روایتهای مردم از اعتراضات سراسری ۱۴۰۴؛ از کشتار در خیابانها تا صحنههای مقاومت و اتحاد
کانون حقوق بشر ایران، جمعه ۱۰ بهمنماه ۱۴۰۴ – آنچه میخوانید، انعکاس واقعی گفتههای مردم از سراسر کشور درباره اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ است. این متن روایت افرادی است که در شهرها و خیابانها حضور داشتهاند، صحنههای خشونت، کشتار و بازداشتها را دیدهاند، و با زبان خودشان واقعیتها را بازگو کردهاند. مردم میگویند این تنها بخش کوچکی از آن چیزی است که در اعتراضات سراسری اتفاق افتاده و هنوز بسیاری از صداها شنیده نشده است.
حمله به بیمارستانها و شناسایی بیماران در تهراناز تهران گزارش شده است که در روز ۶ بهمن ۱۴۰۴ نیروهای امنیتی با حکم دادگستری به بیمارستانهای تهران رفته و فهرست همه بیماران بستری را ضبط کردهاند. آنها حتی لیست کسانی که هزینه ترخیص بیماران را پرداخت کردهاند همراه با شماره کارت و مشخصات را گرفتهاند. مردم میگویند اگر کسی اسم اشتباه داده باشد، از روی شماره کارت میتوان افراد را پیدا کرد.
این اقدام، به گفته اهالی، تلاشی برای شناسایی و هدف قرار دادن بازداشتشدگان اعتراضات سراسری است. بسیاری از خانوادهها اکنون نگران هستند که این اطلاعات در دست نیروهای امنیتی باعث شود افراد بیشتری بازداشت یا تهدید شوند.
آتش خشم و صدای مردم در ارومیه
در ارومیه مردم میگویند داستانهای نفرتانگیز و دروغهای نهادها و رسانههای حکومتی را همه میدانند. آنها میگویند دیگر کسی نیست که نداند نیروهای امنیتی چه کردهاند. اهالی اعلام کردهاند که تا هفته پیش حداقل ۵۰ نفر از مردم در ارومیه با گلوله جنگی پاسداران کشته شدهاند.
این روایتها بازتاب خشم عمیق مردمی است که تجربه دیدن افراد زخمی و کشته را داشتهاند و باور دارند که عدالت باید اجرا شود.
بازداشت کودکان و معلمان در شیرازدر ارومیه گزارش شده است که نیروهای انتظامی، مدیر و معاون مدرسهای را که روز شنبه بعد از جمعه خونین شعارهای رسمی نظیر «مرگ بر آمریکا» نگفته بودند، در برابر چشم دانشآموزان دستگیر کردهاند. این بازداشتها بهطور مستقیم در پی اعتراضات سراسری انجام شده و مردم اعتقاد دارند که حتی معلمان و نوجوانان نیز از این سرکوب در امان نبودهاند.
نجات معترض زنده در اصفهان
در اصفهان، مردی تعریف میکند که برای تحویل گرفتن پیکر پسرش به سردخانه رفته است. او متوجه شده بوده که یکی از بدنها دارد تکان میخورد. او بدون توجه به جنازه پسرش، ۷۰۰ میلیون تومان پرداخت کرده تا آن فرد را از سردخانه بیرون بکشد و نجات دهد. این خاطره بخش دیگری از روایتهای مردم درباره اعتراضات سراسری است؛ جایی که حتی در سردخانهها امید به نجات وجود داشته است.
پیوند همدلی و مقاومت در کرمان
یک جوان ۱۷ ساله از کرمان میگوید که زنی سالخورده به او و دوستش کمک کرده است. او نقل میکند: «او در خانهاش را باز کرد و گفت ما خون را با خون میشوییم و نمیگذاریم خون بچههایمان هدر برود.» این جملات نشانهای از عمق همبستگی مردمیست که در اعتراضات سراسری شرکت داشتهاند
در بیرجند، گفته شده که در تظاهرات دخترها جلوتر از همه بودند؛ نشاندهنده نقش فعال زنان در این جنبش اجتماعی بزرگ.
فراخوان برای شناسایی یکی از قاتلین معترضان در سرکوب اعتراضات سراسری شیراز + فیلم
شیراز – فیلم بازداشت و سربه نیستکردن دختر معترض در اعتراضات سراسری ۱۴۰۴
اسامی و مشخصات جانباختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۴؛ به روز شده در ۴ بهمن ۱۴۰۴
جهان بداند در ایران چه گذشت! فیلمهای تکاندهنده + فیلمهای افزوده جدید از کشتار اعتراضات سراسری ۱۴۰۴ به روز
موج دستگیریها در شیراز پس از اعتراضات سراسری ۱۴۰۴؛ بازداشتهای محلهمحور و شکنجه در بازداشتگاه سروش
پیامهای شورشی از شیراز
در شیراز روایتها متفاوت اما با چاشنی امید و مقاومت است:«فقط این را میدانم که این حکومت نابود شده و دیگر بین مردم جایی ندارد.»
«ما پیروز میشویم، من قدرت و امید را حس میکنم. واقعاً از تلاش برای اینکه صدای مردمم باشم، صفا میکنم.»
این گفتهها انعکاس روحیهای است که بسیاری از شرکتکنندگان در اعتراضات سراسری از آن سخن گفتهاند: امید به پیروزی و ایستادگی در برابر سرکوب.
شجاعت بدون ترس در کرمانشاه
در کرمانشاه، تفاوت اعتراضات اخیر با موارد گذشته اینگونه توصیف شده است:
«مردمی که آمدهاند، چیزی برای از دست دادن ندارند؛ نه غذا، نه خانه، نه پول، نه آینده، نه امید و نه هیچچیز.»
او میگوید با وجود همه توان نیروهای سرکوب، مردم مقاومت کردند و تا توانستند به اعتراض ادامه دادند.
داستانهای شب اول شیرازیکی از روایتهای شیراز چنین آغاز میشود:
«شب اول شیراز سقوط کرد. اصلاً مأموران جرات نکردند بیایند. همه جا دود و آتش بود. در صد نقطه شیراز مردم با جمعیت زیاد بیرون آمده بودند.»
مردم میگویند حتی در مناطق کمجمعیت، جمعیت زیادی برای اعتراض جمع شده بود و خیابانها پر از شعار و شور بود.
امید به ادامه مبارزه در اراک و لرستان
در اراک یکی از معترضان میگوید: «ما هنوز هستیم و خاموش نشدهایم. تا پیروزی ادامه میدهیم.»
در لرستان نیز گفته شده که باید راه جانباختگان ادامه پیدا کند و «این رژیم یا همه ما را بکشد یا تاوان خون این همه جوان را بدهد.»
این گفتهها بازتاب خشم و عزم مردمی است که دیگر نمیخواهند سکوت کنند.
صدای مردم بندرعباس و تهران
در بندرعباس گفته شده:
«یکی از ما هم زنده بماند، برای بعد از پیروزی کافیست.»
در تهران نیز روایتها چنین است:
«پای کاریم، دیگر اصلاً نمیترسم؛ چیزی نمانده از دست بدهیم. اول دخترها، بعد پسرها. فقط با جنگیدن پیروز میشویم. من پای کار این انقلابم. صدای شلیک نوای آزادیست.»
مستند کشتار در بازار رشت در اعتراضات سراسری ۱۴۰۴؛ «هولوکاست ایرانی» و کفشهایی که از قتلعام باقی ماند
این پیامها نشاندهنده شور و اراده مردم برای ادامه اعتراضات سراسری هستند، حتی در شهری مانند تهران که تمرکز نیروهای امنیتی بسیار زیاد بوده است.اصفهان: اتحاد، مرگ بر خامنهای
در اصفهان مردم گفتهاند:
«مردم بینظیر بودند و همه ‘مرگ بر خامنهای’ میگفتند. دخترها با سنگ و آجر به جلو میآمدند.»
این تصویر نشان میدهد چگونه تکتک شهرها به مرکز اعتراضات سراسری تبدیل شدهاند، حتی در مناطقی که پیشتر شاهد چنین تجمعاتی نبودهاند.
زندانیان سیاسی در زندان گرگان
از زندان گرگان نیز گزارشهایی مبنی بر افزایش جمعیت بازداشتشدگان منتشر شده است.
«فقط در بند قرنطینه که ظرفیتش ۱۰۰ نفر است، ۳۵۰ نفر بردهاند… بچههای زندان که سیاسی بودند را دادهاند بند مالی تا نتوانند خبر به بیرون بدهند.»
گفته میشود که گوشیهای بازداشتشدگان بررسی میشود تا فیلمها و پیامهای مرتبط با اعتراضات سراسری یافت شود، و اگر نشانهای از مشارکت باشد، آنها را دوباره بازداشت میکنند یا شکنجه میدهند.
شکنجه و بازداشتهای تهراندر میدان انقلاب تهران در روز ۱۹ دیماه، پلیس پیشگیری مملو از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری بود.
در میان بازداشتشدگان، بیش از ۱۰۰ نفر زیر ۱۸ سال بودند و بیش از ۲۰۰۰ نفر دیگر در فضای فشرده نگهداری میشدند. در این محل، بازداشتشدگان با لوله آب یک اینچی ضربوشتم میشدند، و به گفته مردم، اعترافگیری اجباری زیر شکنجه همراه با گرسنگی و تشنگی انجام میگرفت.
بسیاری از بازداشتشدگان توسط نیروهای امنیتی جدا شده و به مکانهای نامعلومی منتقل شدهاند.
شهادتهای عینی از اصفهان و مشهد
در اصفهان فردی میگوید:
«من از همه شما تشکر میکنم، به خدا. از تکتکتان تشکر میکنم. دستتان را میبوسم که صدای ما را به جهانیان رساندید.»
در مشهد نیز روایتها حاکی از صحنههای خونین است:
«در جلو چشمانم کلی آدم کشتند. جمعیت به میلیون میرسید؛ آنقدر زیاد بودیم… اگر تیراندازی نمیکردند و نمیکشتند، کار تمام بود.»
در مشهد بسیاری میگویند از هر خانهای یک نفر در اعتراضات سراسری کشته شده است.شورش در زرینشهر و فولادشهر
در زرینشهر مردم میگویند شهر را از دست «اشغالگران» خارج کردهاند و مراکز سرکوب را به آتش کشیدهاند.
در فولادشهر یکی از دوستان به دلیل اصابت گلوله در پایش دچار جراحتی شد که نیازمند قطع عضو شده است، زیرا رژیم مجروحان را از بیمارستانها میبرد و «سربهنیست» میکند.
ایستادگی در لردگان و بندرعباس
در لردگان مردم گفتهاند:
«در شهر ما همه مسلح هستند و هر در خانهای دستکم سه اسلحه وجود دارد. دلاورهای شهر ما دشمن را زمینگیر کردند.»
در بندرعباس یکی از معترضان که با یک قلابسنگ ایستاده بوده میگوید:
«بیست تا بسیجی مزدور را فراری دادم. اینها مشتی بزدل و ترسو هستند.»
چیزی برای از دست دادن نداریم عهد و پیمان مردم
مردم بارها تأکید کردهاند که از سرکوب شدن دیگر هراسی ندارند و در اعتراضات سراسری تا آخرین نفس به مبارزه ادامه میدهند. آنها میگویند: «چیزی برای از دست دادن نداریم… تا خون جوانان پایمال نشود، آرام نمیگیریم.»
این صداها، پژواک خواست آزادی، عدالت و پایان نابرابریاند — صدای مردمی که باور دارند هر فریادشان گامی به سوی آزادی است.
کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک














هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر