--> فیلم و شهادت‌های میدانی از کشتار برنامه‌ریزی‌شده ۱۸ و ۱۹ دی اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ در بابل ~ کانون حقوق بشر ایران

کانون حقوق بشر ایران، بازتاب خبرها و صدای کلیه زندانیان با هر عقیده و مرام و مسلک از ترک و لر و بلوچ و عرب و کرد و فارس

فیلم و شهادت‌های میدانی از کشتار برنامه‌ریزی‌شده ۱۸ و ۱۹ دی اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ در بابل


گزارشی از یک شاهد عینی درباره نحوه شلیک، حضور نیروهای نوجوان مسلح، و قتل مستقیم در کوچه‌پس‌کوچه‌های بابل در اعتراضات سراسری ۱۴۰۴

کانون حقوق بشر ایران،  دوشنبه ۱۳ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ – در گزارش یک شاهد عینی از وقایع ۱۸ و ۱۹ دی در اعتراضات سراسری ۱۴۰۴، در بابل، روایت‌هایی از کشتار هدفمند و از پیش‌طراحی‌شده توسط نیروهای مسلح ساختار حاکم مطرح شده است. به گفته این فرد، تیراندازی‌های بی‌وقفه، دستور مستقیم برای شلیک به سر معترضان، و استفاده از جوانان کم‌سن‌وسال مسلح، بخشی از سناریویی برای وارد کردن شوک گسترده به جامعه و مهار فوری اعتراضات بوده است.




شلیک‌های برنامه‌ریزی‌شده و هدفمند در بابل

شرح وقایع دو شب ۱۸ و ۱۹ دی در بابل در اعتراضات سراسری ، حاکی از استفاده گسترده از سلاح گرم، با نیت آشکار برای کشتار است. بنا بر روایت این شاهد، صدای شلیک گلوله هر سه تا پنج ثانیه شنیده می‌شد و از نظر تعداد، هزاران گلوله در دو شب شلیک شد.

به‌گفته وی، برخلاف تجربه‌های گذشته، در اعتراضات سراسری ۱۴۰۴، این‌بار خبری از اخطار یا شلیک هوایی نبود. نیروهای مسلح به‌طور مستقیم به‌سوی معترضان آتش گشودند، آن هم در مناطق مرکزی و پرجمعیت شهر.

بیمارستان‌ها ناامن، درمان خانگی

طبق این روایت، افراد زخمی به‌ناچار در خانه‌ها درمان می‌شدند. بیمارستان‌های بابل به‌ویژه بیمارستان روحانی، مملو از افراد نفوذی و گزارش‌دهنده توصیف شده‌اند. گفته می‌شود برخی از این مخبرها در میان کادر درمان هستند.

در مقابل، در آمل شماری از مجروحان از بیمارستان‌ها بیرون کشیده و به قتل رسانده شدند؛ اما در بابل، اکثر قربانیان در محل اعتراض کشته شدند. وی می‌نویسد:

«من خبر دارم که در آمل، از بیمارستان‌ها چند نفر از مجروحان را بیرون کشیدند و به قتل رساندند. متأسفانه در بابل، در اغلب موارد افراد در همان محل کشته شدند و کسانی که زخمی شدند ـ چه با گلوله و چه با ساچمه ـ ناچار بودند در منازل خود تحت درمان قرار بگیرند. بیمارستان‌های بابل از امنیت کافی برخوردار نیستند و مملو از مخبر و افراد گزارش‌دهنده‌اند که متأسفانه برخی از آن‌ها از میان کادر درمان هستند. به‌ویژه بیمارستان روحانی در این زمینه وضعیت نگران‌کننده‌تری دارد».

شلیک‌های حساب‌شده برای ایجاد شوک

شرح ۱۸ و ۱۹ دی در بابل: این حجم از شلیک بی‌حدوحساب، اقدامی اتفاقی یا ناشی از «از دست در رفتن اوضاع» نبود. ماجرا کاملاً با طرح، نقشه و برنامه‌ریزی قبلی انجام شد. تصمیم آن‌ها این بود که بی‌محابا شلیک کنند و بکشند. با محاسبه و فکر به این نتیجه رسیده بودند که باید صرفاً بزنند و بکشند تا شوکی عظیم به جامعه وارد کنند؛ شوکی که با بالا رفتن آمار کشته‌ها، بتوانند اعتراضات سراسری را ظرف دو یا سه روز جمع کنند.

تمام محاسباتشان معطوف به حفظ خودشان بود. آن‌ها به‌خوبی می‌دانستند که اگر این روند ادامه پیدا کند و اعتراضات سراسری و اعتصابات تداوم داشته باشد، کارشان تا عید یکسره خواهد شد.

پنجشنبه خونین بابل

در نتیجه، به این جمع‌بندی رسیدند که باید با شدت و با بی‌رحمی تمام دست به کشتار بزنند. به‌ویژه آنچه در پنجشنبه ۱۹ دی رخ داد، واقعاً عجیب و تکان‌دهنده بود. برای حدود دو ساعت و نیم، هر سه تا پنج ثانیه صدای شلیک گلوله به گوش می‌رسید. در آن دو شب، آن‌ها چند هزار تیر شلیک کردند. ما هیچکدام به‌خاطر فراخوان رضا پهلوی به تظاهرات نرفته بودیم. مردمی که آن‌جا حضور داشتند، بیشترشان به هیچ عنوان برای پهلوی نیامده بودند؛ نه در روز پنجشنبه و نه در روز جمعه. با این حال، متأسفانه او و دور و بری‌هایش در حال سوءاستفاده از این وضعیت هستند و همه را در سبد خود می‌ریزند.

حجم بی‌سابقه شلیک

چیزی که من در آن دو شب دیدم، اگر بخواهم صادقانه بگویم، واقعاً غیرقابل باور بود. آنچه من در آن دو شب دیدم، به‌هیچ‌وجه قابل مقایسه با تجربه‌های قبلی نبود. کاملاً این‌گونه به نظر می‌رسید که از پیش برنامه‌ریزی کرده بودند و تصمیم گرفته بودند که برای سرکوب اعتراضات سراسری فقط شلیک کنند. اگر حساب کنید، مقابل کلانتری ۱۳ بابل و شهربانی بابل، در مدت حدود سی دقیقه ـ و شاید حتی کمتر ـ چیزی نزدیک به دو هزار گلوله شلیک شد؛ آن هم شلیک زمینی، نه هوایی. هر سه ثانیه یک‌بار می‌شد صدای گلوله را شمرد.

نوجوانان مسلح، مجریان دستور کشتار

من خودم در سال ۸۸ حضور داشتم، در اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ هم بودم و دیده‌ام. حتی با عذرخواهی از این بیان صریح، اگر قرار باشد کسی را هدف قرار بدهند، معمولاً در شرایط مشخص امنیتی است؛ مثلاً وقتی کسی قصد بالا رفتن از دیوار یا انجام اقدام مشخصی دارد، به سمت او شلیک می‌شود. اما این نوع شلیک بی‌محابا و کور، هیچ شباهتی به آن وضعیت‌ها نداشت.

نکته مهم‌تر این بود که سلاح در دست چه کسانی قرار داشت: گروهی از نوجوانان و جوانان دهه هشتادی. به‌وضوح می‌دیدی کسانی که شلیک می‌کنند، از نظر قد، جثه و سن، زیر ۲۵ سال هستند. به این‌ها سلاح داده بودند و گفته بودند فقط شلیک کنید؛ هر جا خورد، خورد.

دستور شلیک مستقیم به سر

در سرکوب اعتراضات سراسری، من با چشم خودم دیدم که یک موتورسوار، در روز جمعه، مقابل پارک شادی در خیابان شریعتی، نیروهایش را جمع کرد و با اشاره انگشت به پیشانی خود، دستور داد که «به سر بزنید». شلیک مستقیم و بی‌بهانه به سمت مردم، از پیش طراحی شده بود.

قتل هدفمند نوجوانان در کوچه‌پس‌کوچه‌ها

در این دو شب، به‌نظر می‌رسید که هدف صرفاً بالا بردن آمار تلفات و سرکوب اعتراضات سراسری بود. کاملاً مشخص بود که از قبل دستور داده‌اند: «بزنید، هر طور که می‌خواهید؛ هر کسی را که می‌خواهید.»

در روز پنجشنبه، بیشترین کشته‌ها و زخمی‌ها در بابل کجا بودند؟ در خیابان‌های اصلی شهر. خیابان شریعتی، از میدان شیروخورشید تا چهارراه شعبانی؛ از چهارراه شعبانی که وارد باغ فردوس می‌شوی، تا اوقاف، و از اوقاف تا میدان حمزه‌کلا. این مسیر، همان خیابان شریعتی است و از شیروخورشید تا باغ فردوس، خیابان مدرس محسوب می‌شود؛ شریان‌های اصلی شهر که در آن‌ها اعتراضات به‌شدت گسترده شده بود.

صبح پنجشنبه، در خیابان‌های اصلی شلیک می‌کردند. روز جمعه، اما، در کوچه‌پس‌کوچه‌ها می‌زدند و می‌گرفتند. به‌عنوان نمونه، در بابل دو نفر را کشتند؛ دو پسر جوان ۱۸ یا ۱۹ ساله، زیر ۲۰ سال، که محصل بودند. مردم در کوچه و پس‌کوچه‌ها منتظر و گوش‌به‌زنگ بودند که شاید کسی وارد کوچه شود و در را باز کنند تا بتوانند نجاتشان بدهند.

آن دو پسر دوان‌دوان وارد کوچه‌ای در حوالی خیابان امیرکبیر، محدوده مهدی‌آباد بابل شدند. بلافاصله یک موتورسوار با ترک‌نشین وارد کوچه شد. آن دو پسر را به‌اصطلاح خفت کردند. پسرها التماس می‌کردند و می‌گفتند ما را نکشید. اما یکی به سر یکی شلیک کرد، بعد به سر دومی و رفت.

این به‌روشنی نشان می‌دهد که یک طرح و برنامه از پیش‌طراحی‌شده وجود داشته است؛ برنامه‌ای با این منطق که «فقط بکشید» و آمار تلفات را بالا ببرید تا بعد بتوانند سناریوی دلخواه خود را بسازند: این‌که بگویند کشته‌ها را داعش زده، یا فلان گروه، یا بهمان جریان.

سناریوی طراحی‌شده برای مهار بحران اقتصادی

چیزی که من در آن دو شب دیدم، از سوی حاکمیت، این را با اطمینان به شما می‌گویم: آن‌ها می‌دانستند که با گران شدن دلار، جامعه منفجر می‌شود. می‌دانستند اگر بخواهند به‌اصطلاح کشتار «حساب‌شده» انجام دهند، این روند ادامه‌دار می‌شود و از کنترلشان خارج خواهد شد. به‌نظر من، آن‌ها منتظر بودند که یک کشتار عظیم به راه ‌اندازند تا شوک شدیدی به جامعه وارد کنند و اجازه ندهند اعتراضات سراسری تداوم پیدا کند.

جنگ مسلحانه علیه مردم بی‌دفاع

تا قبل از سرکوب اعتراضات سراسری من چنین سطحی از شلیک و تیراندازی را هرگز ندیده بودم. این‌که بی‌محابا گلوله شلیک شود، بدون هیچ حساب‌وکتابی. نه از منظر اخلاقی، بلکه حتی از منظر امنیتی هم این نوع شلیک غیرقابل توضیح است. انگار سلاح را دست عده‌ای داده بودند و گفته بودند: هر جا خورد، مهم نیست؛ بزنید. هیچ بازخواستی هم در کار نیست

از ساعت حدود ۸:۲۰ شب تا ۱۰ شب، اگر در مرکز شهر زندگی می‌کردید، هر سه تا پنج ثانیه صدای شلیک گلوله می‌شنیدید. شما حساب کنید در دو یا سه ساعت، اگر حتی دقیقه‌ای بیست گلوله شلیک شود، چه عددی به دست می‌آید. فضا طوری بود که انگار با یک نیروی مسلح خارجی در حال جنگ هستند؛ گویی طرف مقابل هم سلاح جنگی دارد.

فراخوان برای شناسایی یکی از قاتلین معترضان در سرکوب اعتراضات سراسری شیراز + فیلم

شیراز – فیلم بازداشت و سربه نیست‌کردن دختر معترض در اعتراضات سراسری ۱۴۰۴

اسامی و مشخصات جانباختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴؛ به روز شده در ۴ بهمن ۱۴۰۴

جهان بداند در ایران چه گذشت! فیلم‌های تکان‌دهنده + فیلم‌های افزوده جدید از کشتار اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ به‌ روز

موج دستگیری‌ها در شیراز پس از اعتراضات سراسری ۱۴۰۴؛ بازداشت‌های محله‌محور و شکنجه در بازداشتگاه سروش

انتشار اسامی و مشخصات ۴۰۰ تن دیگر از جان‌باختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴؛ قطعه‌ای از واقعیت تلخ یک جنایت حکومتی

حضور گسترده نوجوانان و اقشار گوناگون

در مقابل، آنچه من از مردم در اعتراضات سراسری دیدم، تجمع‌ها عمدتاً کوچک بودند؛ گروه‌های هشت‌نه نفره، ده‌پانزده نفره، و در بسیاری موارد، رنج سنی زیر ۱۵ یا ۱۶ سال؛ نوجوانان و دانش‌آموزان.

تا قبل از پنجشنبه و جمعه، برخوردها عمدتاً با گاز اشک‌آور و باتوم بود و سلاح گرم در کار نبود. اما پنجشنبه و جمعه، با بزرگ‌تر شدن تجمعات، مثلاً جمعیت‌های دو تا سه هزار نفره که در خیابان‌های مدرس و شریعتی، حوالی ساعت شش و هفت عصر راهپیمایی می‌کردند ناگهان شلیک‌ها شروع شد. ترکیب جمعیت بسیار متنوع بود: جوان، پیر، زن، زن چادری، معلم بازنشسته، کاسب قدیمی، بازنشستگان ادارات. همه نوع آدمی در آن جمع بود.

دستور شلیک به‌جای بازداشت

شب سرکوب اعتراضات سراسری، جمعیت وقتی به میدان باغ فردوس رسید و بعد به سمت خیابان شریعتی حرکت کرد، ناگهان بدون هیچ مقدمه‌ای شلیک آغاز شد. این شلیک‌ها حساب‌شده بود. دستور داده بودند: بزنید، تا می‌توانید بزنید؛ اگر شد زخمی کنید، اگر شد بکشید. این‌که به‌جای بازداشت، مستقیم شلیک می‌شود، یعنی دستور مشخصی وجود داشته است: بازداشت نکنید، بزنید، آمار کشته‌ها بالا برود. بعد هم سناریو بسازید: جاسوس، موساد، دشمن خارجی.

پروپاگاندای طرفداران پهلوی

این را هم با صراحت بگویم: رضا پهلوی در داخل کشور هیچ جایگاه واقعی‌ای ندارد. کسی که در فضای مجازی ۸ یا ۹ میلیون دنبال‌کننده دارد، بخش عمده‌ای از این اعداد مربوط به خارج از کشور است. از همان‌ها هم بخش قابل توجهی حساب‌های فیک، تقلبی یا سایبریِ وابسته به باند خود پهلوی هستند. در نهایت، شاید یک تا دو میلیون دنبال‌کننده واقعی باقی بماند. از همین تعداد هم مطمئن باشید حدود ۷۰ درصدشان اصلاً به کف خیابان نمی‌آیند.

در کشوری با حدود ۹۰ میلیون جمعیت، با دو میلیون دنبال‌کننده مجازی چه کاری می‌توان کرد؟ حتی پزشکان، که پایگاه اجتماعی مشخص‌تری دارند، در انتخابات چند ده میلیون رأی آورده‌اند؛ گاهی ده میلیون رأی. اما متأسفانه پروپاگاندای رسانه‌ای نقش بزرگی بازی می‌کند. نسل دهه هشتاد به بعد، هم مهارت تحلیلی کمتری دارد و هم سطح سواد عمومی‌اش قابل مقایسه با دهه ۶۰، دهه ۵۰ یا حتی دهه ۷۰ نیست. همه‌چیز برایشان رسانه است؛ و رسانه‌ای که پول بیشتری دارد، زور بیشتری هم دارد و می‌تواند به‌راحتی هر چیزی را به‌جای واقعیت به مخاطب قالب کند.

خیزش گرسنگان؛ پایان محتوم نظم موجود

شکمِ گرسنه چیزی برای از دست دادن ندارد. وضعیت معیشت به جایی رسیده است که واقعاً به هیچ شکل و با هیچ ترفندی نمی‌توان آن را سامان داد. در شرایطی که نرخ دلار به ۱۶۱ هزار تومان رسیده، باید واقع‌بین بود.

فرض کنید یک خانواده چهار نفره را در نظر بگیریم. اگر هر نفر در هر وعده غذایی دو عدد تخم‌مرغ مصرف کند و این الگو در سه وعده روزانه تکرار شود، مصرف روزانه این خانواده به ۲۴ عدد تخم‌مرغ می‌رسد؛ یعنی تقریباً معادل یک شانه تخم‌مرغ در روز. با قیمت‌های فعلی، این میزان مصرف روزانه حدود ۵۰۰ هزار تومان هزینه دارد؛ یعنی ماهانه ۱۵ میلیون تومان، آن هم فقط برای تخم‌مرغ، بدون هیچ ماده غذایی دیگری. پرسش روشن است: با این وضعیت قرار است چه کار کنند؟

شورش گرسنگان و ادامه اعتراضات سراسری امری کاملاً آشکار و قابل پیش‌بینی است. کسی که هیچ چیز برای از دست دادن ندارد، مهارشدنی نیست. شکم گرسنه و لشکر گرسنگان را به هیچ وجه نمی‌توان جمع و کنترل کرد. در سوی دیگر، اقلیتی پنج تا ده میلیونی در حاکمیت مشغول خوردن، چاپیدن و بردن هستند، در حالی که حدود ۸۰ میلیون نفر دیگر با شکم خالی، تنها تماشاگر لفت‌ولیسی این گروه‌اند.

خشونت عریان و حساب شده به منظور سرکوب اعتراضات سراسری

این گزارش میدانی از وقایع بابل، تصویری از سرکوب حساب‌شده و خشونت ساختاریافته در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی ارائه می‌دهد. ابعاد این کشتار و تاکتیک‌های استفاده‌شده، از تصمیمی پیشینی برای سرکوب با هدف ایجاد رعب و جلوگیری از استمرار اعتراضات سراسری حکایت دارد.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

نوشته‌های پر بیننده

بایگانی وبلاگ

بازدید وبلاگ