الگوی وفای به عهد
یکی از زیباترین و والاترین ارزشهای مبارزاتی، وفای به عهد است؛ ارزشی که هرکس حتی یک روز زندان را تجربه کرده باشد، بهخوبی آن را درک میکند.
در زندان گوهردشت، ناصر منصوری را برای بازجویی بردند. از آنجا که مسئول بند بود، از او میخواستند اسامی افرادی را که در تشکیلات صنفی بند فعالیت داشتند، افشا کند. پس از بازجویی، به سلول انفرادی منتقل شد. ناصر در سال ۱۳۶۰ دستگیر شده و پس از یک روند طولانی بازجویی، در سال ۱۳۶۳ به ۱۳ سال حبس محکوم و به زندان گوهردشت منتقل شده بود.
در دو سالی که با او در زندان اوین همبند بودم، همواره یا مسئول سلول بود یا از مسئولان سلولی که من در آن حضور داشتم. ناصر چنان استوار و باصلابت بود که همه ما از او میآموختیم. تا آنجا که به یاد دارم، هیچ موضوع امنیتی در سلول پیش نمیآمد مگر آنکه او خود را سپر بلای دیگران میکرد. اولینبار که خواست از من ـ که تازه بازداشت شده بودم ـ اطلاعات بگیرد، با چنان مهربانی رفتار کرد که اعتمادم را جلب کرد و توانستم اخبارم را در اختیارش بگذارم.
در سال ۱۳۶۶ و پس از تحولات در زندان و موضعگیری تهاجمی زندانیان در برابر زندانبانان، تصمیم به سرکوب گسترده زندانیان گرفته شد. در همین چارچوب، ناصر را نیز برای بازجویی بردند و تحت شکنجههای شدید، از او اطلاعات بند را طلب کردند.
ناصر در سلول انفرادی، پس از بهدست آوردن تکهای اره، میلههای پنجره طبقه سوم را برید و خود را از بالا به پایین پرتاب کرد که منجر به قطع نخاعش شد. او با این اقدام، از زیر بازجویی و افشای اطلاعات همبندیهایش گریخت و به عهد خود در حفاظت از آنان وفادار ماند.
ناصر با همین وضعیت، در حالی که بر تخت و با بدن قطع نخاع، در جریان کشتارهای سال ۱۳۶۷ بر طناب دار بوسه زد و نشان داد که برای ایستادگی بر سر موضع، باید هر بهایی را پرداخت و هرگز سر خم نکرد.
یادش گرامی و راهش پررهرو باد. پایان
کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک






هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر