شکنجه یکی از تاریکترین ابزارهای سرکوب در تاریخ معاصر ایران بوده است؛ از دوران پهلوی و زندانهای ساواک تا بازداشتگاهها و زندانهای کنونی. همزمان با روز جهانی منع شکنجه، فعالان حقوق بشر بر حمایت از قربانیان، پاسخگو کردن عاملان و اجرای کامل کنوانسیون منع شکنجه تأکید میکنند
کانون حقوق بشر ایران، جمعه ۵ تیرماه ۱۴۰۵ – شکنجه امروز در حقوق بینالملل و بر پایه ارزشهای انسانی، جنایتی مطلق و غیرقابل توجیه شناخته میشود. بر اساس کنوانسیون منع شکنجه و سایر اسناد بینالمللی، هیچ شرایطی از جمله جنگ، بحران امنیتی، مبارزه با تروریسم یا حفظ منافع عمومی نمیتواند مجوز اعمال شکنجه باشد. مرتکبان این جنایت در هر زمان و مکانی باید در برابر عدالت پاسخگو باشند و این جرم مشمول مرور زمان نمیشود؛ همانگونه که دههها پس از جنگ جهانی دوم، عاملان جنایات نازی محاکمه شدند و پروندههایی مانند حمید نوری یا بررسی اتهامات مطرحشده علیه پرویز ثابتی نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است.چرا اجرای کامل کنوانسیون منع شکنجه همچنان ضروری است؟
کنوانسیون منع شکنجه تاکنون توسط بیش از ۱۵۵ کشور پذیرفته شده است، اما همچنان شماری از دولتها از پیوستن به آن خودداری کرده یا با توجیهات مختلف از شکنجه حمایت میکنند. در ایران نیز حاکمیت با استناد به برخی تفسیرهای دینی و احکام شرعی از برخی مجازاتها دفاع میکند. از سوی دیگر، حتی برخی کشورهای عضو این کنوانسیون نیز در عمل با عناوینی مانند مقابله با تروریسم یا حفظ امنیت ملی از اصول آن عدول میکنند.
در آستانه ۲۶ ژوئن، روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه، فعالان حقوق بشر بر اجرای کامل و بیقیدوشرط کنوانسیون منع شکنجه در سراسر جهان و حمایت مؤثر از قربانیان این جنایت تأکید میکنند.
شکنجه در طول تاریخ؛ ابزاری برای سرکوب و مطیعسازی انسانهاشکنجه از نخستین دورههای شکلگیری حکومتها و طبقات حاکم، یکی از ابزارهای اصلی سرکوب مردم، مخالفان و اندیشمندان بوده است. در طول تاریخ، طبقات صاحب قدرت برای حفظ سلطه خود از شیوههای گوناگون خشونت، مجازات و شکنجه استفاده کردهاند؛ از به صلیب کشیدن بردگان در دوران روم باستان تا سرکوب و سوزاندن صاحبان اندیشههای نو در قرون وسطی. تاریخ بشر مملو از نمونههایی است که در آنها شکنجه برای خاموش کردن اعتراض و تحمیل اطاعت به کار گرفته شده است.
چرا حکومتها از شکنجه به عنوان ابزار کنترل استفاده میکردند؟
هزاران شیوه مختلف شکنجه در طول تاریخ ثبت شده که بسیاری از آنها از شدیدترین اشکال خشونت علیه انسانها به شمار میروند. اگرچه اهدافی مانند کسب اطلاعات، انتقامگیری یا مجازات برای شکنجه مطرح شده است، اما هدف اصلی آن همواره مطیعسازی افراد و جوامع بوده است. ایجاد ترس، شکستن روحیه مقاومت و وادار کردن مردم به اطاعت از قدرت حاکم، از مهمترین کارکردهای شکنجه در نظامهای سرکوبگر به شمار میرود؛ روشی که برای حفظ سلطه و جلوگیری از نافرمانی به کار گرفته شده است.
روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه چگونه شکل گرفت؟پس از قرنها اعتراض به شکنجه و بهویژه افشای جنایات گسترده جنگ جهانی دوم، جامعه جهانی تلاش برای منع شکنجه را به یکی از اولویتهای اصلی حقوق بشر تبدیل کرد. در همین راستا، سازمان ملل متحد روز ۲۶ ژوئن (۶ تیر) را به عنوان «روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه» نامگذاری کرد تا بر ضرورت ریشهکن کردن این پدیده و حمایت از قربانیان آن تأکید شود.
اهداف اصلی روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه چیست؟انتخاب ۲۶ ژوئن به دو رویداد مهم تاریخی بازمیگردد: امضای منشور سازمان ملل در ۲۶ ژوئن ۱۹۴۵ و لازمالاجرا شدن کنوانسیون منع شکنجه در ۲۶ ژوئن ۱۹۸۷. سپس مجمع عمومی سازمان ملل در سال ۱۹۹۷ این روز را بهطور رسمی به نام روز جهانی حمایت از قربانیان شکنجه ثبت کرد و نخستین مراسم رسمی آن در سال ۱۹۹۸ برگزار شد. تلاشهای سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری در این روز بر سه محور اصلی متمرکز است: تأکید بر منوعیت مطلق ومنع شکنجه در هر شرایط، حمایت و توانبخشی قربانیان و خانوادههای آنان، و پایان دادن به مصونیت عاملان و آمران شکنجه از طریق پاسخگویی در برابر عدالت
شکنجه در ایران؛ از ساواک تا نهادهای امنیتی امروزشکنجه در ایران سابقهای طولانی دارد، اما در دوران معاصر بهویژه از زمان شکلگیری سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) در دوره پهلوی، به صورت گسترده، سازمانیافته و هدفمند علیه مخالفان سیاسی، فعالان دانشجویی، روشنفکران، روزنامهنگاران و منتقدان حکومت به کار گرفته شد. بازداشتگاهها و زندانهای سیاسی در آن دوران به مکانهایی تبدیل شدند که در آنها بازجویی همراه با فشارهای شدید جسمی و روانی انجام میشد. هدف اصلی از این اقدامات، شکستن مقاومت زندانیان، کسب اطلاعات، گرفتن اعترافات و ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه بود.
شکنجه در دوران معاصر ایران چگونه اعمال میشد؟
بر اساس روایتهای زندانیان سیاسی، اسناد تاریخی و گزارشهای حقوق بشری، برخی شیوههای شکنجه در دوره ساواک به اندازهای شدید بود که در مواردی به مرگ زندانیان یا آسیبهای جسمی و روحی جبرانناپذیر منجر میشد. روشهایی مانند کشیدن ناخن، شلاق بر کف پا، سوزاندن بدن با سیگار و اتو، آویزان کردن زندانی از دستها و استفاده از دستگاه موسوم به «آپولو» از جمله شیوههای شناختهشده آن دوران بود. بسیاری از زندانیان سالها پس از آزادی همچنان با عوارض جسمی و روانی این شکنجهها زندگی کردهاند.
پس از سقوط حکومت پهلوی نیز گزارشهای متعددی از سوی زندانیان سیاسی، نهادهای حقوق بشری و گزارشگران بینالمللی منتشر شد که از تداوم شکنجه در بازداشتگاهها و زندانها خبر میداد. در دهههای اخیر، اتهاماتی مانند نگهداری طولانیمدت در سلول انفرادی، ضربوشتم، محرومیت از خواب، تهدید اعضای خانواده، فشارهای روانی و اخذ اعترافات اجباری بارها در گزارشهای حقوق بشری مطرح شده است.
فعالان حقوق بشر معتقدند که شکنجه صرفاً آسیب جسمی ایجاد نمیکند، بلکه با هدف درهم شکستن شخصیت، اراده و روحیه افراد به کار گرفته میشود. به همین دلیل آثار آن گاه تا پایان عمر با قربانیان باقی میماند. به باور مدافعان حقوق بشر، مقابله با شکنجه، مستندسازی موارد نقض حقوق زندانیان و پاسخگو کردن عاملان و آمران این اقدامات، یکی از مهمترین گامها برای تحقق عدالت و جلوگیری از تکرار چنین جنایتهایی است. برخی از این شکنجهگران مانند منوچهری، رسولی، تهرانی، حسینی و…. با محاکمه شده و یا در خفا به زندگی مخفیانه خود ادامه دادند. پرویز ثابتی نیز که پس از سالها زندگی مخفی چند سال قبل رونمایی شده بود هم اینک در دادگاههای آمریکا در انتظار محاکمه بسر میبرد.
شکنجه در زندانهای دیکتاتوری حاکم بر ایران؛ ابزاری برای سرکوب، اعترافگیری و ایجاد هراس
پس از استقرار دیکتاتوری حاکم، بهویژه از اوایل دهه ۱۳۶۰، گزارشهای فراوانی از گسترش شکنجه در بازداشتگاهها و زندانهای سیاسی منتشر شد. بسیاری از زندانیان سیاسی، فعالان مدنی و بازداشتشدگان اعتراضات، از بهکارگیری گسترده انواع فشارهای جسمی و روانی برای گرفتن اعتراف، شکستن مقاومت و وادار کردن افراد به تسلیم سخن گفتهاند. زندانهایی مانند اوین، قزلحصار و در سالهای بعد بازداشتگاههایی مانند کهریزک، در گزارشهای متعدد حقوق بشری به عنوان نمادهایی از نقض گسترده حقوق زندانیان معرفی شدهاند.
بر اساس روایتهای منتشرشده، بسیاری از زندانیان تحت فشارهای شدید جسمی و روحی قرار گرفتهاند؛ فشارهایی که در برخی موارد آثار آن تا سالها پس از آزادی ادامه یافته است. فعالان حقوق بشر میگویند شکنجه تنها به آسیب جسمی محدود نمیشود، بلکه میتواند شخصیت، هویت و توان روانی افراد را نیز هدف قرار دهد و پیامدهای طولانیمدتی بر زندگی قربانیان بر جای بگذارد.
چرا شکنجه فراتر از بازجویی و کسب اطلاعات تلقی میشود؟
بسیاری از گزارشهای حقوق بشری نشان میدهد که هدف از شکنجه در بسیاری از موارد صرفاً کسب اطلاعات نبوده است. زندانیان سابق بارها گفتهاند که فشارهای جسمی و روانی با هدف شکستن روحیه مقاومت، وادار کردن افراد به اعترافات اجباری، ابراز ندامت، معرفی دیگران و ایجاد ترس در میان مخالفان به کار گرفته شده است.
در سالهای پس از اعتراضات گسترده، بهویژه پس از اعتراضات سال ۱۳۸۸ و همچنین اعتراضات سراسری سالهای بعد، گزارشهای متعددی درباره بازداشتهای گسترده، اعترافات تلویزیونی و اعمال فشار بر زندانیان منتشر شده است. نهادهای حقوق بشری تأکید میکنند که پخش اعترافات اجباری، یکی از ابزارهای ایجاد فضای هراس در جامعه و مشروع جلوه دادن سرکوب مخالفان محسوب میشود.
پیامدهای انسانی شکنجه چیست؟فعالان حقوق بشر معتقدند آثار شکنجه تنها به دوران بازداشت محدود نمیشود. بسیاری از قربانیان سالها پس از آزادی همچنان با مشکلات جسمی، روحی و روانی ناشی از شکنجه دستوپنجه نرم میکنند. گزارشهایی نیز درباره آسیبهای شدید روانی، خودکشی برخی زندانیان در دوران بازداشت یا پس از آزادی و از دست رفتن توانایی ادامه زندگی عادی منتشر شده است.
به باور مدافعان حقوق بشر، منع شکنجه یکی از بنیادیترین اصول حقوق بینالملل است و هیچ دولت یا نهادی نمیتواند آن را با استناد به امنیت، مذهب، شرایط اضطراری یا مبارزه با مخالفان توجیه کند. به همین دلیل، مستندسازی این موارد، حمایت از قربانیان و پاسخگو کردن عاملان و آمران شکنجه، از مهمترین مطالبات نهادهای حقوق بشری در سراسر جهان به شمار میرود.
ضرورت جهانی شدن منع شکنجه
منع شکنجه تنها یک آرمان اخلاقی یا انسانی نیست بلکه یک ضرورت مبرم حقوقی ؛ اجتماعی و حتی امنیتی برای بقای جوامع سالم است . وقتی شکنجه در جامعه ایی نهادینه یا تحمل میشود ؛ آسیب های آن صرفا به فرد قربانی محدود نمیماند بلکه کل ساختار اجتماعی و اعتماد عمومی را متلاشی میکند.
روز جهانی منع شکنجه؛ از زندانهای ساواک تا بازداشتگاههای دیکتاتوری حاکم بر ایران
گزارشها و اخبار مرتبط با نقض حقوق بشر در ایرانپرونده شهرک اکباتان؛ صدور حکم اعدام برای چهار متهم در دادگاه انقلاب تهران
لیست و مشخصات کامل زندانیان سیاسی اعدام شده از سال ۱۴۰۰ تا کنون
متن کامل اعلامیه جهانی حقوق بشر
فهرست جامع زندانیان محکوم به اعدام – زندانیان سیاسی و بازداشتشدگان اعتراضات ۱۴۰۴
آرشیو قضات مرگ ـ قضات صادر کننده احکام اعدام در ایران
آخرین خبرهای بازداشت شدگان اعتراضات
جهان بداند در ایران چه گذشت! فیلمهای تکاندهنده + فیلمهای افزوده جدید از کشتار اعتراضات سراسری ۱۴۰۴
اولین ویدئوی ۳ بعدی بند ۲۰۹ زندان اوین؛ قسمت اول: ساختمان و ساختار بندها
چگونه میتوان با شکنجه مقابله کرد؟یکم: پایان دادن به مصونیت عاملان و آمران شکنجه
مهمترین گام برای مقابله و منع شکنجه، پاسخگو کردن عاملان و آمران آن است. تجربه نشان داده است که هرگاه شکنجهگران خود را در معرض پیگرد قضایی و مجازات ببینند، احتمال ارتکاب این جنایت کاهش مییابد. عدم مصونیت و اجرای عدالت، یکی از مؤثرترین ابزارهای پیشگیری از شکنجه محسوب میشود.
دوم: اطلاعرسانی و افشاگری
شفافیت و اطلاعرسانی عمومی نقش مهمی در مقابله با شکنجه دارد. امروزه رسانهها، شبکههای اجتماعی و حتی تلفنهای همراه میتوانند موارد نقض حقوق بشر را ثبت و منتشر کنند. هرچه آگاهی عمومی و نظارت رسانهای بیشتر باشد، فضای فعالیت برای شکنجهگران محدودتر خواهد شد.
سوم: اصلاحات حقوقی و ساختاریتضمین دسترسی فوری بازداشتشدگان به وکیل، استقلال دستگاه قضایی، جرمانگاری صریح شکنجه و تعیین مجازات برای عاملان آن از مهمترین اصلاحات حقوقی در این زمینه است. این اقدامات میتواند موانع جدی در برابر شکنجه ایجاد کرده و از حقوق قربانیان حمایت کند.
چهارم: ایجاد سیستمهای نظارتی
نصب دوربین در مراکز بازجویی، استقلال پزشکان قانونی و امکان بازدید نهادهای نظارتی و حقوق بشری از بازداشتگاهها از جمله راهکارهای مهم برای جلوگیری از شکنجه است. نظارت مؤثر میتواند احتمال وقوع تخلفات را کاهش داده و امکان مستندسازی موارد نقض حقوق بشر را فراهم کند.
پنجم: آموزش و تغییر فرهنگ عمومیترویج فرهنگ احترام به کرامت انسانی و آموزش نیروهای امنیتی و قضایی درباره حقوق بشر، نقش مهمی در کاهش شکنجه دارد. استفاده از روشهای علمی و قانونی در بازجوییها نیز میتواند جایگزین شیوههای خشونتآمیز و غیرانسانی شود.
چالش مقابله با شکنجه در حکومتهای استبدادی
بسیاری از فعالان حقوق بشر معتقدند که در نظامهای غیرپاسخگو، اجرای این راهکارها با موانع جدی روبهرو است. به همین دلیل، آگاهیرسانی، مستندسازی و جلب توجه افکار عمومی داخلی و بینالمللی همچنان از مهمترین ابزارهای حمایت از قربانیان و مقابله با شکنجه به شمار میرود.
آیا بدون تغییرات بنیادین میتوان شکنجه را ریشهکن کرد؟با این حال، بسیاری از فعالان حقوق بشر معتقدند که اجرای مؤثر راهکارهای منع شکنجه در نظامهای دیکتاتوری با موانع بنیادین روبهرو است. در چنین ساختارهایی، نهادهای امنیتی و قضایی نهتنها از استقلال و پاسخگویی کافی برخوردار نیستند، بلکه در بسیاری موارد خود بخشی از چرخه سرکوب و نقض حقوق بشر به شمار میروند. از این منظر، تجربه ایران در دوران پهلوی با وجود ساواک و همچنین در دوران حاکمیت کنونی با نقش نهادهای امنیتی و سپاه پاسداران، نشان میدهد که مقابله پایدار با شکنجه بدون ایجاد تغییرات اساسی در ساختار قدرت با دشواریهای جدی مواجه است. بر همین اساس، مدافعان حقوق بشر بر این باورند که تا زمانی که زمینههای ساختاری و سیاسی تولیدکننده شکنجه از میان نرود، امکان ریشهکن شدن این پدیده یا حتی کاهش چشمگیر آن محدود خواهد بود. از این رو، اطلاعرسانی، مستندسازی، افشاگری، آگاهیبخشی عمومی و جلب توجه افکار عمومی جهانی نسبت به موارد شکنجه، همچنان از مهمترین ابزارهای حمایت از قربانیان و کاهش دامنه این جنایت به شمار میرود؛ اقداماتی که میتوانند زمینه پاسخگویی عاملان و جلوگیری از تکرار نقضهای مشابه را فراهم کنند.
کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک




















هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر