سقوط ارزش پول تأثیر مستقیمی بر زندگی روزمره خانوارهای ایرانی گذاشته و بیش از ۸۰ درصد خانوارهای ایرانی زیر خط فقر جهانی هستند
کانون حقوق بشر ایران، جمعه ۱۲ دیماه ۱۴۰۴ – در سال ۲۰۲۵، تحولات مهمی در ایران، منطقه و جهان رخ داد که در مجموع به زیان دیکتاتوری حاکم بر ایران تمام شد. این تحولات ضربات جدی و راهبردی به این نظام وارد کرد. از دست دادن نیروهای نیابتی در منطقه و همچنین وقوع جنگ ۱۲روزه از مهمترین این رویدادها بودند.
حزبالله لبنان که مهمترین نیروی نیابتی خامنهای به شمار میرود، در آستانه خلع سلاح قرار گرفته است. در غزه، برخلاف خواست خامنهای، آتشبس برقرار شد. همزمان، نفوذ حکومت ایران در عراق نیز بهطور قابل توجهی کاهش یافته است.
در واکنش به این شکستها در سطح منطقهای و بینالمللی، خامنهای فشار و سرکوب داخلی را افزایش داده است. به گفته گزارشها، سران حکومت تلاش میکنند این ناکامیها را با برخورد شدیدتر با مردم جبران کنند. به همین منظور آمار اعدامها در داخل کشور به شکل بیسابقهای بالا رفته است.
این گزارش به بررسی برخی از مهمترین تحولات ایران و جهان در سال ۲۰۲۵ میپردازد و تأثیرات سیاسی، منطقهای و داخلی این رویدادها را به زبان ساده توضیح میدهد.
برقراری آتشبس در غزهیکی از مهمترین رویدادهای سالی که گذشت، برقراری آتشبس در غزه بود. پس از حدود ۲۴ ماه جنگ و خشونت علیه مردم غزه، این درگیریها سرانجام متوقف شد. جنگ در ماه اکتبر ۲۰۲۳ و با حمله حماس، آغاز شد و اکنون آتشبس بر ویرانههای غزه برقرار شده است. با این حال، با گذشت نزدیک به چهار ماه از آتشبس، وضعیت زندگی مردم غزه هنوز بهبود چشمگیری پیدا نکرده است. مردم، بهویژه زنان و کودکان، همچنان با فقر، آوارگی و مشکلات شدید زندگی، آن هم در سرمای زمستان، روبهرو هستند.
فلسطین قربانی مطامع خامنهای
این جنگ بیش از ۵۰ هزار کشته و میلیونها آواره بر جای گذاشت. بیشترین آسیب را مردم عادی و محروم فلسطین دیدند. از دیدگاه بسیاری، خامنهای مردم غزه را قربانی اهداف و منافع سیاسی خود کرد. آغاز این جنگ هیچ دلیل منطقی نداشت، جز تلاش خامنهای برای حفظ قدرت خود در برابر اعتراضها و قیام مردم ایران. او مردم غزه را بهعنوان سپر انسانی به کار گرفت تا حکومتش را از بحران نجات دهد، اما این تصمیم اشتباه باعث شد با بحرانهای بزرگتر و عمیقتری روبهرو شود.
کاهش چشمگیر نفوذ دیکتاتوری حاکم در منطقه از طریق ضربات وارده بر نیروهای نیابتیاشلبنان و طرح خلع سلاح حزبالله
در پی کشته شدن شماری از رهبران حزبالله و وارد آمدن ضربات گسترده به زیرساختهای نظامی و نیروی انسانی این گروه در لبنان، توان نظامی حزبالله به شکل محسوسی تضعیف شد. این تضعیف نظامی بهطور مستقیم بر جایگاه سیاسی حزبالله نیز اثر گذاشت و نفوذ آن در ساختار قدرت لبنان کاهش قابل توجهی یافت؛ بهگونهای که این گروه بخش مهمی از وزن و نقش تعیینکننده خود را در نهادهای اصلی حاکمیت، از جمله ریاست جمهوری، هیئت دولت و مجلس، از دست داد.
در نتیجه این تحولات، دولت لبنان تا حد زیادی از وضعیت نفوذ هژمونیک حزبالله و به تبع آن، تأثیرگذاری دیکتاتوری حاکم بر ایران، در ساختار تصمیمگیری داخلی فاصله گرفت. در چنین شرایطی، موضوع خلع سلاح حزبالله که پیشتر طرح علنی آن عملاً خط قرمز سیاسی محسوب میشد، به دستور کار رسمی دولت وارد شد. در اوت ۲۰۲۵، دولت لبنان طرحی را به تصویب رساند که بر اساس آن، انحصار کامل سلاح باید در اختیار دولت و نهادهای رسمی امنیتی قرار گیرد.
خلع سلاح حزبالله؛ نشانه افول نفوذ سیاسی و منطقهای
این تصمیم با حمایت رئیسجمهور جوزف عون و پشتیبانی آشکار آمریکا و برخی بازیگران مؤثر منطقهای همراه بوده و در عمل، موجودیت نظامی حزبالله را به چالش میکشد. اگرچه حزبالله تاکنون از اجرای این طرح خودداری کرده و خلع سلاح آن در سطح عملی تحقق نیافته است، اما صرف تصویب چنین سیاستی از سوی دولت لبنان، نشانهای روشن از تضعیف موقعیت سیاسی و راهبردی این گروه در معادلات داخلی کشور به شمار میرود.
بهطور همزمان، روابط میان دولت لبنان و جمهوری اسلامی ایران نیز با افزایش تنشهای سیاسی و دیپلماتیک وارد مرحلهای بیسابقه از تقابل شده است. این تنشها تا جایی پیش رفت که پس از یک مناقشه لفظی میان مقامات دو کشور، وزیر امور خارجه لبنان پیشنهاد کرد دیدار دوجانبه با همتای ایرانی در کشوری ثالث انجام شود؛ امری که در عرف دیپلماسی بینالملل، معمولاً بهعنوان نشانهای از غیر دوستانه و حتی خصمانه بودن روابط دوجانبه تلقی میشود.
گسترش اعتراضات سراسری در شهرهای ایران؛ درگیریهای شدید، آتشزدن مراکز حکومتی
اعدام ۹ زندانی در تایباد، بجنورد، فردوس، ساری، ماهشهر، اصفهان، بهبهان و بوکان
سوریه و لغو تحریمهای آمریکا
تحریمهایی که ایالات متحده آمریکا و کشورهای اروپایی در دوران دیکتاتوری بشار اسد علیه سوریه اعمال کرده بودند، لغو شده است. در نتیجه این اقدام، دولت جدید و انتقالی به رهبری احمد الشرع توانسته جایگاه خود را بیش از پیش تثبیت کرده و از ثبات بیشتری برخوردار شود.
وضعیت عراق
انتخابات پارلمانی عراق در سال جاری برگزار و به پایان رسیده است، اما هنوز نخستوزیر جدید انتخاب نشده است. با این حال، موفقیت فهرست نمایندگان نزدیک به نخستوزیر کنونی، محمد شیاع السودانی، مورد استقبال حاکمیت ایران قرار نگرفته است. دلیل این امر آن است که در دوره نخستوزیری او، طرحهایی برای خلع سلاح گروههای شبهنظامی که بهعنوان نیروهای نیابتی ایران شناخته میشوند، مطرح شده است. این طرحها شامل انحلال این گروهها و ادغام اعضای آنها در نیروهای رسمی امنیتی دولت عراق است؛ روندی که با تشویق و حمایت آمریکا دنبال میشود.
جنگ دوازدهروزهدرگیریها و تنشهای منطقهای که بهدست خامنهای و از طریق نیروهای نیابتی دامن زده شد ـ و هدف اصلی آن مهار اعتراضات و قیامهای مردمی در داخل ایران بود ـ در نهایت به خود حاکمیت بازگشت. پیامدهای این جنگ کل ساختار رهبری دیکتاتوری حاکم بر ایران را تحت تأثیر قرار داد. در جریان این درگیریها، برخی از مهمترین فرماندهان نظامی، از جمله رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، محمد باقری، و فرمانده سپاه پاسداران، حسین سلامی، کشته شدند. همزمان، تعدادی از تأثیرگذارترین دانشمندان هستهای حکومت نیز هدف قرار گرفته و جان خود را از دست دادند. علاوه بر این، مراکز مهم غنیسازی و تأسیسات مرتبط با تولید سلاحهای هستهای مورد حملات هوایی قرار گرفتند که ضربات سنگینی به پایههای نظام حاکم وارد کرد.
اجرای مکانیزم ماشه و تشدید بحرانهای اقتصادی ایرانپس از عدم همکاری ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و انتشار گزارش نهایی گروسی که فعالیتهای هستهای دیکتاتوری حاکم بر ایران را تأیید میکرد و نقض قطعنامههای شورای امنیت و سازمان ملل متحد را نشان میداد، کشورهای اروپایی عضو برجام (فرانسه، انگلیس و آلمان) با ارسال نامهای به شورای امنیت درخواست اجرای مکانیزم ماشه را مطرح کردند.
بازگشت تحریمهای ذیل منشور ۷ سازمان ملل
در پی این اقدام، تمامی تحریمهای تعلیق شده سازمان ملل بازگردانده شد و حاکمیت ایران تحت منشور ۷ سازمان ملل قرار گرفت. نتیجه آن سقوط شدید ارزش ریال و جهش قیمت دلار بود؛ در کمتر از پنج ماه نرخ ارز از ۹۳ هزار تومان به نزدیک به ۱۵۰ هزار تومان افزایش یافت که رکورد بیسابقهای در تاریخ اقتصادی ایران به حساب میآید. برای حفظ و استمرار قدرت، خامنهای بیش از ۸۰ درصد از جمعیت کشور را به زیر خط فقر سوق داده، در حالی که خانوادههای مسئولان حکومتی از ثروتهای غارتشده و سبک زندگی لوکس بهرهمند هستند.
بحرانهای اقتصادی شدیددر سال ۲۰۲۵، پس از جنگ ۱۲ روزه و اعمال مکانیزم ماشه، اقتصاد ایران دچار بحرانهای عمیقی شد. دادههای صندوق بینالمللی پول نشان میدهد که ایران یکی از سه کشور جهان با سریعترین سقوط ارزش پول ملی بوده است. این کاهش ارزش به معنای از دست رفتن تقریباً یکسوم داراییهای شهروندان از طریق تورم و چاپ پول بدون پشتوانه است؛ پدیدهای که بسیاری آن را «دزدی سیستماتیک» مینامند.
به زبان عددی، اگر یک شهروند ۱۰۰ دلار در ابتدای سال ۲۰۲۵ داشته باشد، تا پایان سال ارزش واقعی دارایی او به ۶۹ دلار کاهش یافته است. طی یک سال، دولت تقریباً ۳۱ درصد از داراییهای مردم را از طریق تورم نابود کرده است.
رتبه جهانی و شرایط اقتصادی
از میان بیش از ۲۰۰ کشور جهان، ایران سومین کشور در شاخص تورم است؛ رتبهای که نشاندهنده فروپاشی ساختاری اقتصاد و ضعف نهادهای دولتی است. حتی کشورهایی مانند سودان و یمن که سالها با جنگ داخلی و قحطی مواجه بودهاند، شرایطی مشابه یا بهتر از ایران دارند. با وجود منابع نفت و گاز عظیم، زیرساختهای صنعتی و جمعیت جوان و متخصص، اقتصاد ایران در ۲۰۲۵ عملکردی شبیه به یک «اقتصاد جنگزده و فاقد دولت مؤثر» داشته است.
تأثیر بر معیشت خانوارها
سقوط ارزش پول تأثیر مستقیمی بر زندگی روزمره و رفاه خانوارهای ایرانی گذاشته و پیامدهای روانی و اجتماعی گستردهای ایجاد کرده است. بیش از ۸۰ درصد خانوارهای ایرانی زیر خط فقر جهانی هستند و فاصله میان درآمد و هزینه روزبهروز افزایش یافته است. برای زندگی حداقلی، یک خانواده سه نفره در تهران به درآمد ماهانه ۵۲۰ تا ۶۵۰ دلار نیاز دارد، در حالی که حداقل دستمزد واقعی یک کارگر متأهل به سختی به ۱۵۰ دلار میرسد.
آمار فقر و گرسنگی
حدود ۷ میلیون نفر در فقر مطلق و با گرسنگی پنهان زندگی میکنند و حدود ۴۰ میلیون نفر دیگر در شرایط فقر نسبی قرار دارند. نهادهای بینالمللی پیشبینی میکنند که در سال آینده وضعیت اقتصادی بهبود نخواهد یافت. بانک جهانی رشد اقتصادی ایران را برای سال ۲۰۲۶ منفی ۲.۸ درصد برآورد کرده است.
پیامدهای اجتماعی
این بحران اقتصادی منجر به زوال طبقه متوسط، افزایش ناامیدی و افسردگی، بالا رفتن نرخ خودکشی و از بین رفتن امیدهای نسلهای مختلف شده است. اقتصاددانان معتقدند که این وضعیت تنها آغاز روندی طولانی است و ایران در آیندهای نزدیک با چالشهای اقتصادی و اجتماعی بسیار سنگین مواجه خواهد شد.
افزایش بیسابقه اعدامها در ایران در سال ۲۰۲۵در سال ۲۰۲۵، تعداد اعدامها در ایران به بیش از ۲۱۰۰ نفر رسید، رکوردی که پس از قتلعام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ بیسابقه است. این افزایش شدید در دوره ریاست جمهوری پزشکیان رخ داده و به معنای اجرای روزانه تقریباً شش اعدام در کشور است.
این تحولات در حالی رخ دادهاند که بیش از دو سوم کشورهای جهان مجازات اعدام را لغو کردهاند و عملاً هیچ اعدامی انجام نمیدهند. در کشورهای همسایه ایران، مانند ازبکستان، ترکمنستان، قزاقستان، قرقیزستان، ارمنستان و ترکیه، سالهاست هیچ اعدامی ثبت نشده است.
اعدام ابزار خامنهای برای حفظ قدرت
خامنهای و دیگر سران حکومت به اعدام بهعنوان ابزار کلیدی برای حفظ حاکمیت خود متکی هستند. ضربات استراتژیک وارد شده به ساختارهای نظام در سال ۲۰۲۵، بهویژه در سطح منطقهای و بینالمللی که منجر به از دست دادن نیروهای نیابتی شد، مستقیماً با افزایش اعدامها و سرکوب داخلی مرتبط است. اعدام به عنوان مؤثرترین ابزار سرکوب، برای ایجاد ترس و مهار جامعه به کار گرفته میشود.
افزایش چشمگیر اعدام زنان نسبت به سالهای گذشته، نشاندهنده ترس حکومت از فعالیت و نقش زنان ایرانی است و بیانگر سیاست سرکوبی هدفمند علیه آنان است.
نقطه اوج اعدامها در روزهای پایانی سال ۲۰۲۵ مشاهده شد، زمانی که به طور متوسط روزانه بین ۱۱ تا ۱۲ اعدام انجام میشد.
تقویم اعدامهای سال ۲۰۲۵:ژانویه: ۹۶ اعدام
فوریه: ۱۱۰ اعدام
مارس: ۶۵ اعدام
آوریل: ۱۳۵ اعدام
می: ۱۷۵ اعدام
ژوئن: ۱۱۱ اعدام
ژوئیه: ۱۱۴ اعدام
اوت: ۱۷۰ اعدام
سپتامبر: ۲۱۴ اعدام
اکتبر: ۳۰۰ اعدام
نوامبر: ۳۳۵ اعدام
دسامبر: ۳89 اعدام
در میان اعدامشدگان، حداقل 64زن حضور دارند که بسیاری از آنها از طبقات پایین جامعه بوده و قربانی خشونتهای خانگی بودهاند.
زندانیان سیاسی اعدامشده در سال ۲۰۲۵ عبارتند از: فرهاد شاکری، عبدالحکیم عظیم گرگیج، عبدالرحمان گرگیج، تاج محمد خرمالی، مالک علی فدایینسب، علی دهانی، حمید حسیننژاد حیدرانلو، رستم زینالدینی، مجاهد کورکور، بهروز احسانی، مهدی حسنی، مهران بهرامیان، علی مجدم، محمدرضا مقدم، معین خنفری، حبیب دریس، عدنان غبیشاوی، سالم موسوی و سامان محمدی خیاوه
دهها زندانی سیاسی دیگر نیز همچنان در صف اعدام قرار دارند.
سال ۲۰۲۵؛ همزمانی بحرانهای زیستمحیطی و تشدید فروپاشی اکولوژیک در ایران
سال ۲۰۲۵ بهعنوان یکی از بحرانیترین دورهها برای محیطزیست ایران در دهههای اخیر ثبت شد؛ سالی که در آن مجموعهای از بحرانهای اقلیمی، مدیریتی و ساختاری بهطور همزمان بروز یافتند و نشان دادند مشکلات زیستمحیطی کشور ماهیتی مزمن و تشدیدشونده دارند. این بحرانها نه حاصل رویدادهای مقطعی، بلکه نتیجه سالها سوءمدیریت، تخریب منابع طبیعی و نبود سیاستگذاری پایدار هستند.از گردوغبار و گرمایش بیسابقه تا فروپاشی منابع آب و انرژی
در ماههای ابتدایی سال، انفجار و آتشسوزی در تأسیسات بندری بندرعباس نگرانیهای گستردهای درباره آلودگی هوا، خاک و محیطهای ساحلی ایجاد کرد و بار دیگر ضعف زیرساختهای ایمنی زیستمحیطی را آشکار ساخت. با آغاز فصل بهار، طوفانهای گسترده گردوغبار مناطق وسیعی از غرب، جنوب و مرکز ایران را فرا گرفت. خشکشدن تالابهایی مانند هورالعظیم و جازموریان، افت شدید آبهای زیرزمینی و نابودی پوشش گیاهی، نقش مهمی در تشدید این پدیده داشت.
تابستان ۲۰۲۵ نقطه اوج بحران بود. موجهای گرمای بیسابقه با دماهای بالای ۵۰ درجه، کاهش شدید ذخایر سدها و بحران همزمان آب و برق را بهدنبال داشت. قطع گسترده انرژی و اعمال تعطیلیهای اجباری در شهرهای بزرگ، زندگی روزمره میلیونها شهروند را مختل کرد.
آلودگی هوا، سیلابهای ناگهانی و پیامدهای اجتماعی بحران محیطزیست
با ادامه خشکسالی، بارشهای ناگهانی پاییزی بهدلیل تخریب خاک و پوشش گیاهی، به سیلابهای مخرب تبدیل شد و ضعف مدیریت حوضههای آبریز را نمایان کرد. همزمان، آلودگی هوا در ماههای پایانی سال بار دیگر به بحران اصلی کلانشهرها تبدیل شد؛ بهطوری که طبق گزارشهای رسمی، دهها هزار مرگ زودرس با آلودگی هوا مرتبط دانسته شد.
در مجموع، سال ۲۰۲۵ نماد همافزایی بحرانهای زیستمحیطی در ایران بود. خشکسالی، آلودگی، گرمایش، فرونشست زمین و تهدید تنوع زیستی، همگی نشان میدهند بدون اصلاحات بنیادین در حکمرانی محیطزیست، آیندهای نگرانکننده در انتظار کشور خواهد بود.
تحولات برجسته جهانی در سال ۲۰۲۵
هوش مصنوعیپیشرفتهای هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۵ به طرز گستردهای بر فناوریهای انسانی تأثیر گذاشته و زمینههای مختلف زندگی و صنعت را متحول کرده است. از جمله تأثیرات عمده آن میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
پزشکی: هوش مصنوعی با بهبود پیشبینی بیماریهای مرگبار مانند سرطان، تسهیل در پیشگیری و درمان سایر بیماریها و ارتقای کیفیت خدمات پزشکی، تحولی جدی در مراقبتهای بهداشتی ایجاد کرده است.
حمل و نقل: سیستمهای خودکار هوشمند، شامل اتوبوسهای هوشمند و هواپیماهای بدون خلبان، موجب کاهش تصادفات جادهای و بهبود ایمنی حمل و نقل شدهاند.
فناوری موبایل: توانمندیهای هوش مصنوعی در زمینه جستجوی اطلاعات، پاسخ به پرسشها، ترجمه زبانها و ایجاد مهارتهای متنوع، دسترسی کاربران در سطوح مختلف را به امکانات پیشرفته آسانتر کرده است.
آموزش و یادگیری حرفهای: در سال ۲۰۲۵، کلاسهای مجازی هدایتشده توسط استادان هوشمند و سیستمهای توصیهگر محتوای پویا، آموزش شخصیسازی شده مطابق توانمندیهای فردی را ممکن ساختهاند.
نتیجهگیری: پیشرفتهای هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۵ نقش محوری در طراحی فناوری و توسعه سیستمها ایفا کرده است.
اقتصاد جهانییکی از تحولات اقتصادی شاخص در سال ۲۰۲۵، اعمال تعرفههای گمرکی گسترده بود که پیامدهای جهانی قابل توجهی داشت. در آوریل ۲۰۲۵، دولت آمریکا تعرفههایی بر واردات اصلی از چین، اروپا و سایر کشورها اعلام کرد؛ اقدامی که نقطه عطفی در تجارت بینالمللی محسوب میشود.
این اقدام منجر به سقوط سریع بازارهای مالی، بهویژه سهام فناوری و نیمهرساناها شد و صدها میلیارد دلار ارزش بازار طی چند ساعت از بین رفت.
کشورهای دیگر، از جمله چین، اقدامات تلافیجویانهای اتخاذ کردند که شامل محدودیتهای صادراتی بر فلزات نادر و راهبردی بود؛ موادی که برای صنایع فناوری و دفاعی آمریکا حیاتی هستند و اختلال و افزایش هزینهها در صنایع خودروهای برقی ایجاد کرد، همچنین وابستگی آمریکا به مواد خام چینی را آشکار ساخت.
این شرایط آمریکا را به سمت یک «آتشبس شکننده» در رقابت فناوری با چین هدایت کرد.
رمزارزها و بازار هوش مصنوعی:
در سال ۲۰۲۵، بازار ارزهای دیجیتال دچار سقوط شدید شد و بازار هوش مصنوعی نیز با نوسانات قابل توجهی مواجه گردید، که نشاندهنده حساسیت فناوریهای نوظهور به تحولات اقتصادی و سیاسی جهانی است.
کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک
























هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر