کانون حقوق بشر ایران، یکشنبه ۷ تیرماه ۱۴۰۵ – گزارش حاضر وقایع مربوط به روز ۱۱ فروردین ۱۴۰۵ در حمله به پادگانی در پشت زندان دستگرد اصفهان در جریان جنگ را روایت میکند. این گزارش براساس مشاهدات شاهدان صحنه و روایت خانوادههای زندانیان که بدست کانون حقوق بشر ایران رسیده، تنظیم شده است.
همکاران ما تلاش کردهاند جنایتی را که در این زندان علیه زندانیان توسط مأمورین حکومتی رخ داد را با جزییات آن به اطلاع عموم مردم برسانند. چرا که در آن زمان بدلیل قطع اینترنت بسیاری از شهروندان از آنچه که علیه زندانیان بوقوع پیوست مطلع نشدند.
بخش اول
چرا زندان دستگرد در جریان جنگ هدف اصابت پرتابه قرار گرفت؟آغاز واقعه، اصابت موشکها، خروج زندانیان و آغاز آتشسوزیها
بر اساس روایتهای متعدد، در جریان جنگ، روز یازدهم فروردین ۱۴۰۵ پادگان واقع در پشت زندان دستگرد هدف حمله موشکی قرار گرفت. به گفته شاهدان، دو پرتابه نیز به داخل مجموعه زندان اصابت کرد؛ یکی به آسایشگاه سربازان و دیگری به نزدیکی دیوار پشتی زندان در مجاورت وزارت اطلاعات که به گفته برخی شاهدان به آن «الفتا» گفته میشود.
پس از اصابت پرتابهها، چرا زندانیان از بندها خارج شدند؟در پی این انفجارها، مأموران پستهای نگهبانی و مسئولان درهای بندها را رها کرده و محل را ترک کردند. زندانیان که تصور میکردند زندان در حال تخریب است، برای نجات جان خود از بندها خارج شدند. به گفته یک زندانی سابق، نخست زندانیان بند مشاوره ۴ از بند خارج شدند و سپس زندانیان واحد ۱ و واحد ۲ به کریدور اصلی آمدند و خواستار باز شدن درها شدند تا بتوانند به حیاط مجاور بروند.
چرا مسئولان زندان به درخواست زندانیان پاسخ ندادند؟
به گفته شاهدان، مسئولان زندان به درخواست زندانیان توجهی نکردند و همین امر موجب افزایش ترس و آشفتگی شد.
شاهدان صحنه گزارش کردهاند:
شدت انفجارها به حدی بود که زندانیان گمان میکردند زندان هدف حمله مستقیم قرار گرفته و هر لحظه ممکن است بر سر آنان فرو بریزد. به همین دلیل، زندانیان برای یافتن راه فرار از بندها خارج شدند.
آتشسوزی در زندان دستگرد چگونه آغاز شد؟
زندانیان برای وادار کردن مأموران به باز کردن درب بندها اقدام به روشن کردن آتش کردند. بر اساس این روایت، آتشسوزیها با استفاده از پتو، ملحفه و وسایل قابل اشتعال در بخشهای مختلف زندان از جمله رستوران، سالن ملاقات، ملاقات مجازی، فروشگاه مرکزی یا بهاره و تالار آغاز شد.
راهروهای زندان فاقد تهویه مناسب بود و دود ناشی از آتشسوزی در فضای بسته زندان پخش شد. در و دیوارها آسیب دیدند و زندانیان در میان دود و آتش گرفتار شدند.
خانوادههای زندانیان درباره شدت انفجارها چه روایت میکنند؟خانوادههای زندانیان نقل میکنند که شدت انفجارها موجب کنده شدن برخی صفحات سقف و تعدادی از دربهای بندها شده بود و ترکشها حتی به کارگاه نساجی زندان رسیده و موجب آتشسوزی در آن بخش شده بود.
به گفته یکی از خانوادهها، زندانیان، در همان ساعات اولیه با خانوادههای خود تماس گرفته و با حالتی مضطرب و وحشتزده از شرایط داخل زندان سخن گفته بودند. آنان میگفتند بر اثر گرد و خاک و دود ناشی از انفجار، نفس کشیدن دشوار شده است.
چرا نیروهای یگان ویژه در اطراف زندان دستگرد مستقر شدند؟
همزمان با انفجارها، نیروهای یگان ویژه که پس از جنگ دوازده روزه در اطراف زندان و همچنین در محدوده جهاد کشاورزی روبهروی زندان مستقر شده بودند، آماده مداخله شدند.
نیروهای یگان ویژه از پشت درب شماره ۳۶ به زندانیان اخطار دادند که به بندهای خود بازگردند، اما در حالی که آتش در پشت سر زندانیان گسترش یافته بود، بازگشت به بندها امکانپذیر نبود.
خانوادههای حاضر مقابل زندان دستگرد چه صحنههایی را مشاهده کردند؟
در همین حال، خانوادهها که از نگرانی برای جان عزیزان خود در بیرون زندان حضور یافته بودند، شاهد بسته شدن مسیرها و استقرار گسترده نیروهای امنیتی بودند.
به گفته شماری از این خانوادهها، نیروهای سپاه و یگان ویژه تمامی مسیرهای اطراف زندان و بزرگراه مقابل آن را مسدود کرده و تا ساعاتی از بامداد روز بعد صدای انفجار، تیراندازی و فریاد زندانیان از داخل زندان شنیده میشد.
بخش دومچرا ورود یگان ویژه نقطه عطف حوادث زندان دستگرد بود؟
ورود یگان ویژه، تیراندازی، کشتهها، مجروحان و انتقال اجساد
در حالی که زندانیان در کریدورهای اصلی و بخشهای مختلف زندان تجمع کرده بودند، نیروهای یگان ویژه که از زمان جنگ دوازده روزه در اطراف زندان مستقر بودند، وارد عمل شدند. بر اساس روایتهای متعدد، به جای کمک به زندانیان و تخلیه آنان از مناطق در معرض خطر، مأموران با استفاده از گلولههای ساچمهای، گلولههای جنگی، گاز اشکآور و ضربوشتم وحشیانه، به مقابله با زندانیان پرداختند.
شاهدان درباره تیراندازی به زندانیان چه روایت میکنند؟
به گفته شاهدان، شدت تیراندازی به حدی بود که «همچون باران، انسانها بر زمین میافتادند». بسیاری از زندانیان که در حال فرار بودند، هدف گلوله قرار گرفته و شمار زیادی نیز مجروح شدند.
تا پیش از رسیدن یگان ویژه، درگیریهایی میان زندانیان و مأموران زندان جریان داشت، اما پس از ورود نیروهای یگان ویژه، زندانیان به رگبار بسته شدند.
آیا برخی زندانیان پس از مجروح شدن نیز هدف تیراندازی قرار گرفتند؟
برخی از شاهدان میگویند که حتی تعدادی از زندانیانی که از ناحیه پا هدف گلوله قرار گرفته و مجروح بر زمین افتاده بودند، با شلیکهای بعدی توسط مأمورین کشته شدند.
به گفته شاهدان، بسیاری از زندانیان برای فرار از تیراندازی به میان شعلههای آتش پناه بردند. گروهی نیز به تالار زندان پناه گرفتند که در حال سوختن بود.
چگونه شماری از زندانیان در میان آتش جان باختند؟
پس از ورود مأموران به تالار، درهای آن بسته شد و افرادی که در داخل آن در میان آتش بودند، در میان شعلههای آتش جان باختند.
شدت سوختگی برخی از قربانیان به حدی بود که تنها با آزمایش دیانای و نمونهگیری از پدر و مادر آنان امکان شناسایی وجود داشت.
همچنین برخی شاهدان گزارش دادند که برای یافتن بقایای تعدادی از قربانیان از سگهای جسدیاب استفاده شده است.
روایت شاهدان از ضربوشتم مجروحان پس از تیراندازی چیست؟
به گفته شاهدان، بسیاری از مجروحان پس از تیر خوردن، مجدداً با باتوم، کابل، شوکر، چوب، اجسام فلزی و حتی سلاحهای سرد مورد ضربوشتم قرار گرفتند و این وضعیت تا صبح ادامه داشت.
یک زندانی که خود شاهد این وقایع بوده چنین گزارش کرده است:
«مأموران مسلح وارد زندان شدند و بسیاری از زندانیان را به قتل رساندند. من خودم چندین جسد را از زیر دست و پا بیرون کشیدم.»
شاهدان درباره نحوه جان باختن برخی زندانیان چه میگویند؟
وی شاهد بوده که بر اثر اصابت یک گلوله جنگی به پهلو، دو گلوله ساچمهای در بالای اندام تناسلی، یک ساچمه در کنار ران پا، جراحات متعدد سر و گردن، آسیب به آشیل پا و خونریزی داخلی، یک زندانی جان خود را از دست داد.
خانواده این زندانی اجازه مستندسازی کامل جراحات، تصویربرداری مناسب و حتی برگزاری مراسم عزاداری نیافتند و حتی برخی از اعضای خانواده او بازداشت شدند تا به این ترتیب فشار را به حداکثر برسانند که صدای خانواده علیه این جنایت بلند نشود.
خانواده قربانیان پس از حادثه با چه محدودیتهایی روبهرو شدند؟بسیاری از زندانیان در اثر سوختگی، خفگی ناشی از دود و یا اصابت گلوله جان باختند و گروهی نیز پس از حمله به بهداری و مصرف برخی داروها دچار مسمومیت دارویی شدند.
یک شاهد میگوید، شمار کشتهشدگان بسیار بیشتر از آمارهای اعلامشده بوده و حدود ۲۰۰ نفر جان باختهاند.
شاهدان درباره انتقال اجساد از زندان دستگرد چه ادعایی مطرح میکنند؟
شاهد دیگری میگوید در روز دوازدهم فروردین، حدود ۲۵۰ جسد در قسمت بار یک کامیون بنز نارنجی از زندان خارج شد و در شب سیزدهم فروردین، اجساد متورم و آسیبدیده برای تحویل به پزشکی قانونی، منتقل شدند.
بر اساس این روایت، تا هجدهم فروردین هیچ اطلاعاتی به خانوادههای زندانیان داده نمیشد و برخی از خانوادهها هنگام مراجعه با تهدید و برخوردهای تند مواجه میشدند و به آنان گفته میشد که زندانیانشان در انفرادی هستند.
خانوادههای حاضر مقابل زندان دستگرد از آن شب چه روایت میکنند؟
شاهدان و خانوادههایی که در مقابل زندان حضور داشتند، میگویند که تا صبح صدای فریاد و ناله انسانها از داخل زندان شنیده میشد و نیروهای سپاه و یگان ویژه اجازه نزدیک شدن کسی را به محل نمیدادند.
برخی خانوادهها این صداها را به «صدای سلاخی انسانها» تشبیه کردهاند.
به گفته این خانوادهها، فضای اطراف زندان به شدت امنیتی بود و تمامی مسیرهای دسترسی توسط نیروهای نظامی و انتظامی مسدود شده بود.
روایت خانوادهها از آخرین دیدار با برخی قربانیان چیست؟
یک شاهد میگوید: یکی از قربانیان دچار ۹۲ درصد سوختگی شده بود و تنها کف پاهایش سالم مانده بود. اما برغم چنین وضعیت دهشتناکی، اجازه ملاقات خانواده این زندانی را ندادند و او پس از دو روز جان باخت. حتی از تحویل جسد این زندانی به خانواده اش ممانعت کردند و تنها محل دفن او را به خانواده اطلاع دادند.
برخی از دیگر خانوادهها گفتهاند که برای مدت طولانی از محل دفن عزیزان خود بیاطلاع بودهاند و حتی اجازه حضور در مراسم تدفین را نیافتند
بخش سومپس از پایان درگیریها، چه بر سر زندانیان زندان دستگرد آمد؟
بند خاص، قرنطینه، شکنجهها، پروندهسازیها و وضعیت بند ۴ مشاوره
پس از پایان درگیریها، شمار زیادی از زندانیان توسط نیروهای امنیتی و یگان ویژه از سایر زندانیان جدا شدند. بر اساس روایتهای متعدد، اسامی ۷۵ نفر به عنوان «شورشی» اعلام شد و تمامی آنان به بند خاص منتقل گردیدند.
چرا ۷۵ زندانی به عنوان «شورشی» به بند خاص منتقل شدند؟
به گفته خانوادهها، پنج نفر از این ۷۵ نفر جان خود را از دست دادند. اگرچه علت رسمی مرگ آنان «آتشسوزی» اعلام شد، اما خانوادهها معتقدند که این افراد بر اثر شلیک گلوله مأموران زندان کشته شدهاند.
بر اساس روایت شاهدان، بند خاص فاقد تلفن و بسیاری از امکانات اولیه بوده و زندانیان در شرایطی بسیار دشوار نگهداری میشدند.
شرایط نگهداری زندانیان در بند خاص چگونه توصیف شده است؟گزارش دیگری بیان میکند که در روز پس از حادثه، نزدیک به ۳۰۰ نفر از زندانیان از بندهای مختلف خارج و به بند خاص منتقل شدند.
زندانیانی که از بندها خارج شده و در کریدورهای اصلی حضور داشتند، ساعتها با دست و پا و چشمهای بسته مورد ضربوشتم قرار گرفتند.
زندانیان با کابل، باتوم، شوکر و اشیای سخت مورد شکنجه قرار گرفتند و برخی از آنان برای ساعتهای طولانی در همان وضعیت باقی ماندند.
شاهدان درباره شکنجه زندانیان پس از انتقال به بند خاص چه میگویند؟
زندانیان منتقلشده به بند خاص، حدود یک ماه بدون ارتباط با خانواده، بدون امکانات کافی و با حداقل غذا در آنجا نگهداری شدند.
خانوادهها، در تمام این مدت به طور مستمر برای اطلاع از وضعیت عزیزان خود به زندان مراجعه میکردند، اما پاسخ روشنی دریافت نمیکردند.
شماری از زندانیان که از بند خاص بیرون آمدند، به بندهایی با شرایط سختتر منتقل شدند.
چرا پس از حادثه برای زندانیان پروندههای جدید تشکیل شد؟دادستان و وزارت اطلاعات، خسارتهای ناشی از اصابت پرتابهها، انفجار انبار مهمات و آتشسوزیهای داخل زندان را به زندانیان نسبت داده و قصد دارند این خسارات را از آنان مطالبه کنند. به همین علت برای زندانیان پروندههای متعددی تشکیل شده است.
به گفته شاهدان، برای برخی زندانیان «طوماری از اتهامات» تنظیم شده است.
وضعیت بند ۴ مشاوره چند ماه پس از حادثه چگونه گزارش شده است؟گزارشهای دیگری پس از گذشت ماهها از حادثه، تأکید میکند که بند ۴ مشاوره یا اندرزگاه ۱۰ همچنان در وضعیت تنبیهی قرار دارند.
داروهای بیماران در اختیار آنان قرار نمیگیرد و حتی داروهایی که خانوادهها برای زندانیان دارای بیماریهای خاص تهیه و تحویل زندان میدهند، به دست زندانیان نمیرسد.
بخش چهارم
آیا اعدامهای پس از حادثه با وقایع زندان دستگرد ارتباط داشته است؟
اعدامهای پس از واقعه، روایت خانوادهها و جمعبندی شهادتها
در کنار روایتهای مربوط به کشتهشدگان و مجروحان وقایع یازدهم فروردین ۱۴۰۵، برخی خانوادهها و شاهدان از اعدام تعدادی از زندانیان در ماههای بعد سخن گفتهاند؛ اعدامهایی که به اعتقاد آنان، با وقایع زندان دستگرد مرتبط بوده است.
خانوادهها درباره اعدام رضا پدرام آسیوند چه میگویند؟
رضا پدرام آسیوند پس از حوادث زندان دستگرد اعدام و علت رسمی اعدام او، جرایم مربوط به مواد مخدر اعلام شد. با این حال، برخی از شاهدان، معتقدند که اتهامات مربوط به مواد مخدر هنوز به طور قطعی اثبات نشده بود و اعدام وی در ارتباط با حضور او در وقایع زندان دستگرد صورت گرفته است.
روایت شاهدان و خانوادهها چه پرسشهایی را درباره حوادث زندان دستگرد مطرح میکند؟
مجموعه روایتهای ارائهشده از سوی شاهدان عینی، زندانیان سابق و خانوادههای زندانیان، تصویری از رخدادهایی را ترسیم میکند که از نگاه آنان، نیازمند بررسی مستقل، شفاف و بیطرفانه است. این روایتها شامل گزارشهایی درباره اصابت پرتابهها، آتشسوزی، تیراندازی، کشته و مجروح شدن زندانیان، انتقال اجساد، نگهداری زندانیان در بند خاص، شکنجه، تشکیل پروندههای جدید و اعدام برخی زندانیان در ماههای بعد است.
چرا خانوادهها خواستار روشن شدن ابعاد کامل حادثه هستند؟بر اساس روایتهای نقلشده، بسیاری از خانوادهها در روزها و هفتههای پس از حادثه با ابهام درباره سرنوشت عزیزان خود، محدودیت در دسترسی به اطلاعات، عدم پاسخگویی مسئولان و دشواری در پیگیری وضعیت زندانیان مواجه بودهاند. شماری از آنان همچنان خواستار روشن شدن جزئیات کامل وقایع، مشخص شدن تعداد دقیق جانباختگان، نحوه برخورد با مجروحان و بررسی مستقل تمامی ابعاد این حادثه هستند.
چرا مستندسازی روایتهای زندان دستگرد اهمیت دارد؟
ثبت روایت شاهدان و خانوادههای زندانیان، بخشی از روند مستندسازی رویدادهایی است که در شرایط قطع ارتباطات و محدودیت دسترسی به اطلاعات رخ دادهاند. گردآوری این روایتها میتواند به حفظ اسناد، ثبت شهادتها و روشنتر شدن ابعاد مختلف حوادث زندان دستگرد کمک کند و زمینه را برای بررسیهای مستقل و پاسخگویی درباره وقایع یازدهم فروردین ۱۴۰۵ فراهم سازد.
فراخوان برای تکمیل مستندات و ثبت شهادتهاکانون حقوق بشر ایران از تمامی خانوادههای زندانیان، شاهدان عینی، زندانیان سابق، کارکنان مطلع و همه افرادی که اطلاعات، اسناد، تصاویر، فیلم، فایل صوتی یا هرگونه اخبار تکمیلی درباره وقایع و سرکوب خونین زندان دستگرد اصفهان در روزهای ۱۱ فروردین ۱۴۰۵ و پس از آن در اختیار دارند، درخواست میکند برای تکمیل روند مستندسازی این پرونده با ما تماس بگیرند. حفظ هویت و محرمانگی منابع، در صورت درخواست آنان، به طور کامل رعایت خواهد شد. هر روایت، سند یا جزئیات جدید میتواند در روشن شدن حقیقت، شناسایی قربانیان، ثبت دقیق وقایع و مستندسازی این پرونده برای پیگیریهای حقوقی و حقوق بشری نقش مهمی ایفا کند. از تمامی افرادی که اطلاعاتی در این زمینه دارند تقاضا میشود از طریق راههای ارتباطی زیر با کانون حقوق بشر ایران در ارتباط باشند و اطلاعات خود را در اختیار تیم مستندسازی قرار دهند.
آدرسهای ارتباطی:
Email:
info@iranhrs.org
Contact Form:
https://iranhrs.org/contact-us/
WhatsApp:
+31 6 17325233
Telegram:
@MaryamHashemai
Instagram:
maryamhashemie2020
این اطلاعات از طریق کانالهای امن و مطمئن در اختیار رسانهها، سازمانهای حقوق بشری و نهادهای بینالمللی قرار خواهد گرفت. به باور فعالان حقوق بشر، انتشار اسناد، شهادتها و مستندات معتبر درباره موارد نقض حقوق زندانیان، سوءاستفاده از قدرت و نقش افراد دخیل در این سرکوب، میتواند به روشن شدن ابعاد پنهان این تخلفات و فراهم شدن زمینه تحقیقات مستقل و پاسخگویی مسئولان کمک کند.
فعالان حقوق بشر تأکید میکنند افرادی که در نقض حقوق زندانیان، اعمال فشار، شکنجه، آزار و رفتارهای غیرانسانی در سرکوب زندان دستگرد اصفهان نقش داشتهاند نباید از نظارت عمومی و پاسخگویی مصون بمانند. مستندسازی این موارد و ارائه آنها به نهادهای بینالمللی ذیصلاح، میتواند زمینه پیگیری حقوقی و پاسخگویی عاملان این اقدامات را فراهم کند.
افشای مستند و مستمر موارد نقض حقوق بشر، علاوه بر کمک به تحقق عدالت، پیام روشنی به ناقضان حقوق زندانیان میدهد که هیچ اقدام غیرقانونی و هیچ رفتار ناقض کرامت انسانی از حافظه جامعه و افکار عمومی پاک نخواهد شد و عاملان آن دیر یا زود ناگزیر به پاسخگویی در برابر مراجع صالح و افکار عمومی خواهند بود.
کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


























هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر