اما در میان این ترس و فروپاشی، بسیاری از این خانوادهها سکوت نکردند. درد خود را به فریاد تبدیل کردند و کنار هم ایستادند. از دل همین رنج و ایستادگی بود که کارزار « سهشنبههای نه به اعدام» شکل گرفت؛ کارزاری که صدای مادران و پدرانی شد که نمیخواستند فرزندانشان در سکوت به چوبه دار سپرده شوند
کانون حقوق بشر ایران، سهشنبه ۱۸ فروردینماه ۱۴۰۵ – کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در سالهای اخیر تنها یک کارزار حقوق بشری نبوده است؛ این جنبش به نمادی از استقامت، پایداری و ایستادگی خانوادههایی تبدیل شده که در سختترین شرایط، در برابر حکم مرگ فرزندانشان سکوت نکردند. در این کارزار نقش خانوادههایی که در برابر فشارهای امنیتی، تهدیدها، بازداشتها و فشارهای روحی طاقتفرسا ایستادند و اجازه ندادند صدای فرزندانشان در پشت دیوارهای زندان خاموش شود برجسته است.
آغاز یک مسیر سخت؛ از اعلام حکم اعدام تا شروع اعتراض
برای بسیاری از این خانوادهها، همه چیز از یک تماس تلفنی، یک ابلاغیه یا یک خبر کوتاه شروع شد؛ خبر صدور حکم اعدام. حکمی که نه فقط یک مجازات قضایی، بلکه یک شوک روحی و ویرانکننده برای خانوادهها بود. بسیاری از مادران و پدران زندانیان محکوم به اعدام گفتهاند که پس از شنیدن حکم، دچار مشکلات شدید روحی، بیخوابی، اضطراب و بیماریهای مختلف شدهاند.
اعلام حکم اعدام برای یک خانواده فقط اعلام یک حکم قضایی نیست؛ بلکه اعلام فروپاشی یک زندگی است. از همان لحظهای که این حکم خوانده میشود، زمان برای یک خانواده به شکل دیگری میگذرد؛ هر زنگ تلفن، هر خبر، هر انتقال به انفرادی میتواند خبر پایان زندگی عزیزشان باشد. اما در میان این ترس و فروپاشی، بسیاری از این خانوادهها سکوت نکردند. درد خود را به فریاد تبدیل کردند و کنار هم ایستادند. از دل همین رنج و ایستادگی بود که کارزار « سهشنبههای نه به اعدام» شکل گرفت؛ کارزاری که صدای مادران و پدرانی شد که نمیخواستند فرزندانشان در سکوت به چوبه دار سپرده شوند.
استقامت خانوادهها؛ ستون اصلی کارزار « سهشنبههای نه به اعدام»
یکی از مهمترین ویژگیهای کارزار « سهشنبههای نه به اعدام»، حضور مداوم و پیوسته خانوادهها بود. مادران، پدران، خواهران و برادران زندانیان محکوم به اعدام، با وجود تمام فشارها، هر هفته صدای اعتراض خود را بلند کردند.
آنها میدانستند که اعتراض هزینه دارد، اما سکوت را نپذیرفتند. بسیاری از این خانوادهها بارها احضار شدند، تهدید شدند، بازداشت شدند یا تحت فشار قرار گرفتند تا سکوت کنند. با این حال، آنها هر هفته به اعتراض خود ادامه دادند.
این استمرار، بیش از هر چیز نتیجه ایستادگی خانوادهها بود؛ خانوادههایی که با وجود تهدید، احضار، بازداشت و فشارهای روحی، عقبنشینی نکردند. اگر مادران، پدران، خواهران و برادران زندانیان خسته میشدند، اگر سکوت میکردند، کارزار « سهشنبههای نه به اعدام» نیز بهتدریج خاموش میشد. اما آنها ایستادند؛ با دستهای خالی اما با صدایی که هر هفته بلندتر شد. همین استقامت بود که « سهشنبههای نه به اعدام» را از یک اعتراض کوتاه به یک حرکت مداوم و زنده تبدیل کرد. در واقع این خانوادهها بودند که با پایداری خود، چراغ این کارزار را روشن نگه داشتند و نگذاشتند صدای اعتراض خاموش شود.
فیلم تکان دهنده به رگبار بستن و کشتن ۲نوجوان بخاطر شادی مرگ خامنهای در فردیس کرج
وضعیت اضطراری در زندان اوین؛ نگرانی درباره شرایط زندانیان و مطالبه آزادی آنها
بازداشت اسماعیل شکری منتشر کننده فیلم دردناک «سپهر بابا کجایی؟» و جستجو در بین اجساد – هشدار تصاویر دردناک
شلیک به پنجره منازل توسط بسیجیهای آتش به اختیار؛ ادامه فضای رعب در سایه جنگ
اعدام دو زندانی سیاسی در زندان قزلحصار؛ اجرای حکم اعدام در شرایط جنگ و زیر بمباران
اعدام پویا قبادی و بابک علیپور در زندان قزلحصار؛ ادامه موج اعدامها پس از اعدامهای روز گذشته
اعدام امیرحسین حاتمی پس ا ز محاکمهای شتابزه و سراسر ابهام
اعدام وحید بنی عامریان و ابوالحسن منتظر؛ موج اعدامها و ضرورت واکنش جامعه جهانی
اعدام دو زندانی سیاسی محمدامین بیگلری و شاهین واحدپرست در پروندهای پرابهام
اعدام علی فهیم در پروندهای پرابهام؛ روایتهای متناقض از آتشسوزی پایگاه بسیج
فشارهای امنیتی و قضایی بر خانوادهها
خانوادههای زندانیان محکوم به اعدام، در این مسیر تنها با درد حکم اعدام فرزندشان روبهرو نبودند، بلکه با فشارهای مختلف نیز مواجه بودند. برخی از این فشارها شامل احضارهای مکرر، تهدید، بازداشت، جلوگیری از برگزاری مراسم، جلوگیری از مصاحبه، قطع تماس با زندانی و حتی تحویل ندادن پیکر پس از اعدام بوده است.در برخی موارد، خانوادهها تنها به دلیل اطلاعرسانی درباره وضعیت فرزندشان یا شرکت در کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» بازداشت شدند. این فشارها با هدف ایجاد سکوت و ترس در میان خانوادهها اعمال میشد، اما در بسیاری از موارد نتیجه برعکس داشت و باعث شد صدای اعتراض گستردهتر شود.
فشار روحی؛ سنگینترین مجازات برای خانوادهها
شاید سنگینترین فشاری که خانوادههای زندانیان محکوم به اعدام تحمل کردند، فشار روحی بود. زندگی در انتظار اجرای حکم اعدام، یکی از سختترین وضعیتهایی است که یک خانواده میتواند تجربه کند.
خانوادهها هر بار که تلفن زنگ میزد، هر بار که خبر اعدام زندانی دیگری منتشر میشد، هر بار که زندانی به انفرادی منتقل میشد، با این ترس روبهرو بودند که شاید این بار نوبت فرزند آنها باشد. این وضعیت، یک شکنجه روحی طولانیمدت برای خانوادهها محسوب میشود.
بسیاری از مادران زندانیان محکوم به اعدام گفتهاند که سالهاست خواب آرام ندارند. برخی از پدران در اثر فشارهای روحی بیمار شدهاند. اما با وجود همه این فشارها، آنها سکوت نکردند.
هر هفته اعتراض؛ صدایی که خاموش نشد
یکی از مهمترین ویژگیهای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» این بود که به یک اعتراض مقطعی و کوتاهمدت تبدیل نشد، بلکه به یک اعتراض هفتگی و مداوم تبدیل شد. خانوادهها هر هفته، با وجود تهدیدها، احضارها، فشارهای امنیتی و مشکلات روحی، در این اعتراضها حضور پیدا کردند و صدای خود را بلند نگه داشتند. این حضور منظم و مداوم باعث شد که موضوع اعدام زندانیان سیاسی و معترضان بهطور پیوسته در افکار عمومی مطرح بماند و به فراموشی سپرده نشود. اگر این اعتراضها تنها چند بار برگزار میشد، احتمالاً پس از مدتی توجهها از آن برداشته میشد، اما تداوم و پایداری خانوادهها باعث شد این موضوع همچنان زنده بماند. در واقع، این استمرار هفتگی باعث شد که کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» به یک حرکت مداوم اجتماعی تبدیل شود و صدای اعتراض خانوادهها و زندانیان بهطور پیوسته شنیده شود.
پیوند زندان و جامعه؛ مهمترین دستاورد کارزار
یکی از مهمترین نتایج کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، ایجاد پیوند میان زندانیان و جامعه بود. پیش از این، بسیاری از زندانیان سیاسی در سکوت خبری اعدام میشدند، اما با فعالیت خانوادهها، اطلاعرسانی درباره وضعیت زندانیان افزایش یافت.
خانوادهها صدای زندانیان شدند. آنها اجازه ندادند که زندانیان در سکوت اعدام شوند. همین موضوع باعث شد که اعتراض زندانیان در داخل زندان با اعتراض جامعه در بیرون از زندان به هم متصل شود.
در واقع، خانوادهها پلی میان زندان و جامعه شدند؛ پلی که باعث شد صدای زندانیان به بیرون از زندان برسد.
جلب حمایتهای داخلی و خارجیاستقامت خانوادهها باعث شد که کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» تنها در داخل کشور باقی نماند و توجه افکار عمومی و نهادهای حقوق بشری در خارج از کشور را نیز جلب کند.
اطلاعرسانی خانوادهها، انتشار نامهها، ویدیوها و روایتها از وضعیت زندانیان باعث شد که بسیاری از نهادهای حقوق بشری، فعالان مدنی و افکار عمومی در کشورهای مختلف نسبت به این اعدامها واکنش نشان دهند.
اگر خانوادهها سکوت میکردند، شاید بسیاری از این اعدامها هرگز بازتاب جهانی پیدا نمیکرد. اما ایستادگی آنها باعث شد که این موضوع به یک موضوع بینالمللی تبدیل شود.
سهشنبههای نه به اعدام؛ یک کارزار، یک مقاومتکارزار «سهشنبههای نه به اعدام» فقط یک اعتراض به مجازات اعدام نیست؛ بلکه نمادی از مقاومت خانوادههایی است که در سختترین شرایط ایستادگی کردند. خانوادههایی که فرزندانشان در زندان بودند، خودشان تحت فشار بودند، تهدید میشدند، احضار میشدند و با مشکلات روحی و معیشتی دستوپنجه نرم میکردند، اما با وجود همه این فشارها سکوت نکردند. آنها تصمیم گرفتند صدای فرزندانشان باشند؛ صدایی که اگر بلند نمیشد، شاید بسیاری از این زندانیان در سکوت خبری اعدام میشدند و کسی از سرنوشتشان باخبر نمیشد.
استقامت خانوادهها؛ ستون اصلی کارزار
آنچه کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» را زنده نگه داشت، بیش از هر چیز استقامت خانوادهها بود. این خانوادهها بودند که هر هفته، بدون وقفه، به اعتراض ادامه دادند. آنها نشان دادند که حتی در سختترین شرایط نیز میتوان ایستاد، میتوان اعتراض کرد و میتوان اجازه نداد که صدای انسانها خاموش شود. بسیاری از این خانوادهها در حالی در این کارزار حضور داشتند که خودشان تحت فشارهای شدید روحی قرار داشتند؛ فشار ناشی از حکم اعدام فرزند، بیخبری از وضعیت او، و ترس از هر تماسی که ممکن بود خبر اجرای حکم باشد. با این حال، همین خانوادهها به جای عقبنشینی، ایستادند و اعتراض کردند.
پیوند زندان و جامعه با کارزار«سهشنبههای نه به اعدام»
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» بیش از هر چیز، نتیجه همین ایستادگیهاست. اگر این خانوادهها نبودند، اگر هر هفته اعتراض نمیکردند، اگر تحت فشارها سکوت میکردند، شاید این کارزار هرگز شکل نمیگرفت و صدای زندانیان به جامعه نمیرسید. استقامت این خانوادهها باعث شد که موضوع اعدام زندانیان به یک موضوع عمومی تبدیل شود و حمایتهای داخلی و خارجی شکل بگیرد. در واقع، این خانوادهها بودند که با ایستادگی خود، میان زندان و جامعه پل زدند و اجازه ندادند زندانیان در سکوت و بیخبری اعدام شوند.
«نه به اعدام» فقط یک شعار نیست؛ روایت استقامت خانوادههایی است که در برابر حکم مرگ فرزندانشان ایستادند، سکوت نکردند و با ایستادگی خود، صدای اعتراض را زنده نگه داشتند.
کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک




















هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر