تحولات سال ۱۴۰۴ نشان داد که نظام حاکم، علیرغم دههها سرکوب عریان و صرف هزینههای گزاف برای بقا از طریق تروریسم منطقهای و پروژههای هستهای، اکنون در لبهی پرتگاه تاریخ ایستاده است
سال ۱۴۰۴؛ نقطه عطف در بحران حاکمیت
کانون حقوق بشر ایران، یکشنبه ۲ فروردین ۱۴۰۵ – سال ۱۴۰۴ را میتوان مهمترین سال پس از استقرار نظام ولایت فقیه دانست؛ سالی که تحولاتی کمسابقه و تعیینکننده در آن رخ داد. در رأس این تحولات، کشته شدن خامنهای قرار داشت؛ حاکمی که طی ۳۷ سال، فرمان مستقیم جنگافروزی خارجی، سرکوب داخلی، کشتار مردم و پیگیری پروژه ساخت سلاح هستهای را در دست داشت. در این روایت، او مسئول ویرانیهای گسترده در منطقه، کشتار مردم سوریه، نابودی غزه، شعلهور شدن بحران لبنان و صدور فرمان قتل دهها و صدها هزار ایرانی معرفی میشود.
سال ۱۴۰۴، از جنگ خارجی تا قیام دیماه
سال ۱۴۰۴، همچنین با درهم شکستن نیروهای نیابتی حاکمیت در منطقه آغاز شد و سپس در جریان جنگ ۱۲ روزه، نبرد مستقیم با آمریکا و اسرائیل شکل گرفت؛ نبردی که در آن بیش از ۲۵ فرمانده ارشد نظامی، از جمله فرماندهانی چون سلامی، کشته شدند و مراکز اتمی که با هزینه سنگین و به بهای فقر و فلاکت مردم ساخته شده بود، بمباران و نابود شد. پس از آن، مکانیزم ماشه علیه حاکمیت به اجرا درآمد.
در ادامه، نوبت به قیام دیماه مردم رسید؛ قیامی که بنا بر این روایت، با جرقه بازاریان تهران آغاز شد و تا آستانه قیام مسلحانه شهری، آزادسازی محلات و شهرها پیش رفت. این اعتراضات با کشتار شدید سرکوب شد، زیرا از آن بهعنوان گستردهترین و نیرومندترین قیام ۴۷ سال گذشته یاد میشود. اکنون نیز در آستانه سال جدید، با آغاز جنگی گسترده و حملات آمریکا و اسرائیل، ایران، منطقه و جهان در برابر تحولاتی عظیم و پیشبینیناپذیر قرار گرفتهاند.
در ادامه به توضیح مختصری در باره تحولات یاده شده پرداخته خواهد شد .
سال ۱۴۰۴، جنگ ۱۲روزه
پس از پایان جنگ غزه و کاهش نسبی بحرانهای منطقهای، اصحاب مماشات به این جمعبندی رسیدند که سیاست مماشات با حاکمیت ولایت فقیه دیگر کارایی ندارد؛ زیرا امتیاز دادن به خامنهای نهتنها مانع توسعهطلبی، جنگافروزی و صدور تروریسم نشد، بلکه به تشدید بحرانها انجامید. در این چارچوب، تصمیم بر آن قرار گرفت که حاکمیت از دستیابی به سلاح هستهای محروم و ارتباطش با نیروهای نیابتیاش قطع شود؛ نیروهایی که بهعنوان خطوط دفاع مقدم آن عمل میکردند.
مذاکرات از ابتدای سال ۱۴۰۴، آغاز شد، اما پس از ناکامی آن، در خردادماه آمریکا و اسرائیل حملات نظامی خود را آغاز کردند؛ حملاتی که ۱۲ روز ادامه یافت. در ۲۳ خرداد، اسرائیل با عملیاتی غافلگیرانه جنگ را شروع کرد و در حملات نخست، شماری از فرماندهان نظامی و دانشمندان هستهای، از جمله پاسدار باقری و پاسدار سلامی، کشته شدند. در ادامه، نیروهای نظامی دیکتاتوری حاکم نیز به شهرهای اسرائیل موشک شلیک کردند. در روز نهم، آمریکا رسماً وارد جنگ شد و تأسیسات اتمی اصفهان، فردو و نطنز را بمباران کرد. سرانجام در سوم تیر، آتشبس برقرار شد و جنگ پایان یافت.
اسامی برخی از مهمترین فرماندهان و دانشمندان هسته ایی کشته شده در جنگ ۱۲ روز به قرار زیر است:
سرلشکر محمد باقری – فرمانده ستاد کل نیروهای مسلح
سرلشکر حسین سلامی – فرمانده کل سپاه پاسداران
سرلشکر غلامعلی رشید – فرمانده خاتم الانبیا و جانشین فرماندهی سپاه پاسداران
سرلشکر علی شادمانی – فرمانده جدید خاتم الانبیا
سرتیپ مهدی ربانی – معاون عملیات ستاد کل نیروهای مسلح
سرتیپ امیرعلی حاجی زاده – فرمانده هوا فضای سپاه
سرتیپ محمد کاظمی – رئیس سازمان اطلاعات سپاه
محمد مهدی طهرانچی – رئیس دانشگاه و مختصص در فیزیک ماده چگال و محاسبات کوانتومیفریدون عباسی – رئیس سابق انرژی اتمی و نماینده مجلس
سید امیرحسین فقهی – معاون سازمان انرژی اتمی
احمدرضا ذوالفقاری – دانشمند و پژوهشگر ارشد در پروژه های هسته ایی
علی بکایی کریمی – متخصص فیزیک و علوم هسته ایی
سال ۱۴۰۴، اجرای مکانیزم ماشهحدود دو ماه پس از جنگ ۱۲ روزه، بریتانیا، فرانسه و آلمان در ۲۸ اوت ۲۰۲۵، برابر با ۸ شهریور ۱۴۰۴، روند فعالسازی مکانیسم ماشه را برای بازگرداندن خودکار تحریمهای بینالمللی آغاز کردند. این اقدام پس از آن صورت گرفت که تهران در واکنش به حملات آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هستهای، همکاریهای داوطلبانه با آژانس را تعلیق کرد. با این تصمیم، تحریمهای تعلیقشده سازمان ملل دوباره اجرایی شد، پرونده برجام عملاً بسته شد و اقتصاد ایران با فشارهای تازه و گستردهتری روبهرو شد؛ روندی که با سقوط سریع ارزش ریال و جهش شدید قیمت دلار همراه بود.
سال ۱۴۰۴، اعتراضات سراسری دی ماه ۱۴۰۴ و سرکوب خونین آن
پس از بازگشت تحریمهای سازمان ملل، جهش شدید قیمت دلار و عبور آن از ۱۵۰ هزار تومان، بازار تهران با بستن مغازهها جرقه اعتراضات دیماه را زد. این اعتراضات خیلی زود از مطالبات معیشتی فراتر رفت و به شعارهای سیاسی علیه کلیت نظام و درخواست سرنگونی آن تبدیل شد. با توجه به وضعیت انفجاری جامعه، دامنه اعتراضات به سرعت از تهران به دیگر شهرها گسترش یافت و در برخی مناطق، بهویژه در استانهای غربی مانند ایلام، لرستان و کرمانشاه، شکل رادیکالتری پیدا کرد؛ بهطوریکه در برخی شهرها از جمله آبدانان و ملکشاهی سخن از آزادسازی شهرها مطرح شد. همزمان در تهران و شهرهای بزرگی مانند مشهد، شیراز و اصفهان نیز مراکز و تجهیزات سرکوب هدف حمله معترضان قرار گرفت.
سال ۱۴۰۴، سرکوب خونین اعتراضات به دستور خامنهایدر برابر این روند، خامنهای دستور سرکوب مستقیم و کشتار گسترده را صادر کرد و در روزهای ۱۷ و ۱۸ دیماه، هزاران نفر از مردم در خیابانها کشته شدند. سپس با نمایش پیکر جانباختگان راه آزادی در کهریزک و انتشار تصاویر آن، تلاش شد فضای رعب و وحشت تشدید شود. این سرکوب خونین دو واقعیت را برجسته کرد: نخست، اینکه جامعه در شرایطی انفجاری قرار دارد و این وضعیت هر لحظه میتواند دوباره به خیزشهای گسترده منجر شود.
دوم، اینکه اعتراضات بدون سازمانیافتگی، برنامه و توان مقابله با ساختار سرکوب مسلح، شانس پیروزی ندارد. در این نگاه، قهر و سازمانیافتگی بهعنوان دو شرط اصلی موفقیت قیامها مطرح میشود.
سال ۱۴۰۴، آغاز حمله و پیامدهای نظامی در اسفندماه
در ۹ اسفند، آمریکا و اسرائیل حمله گستردهای را آغاز کردند و با هدف قرار دادن مقر فرماندهی نظام، محل اختفای خامنهای را بمباران کردند؛ حملهای که بنا بر این روایت، به کشته شدن او و شماری از فرماندهان ارشد از جمله وزیر دفاع، رئیس ستاد نیروهای مسلح، فرمانده سپاه و چند مقام بلندپایه دیگر انجامید. همزمان، نیروهای مهاجم در همان ساعات و روزهای نخست، کنترل آسمان کشور را بهدست گرفتند و با وارد کردن خسارات سنگین به ناوگان دریایی، توان عملیاتی نیروی دریایی را بهشدت کاهش دادند. علاوه بر این، مراکز هستهای و نظامی نیز هدف بمبارانهای گسترده قرار گرفتند و خسارات سنگینی دیدند.فیلم تکان دهنده به رگبار بستن و کشتن ۲نوجوان بخاطر شادی مرگ خامنهای در فردیس کرج
وضعیت اضطراری در زندان اوین؛ نگرانی درباره شرایط زندانیان و مطالبه آزادی آنها
خامنهای کشته شد؛ رهبری که مرگ و نابودی را از خمینی به ارث برد
اصابت موشک به دیوار زندان اوین؛ جان زندانیان در معرض خطر فوری
تهدید به انتقال اجباری در زندان اوین؛ خانوادهها از فشار و اجبار بر زندانیان خبر دادند
تشدید جنگ قدرت پس از مرگ خامنهای؛ مجتبی خامنهای در سایه جنگ جناحها به رهبری رسید
سال ۱۴۰۴، گسترش درگیریهای منطقهای
در مقابل، نیروهای نظامی حاکمیت نیز موشکها و پهپادهایی به سوی اسرائیل و پایگاههای آمریکا در کشورهای همسایه شلیک کردند که تلفات انسانی در پی داشت. همچنین حملاتی به برخی مراکز نظامی و تأسیسات نفتی در کشورهای همسایه از جمله عربستان، قطر، بحرین، آذربایجان و ترکیه نسبت داده شده که در پی آن، شکایت بحرین در شورای امنیت به تصویب قطعنامه علیه دیکتاتوری حاکم انجامید. این جنگ همچنین با تلفات گسترده غیرنظامیان همراه بود و از بمباران مدرسه دخترانهای در میناب بهعنوان یکی از فاجعهبارترین نمونهها یاد میشود.
از دیگر پیامدهای جنگ، افزایش قیمت نفت بهدلیل ناامنی در تنگه هرمز بود؛ گذرگاهی حیاتی که حدود ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند. با وجود این حجم از حملات، تلفات و کشته شدن مقامهای ارشد، آنگونه که برخی انتظار داشتند فروپاشی حاکمیت رخ نداد و در این روایت، نتیجه گرفته میشود که نه جنگ خارجی و نه مماشات، بلکه فقط قیام مردم میتواند به تغییر نظام منجر شود.
سال ۱۴۰۴، مرگ خامنهای و جانشینی مجتبی
مرگ خامنهای در اسفندماه سال ۱۴۰۴، پس از ۳۷ سال حاکمیت، در این روایت بهعنوان یکی از تعیینکنندهترین رخدادهای سیاسی سال ۱۴۰۴، معرفی میشود. رخدادی که از آن بهعنوان پایان زندگی فردی یاد میشود که مسئول مستقیم سرکوب داخلی، جنگافروزی منطقهای، صدور فرمان کشتار معترضان، اعدام مخالفان و تشدید فقر و فلاکت مردم دانسته میشود. در این نگاه، مرگ او نهتنها برای بخش بزرگی از جامعه ایران، بلکه برای بسیاری از خانوادههای داغدار در منطقه نیز نماد پایان یک دوره طولانی از خشونت و ویرانی تلقی میشود.
سال ۱۴۰۴، ضربه سنگین به ساختار استبداد مذهبیاین تحول همچنین بهعنوان ضربهای سنگین و راهبردی به ساختار استبداد دینی توصیف میشود؛ زیرا در نظام مبتنی بر ولایت فقیه، شخص رهبر محور اصلی تصمیمگیری، سرکوب، هدایت دستگاه اجرایی و قضایی و تنظیم خطوط کلی حاکمیت است. بر همین اساس، حذف خامنهای میتواند شکافها و اختلافات درونی ساختار قدرت را تشدید کرده و زمینه فروپاشی از درون را افزایش دهد. در چنین شرایطی، هرچه نزاع درونی جناحها عمیقتر شود، مسیر برای گسترش اعتراضات مردمی و تضعیف انسجام حاکمیت هموارتر خواهد شد.
هرچند در متن تأکید میشود که حاکمیت ممکن است با بهرهبرداری از جنگ خارجی و تحریک احساسات ملیگرایانه، بهطور موقت نوعی انسجام درونی ایجاد کرده و تضاد اصلی میان مردم و حاکمیت را به حاشیه ببرد، اما نبود چهرهای با وزن و نفوذ خامنهای، این انسجام را شکننده میکند. در ادامه، جانشینی مجتبی خامنهای بهعنوان نشانهای از تغییر ماهیت حاکمیت از استبداد دینی به دیکتاتوری موروثی توصیف میشود. در این روایت، مجتبی خامنهای اگرچه از منظر مذهبی فاقد معیارهای لازم برای جایگاه ولایت فقیه معرفی میشود، اما در عرصه اجرایی شریک اصلی بسیاری از سرکوبها، از جمله کشتار معترضان، دانسته میشود و از او بهعنوان فردی یاد میشود که در خشونت و نقشآفرینی در ساختار سرکوب، تفاوتی اساسی با پدرش ندارد.
سال ۱۴۰۴، دیکتاتوری حاکم بر لبه پرتگاه تاریختحولات سال ۱۴۰۴ نشان داد که نظام حاکم، علیرغم دههها سرکوب عریان و صرف هزینههای گزاف برای بقا از طریق تروریسم منطقهای و پروژههای هستهای، اکنون در لبهی پرتگاه تاریخ ایستاده است. کشته شدن علی خامنهای نه تنها ضربهای استراتژیک به بدنه قدرت بود، بلکه پیوند میان جناحهای درونی نظام را از هم گسست و مسیر را برای پیروزی نهایی قیام مردم هموار کرد.
اگرچه جانشینی مجتبی خامنهای، ماهیت این نظام را به یک دیکتاتوری موروثی تغییر داده است، اما فقدان مشروعیت مذهبی و ضعف در کنترل تضادهای درونی، این رهبری جدید را در برابر آتشفشان خشم جامعه بیدفاع ساخته است. تجربه قیام دیماه به روشنی ثابت کرد که پیروزی نهایی در گرو «قهر سازمانیافته» و ایستادگی در برابر ماشین سرکوب است. امروز ایران در آستانه فصلی نو قرار دارد؛ جایی که خاکستر سرکوبهای خونین، به شعلههای آزادیخواهی بدل گشته و نویدبخش پایانی بر ۴۷ سال استبداد دینی است.
کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


















هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر