی مهم این بازه زمانی آن است که اعتراض‌ها در محیطی نسبتاً بازتر یا عادی شکل نگرفتند.

در اسفند ۱۴۰۴، با تشدید شرایط جنگی، گزارش‌ها از محدود شدن تماس‌ها، اختلال در خدمات پایه، انتقال زندانیان و افزایش تدابیر امنیتی در چندین زندان حکایت داشت. در برخی زندان‌ها هواخوری بسته شد، در برخی تماس‌ها کاهش یافت و در برخی دیگر زندانیان به مکان‌های دیگر منتقل شدند.

در دوم فروردین ۱۴۰۵ نیز گزارش‌ها از ادامه قطع گسترده اینترنت برای بیش از سه هفته حکایت داشت. در چنین فضایی، نه‌تنها امکان اطلاع‌رسانی زندانیان کاهش یافت، بلکه خانواده‌ها نیز ابزارهای محدودی برای رساندن اخبار زندان‌ها به بیرون داشتند.

با وجود این، کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» نه‌تنها از میان نرفت، بلکه تعداد زندان‌های عضو آن افزایش یافت.

همین نکته، تداوم اعتراض زندانیان را از نظر سیاسی و اجتماعی معنادارتر می‌کند.

اعتراض زندانیان زیر سایه خطر اعدام

عامل دیگری که باید در ارزیابی این دوره در نظر گرفت، افزایش نگرانی‌ها درباره اجرای احکام اعدام است.

در قزلحصار، اعتصاب ۱۵۰۰ زندانی دقیقاً از ترس اجرای حکم شش زندانی آغاز شد. گزارش‌ها نشان می‌دهد خواسته اصلی آنان توقف اعدام‌ها تا تعیین تکلیف پرونده‌ها و اصلاحات قانونی بود.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» نیز اساساً واکنشی به همین روند است: زندانیانی که هر هفته با اعتصاب غذا تلاش می‌کنند صدای اعتراض خود را به بیرون از زندان برسانند.

این اعتراض‌ها در فضایی ادامه یافته که محکومان به اعدام، زندانیان سیاسی، زنان زندانی و بازداشت‌شدگان اعتراضات از جمله گروه‌هایی بوده‌اند که در دوره جنگ با محدودیت و خطر بیشتری مواجه شده‌اند.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

لیست و مشخصات کامل زندانیان سیاسی اعدام شده از سال ۱۴۰۰ تا ‌کنون

فهرست جامع زندانیان محکوم به اعدام – زندانیان سیاسی و بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴

آرشیو قضات مرگ ـ قضات صادر کننده احکام اعدام در ایران

آخرین خبرهای بازداشت شدگان اعتراضات

جهان بداند در ایران چه گذشت! فیلم‌های تکان‌دهنده + فیلم‌های افزوده جدید از کشتار اعتراضات سراسری ۱۴۰۴

مستند حقوقی؛ بررسی کارنامه محمدمهدی شهمیرزادی؛ قاضی و رئیس شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران

زندان دستگرد اصفهان؛ گزارشی جامع از تراکم دوبرابری، کف‌خوابی، فشارهای امنیتی و شرایط نامناسب زندانیان

اعدام شهرام صادقی؛ ابهام درباره بازجویی و دادرسی و پرسش‌های جدی درباره چگونگی اخذ اعترافات

رشد از ۳۸ به ۶۰ زندان چه معنایی دارد؟

افزایش شمار زندان‌های شرکت‌کننده از ۳۸ در فروردین ۱۴۰۴ به ۶۰ در مرداد ۱۴۰۵ را می‌توان از چند زاویه بررسی کرد.

نخست، این رشد نشان می‌دهد کارزار توانسته از محدوده چند زندان شناخته‌شده خارج شود و به استان‌ها و زندان‌های بیشتری راه پیدا کند.

دوم، پیوستن زندان‌های جدید در شرایط سرکوب و محدودیت ارتباطی نشان می‌دهد شبکه همبستگی میان زندانیان کاملاً وابسته به فضای آزاد اطلاع‌رسانی نبوده است.

سوم، تداوم منظم اعتصاب هفتگی به مدت بیش از ۱۳۰ هفته باعث شده کارزار از یک اعتراض مقطعی به یک حرکت پایدار تبدیل شود.

و چهارم، اعتراض‌هایی مانند اعتصاب قزلحصار نشان می‌دهد که پیام «نه به اعدام» می‌تواند در مواقع بحرانی به اعتراض‌های بسیار بزرگ‌تر تبدیل شود.

قطع اینترنت؛ یک متغیر مهم در ثبت اعتراض‌ها

در تحلیل آماری این دوره باید مسئله قطع اینترنت را جدی گرفت.

وقتی ارتباط کشور برای هفته‌ها مختل یا قطع می‌شود، انتقال خبر از داخل زندان به خانواده و از خانواده به رسانه‌ها بسیار دشوارتر می‌شود. این موضوع می‌تواند باعث شود بخشی از اعتصاب‌ها، اعتراض زندانیان یا حتی سرکوب‌های داخل زندان اساساً ثبت نشوند.

گزارش دوم فروردین ۱۴۰۵ صراحتاً از بیست‌ودومین روز قطع سراسری اینترنت سخن می‌گوید. در همان شرایط، زندان‌ها با بحران غذا، ناامنی و محدودیت ارتباط نیز مواجه بودند.

از ۳۸ تا ۶۰ زندان؛ گسترش اعتصاب‌ها و اعتراض زندانیان در سایه جنگ و سرکوب

از همین رو، هر جدول آماری که برای بازه ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵ تهیه شود باید یک یادداشت روش‌شناختی داشته باشد:

آمار موجود، حداقل اعتصاب‌ها و اعتراض‌های قابل ثبت است و احتمال می‌رود تعداد واقعی موارد بیشتر باشد.

مقاومت زندانیان در برابر پراکندگی و فشار

یکی دیگر از ویژگی‌های اعتراض‌ زندانیان این دوره، تلاش مسئولان زندان برای کنترل یا پراکنده کردن اعتراض‌ها بوده است.

در قزلحصار، انتقال صدها زندانی از واحد ۲ همزمان با اعتصاب، نگرانی درباره تغییر عمدی ترکیب بند را ایجاد کرد.

در سایر زندان‌ها نیز در دوره جنگ، انتقال زندانیان، محدودیت هواخوری و تماس و تشدید حضور امنیتی گزارش شده است.

با این وجود، اعتراض‌ها در اشکال مختلف ادامه یافتند.

یک سال و نیم اعتراض مداوم؛ از زندان تا جامعه

روند ثبت‌شده از فروردین ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵ تصویری فراتر از مجموعه‌ای از اعتصاب‌های پراکنده ارائه می‌دهد.

در یک سوی این تصویر، کارزاری قرار دارد که شمار زندان‌های عضو آن از ۳۸ به ۶۰ رسیده است.

در سوی دیگر، اعتصاب‌های گسترده‌ای مانند اعتراض ۱۵۰۰ زندانی قزلحصار قرار دارد که ۱۵ روز ادامه یافت و سلامت صدها زندانی را در معرض خطر قرار داد.

میان این دو نیز اعتصاب‌های فردی، تحصن‌ها و اعتراض‌های متعددی در زندان‌های مختلف ثبت شده است.

همه این موارد در دوره‌ای رخ داده‌اند که زندان‌ها همزمان با سرکوب داخلی، جنگ، قطع اینترنت، محدودیت تماس و نگرانی از افزایش اجرای احکام اعدام مواجه بوده‌اند.

ضرورت گسترش کارزار«سه‌شنبه‌های نه به اعدام» در سراسر کشور

آنچه در زندان‌ها شکل گرفته، در صورت باقی ماندن پشت دیوارهای زندان، ظرفیت محدودی خواهد داشت.

گسترش کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» از ۳۸ به ۶۰ زندان نشان داده است که یک مطالبه مشترک می‌تواند حتی در محیط بسته و کنترل‌شده زندان به شبکه‌ای گسترده تبدیل شود.

مرحله بعدی این حرکت می‌تواند پیوند گسترده‌تر آن با جامعه باشد؛ از خانواده‌های زندانیان تا وکلا، دانشجویان، معلمان، کارگران، بازنشستگان، هنرمندان و دیگر گروه‌های اجتماعی.

در شرایطی که زندانیان با هزینه جسمی و امنیتی بالا علیه اعدام اعتراض می‌کنند، گسترش مخالفت مسالمت‌آمیز با 

نگاهی به اعتصاب‌ها و اعتراض زندانیان

بررسی روند اعتصاب‌ها از سال ۱۴۰۴ تا مرداد ۱۴۰۵ نشان می‌دهد که اعتراض زندانیان علیه اعدام در این دوره نه‌تنها ادامه داشته، بلکه گسترش یافته است.

کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام» از ۳۸ زندان در فروردین ۱۴۰۴ به ۵۹ زندان در مرداد ۱۴۰۵ رسید و سپس با پیوستن گچساران، شمار زندان‌های مشارکت‌کننده به ۶۰ زندان افزایش یافت.

در همین بازه، اعتصاب حدود ۱۵۰۰ زندانی محکوم به اعدام در قزلحصار برای ۱۵ روز، یکی از بزرگ‌ترین اعتراض‌های جمعی در زندان‌ها را رقم زد؛ اعتراضی که با وخامت جسمانی زندانیان، انتقال ۲۴۰ نفر از واحد ۲ و بی‌توجهی بهداری همراه بود.

این روند در شرایط عادی اتفاق نیفتاد. جنگ، قطع طولانی اینترنت، محدودیت تماس با خانواده‌ها، انتقال‌های اجباری و تشدید فضای امنیتی، هزینه اعتراض زندانیان را افزایش داده بود.

به همین دلیل، آنچه از اعتصاب‌ها ثبت شده است احتمالاً تنها بخشی از واقعیت داخل زندان‌هاست. با این حال، همین داده‌های قابل احراز نشان می‌دهد که مخالفت با اعدام در زندان‌ها طی این دوره از یک حرکت محدود به شبکه‌ای گسترده، مداوم و چندشکلی تبدیل شده است؛ شبکه‌ای که از اعتصاب هفتگی تا اعتراض ۱۵ روزه ۱۵۰۰ زندانی را دربر می‌گیرد و اکنون در ۶۰ زندان حضور دارد.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

اعدام ۳ زندانی در زندان‌های شیراز و زنجان


گسترش اعدام ها در ایران، واکنشی آشکار به شرایط جوشان اجتماعی و استمرار اعتراضاتی است که از عمق نارضایتی عمومی نسبت به وضعیت موجود سرچشمه می‌گیرد

کانون حقوق بشر ایران، یک‌شنبه ۲۵ مردادماه ۱۴۰۵ – سه زندانی در زندان‌های شیراز و زنجان اعدام شدند.  این اعدام‌ها در روزهای یک‌شنبه ۲۵ و پنج‌شنبه ۸ مردادماه ۱۴۰۵ اجرایی شده است.



اعدام ۲ زندانی در زندان عادل‌آباد‌ شیراز

بامداد یک‌شنبه ۲۵ مردادماه ۱۴۰۵، دو زندانی در زندان عادل‌آباد شیراز اعدام شدند. هویت این زندانیان: محمدعلی پذیره و حسن کردی می‌باشد. این دو زندانی در پرونده‌های جداگانه به اتهام قتل بازداشت و به اعدام محکوم شده بودند.

اعدام محمد یوسفی آزاد در زندان زنجان

سحرگاه پنج‌شنبه ۸ مردادماه ۱۴۰۵، محمد یوسفی‌آزاد در زندان زنجان اعدام شد. وی ۲۵ ساله بود و ۳ سال پیش به اتهام مرتبط با مواد مخدر بازداشت و به اعدام محکوم شده بود. وی این اتهام را تا آخرین لحظه رد کرده و بر بی‌گناهیش تاکید داشت.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

لیست و مشخصات کامل زندانیان سیاسی اعدام شده از سال ۱۴۰۰ تا ‌کنون

فهرست جامع زندانیان محکوم به اعدام – زندانیان سیاسی و بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴

آرشیو قضات مرگ ـ قضات صادر کننده احکام اعدام در ایران

آخرین خبرهای بازداشت شدگان اعتراضات

جهان بداند در ایران چه گذشت! فیلم‌های تکان‌دهنده + فیلم‌های افزوده جدید از کشتار اعتراضات سراسری ۱۴۰۴

مستند حقوقی؛ بررسی کارنامه محمدمهدی شهمیرزادی؛ قاضی و رئیس شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران

زندان دستگرد اصفهان؛ گزارشی جامع از تراکم دوبرابری، کف‌خوابی، فشارهای امنیتی و شرایط نامناسب زندانیان

اعدام شهرام صادقی؛ ابهام درباره بازجویی و دادرسی و پرسش‌های جدی درباره چگونگی اخذ اعترافات

اعـدام؛ مجازاتی در تعارض با حق بنیادین حیات

حق حیات؛ بنیادی‌ترین حق انسانی

اعـدام به عنوان شدیدترین مجازات کیفری، همواره یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات در حوزه حقوق بشر بوده است. مهم‌ترین ایراد وارد بر این مجازات، تعارض آن با حق حیات به عنوان بنیادی‌ترین و غیرقابل جایگزین‌ترین حق انسانی است. ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر تصریح می‌کند که «هر انسانی حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد.» این اصل، حق حیات را به عنوان حقی ذاتی و غیرقابل سلب برای تمامی انسان‌ها به رسمیت می‌شناسد.

در چنین چارچوبی، اجرای حکم اعدام به معنای سلب کامل و برگشت‌ناپذیر این حق بنیادین است. برخلاف سایر مجازات‌ها، در صورت وقوع اشتباه قضایی، هیچ راهی برای جبران پیامدهای اجرای حکم اعدام وجود ندارد. تاریخ نظام‌های قضایی جهان نیز نمونه‌های متعددی از محکومیت‌های نادرست و آشکار شدن بی‌گناهی افراد پس از اجرای حکم را ثبت کرده است؛ موضوعی که نگرانی‌های جدی درباره استمرار این مجازات ایجاد کرده است.

اعـدام و تعهدات بین‌المللی حقوق بشر

علاوه بر حق حیات، بسیاری از نهادهای بین‌المللی معتقدند که اعـدام می‌تواند با ممنوعیت رفتارهای غیرانسانی و تحقیرآمیز نیز در تعارض باشد. آثار روانی ناشی از انتظار طولانی برای اجرای حکم، شرایط نگهداری محکومان به اعـدام و برخی شیوه‌های اجرای این مجازات، بارها از سوی گزارشگران و سازمان‌های حقوق بشری مورد انتقاد قرار گرفته است.

از سوی دیگر، ماده ۶ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی که ایران نیز به آن پیوسته است، تأکید می‌کند که حتی در کشورهایی که مجازات اعـدام را لغو نکرده‌اند، این مجازات تنها باید در محدودترین شرایط ممکن و پس از رعایت کامل تضمین‌های دادرسی عادلانه اعمال شود. دسترسی آزاد به وکیل، حق دفاع مؤثر، استقلال دادگاه و امکان رسیدگی تجدیدنظر از جمله این تضمین‌ها هستند.

در بسیاری از پرونده‌های منتهی به اعـدام، به‌ویژه پرونده‌های سیاسی و امنیتی، نهادهای حقوق بشری نسبت به نبود شفافیت، محدودیت حقوق دفاعی متهمان و فقدان نظارت مستقل بر روند دادرسی ابراز نگرانی کرده‌اند. به همین دلیل، مجازات اعـدام همچنان یکی از مهم‌ترین چالش‌های حقوق بشری در جهان محسوب می‌شود و تلاش‌های بین‌المللی برای محدود کردن یا لغو کامل آن ادامه دارد.

نقض حقوق بشر؛ اعـدام و سلب حق بنیادین حیات

صدور و اجرای حکم اعـدام از منظر حقوق بشری یکی از جدی‌ترین اشکال نقض حق حیات محسوب می‌شود. نهادهای بین‌المللی حقوق بشر طی دهه‌های گذشته بارها تأکید کرده‌اند که مجازات اعـدام، به دلیل ماهیت برگشت‌ناپذیر خود، خطر جبران‌ناپذیر نقض حقوق انسانی را به همراه دارد. در پرونده‌هایی که با ابهام‌های قضایی، محدودیت دسترسی به وکیل، اعترافات اجباری، عدم شفافیت روند دادرسی یا فشارهای امنیتی همراه هستند، نگرانی‌ها درباره نقض استانداردهای دادرسی عادلانه دوچندان می‌شود. از این رو، بسیاری از سازمان‌های حقوق بشری خواستار توقف اجرای احکام اعـدام و حرکت به سوی لغو کامل این مجازات شده‌اند.

مواد نقض‌شده

ماده ۳ اعلامیه جهانی حقوق بشر: حق حیات، آزادی و امنیت شخصی. اجرای حکم اعـدام به معنای سلب کامل و غیرقابل بازگشت حق حیات است.

ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر: منع شکنجه و رفتار یا مجازات ظالمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز. شرایط نگهداری محکومان به اعـدام و آثار روانی انتظار اجرای حکم می‌تواند با این اصل در تعارض باشد.

ماده ۱۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر: حق برخورداری از دادرسی عادلانه و علنی. در پرونده‌های منتهی به اعـدام رعایت کامل تضمین‌های دادرسی ضروری است.

ماده ۶ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی: حق ذاتی هر انسان به حیات. این ماده تأکید می‌کند که مجازات اعـدام تنها در محدودترین شرایط و با رعایت کامل استانداردهای دادرسی قابل اعمال است.

ماده ۱۴ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی: حق برخورداری از محاکمه منصفانه، دسترسی به وکیل و امکان دفاع مؤثر. هرگونه محدودیت در این حقوق، مشروعیت احکام منتهی به اعـدام را با تردید مواجه می‌کند.

قطعنامه‌های مجمع عمومی سازمان ملل درباره توقف اعـدام: جامعه جهانی بارها از دولت‌ها خواسته است با تعلیق اجرای احکام اعـدام، زمینه لغو کامل این مجازات را فراهم کنند.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

گزارش مستند از زندان فردیس کرج؛ فاضلاب در هواخوری، زنان بیمار رها شده


بالا زدن فاضلاب در هواخوری بند یک زندان فردیس کرج، این محوطه را عملاً غیرقابل استفاده کرده است؛ گزارش‌ها از افزایش حشرات، ابتلای شماری از زنان به اسهال و استفراغ و خودداری مسئولان زندان از رفع آلودگی حکایت دارد

کانون حقوق بشر ایران، یک‌شنبه ۲۵ مردادماه ۱۴۰۵ – خبرهای رسیده به کانون حقوق بشر ایران از تشدید شرایط غیربهداشتی در بند یک زندان فردیس کرج، موسوم به زندان کچویی، حکایت دارد. بر اساس اطلاعات دریافتی، فاضلاب در محوطه هواخوری این بند بالا زده و بخش گسترده‌ای از آن را فرا گرفته است. ماندگاری فاضلاب در گرمای تابستان، بوی شدید، آلودگی محیط و افزایش حشرات، استفاده از هواخوری را برای زنان زندانی عملاً ناممکن کرده است. شماری از زندانیان نیز به اسهال و استفراغ مبتلا شده‌اند، اما به گفته منابع مطلع، بهداری زندان اقدام مؤثری برای رسیدگی پزشکی انجام نداده است. مسئولان زندان در پاسخ به اعتراض زندانیان، کمبود بودجه را مطرح کرده و انجام تعمیرات را به کمک احتمالی خیرین موکول کرده‌اند.

آنچه در این گزارش می‌خوانیم

چگونه بالا زدن فاضلاب، هواخوری بند یک زندان فردیس کرج را عملاً غیرقابل استفاده کرده است؟

چرا شماری از زنان زندانی به اسهال و استفراغ مبتلا شده‌اند و بهداری چه واکنشی داشته است؟

مسئولان زندان در پاسخ به اعتراض زنان زندانی چه گفته‌اند؟

چرا موکول کردن تعمیرات ضروری زندان به کمک خیرین، مسئولیت سازمان زندان‌ها را منتفی نمی‌کند؟

گزارش‌های پیشین درباره بهداشت، آب، غذا و امکانات درمانی زندان کچویی چه می‌گویند؟

شرایط زندان چه پیامدهایی برای زنان، زندانیان سیاسی و دیگر گروه‌های آسیب‌پذیر دارد؟

قوانین داخلی درباره سلامت، بهداشت و نحوه نگهداری زندانیان چه الزاماتی تعیین کرده‌اند؟

شرایط گزارش‌شده در زندان فردیس کرج با کدام استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر و قواعد نلسون ماندلا در تعارض است؟

فاضلاب، هواخوری بند یک زندان فردیس کرج را فرا گرفته است

بر اساس تازه‌ترین اطلاعات دریافتی، وضعیت بهداشتی سالن یک زندان فردیس کرج در روزهای اخیر به مرحله نگران‌کننده‌ای رسیده است. فاضلاب در محوطه هواخوری بالا زده و به دلیل رفع نشدن مشکل، آب آلوده در سطح وسیعی از این محوطه باقی مانده است.

منابع مطلع وضعیت هواخوری را به «دریاچه‌ای از فاضلاب» تشبیه کرده‌اند. این وضعیت در گرمای تابستان ادامه دارد و تاکنون اقدام مؤثری برای تخلیه فاضلاب، ضدعفونی محیط یا تعمیر سیستم دفع فاضلاب صورت نگرفته است.

بوی ناشی از فاضلاب نیز فضای هواخوری را فرا گرفته و تجمع حشرات بر مشکلات موجود افزوده است. در نتیجه، زنان زندانی عملاً امکان استفاده عادی از هواخوری را از دست داده‌اند.

محرومیت عملی از هواخوری تنها یکی از پیامدهای این وضعیت است. تماس با محیط آلوده، وجود حشرات و ماندگاری فاضلاب در هوای گرم می‌تواند سلامت زندانیان را نیز با مخاطره مواجه کند.

باکس اطلاعاتی | زندان فردیس کرج در یک نگاه

موضوع                                             اطلاعات

نام زندان                                           زندان فردیس کرج (کچویی)

موقعیت                                          حسین‌آباد فردیس، استان البرز

تعداد بندها                                          ۴ بند

جمعیت گزارش‌شده پیشین                 نزدیک به ۱۰۰۰ زندانی

جمعیت هر بند در گزارش پیشین        حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ نفر

محور گزارش جدید                        بحران بهداشتی در بند یک زنان

وضعیت هواخوری                       بالا زدن فاضلاب و غیرقابل استفاده شدن محوطه

پیامد آلودگی                                       بوی شدید، تجمع حشرات و افزایش خطر بیماری

وضعیت سلامت                               ابتلای شماری از زنان به اسهال و استفراغ

وضعیت بهداری                               گزارش از نبود رسیدگی پزشکی مؤثر

واکنش زندانیان                              اعتراض و درخواست رسیدگی فوری

پاسخ مسئولان                              استناد به کمبود بودجه و موکول کردن تعمیرات به کمک خیرین

مشکلات گزارش‌شده پیشین              ضعف بهداشت و درمان، مشکلات آب و غذا و کمبود امکانات اولیه

گروه‌های در معرض آسیب                    زنان زندانی، از جمله شماری از زندانیان سیاسی

ابتلای شماری از زنان زندانی به اسهال و استفراغ

همزمان با ادامه آلودگی، گزارش‌ها حاکی از آن است که شمار قابل توجهی از زنان محبوس در این بخش به اسهال و استفراغ مبتلا شده‌اند.

در حال حاضر اطلاعات پزشکی مستقلی که علت دقیق بیماری این افراد را مشخص کند در دسترس نیست؛ با این حال، همزمانی بروز علائم گوارشی در میان زندانیان با وضعیت شدیداً غیربهداشتی بند، ضرورت انجام معاینه پزشکی و بررسی فوری وضعیت آب، غذا و محیط زندان را دوچندان کرده است.

این موضوع از آن جهت اهمیت بیشتری دارد که بر اساس گزارش‌های پیشین، وضعیت خدمات پزشکی در زندان فردیس کرج از قبل نیز نامناسب بوده است.

گزارش پیشین کانون حقوق بشر ایران درباره این زندان نشان می‌داد که زنان بیمار هنگام مراجعه به بهداری عمدتاً با ارائه مسکن مواجه می‌شوند و دسترسی آنان به درمان مؤثر با مشکلات جدی همراه است.

بر اساس تازه‌ترین اطلاعات نیز، بهداری در برابر بیماری زنان ناشی از شرایط کنونی اقدام مؤثری انجام نداده است.

شماری از زنان محبوس در این مجموعه را زندانیان سیاسی تشکیل می‌دهند و شرایط غیربهداشتی موجود بدون تفکیک، سلامت تمامی زنان حاضر در بند را تهدید می‌کند.

اعتراض زنان زندانی؛ پاسخ مسئولان «بودجه نداریم»

زنان زندانی نسبت به وضعیت ایجادشده اعتراض کرده و از مسئولان زندان فردیس کرج خواسته‌اند برای تخلیه فاضلاب، پاکسازی محیط و رفع مشکل زیرساختی اقدام فوری انجام دهند.

با این حال، بر اساس گزارش منابع مطلع، رئیس زندان و دیگر مسئولان تاکنون اقدام مؤثری برای حل مشکل انجام نداده‌اند.

نکته قابل توجه، پاسخی است که درباره علت انجام نشدن تعمیرات به زندانیان داده شده است. بر اساس اطلاعات دریافتی، مسئولان زندان از کمبود هزینه و نبود بودجه کافی سخن گفته و انجام تعمیرات ضروری را به دریافت کمک از خیرین موکول کرده‌اند.

چنین پاسخی پرسش‌های جدی درباره مسئولیت سازمان زندان‌ها ایجاد می‌کند. تأمین فاضلاب سالم، آب، بهداشت، درمان و محیط قابل سکونت برای افراد محروم از آزادی، امور اختیاری یا خیریه‌ای نیست که اجرای آنها به کمک اشخاص خارج از زندان وابسته باشد.

هنگامی که فردی در بازداشت یا حبس قرار می‌گیرد، امکان انتخاب محل زندگی، مراجعه آزادانه به پزشک یا ترک محیط آلوده را ندارد. به همین دلیل، مسئولیت مستقیم حفظ سلامت و تأمین نیازهای اساسی او بر عهده نهادی است که وی را در حبس نگه داشته است.

بحران تازه، ادامه مشکلات قدیمی زندان کچویی

آنچه اکنون در بند یک زندان فردیس کرج رخ داده، یک مشکل کاملاً منفک از گذشته نیست. بررسی گزارش‌های پیشین از این زندان نشان می‌دهد مشکلات بهداشتی، کمبود امکانات درمانی، کیفیت نامناسب غذا و آب و محدودیت امکانات اولیه پیش‌تر نیز گزارش شده‌اند.

زندان فردیس کرج که با نام زندان کچویی نیز شناخته می‌شود، در حسین‌آباد فردیس و در مجاورت راه‌آهن قرار دارد. طبق گزارش پیشین کانون حقوق بشر ایران، این زندان چهار بند دارد و جمعیت کل آن نزدیک به هزار نفر عنوان شده بود. در همان گزارش، شمار زندانیان هر بند حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ نفر اعلام شده بود.

این آمار مربوط به گزارش پیشین است و با توجه به امکان جابه‌جایی زندانیان، نمی‌توان آن را لزوماً جمعیت دقیق کنونی زندان دانست.

در آن گزارش، بندهای زندان شامل بخش‌هایی برای نظامیان، پرسنل نیروهای مسلح، بدهکاران مالی و مهریه و محکومان مرتبط با مواد مخدر معرفی شده بودند. همچنین از سالن‌هایی با تخت‌های فلزی سه‌طبقه و امکانات محدود سخن گفته شده بود.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

لیست و مشخصات کامل زندانیان سیاسی اعدام شده از سال ۱۴۰۰ تا ‌کنون

فهرست جامع زندانیان محکوم به اعدام – زندانیان سیاسی و بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴

آرشیو قضات مرگ ـ قضات صادر کننده احکام اعدام در ایران

آخرین خبرهای بازداشت شدگان اعتراضات

جهان بداند در ایران چه گذشت! فیلم‌های تکان‌دهنده + فیلم‌های افزوده جدید از کشتار اعتراضات سراسری ۱۴۰۴

مستند حقوقی؛ بررسی کارنامه محمدمهدی شهمیرزادی؛ قاضی و رئیس شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران

زندان دستگرد اصفهان؛ گزارشی جامع از تراکم دوبرابری، کف‌خوابی، فشارهای امنیتی و شرایط نامناسب زندانیان

اعدام شهرام صادقی؛ ابهام درباره بازجویی و دادرسی و پرسش‌های جدی درباره چگونگی اخذ اعترافات

سابقه مشکلات جدی بهداشتی در زندان فردیس کرج

گزارش پیشین درباره زندان فردیس کرج وضعیت بهداشت این مجموعه را بسیار نامناسب توصیف کرده بود.

بر اساس آن گزارش، مواد مورد نیاز برای نظافت عمومی به میزان کافی در دسترس زندانیان قرار نداشت و شیوع شپش نیز گزارش شده بود. خانواده‌ها تنها هر سه ماه یک بار امکان تحویل لباس به بستگان زندانی خود داشتند و ورود بسیاری از وسایل مورد نیاز از بیرون پذیرفته نمی‌شد.

در انتهای هر سالن نیز تنها یک سرویس بهداشتی شامل سه توالت و حمامی با دو دوش گزارش شده بود که با یک پرده از محل سکونت زندانیان جدا می‌شد.

در چنین بستری، بالا زدن فاضلاب در هواخوری بند یک می‌تواند مشکلات موجود را تشدید کند. مسئله دیگر فقط کمبود امکانات نیست، بلکه ورود مستقیم فاضلاب به فضایی است که باید برای تنفس هوای آزاد و فعالیت روزانه زندانیان قابل استفاده باشد.

آب و غذای نامناسب؛ مشکل دیگری در گزارش‌های پیشین

مشکلات مربوط به تغذیه و آب آشامیدنی نیز پیش‌تر درباره زندان فردیس کرج گزارش شده بود.

بر اساس گزارش قبلی، کیفیت غذای ارائه‌شده به زندانیان نامناسب بوده و بسیاری برای تأمین بخشی از غذای مورد نیاز خود ناچار به خرید از فروشگاه زندان می‌شدند؛ فروشگاهی که قیمت اجناس آن نیز بالا توصیف شده بود.

در همان گزارش، مشکلات دسترسی به آب آشامیدنی سالم نیز مطرح شده بود. همچنین غذای ناکافی، نبود آب گرم برای استحمام و مشکلات مرتبط با پوشاک و وسایل گرمایشی در فصل سرما از جمله موارد مورد اعتراض زندانیان عنوان شده بود.

اکنون بحران فاضلاب در فصل گرم سال، بعد دیگری از همین وضعیت را آشکار می‌کند.

بهداری زندان و نگرانی درباره سلامت زنان

یکی از جدی‌ترین ابعاد گزارش تازه، نحوه عملکرد بهداری زندان فردیس کرج است.

زمانی که گروهی از زندانیان تقریباً همزمان با علائم گوارشی مانند اسهال و استفراغ مواجه می‌شوند، بررسی پزشکی علت بیماری، کنترل کیفیت آب و مواد غذایی و ارزیابی احتمال انتشار بیماری اهمیت فوری پیدا می‌کند.

در محیط بسته زندان، بیماری‌های عفونی می‌توانند سریع‌تر گسترش پیدا کنند. تراکم جمعیت، استفاده مشترک از سرویس‌های بهداشتی و محدودیت دسترسی به امکانات بهداشتی نیز می‌تواند این خطر را افزایش دهد.

با وجود این، منابع مطلع می‌گویند زنان بیمار با رسیدگی پزشکی متناسب با شرایط مواجه نشده‌اند.

گزارش پیشین نیز عملکرد بهداری را مورد انتقاد قرار داده و گفته بود زنان بیمار هنگام مراجعه، عمدتاً مسکن دریافت می‌کنند.

وضعیت مادران و کودکان همراه آنان در زندان

یکی دیگر از نگرانی‌هایی که در گزارش‌های پیشین درباره زندان فردیس کرج مطرح شده، حضور مادرانی است که کودکان خود را همراه دارند.

در گزارش قبلی تأکید شده بود مشکلاتی مانند کمبود غذا، آب سالم، امکانات بهداشتی و شرایط نامناسب محیط زندان برای این مادران و کودکان پیامدهای مضاعفی دارد.

اطلاعات تازه تعداد مادران یا کودکانی را که اکنون ممکن است در معرض آلودگی ناشی از فاضلاب قرار داشته باشند مشخص نمی‌کند. بنابراین نمی‌توان درباره شمار افراد در معرض خطر عددی ارائه کرد.

با این حال، در صورت حضور کودک در چنین محیطی، ضرورت پاکسازی فوری محیط و بررسی پزشکی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

محدودیت تماس با خانواده‌ها

گزارش‌های قبلی همچنین محدودیت‌هایی در زمینه تماس زندانیان با خانواده‌هایشان را ثبت کرده‌اند.

بر اساس اطلاعات منتشرشده، تنها چهار دستگاه تلفن در بخشی از سالن برای تماس زندانیان وجود داشته و هر زندانی یک روز در میان حدود ۱۵ دقیقه فرصت تماس داشته است. برای استفاده از تلفن نیز گاه انتظار طولانی در صف گزارش شده بود.

در شرایطی مانند بحران فعلی، امکان تماس مؤثر با خانواده اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا خانواده‌ها یکی از معدود مسیرهای انتقال اطلاعات درباره وضعیت سلامت زندانیان و پیگیری درمان آنان هستند.

گزارش کار زنان زندانی با دستمزد ناچیز

در گزارش پیشین درباره زندان کچویی، موضوع کار زنان زندانی نیز مطرح شده بود.

بر اساس آن اطلاعات، کارگاهی در بخش جنوبی زندان وجود داشته و روزانه بیش از ۵۰ زن در بخش‌های تولیدی آن کار می‌کردند. فعالیت گزارش‌شده شامل تولید بسته‌های لباس و ملحفه یک‌بارمصرف بیمارستانی بوده است. میزان پرداختی برای یک ماه کار منظم حدود ۱۰۰ هزار تومان عنوان شده بود.

فارغ از تغییر احتمالی این ارقام در سال‌های بعد، اصل مسئله شرایط کار زندانیان، دستمزد عادلانه و رعایت استانداردهای ایمنی و بهداشتی اهمیت دارد.

وقتی زندان از زندانیان برای فعالیت‌های تولیدی استفاده می‌کند، استناد به کمبود بودجه برای رفع مشکلی به اندازه ورود فاضلاب به هواخوری، پرسش‌های بیشتری درباره نحوه تخصیص منابع ایجاد می‌کند.

مسئولیت مستقیم سازمان زندان‌ها در تأمین شرایط بهداشتی

شرایط گزارش‌شده در زندان فردیس کرج را نمی‌توان صرفاً یک مشکل فنی یا خرابی تأسیسات تلقی کرد. زمانی که فاضلاب برای مدت قابل توجهی در محل هواخوری باقی می‌ماند، زندانیان بیمار می‌شوند و با وجود اعتراض آنان اقدامی مؤثر صورت نمی‌گیرد، موضوع به مسئله سلامت و حقوق افراد محروم از آزادی تبدیل می‌شود.

زندان یک محیط تحت کنترل کامل حکومت است. زندانی نمی‌تواند برای رفع خرابی سیستم فاضلاب تعمیرکار استخدام کند، محیط را ترک کند یا برای درمان آزادانه به مرکز پزشکی مراجعه کند.

بنابراین مسئولیت تأمین شرایط قابل سکونت و رسیدگی پزشکی مستقیماً بر عهده مسئولان زندان و سازمان زندان‌هاست

بررسی حقوقی وضعیت زندان فردیس کرج بر اساس قوانین داخلی

قوانین دیکتاتوری حاکم بر ایران در سال‌های گذشته بارها به دلیل مغایرت با موازین حقوق بشر، شرایط نامناسب نگهداری زندانیان و ضعف نظارت بر زندان‌ها مورد انتقاد قرار گرفته‌اند. بررسی وضعیت زندان فردیس کرج بر اساس قوانین داخلی به معنای تأیید این قوانین نیست؛ هدف، نشان دادن مواردی است که حتی همین قوانین و مقررات نیز توسط مسئولان زندان رعایت نشده است.

مواد قانونی مرتبط

بررسی شرایط گزارش‌شده در بند یک زندان فردیس کرج از منظر قوانین و مقررات داخلی، چند اصل و مقرره مهم را یادآور می‌شود:

اصل ۲۲ قانون اساسی؛ جان، حقوق و حیثیت اشخاص از تعرض مصون است.

اصل ۲۹ قانون اساسی؛ برخورداری از خدمات بهداشتی، درمانی و مراقبت‌های پزشکی را از حقوق عمومی به رسمیت می‌شناسد.

اصل ۳۹ قانون اساسی؛ هرگونه هتک حرمت و رفتار خلاف شأن نسبت به افراد بازداشت‌شده و زندانی را ممنوع اعلام می‌کند.

آیین‌نامه اجرایی سازمان زندان‌ها؛ مسئولان زندان را موظف به تأمین شرایط مناسب بهداشتی، نظافت محیط، دسترسی به آب سالم و امکانات ضروری برای حفظ سلامت زندانیان می‌کند.

مقررات مربوط به بهداشت و درمان زندانیان؛ مسئولان زندان و مراکز بهداشتی وابسته را موظف می‌کند در صورت بروز بیماری، اقدامات لازم برای معاینه، درمان و در موارد ضروری اعزام زندانی به مراکز درمانی را انجام دهند.

مقررات مربوط به هواخوری زندانیان؛ برخورداری زندانیان از امکان حضور در فضای باز و هواخوری را بخشی از شرایط استاندارد نگهداری در زندان می‌داند.

موارد نقض قانون

با توجه به اطلاعات منتشرشده درباره بند یک زندان فردیس کرج، مهم‌ترین نگرانی‌های حقوقی عبارت‌اند از:

باقی ماندن حجم گسترده‌ای از فاضلاب در محوطه هواخوری و خودداری از رفع فوری آلودگی؛

غیرقابل استفاده شدن هواخوری به دلیل فاضلاب، بوی شدید و تجمع حشرات؛

قرار گرفتن زنان زندانی در معرض محیط آلوده و خطر ابتلا به بیماری‌های عفونی و گوارشی؛

گزارش ابتلای شماری از زندانیان به اسهال و استفراغ بدون رسیدگی پزشکی مؤثر؛

ضعف خدمات بهداری و انجام نشدن اقدامات پزشکی متناسب با وضعیت زنان بیمار؛

بی‌پاسخ ماندن اعتراض زندانیان و درخواست آنان برای رفع وضعیت غیربهداشتی؛

موکول کردن تعمیرات و رفع مشکلات ضروری زندان به تأمین بودجه یا کمک خیرین؛

خودداری از تأمین شرایط اولیه و ایمن نگهداری برای افرادی که مسئولیت سلامت و جان آنان مستقیماً بر عهده سازمان زندان‌ها قرار دارد.

بررسی وضعیت از منظر حقوق بشر و موارد نقض استانداردهای بین‌المللی

از منظر حقوق بشر، برخورداری از محیط سالم، آب و امکانات بهداشتی، دسترسی به مراقبت پزشکی و رفتار انسانی با تمامی افراد محروم از آزادی از اصول بنیادین حقوق بین‌الملل به شمار می‌رود. گزارش‌های منتشرشده درباره بالا زدن فاضلاب در بند یک زندان فردیس کرج، تجمع حشرات، غیرقابل استفاده شدن هواخوری، ابتلای شماری از زنان زندانی به علائم گوارشی و عدم رسیدگی مؤثر بهداری، نگرانی‌های جدی درباره رعایت این حقوق ایجاد کرده است.

زندانی بودن یک فرد، مسئولیت حکومت در قبال سلامت او را کاهش نمی‌دهد. افراد محبوس امکان ترک محیط آلوده، انتخاب محل زندگی یا مراجعه آزادانه به مراکز درمانی را ندارند و به همین دلیل، تأمین محیط سالم و خدمات پزشکی مناسب مستقیماً بر عهده نهادهای مسئول نگهداری آنان است.

اسناد بین‌المللی مرتبط

ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر؛ منع شکنجه و رفتار یا مجازات ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز.

ماده ۲۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر؛ حق برخورداری از سطح مناسب زندگی، سلامت و مراقبت‌های پزشکی.

ماده ۷ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی؛ منع شکنجه و رفتار یا مجازات ظالمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز.

ماده ۱۰ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی؛ الزام به رفتار انسانی و محترمانه با تمام افراد محروم از آزادی و رعایت کرامت ذاتی آنان.

ماده ۱۲ میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی؛ به رسمیت شناختن حق برخورداری از بالاترین استاندارد قابل حصول سلامت جسمی و روانی.

قواعد نلسون ماندلا؛ ضرورت تأمین شرایط مناسب بهداشتی، سرویس‌های بهداشتی سالم، آب، نظافت، هوای آزاد و خدمات درمانی مناسب برای زندانیان بدون تبعیض.

قواعد بانکوک؛ ضرورت توجه ویژه به نیازهای بهداشتی و درمانی زنان زندانی و فراهم کردن خدمات پزشکی متناسب با نیازهای آنان.

موارد نقض حقوق بشر

با توجه به اطلاعات دریافتی، مهم‌ترین موارد نگران‌کننده از منظر استانداردهای بین‌المللی حقوق بشر عبارت‌اند از:

قرار دادن زنان زندانی در معرض فاضلاب و آلودگی شدید محیطی؛

محروم شدن عملی زندانیان از امکان استفاده از هواخوری؛

تجمع حشرات و تداوم شرایط غیربهداشتی در گرمای تابستان؛

به خطر افتادن سلامت جسمی زندانیان و گزارش بروز بیماری‌های گوارشی؛

عدم دسترسی مؤثر زنان بیمار به مراقبت و درمان پزشکی مناسب؛

بی‌توجهی به اعتراض‌ها و درخواست‌های زندانیان برای رفع شرایط خطرناک بهداشتی؛

عدم تأمین حداقل استانداردهای لازم برای حفظ سلامت و کرامت افراد محروم از آزادی.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

نوشته‌های پر بیننده

بایگانی وبلاگ

بازدید وبلاگ