--> گزارش مستند شکنجه، تعرض جنسی و اعدام نمایشی در تهران و سنندج ~ کانون حقوق بشر ایران

کانون حقوق بشر ایران، بازتاب خبرها و صدای کلیه زندانیان با هر عقیده و مرام و مسلک از ترک و لر و بلوچ و عرب و کرد و فارس

گزارش مستند شکنجه، تعرض جنسی و اعدام نمایشی در تهران و سنندج


گزارش مستند شکنجه، تعرض جنسی و اعدام نمایشی در بازداشتگاه‌های تهران و سنندج

از سلول انفرادی و قطع ارتباط با خانواده تا خوراندن قرص‌های ناشناس، محرومیت از درمان و انداختن طناب دار به گردن برای گرفتن اعتراف اجباری در بازداشتگاه‌های تهران و سنندج

کانون حقوق بشر ایران، جمعه ۳۰ مردادماه ۱۴۰۵ – یک زندانی در روایتی مستقیم و تکان‌دهنده، جزئیات دوران بازداشت خود در بازداشتگاه‌هایی در تهران و سنندج را شرح داده است؛ دورانی که به گفته او با شکنجه، نگهداری طولانی‌مدت در سلول انفرادی، ضرب‌وشتم‌های مکرر، سه مورد تعرض جنسی، خوراندن اجباری قرص‌های ناشناس، قطع ارتباط با خانواده و وکیل، محرومیت عامدانه از درمان و اجرای نمایشی حکم اعدام همراه بوده است.

هویت، زمان و محل دقیق بازداشت این زندانی به دلیل ملاحظات امنیتی و برای جلوگیری از افزایش فشار بر او و خانواده‌اش منتشر نمی‌شود. گزارش حاضر بر اساس روایت مستقیم این فرد، از لحظه بازداشت تا پیامدهای جسمی و روانی پس از آزادی موقت، تنظیم شده است. کانون حقوق بشر ایران به‌منظور حفظ امنیت قربانی، از انتشار هرگونه نشانه‌ای که ممکن است به شناسایی او منجر شود، خودداری می‌کند.

این زندانی می‌گوید هدف اصلی بخش بزرگی از فشارهای اعمال‌شده، وادارکردن او به پذیرش اتهام‌ها، امضای برگه‌های از پیش آماده‌شده و ارائه اعترافاتی بوده که محتوای آنها را قبول نداشته است.

آنچه در این گزارش می‌خوانید

بازداشت و انتقال با چشم‌بند به مکانی نامعلوم؛

نگهداری چندماهه در سلول‌های انفرادی تهران و سنندج؛

محرومیت از تماس با خانواده و دسترسی به وکیل؛

ضرب‌وشتم مکرر بر محل جراحی تومور؛

خوراندن اجباری قرص‌ها و مواد ناشناس؛

سه مورد تعرض جنسی در بازداشتگاه سنندج؛

حبس تنبیهی در تاریکی مطلق؛

انداختن طناب دار به گردن در یک اعدام نمایشی؛

محرومیت عامدانه از درمان و کاهش شدید وزن؛

پیامدهای ماندگار جسمی و روانی پس از آزادی موقت.

باکس اطلاعاتی روایت این زندانی

هویت زندانی: محفوظ به دلایل امنیتی

محل‌های نگهداری: بازداشتگاه‌هایی در تهران و سنندج

نوع نگهداری: سلول انفرادی طولانی‌مدت

ارتباط با خانواده: قطع کامل در دوره بازداشت تهران

دسترسی به وکیل: گزارش نشده و به گفته زندانی وجود نداشته است

موارد گزارش‌شده: ضرب‌وشتم، شکنجه، تعرض جنسی، داروهای ناشناس و اعدام نمایشی

وضعیت درمان: محرومیت از معاینه و درمان تخصصی

پیامدها: کاهش وزن، دردهای مزمن و آسیب‌های شدید روانی

وضعیت فعلی: آزادی موقت؛ جزئیات بیشتر برای حفظ امنیت منتشر نمی‌شود

۱. بازداشت در محل نامعلوم و انتقال به بازداشتگاه

این زندانی می‌گوید در محلی که به دلایل امنیتی از ذکر آن خودداری شده، توسط مأموران بازداشت شد. به گفته او، بلافاصله پس از انتقال به داخل خودرو، چشمانش را بستند و بدون آنکه درباره علت بازداشت، اتهام یا مقصد توضیحی بدهند، او را به مکانی نامعلوم بردند.

او در طول مسیر امکان تشخیص موقعیت، مسیر حرکت یا مدت دقیق انتقال را نداشت. چشم‌بند، سکوت مأموران و بی‌اطلاعی از مقصد، از همان ساعات نخست فضایی از ترس و ناامنی ایجاد کرده بود. این وضعیت تا زمان ورود به بازداشتگاه ادامه یافت.

به روایت او، مأموران پس از رسیدن به محل بازداشت، وی را به اتاقی منتقل و مجبور به برهنه‌شدن کردند. لباس‌هایش را گرفتند و پس از تحویل لباسی دیگر، او را مستقیماً به سلول انفرادی بردند. هیچ توضیح روشنی درباره محل نگهداری یا مدت بازداشت ارائه نشد.

این زندانی تأکید می‌کند که در سراسر دوران بازداشت، چه در تهران و چه پس از انتقال به سنندج، در سلول انفرادی نگهداری شده است. او در این مدت نه امکان مشاهده محیط اطراف را داشت و نه می‌توانست موقعیت دقیق خود را تشخیص دهد.

۲. شرایط غیرانسانی سلول انفرادی

نخستین سلول، به گفته این زندانی، حدود دو متر در دو و نیم متر مساحت داشت. توالت و سینکی کوچک در همان فضای محدود قرار گرفته بود و بوی نامطبوع، آلودگی و نبود تهویه، ماندن در سلول را دشوارتر می‌کرد.

بازداشت او از فصل پاییز آغاز شد و در ماه‌های سرد زمستان ادامه یافت، اما مأموران تنها یک پتو در اختیارش قرار دادند. سرمای سلول، به‌ویژه در ساعات شب، مانع خواب و استراحت او می‌شد. غذای تحویلی نیز کم، آلوده، بدطعم و فاقد کیفیت لازم بود.

او می‌گوید در تمام مدت نگهداری در بازداشتگاه تهران فقط یک بار اجازه استحمام یافت و برای حمام‌کردن تنها پنج دقیقه فرصت داشت. این محدودیت، همراه با لباس‌های آلوده و نبود وسایل شوینده، موجب خارش دائمی بدن و تشدید مشکلات پوستی شد.

هواخوری نیز به‌صورت منظم انجام نمی‌شد. گاهی هفته‌ای یک بار و گاهی پس از فاصله‌ای طولانی‌تر، او را برای چند دقیقه و با چشم‌بند از سلول خارج می‌کردند. در نتیجه، حتی هنگام هواخوری نیز امکان مشاهده آسمان، محیط یا افراد دیگر را نداشت.

در مقطعی او را به سلولی کوچک‌تر انتقال دادند؛ به‌گونه‌ای که هنگام درازکشیدن، پاهایش به در سلول می‌رسید. این سلول فاقد توالت و سینک بود. مأموران گفته بودند برای رفتن به دستشویی یک بار به در ضربه بزند، اما گاهی نیم ساعت بعد مراجعه می‌کردند و در مواردی هیچ پاسخی نمی‌دادند.

او چند بار ناچار شد نیازهای طبیعی خود را در همان سلول برطرف کند. نبود امکان شست‌وشو و تعویض لباس، شرایطی تحقیرآمیز و غیربهداشتی ایجاد کرده بود. به گفته این زندانی، آلودگی لباس و بدن، خارش شدید و بوی نامطبوع سلول به بخشی دائمی از زندگی روزانه او تبدیل شده بود.

۳. قطع کامل ارتباط با خانواده و وکیل

این زندانی می‌گوید در تمام مدت حضور در تهران از تماس با خانواده محروم بود و هیچ اطلاعی درباره وضعیت خود به نزدیکانش داده نشد. او همچنین به وکیل دسترسی نداشت و از امکان مشورت حقوقی پیش از بازجویی‌ها و امضای برگه‌ها محروم بود.

هیچ کتاب، روزنامه، ساعت یا وسیله‌ای برای گذراندن زمان در اختیارش قرار نگرفت. او نمی‌دانست روز است یا شب، چه مدتی از بازداشت گذشته و چه زمانی ممکن است از سلول خارج شود. این بی‌زمانی و بی‌خبری، فشار روانی انفرادی را افزایش داده بود.

قطع ارتباط تنها به محرومیت از تماس محدود نبود. زندانی در سکوت طولانی سلول، از هرگونه ارتباط انسانی معنادار محروم شده بود. تنها صداهایی که پس از چند ماه می‌شنید، صدای نفس‌کشیدن زندانیان دیگر، باز و بسته‌شدن درهای فلزی، رفت‌وآمد مأموران و گاهی گریه افراد بازداشت‌شده بود.

او می‌گوید شنیدن صدای دیگر زندانیان، بدون آنکه بتواند آنان را ببیند یا با آنها صحبت کند، هم نشانه‌ای از حضور دیگران بود و هم بر اضطرابش می‌افزود. مشخص نبود چه کسانی در سلول‌های اطراف نگهداری می‌شوند و چه رفتاری با آنان صورت می‌گیرد.

۴. آغاز بازجویی‌ها و تشدید شکنجه

بازجویی‌ها چند روز پس از انتقال به سلول انفرادی آغاز شد. به گفته این زندانی، مأموران در جلسات نخست با لحنی عادی صحبت می‌کردند و تلاش داشتند او را به پذیرش اتهام‌ها وادار کنند.

زمانی که او اتهامات را نپذیرفت و اعلام کرد چیزی برای اعتراف‌کردن ندارد، رفتار بازجویان تغییر کرد. توهین، تهدید، فریاد و ضرب‌وشتم به بخشی مستمر از جلسات تبدیل شد. او می‌گوید هر بار که از امضا یا تأیید مطالب خودداری می‌کرد، با شکل تازه‌ای از فشار روبه‌رو می‌شد.

برگه‌هایی برای امضا مقابل او قرار داده می‌شد، اما به گفته وی، فرصت مطالعه آزادانه یا مشورت با وکیل در اختیارش نبود. بازجویان ازشکنجه و فشار جسمی، تهدید و فرسایش روانی استفاده می‌کردند تا مقاومت او را در برابر امضای برگه‌ها بشکنند.

این روند محدود به یک یا دو جلسه نبود. تکرار بازجویی، بازگرداندن زندانی به انفرادی و احضار دوباره او، چرخه‌ای از انتظار، ترس و خشونت ایجاد کرده بود. او نمی‌دانست جلسه بعدی چه زمانی برگزار می‌شود و این بار با چه نوع فشاری روبه‌رو خواهد شد.

۵. ضرب‌وشتم بر محل جراحی تومور

این زندانی پیش از بازداشت به دلیل ابتلا به تومور تحت عمل جراحی قرار گرفته بود. پزشک معالج تأکید کرده بود که محل جراحی نباید حتی در معرض ضربه‌ای خفیف قرار گیرد، زیرا هرگونه فشار می‌تواند پیامدهای خطرناکی برای سلامت او داشته باشد.

به گفته او، مأموران و بازجویان با وجود اطلاع از این سابقه پزشکی، بارها با مشت و لگد به صورت و محل جراحی ضربه زدند. پس از برخی جلسات بازجویی، خون‌ریزی بینی او برای چند ساعت ادامه داشت، اما رسیدگی پزشکی مؤثری انجام نمی‌شد.

وی اکنون نگران است که ضربات واردشده موجب بازگشت، رشد یا تشدید تومور شده باشد. با این حال، در دوران بازداشت از انجام تصویربرداری، آزمایش و معاینه تخصصی محروم بود و پس از آزادی موقت نیز برای پیگیری کامل درمان با مشکلات جدی روبه‌رو شده است.

ضربه‌زدن عامدانه به نقطه‌ای آسیب‌پذیر از بدن که سابقه جراحی داشته، بر اساس این روایت، تنها یک بدرفتاری اتفاقی نبوده است؛ بلکه بخشی از فشار حساب‌شده برای ایجاد درد، ترس و وادارکردن زندانی به همکاری با بازجویان محسوب می‌شد.

۶. خوراندن اجباری قرص‌های ناشناس

این زندانی گزارش داده است که در بازداشتگاه‌های تهران و سنندج چندین بار مجبور به مصرف قرص‌ها یا موادی شد که از ماهیت آنها اطلاعی نداشت. هیچ‌یک از مأموران نام دارو، علت تجویز، میزان مصرف یا عوارض احتمالی آن را توضیح نمی‌دادند.

در سنندج، به گفته او، مأموران هر شب قرصی در اختیارش قرار می‌دادند و او را مجبور به بلعیدن آن می‌کردند. امکان خودداری، پرسیدن درباره ماهیت دارو یا درخواست مشاهده بسته‌بندی وجود نداشت.

در مقابل، داروهای واقعی مورد نیاز او برای درمان بیماری‌های جسمی و مشکلات روانی در اختیارش قرار نمی‌گرفت. او می‌گوید آنچه دریافت می‌کرد، قرص‌های ناشناس، مواد دارای حالت مخدرگونه یا مسکن‌هایی بود که تنها برای مدت کوتاهی درد را کاهش می‌دادند.

خوراندن دارو بدون رضایت آگاهانه، بدون معاینه پزشک مستقل و بدون ارائه اطلاعات، سلامت جسمی و روانی زندانی را در معرض خطر قرار می‌دهد. این نگرانی زمانی جدی‌تر می‌شود که فرد سابقه تومور، بیماری‌های جسمی و مصرف داروهای روان‌پزشکی داشته باشد.

۷. انتقال به سنندج و افزایش شکنجه‌ها

پس از چند ماه نگهداری در تهران، مأموران دوباره چشمان این زندانی را بستند و او را سوار خودرو کردند. انتقال چند ساعت طول کشید، اما مقصد اعلام نشد. او بعدها از نشانه‌های موجود دریافت که به سنندج منتقل شده است.

به گفته وی، شرایط نگهداری در سنندج از بسیاری جهات مشابه تهران بود: سلول انفرادی، چشم‌بند، قطع ارتباط و بازجویی‌های مکرر. با این حال، شدت ضرب‌وشتم و فشار برای گرفتن اعتراف افزایش یافت.

بازجویان همچنان بر امضای برگه‌ها و پذیرش مطالب مورد نظر خود اصرار داشتند. هر بار خودداری، با تهدید، ضرب‌وشتم و شکنجه یا انتقال به شرایط سخت‌تر پاسخ داده می‌شد. این زندانی می‌گوید فشارها به‌تدریج از بازجویی کلامی فراتر رفت و شامل خشونت جسمی، تحقیر و آزار جنسی شد.

انتقال میان بازداشتگاه‌ها بدون اطلاع خانواده یا وکیل، امکان پیگیری وضعیت او را دشوارتر کرد. در عمل، بستگانش نمی‌دانستند در کدام شهر و تحت نظارت کدام نهاد نگهداری می‌شود.

۸. سه مورد تعرض جنسی

این زندانی گزارش داده است که در دوران نگهداری در سنندج سه بار مورد تعرض جنسی قرار گرفته است. او به دلیل شدت آسیب روانی، شکنجه روحی و حساسیت موضوع، جزئیات بیشتری از این موارد بیان نکرده است.

وی تأکید کرده که آزارهای جنسی و جسمی در چارچوب فشارهایی اعمال می‌شد که هدف آنها تحقیر، درهم‌شکستن مقاومت روانی و وادارکردن او به اعتراف و امضای برگه‌ها بود.

کانون حقوق بشر ایران برای حفاظت از قربانی و جلوگیری از بازتولید آسیب، جزئیات این بخش را منتشر نمی‌کند. خودداری قربانی از شرح جزئیات، چیزی از ضرورت تحقیق مستقل و مسئولیت نهادهای نگهدارنده کم نمی‌کند.

تعرض جنسی در بازداشت، صرف‌نظر از جنسیت قربانی، می‌تواند مصداق شکنجه باشد. مسئولیت حفاظت از فرد محروم از آزادی مستقیماً بر عهده نهادی است که او را در اختیار دارد و ادعای وقوع چنین تعرضی باید با حفظ محرمانگی، رضایت قربانی و رویکردی مبتنی بر آسیب روانی بررسی شود

۹. حبس تنبیهی در تاریکی مطلق

پس از آنکه این زندانی از امضای یکی از برگه‌های بازجویی خودداری کرد، مأموران او را از سلول خارج و به محلی زیرزمینی منتقل کردند. برای رسیدن به این سلول باید از چند پله پایین می‌رفتند.

سلول در تاریکی مطلق قرار داشت و هیچ نور طبیعی یا مصنوعی در آن دیده نمی‌شد. زندانی نمی‌توانست ابعاد محیط، زمان شبانه‌روز یا اشیای اطراف خود را تشخیص دهد. او چندین روز در این شرایط باقی ماند.

به روایت وی، این حبس تنبیهی مستقیماً به دلیل خودداری از امضا اعمال شد. تاریکی، انزوا، بی‌زمانی و ترس از ادامه نامحدود این وضعیت، فشار روانی شدیدی ایجاد کرد.

سرانجام، محرومیت حسی و فرسایش روانی موجب شد او برگه مورد نظر مأموران را امضا کند. این امضا نه در شرایط آزادانه، بلکه پس از چند روز حبس در تاریکی مطلق و برای پایان‌دادن به وضعیت تحمل‌ناپذیر سلول انجام شد

۱۰. تهدید به اعدام و اجرای نمایشی حکم

شدیدترین بخش روایت این زندانی به اجرای نمایشی یا ساختگی حکم اعدام مربوط می‌شود؛ روشی که به گفته او برای ایجاد وحشت و گرفتن اعتراف نهایی استفاده شد.

نیمه‌شب، مأموران وارد سلول شدند و اعلام کردند حکم اعدام او صادر شده و همان شب اجرا خواهد شد. سپس برگه‌ای مقابلش گذاشتند و خواستند وصیت‌نامه بنویسد و به اتهامات مطرح‌شده «اعتراف کامل» کند.

این زندانی از نوشتن اعتراف خودداری کرد. مأموران چشمانش را بستند، او را از سلول خارج کردند و به محلی بردند که آن را سکویی برای اجرای حکم تصور می‌کرد. سپس طناب دار را دور گردنش انداختند.

او می‌گوید در همان لحظه از شدت ترس و فشار روانی بیهوش شد. چند روز بعد در محلی شبیه درمانگاه به هوش آمد؛ در حالی که دست‌ها و پاهایش با دستبند بسته شده بود.

به گفته او، در این محل نیز درمان مؤثری دریافت نکرد و تنها چند بار به او سرم تزریق شد. هیچ توضیحی درباره وضعیت جسمانی، مدت بیهوشی یا آسیب‌های احتمالی داده نشد. پس از چند روز، او را دوباره به سلول انفرادی بازگرداندند.

اعدام نمایشی، حتی بدون قصد اجرای واقعی حکم، فرد را با باور قریب‌الوقوع‌بودن مرگ روبه‌رو می‌کند. نهادهای سازمان ملل تهدید به اعدام و اعدام ساختگی را در کنار ضرب‌وشتم و خشونت جنسی از روش‌های شکنجه و بدرفتاری شدید برشمرده‌اند.

۱۱. محرومیت عامدانه از درمان

این زندانی می‌گوید برای هفته‌های طولانی بیمار بود، اما حتی یک بار به بیمارستان یا مرکز درمانی مجهز انتقال نیافت. معاینه پزشکی مستقل نیز انجام نشد.

او از خون‌ریزی معده، درد شدید کلیه، مشکلات کبدی، سردردهای مداوم، درد پا و کمر و عوارض ناشی از ضرب‌وشتم رنج می‌برد. سابقه جراحی تومور، ضرورت رسیدگی تخصصی را دوچندان می‌کرد، اما تصویربرداری و آزمایش‌های لازم انجام نشد.

به گفته وی، درخواست‌های مکرر برای درمان بدون پاسخ می‌ماند. گاهی مسکن یا قرصی ناشناس در اختیارش قرار می‌گرفت، اما علت اصلی دردها بررسی نمی‌شد.

محرومیت از درمان در این روایت تنها نتیجه کمبود امکانات نبود؛ زندانی آن را بخشی از فشار مستمر توصیف می‌کند. باقی‌گذاشتن فرد بیمار در سلول انفرادی و خودداری از درمان آسیب‌های ناشی از ضرب‌وشتم، می‌تواند رنج جسمی و روانی او را تشدید کند.

۱۲. کاهش شدید وزن و آسیب‌های جسمی ماندگار

این زندانی در دوران بازداشت حدود ۱۰ تا ۱۵ کیلوگرم وزن کم کرد. کمبود غذا، کیفیت نامناسب وعده‌ها، اضطراب دائمی، بی‌خوابی و بیماری‌های درمان‌نشده از عوامل اصلی این کاهش وزن عنوان شده‌اند.

او پس از آزادی موقت، آزمایش‌ها و معایناتی انجام داد. به گفته خودش، نتایج اولیه نشان می‌داد بخش‌های مختلف بدنش با اختلال جدی روبه‌رو شده‌اند. با این حال، جزئیات پزشکی برای حفاظت از هویت او منتشر نمی‌شود.

وی اکنون نیز از درد کلیه، معده، کبد، پاها و کمر، همچنین سردردهای مداوم رنج می‌برد. توان جسمی او به‌شدت کاهش یافته و حتی پنج دقیقه پیاده‌روی می‌تواند موجب ضعف و از دست‌رفتن توان بدنی‌اش شود.

آسیب‌های ناشی از ضرب‌وشتم، کمبود تغذیه، نبود استراحت، محرومیت از دارو و مصرف قرص‌های ناشناس ممکن است پیامدهایی طولانی‌مدت داشته باشد. انجام معاینات مستقل و مستندسازی پزشکی مطابق پروتکل استانبول سازمان ملل، برای تعیین منشأ و دامنه این آسیب‌ها ضروری است.

۱۳. پیامدهای شدید روانی شکنجه‌های اعمال شده

این زندانی پیش از بازداشت اخیر نیز در جریان بازداشت‌های سال‌های ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ آسیب دیده و برای مدتی تحت درمان روان‌پزشکی و مصرف دارو قرار گرفته بود. بازداشت تازه و تکرار انفرادی، ضرب‌وشتم و تهدید به مرگ، وضعیت روانی او را به‌شدت وخیم‌تر کرده است.

به گفته او، پس از یکی از آزادی‌های موقت با وثیقه، در همان هفته نخست اقدام به خودکشی کرد. جزئیات این اقدام برای جلوگیری از بازتولید آسیب منتشر نمی‌شود. او اکنون نیز به داروهای تجویزشده روان‌پزشکی دسترسی منظم ندارد.

این زندانی از بی‌خوابی شدید، ترس از تاریکی، ناتوانی در حضور در محیط‌های شلوغ، دشواری در ارتباط با دیگران و مشکل در گفت‌وگو با اعضای خانواده رنج می‌برد.

او می‌گوید تا روشن‌شدن هوا قادر به خوابیدن نیست. تاریکی برای او یادآور سلول زیرزمینی و روزهایی است که در محرومیت حسی مطلق نگهداری شد. صداهای ناگهانی، بسته‌شدن در و برخی فضاهای بسته نیز خاطرات بازداشت را بازمی‌گردانند.

ذهن او به‌طور شبانه‌روزی درگیر سلول، بازجویی، تعرض جنسی، طناب دار و لحظه‌ای است که تصور می‌کرد زندگی‌اش پایان خواهد یافت. این علائم نشان‌دهنده نیاز فوری به حمایت تخصصی، مستمر و مستقل روان‌پزشکی و روان‌شناختی است.

گزارش‌ها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایران

لیست و مشخصات کامل زندانیان سیاسی اعدام شده از سال ۱۴۰۰ تا ‌کنون

فهرست جامع زندانیان محکوم به اعدام – زندانیان سیاسی و بازداشت‌شدگان اعتراضات ۱۴۰۴

آرشیو قضات مرگ ـ قضات صادر کننده احکام اعدام در ایران

آخرین خبرهای بازداشت شدگان اعتراضات

جهان بداند در ایران چه گذشت! فیلم‌های تکان‌دهنده + فیلم‌های افزوده جدید از کشتار اعتراضات سراسری ۱۴۰۴

مستند حقوقی؛ بررسی کارنامه محمدمهدی شهمیرزادی؛ قاضی و رئیس شعبه ۲۳ دادگاه انقلاب تهران

اعدام قائم حسینی در زندان دستگرد؛ پنجمین اعدام پرونده میدان علیخانی

اعدام شهرام صادقی؛ ابهام درباره بازجویی و دادرسی و پرسش‌های جدی درباره چگونگی اخذ اعترافات

بررسی حقوقی پرونده شکنجه این زندانی بر اساس قوانین داخلی

قوانین دیکتاتوری حاکم بر ایران در سال‌های گذشته بارها به دلیل مغایرت با موازین دادرسی عادلانه، ابهام در پرونده‌های امنیتی، پذیرش اعترافات اجباری و محدود کردن حقوق بازداشت‌شدگان مورد انتقاد قرار گرفته‌اند. بررسی این پرونده بر اساس قوانین داخلی به معنای تأیید این قوانین نیست؛ هدف، نشان دادن مواردی است که حتی همین قوانین نیز توسط مأموران و نهادهای امنیتی رعایت نشده‌اند.

ابهامات حقوقی پرونده

هویت نهاد بازداشت‌کننده، محل دقیق بازداشتگاه‌ها، اسامی بازجویان و مبنای قانونی انتقال میان تهران و سنندج مشخص نیست. همچنین معلوم نیست چرا این زندانی برای ماه‌ها از خانواده و وکیل محروم بوده و چه مقام قضایی بر وضعیت او نظارت داشته است.

شرایط اخذ امضاها، اعترافات، خوراندن قرص‌های ناشناس و انتقال به سلول تاریک باید در تحقیقاتی مستقل بررسی شود. ادعای تعرض جنسی، ضرب‌وشتم بر محل جراحی و اجرای نمایشی اعدام نیز نیازمند معاینه پزشکی و روان‌شناختی مبتنی بر پروتکل استانبول است.

مواد قانونی مرتبط

اصل ۲۲ قانون اساسی، جان و حیثیت اشخاص را مصون از تعرض اعلام کرده است.

 اصل ۳۲ بر قانونی‌بودن بازداشت و اطلاع سریع فرد از اتهام،

اصل ۳۵ بر حق برخورداری از وکیل،

 اصل ۳۸ بر ممنوعیت شکنجه و بی‌اعتباری اعترافات اجباری

 اصل ۳۹ بر ممنوعیت هتک حرمت زندانیان تأکید دارند.

مواد ۵، ۷ و ۱۹۰ قانون آیین دادرسی کیفری نیز حق آگاهی از اتهام، دسترسی به وکیل و رعایت حقوق شهروندی را الزامی کرده‌اند.

 ماده ۱۶۹ قانون مجازات اسلامی، اقرار اخذشده تحت اجبار، شکنجه یا آزار جسمی و روانی را فاقد اعتبار می‌داند

آیین‌نامه سازمان زندان‌ها نیز مقام‌های زندان را موظف به تأمین بهداشت، درمان، تماس با خانواده و مراقبت از سلامت جسمی و روانی افراد محروم از آزادی کرده است.

موارد نقض قانون

نگهداری طولانی‌مدت در سلول انفرادی؛

محرومیت از وکیل و تماس با خانواده؛

ضرب‌وشتم برای گرفتن اعتراف و امضا؛

بی‌اعتنایی به سابقه جراحی تومور؛

خوراندن قرص‌های ناشناس بدون رضایت آگاهانه؛

تعرض جنسی در بازداشت؛

حبس تنبیهی در تاریکی مطلق؛

اجرای نمایشی اعدام و تهدید به مرگ؛

محرومیت عامدانه از درمان؛

استفاده احتمالی از برگه‌های امضاشده تحت فشار.

بررسی پرونده از منظر حقوق بشر و موارد نقض استانداردهای بین‌المللی

روایت این زندانی مجموعه‌ای از رفتارهایی را توصیف می‌کند که هر یک به‌تنهایی و در ترکیب با یکدیگر می‌توانند مصداق شکنجه، رفتار ظالمانه، غیرانسانی و تحقیرآمیز باشند.

ماده ۷ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی شکنجه و رفتار غیرانسانی را مطلقاً ممنوع کرده و ماده ۱۰ دولت‌ها را موظف می‌کند با تمام افراد محروم از آزادی، انسانی و همراه با احترام به کرامت ذاتی آنان رفتار کنند.

قواعد نلسون ماندلا نگهداری بیش از ۲۲ ساعت در روز بدون ارتباط انسانی معنادار را سلول انفرادی می‌داند و انفرادی بیش از ۱۵ روز متوالی را «انفرادی طولانی‌مدت» تعریف می‌کند. این قواعد انفرادی طولانی، نگهداری در سلول تاریک و محرومیت از تماس خانوادگی به‌عنوان مجازات را ممنوع کرده‌اند.

اسناد بین‌المللی مرتبط

ماده ۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر؛ منع شکنجه و رفتار تحقیرآمیز؛

ماده ۹ اعلامیه جهانی؛ منع بازداشت خودسرانه؛

مواد ۱۰ و ۱۱ اعلامیه جهانی؛ حق دادرسی عادلانه و اصل برائت؛

ماده ۷ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی؛ منع شکنجه؛

ماده ۹ میثاق؛ حق آزادی، امنیت و اطلاع از علت بازداشت؛

ماده ۱۰ میثاق؛ الزام به رفتار انسانی با زندانیان؛

ماده ۱۴ میثاق؛ حق وکیل و منع اجبار به اعتراف علیه خود؛

قواعد ۱ و ۲۴ تا ۳۵ نلسون ماندلا؛ حفظ کرامت و دسترسی به درمان؛

قواعد ۴۳ تا ۴۶ نلسون ماندلا؛ ممنوعیت انفرادی طولانی و سلول تاریک؛

پروتکل استانبول؛ تحقیق و مستندسازی پزشکی و روانی شکنجه؛

کنوانسیون منع شکنجه؛ ممنوعیت شکنجه و استفاده از اعترافات حاصل از آن.

ادعاهای مطرح‌شده در این گزارش نیازمند تحقیق فوری، مستقل و بی‌طرفانه، شناسایی مأموران و مقام‌های مسئول، حذف تمام اعترافات و امضاهای اخذشده تحت فشار و فراهم‌کردن درمان تخصصی جسمی و روانی برای قربانی است. حفظ محرمانگی هویت و جلوگیری از هرگونه تهدید یا اقدام تلافی‌جویانه علیه او و خانواده‌اش نیز بخشی جدایی‌ناپذیر از این مسئولیت است.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

نوشته‌های پر بیننده

بایگانی وبلاگ

بازدید وبلاگ