زندانی محکوم به اعدام یعقوب کریم پور، در نامه خود مجموعهای از موارد نقض حقوق قانونیاش را برشمرده است؛ از جمله عدم اطلاعرسانی به خانواده در زمان بازداشت، بازجویی با چشم بسته، تهدید به اعدام در مرحله بازپرسی، عدم ارائه مستندات اتهام، بیتوجهی دادگاه به ادعاهای شکنجه، برگزاری دادگاه غیرحضوری با وجود اتهام سنگین و تغییر عنوان اتهامی در روز رسیدگی
کانون حقوق بشر ایران، پنجشنبه ۱۱ دیماه ۱۴۰۴ – یعقوب کریم پور، زندانی محکوم به اعدام در زندان مرکزی ارومیه، در نامهای که از داخل زندان منتشر شده، جزئیات نگرانکنندهای از روند بازداشت، بازجویی و رسیدگی قضایی پرونده خود ارائه کرده است؛ پروندهای که با اتهام سنگین «جاسوسی برای اسرائیل» به صدور حکم اعدام انجامیده و اکنون در دیوان عالی کشور در حال بررسی است.
یعقوب کریم پور، متولد ۱۳۶۱ در شهرستان میاندوآب، متأهل و فارغالتحصیل رشته حقوق از دانشگاه مراغه است. او که بهدلیل معلولیت شدید جسمی و ابتلا به بیماریهای مزمن، مددجوی سازمان بهزیستی محسوب میشود، در ۲۶ خرداد ۱۴۰۴ توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت و به بازداشتگاه این نهاد در ارومیه منتقل شد.
دو ماه بازداشت در شرایط سخت و فشارهای بازجوییبر اساس روایت ارائهشده در این نامه، یعقوب کریم پور بیش از دو ماه را در بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه سپری کرده است؛ دورهای که به گفته او با فشارهای شدید جسمی و روانی همراه بوده است. او تاکید کرده در این مدت، تحت شرایط غیرانسانی و بازجوییهای فشرده قرار داشته و هدف اصلی این فشارها، اخذ اعترافاتی درباره «همکاری با عوامل موساد و ارسال اطلاعات» بوده است.
به گفته این یعقوب کریم پور، بسیاری از مطالبی که در پرونده قضایی بهعنوان مستندات اتهام مورد استناد قرار گرفتهاند، در فضایی همراه با اکراه، تهدید و تلقین بازجویان نوشته شده و فاقد اراده آزاد بودهاند. او تأکید کرده که هرگز به مراکز دولتی، نظامی یا امنیتی دسترسی نداشته و اساساً امکان دستیابی به اطلاعات محرمانه برای او وجود نداشته است.
محرومیت از وکیل و محاکمهای کوتاه و غیرحضوری
یعقوب کریم پور در ادامه شرح داده است که تا زمان ارسال پرونده به دادگاه، از حق دسترسی به وکیل محروم بوده و حتی امکان استفاده از وکیل تسخیری نیز برای او فراهم نشده است. جلسه رسیدگی به پرونده در شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی ارومیه، به ریاست قاضی سجاد دوستی، در اواخر مهرماه ۱۴۰۴ بهصورت ویدئوکنفرانس برگزار شده است.
به گفته یعقوب کریم پور، این جلسه کمتر از ۱۵ دقیقه به طول انجامیده و امکان دفاع مؤثر از او سلب شده است. در نهایت، دادگاه با تغییر عنوان اتهامی در روز رسیدگی، او را به اتهام «افساد فیالارض از طریق جاسوسی برای اسرائیل» به اعدام محکوم کرده است. این حکم در تاریخ ۱۷ آبان ۱۴۰۴ در زندان مرکزی ارومیه به او ابلاغ شده و پس از اعتراض وکیل، پرونده به شعبه ۹ دیوان عالی کشور ارسال شده است.
استفاده از وضعیت جسمی و روانی بهعنوان ابزار فشار
یکی از محورهای اصلی این نامه، اشاره به وضعیت وخیم جسمی و روانی یعقوب کریم پور و نحوه برخورد نهادهای امنیتی با این شرایط است. او به جراحی ستون فقرات، جراحی ریه، معلولیت شدید حرکتی و ابتلا به بیماری مزمن اعصاب و روان اشاره کرده و گفته است که نیاز مستمر به مصرف دارو دارد.
بر اساس این روایت، در دوران بازداشت، دسترسی او به داروهای حیاتی قطع شده و بازجویان از این موضوع بهعنوان ابزار فشار برای گرفتن اعترافات اجباری استفاده کردهاند. او هشدار داده که قطع دارو باعث حملات عصبی، اختلال تنفسی و تشدید مشکلات روانیاش شده است.
فشار بر خانواده و بازداشت همزمان همسر
در بخش دیگری از نامه، یعقوب کریم پور از اعمال فشار مضاعف از طریق بازداشت و بازجویی همزمان همسرش خبر داده است. به گفته او، بازجویان با تهدید به تشدید آزار و شکنجه همسرش، تلاش کردهاند او را وادار به امضای مطالب خلاف واقع کنند. او این شیوه را نمونهای آشکار از شکنجه روانی دانسته که آثار مخربی بر سلامت روانیاش بر جای گذاشته است.
فهرست موارد نقض حقوق قانونی
زندانی محکوم به اعدام یعقوب کریم پور، در نامه خود مجموعهای از موارد نقض حقوق قانونیاش را برشمرده است؛ از جمله عدم اطلاعرسانی به خانواده در زمان بازداشت، بازجویی با چشم بسته، تهدید به اعدام در مرحله بازپرسی، عدم ارائه مستندات اتهام، بیتوجهی دادگاه به ادعاهای شکنجه، برگزاری دادگاه غیرحضوری با وجود اتهام سنگین و تغییر عنوان اتهامی در روز رسیدگی.
نگرانی از وضعیت فعلی در زندان
یعقوب کریم پور در پایان نامه، با اشاره به شرایط فعلی خود در زندان مرکزی ارومیه، از ناتوانی در انجام امور شخصی و وابستگی به کمک سایر زندانیان خبر داده و نسبت به وضعیت جسمی و روانی خود ابراز نگرانی جدی کرده است.
پرونده یعقوب کریم پور، با توجه به صدور حکم اعدام، ادعاهای مطرحشده درباره شکنجه، محرومیت از دادرسی عادلانه و وضعیت خاص جسمی متهم، با حساسیت بالایی از سوی نهادهای حقوقی و افکار عمومی دنبال میشود. اکنون چشمها به تصمیم دیوان عالی کشور دوخته شده است؛ نهادی که سرنوشت این پرونده جنجالی را رقم خواهد زد.
متن کامل نامه یعقوب کریمپور
متن کامل نامه یعقوب کریم پور در زیر آمده است:
اینجانب یعقوب کریم پور، اهل شهرستان میاندوآب، متولد ۱۳۶۳، در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۴ به اتهام ارتباط با عوامل موساد، با هجوم مأموران دستگیر شدم و در شب دستگیری به اداره اطلاعات شهرستان ارومیه منتقل شدم و به مدت دو ماه در بازداشتگاه تنگ و تاریک اداره اطلاعات بازداشت بودم. بنده بیکار، متأهل، مستأجر و مددجوی بهزیستی میباشم و درآمدی جز مستمری بهزیستی و یارانه ندارم. بنده دچار معلولیت جسمی و حرکتی شدید هستم؛ بهطوریکه کل ستون فقراتم پلاتینگذاری شده، دچار تنگی نفس شدید بهدلیل جراحی ریه سمت راست میباشم، اندامهایم یعنی دست و پایم ناتوان است و به بیماری شدید اعصاب و روان مبتلا بوده و دچار ترس، وحشت و فوبیا از جاهای تنگ، تاریک و بسته هستم. همچنین بهدلیل ناهنجاری اسکلتی که دارم، فشار اسکلتی شدید بر قلبم وارد میشود.
حملات عصبی باعث شدیدتر شدن تنگی نفس و افزایش ضربان قلبم میشود. برای هرکدام از بیماریهایم پرونده پزشکی دارم و تحت درمان هستم. با وجود وضعیت خاص جسمانی و روانی، با من مانند افراد عادی رفتار میشد و با انواع شکنجه، اکراه و تلقین، جهت اخذ اظهارات خلاف واقع و مطابق نظر بازجو که به من دیکته میشد، تحت فشار قرار گرفتم.
از جمله تخلفات صورتگرفته این بود که چند روز پس از بازداشت من، همسرم را به اداره اطلاعات ارومیه آوردند و همزمان با بازجویی من، در اتاق مجاور از همسرم بازجویی میکردند و با سوءاستفاده از احساسات او و با انواع شکنجه و تهدید، باعث به گریه افتادن همسرم شدند، بهطوریکه صدای گریه ایشان به گوش من میرسید. سپس مرا تهدید میکردند که اگر آنچه ما میگوییم را ننویسی، شکنجه همسرت شدیدتر خواهد شد.
من که به بیماری شدید اعصاب و روان مبتلا هستم، از این طریق تعادل روحی و روانیام بهشدت به هم میخورد و مرا تحت شدیدترین فشارهای روحی و روانی قرار دادند و تاب مقاومت نداشتم. بسیاری از مطالب به من دیکته شد و من ناچار و بیاختیار، خلاف واقع نوشتم تا شکنجه و اذیت و آزار همسرم ادامه پیدا نکند.
بنده در هیچجایی سمت نداشتهام و به مراکز دولتی، نظامی یا ارگانی رفتوآمد نداشته و وارد نشدهام و طبیعتاً به دادههای عادی، محرمانه یا سری دسترسی نداشتم و هیچگونه اطلاعاتی به جایی یا اشخاصی ارسال نکردهام؛ پس چگونه به من اتهام جاسوسی میزنند؟ مأموران اطلاعات میخواهند تقصیرات و کوتاهیهای اطلاعاتی خود را به گردن مردم عادی بیندازند؛ چراکه اگر تقصیری نداشتند، این همه سردار، دانشمند و مردم عادی در جنگ دوازدهروزه شهید نمیشدند.
تخلفات بیشتری نیز در مورد من اعمال شد، از جمله:
عدم رعایت ماده ۴۹ آیین دادرسی کیفری در خصوص اطلاع دادن بازداشت متهم به خانواده و حق تماس با خانواده و سوءاستفاده از این موضوع برای تحت فشار قرار دادن بنده.
عدم تفهیم حق داشتن وکیل، برخلاف مواد ۵، ۴۸ و ۱۹۰ آیین دادرسی کیفری، حتی وکیل مورد تأیید دادگستری.
انجام بازجوییها با چشم بسته و در حالی که بازجو پشت سر بنده نشسته یا ایستاده بود، همراه با تحقیر مکرر و تهدید به مرگ، با وجود ابتلای بنده به بیماری شدید اعصاب و روان و ترس از تاریکی و فضاهای تنگ.
ممانعت از حضور وکیل، حتی وکیل تسخیری.
ممانعت بازجو از دسترسی بنده به داروهای اعصاب و روان در طول بازداشت در بازداشتگاه اطلاعات. بنده سالهاست به بیماری اعصاب و روان مبتلا بوده و تحت درمان میباشم و وابستگی شدیدی به مصرف داروهای تجویزی روانپزشک دارم. مصرف نکردن این داروها عوارض شدید و مهمی از جمله حملههای عصبی، قطع تنفس، افزایش ضربان قلب، عدم تعادل و بروز اختلالات روانی برای من ایجاد میکند. متأسفانه بازجویان از اهرم قطع دارو و وابستگی شدید بنده به مصرف آنها بهعنوان ابزاری برای ایجاد رعب و وحشت بیشتر و وادار کردن بنده به نگارش مطالب دیکتهشده سوءاستفاده نمودند و مرا عمداً از حق مداوا و درمان در طول مدت بازداشت محروم نگه داشتند.
تهدید اینجانب از سوی بازپرس شعبه ۶، آقای آتشبار، به اعدام در حین بازپرسی.
عدم ارائه مستندات قانونی اتهام و ادله انتساب اتهام در کیفرخواست. وکیل اینجانب نسبت به این موضوع ایراد وارد کرد، اما قاضی توجهی نکرد.
عدم رعایت صلاحیت محلی و احاله غیرقانونی پرونده، برخلاف مواد ۳۱۰ و ۳۴۱ آیین دادرسی کیفری.
عدم ابلاغ و قرائت کیفرخواست در جلسه دادگاه توسط دادستان یا نماینده وی و اکتفا به قرائت مختصر عناوین اتهامی توسط رئیس دادگاه. با توجه به معیوب بودن سیستم صوتی و تصویری محکمه الکترونیک، عناوین اتهامی را متوجه نشدم. با وجود درخواست رسمی بنده و وکیلم از ریاست شعبه مبنی بر برگزاری دادگاه حضوری، این درخواست نادیده گرفته شد و با وجود اتهامی که مستوجب اعدام است، جلسه دادگاه بهصورت غیرحضوری و از طریق سیستم صوتی و تصویری و ویدئوکنفرانس برگزار گردید و آن هم در کمتر از ۱۵ دقیقه.
با وجود اظهارات مکرر بنده در خصوص شکنجه و اخذ اظهارات تحت شکنجه و اکراه، قاضی شعبه، آقای سجاد دوستی، با بیاعتنایی کامل تحقیق مجددی از بنده به عمل نیاورد و این موضوع را نادیده گرفت.
با توجه به معلولیت شدید جسمی و حرکتی و بیماری اعصاب و روان، بازجوییها بیش از ساعات معمول و حتی در روزهای تعطیل انجام میشد.
لازم به ذکر است که در روز دادگاه، عنوان اتهامی بنده تغییر یافت و به اتهام جاسوسی به نفع رژیم صهیونیستی و ارسال دادهها تبدیل شد. بنده روزها و شبها را بهسختی در محیط بسته زندان سپری میکنم و در انجام امور شخصی با مشکل جدی مواجه هستم و بسیاری از کارهای شخصیام توسط زندانیان و همبندانم انجام میشود.
نقض گسترده حقوق بشر در پرونده یعقوب کریم پورروند بازداشت، بازجویی و محاکمه یعقوب کریم پور نشاندهنده مجموعهای از نقضهای فاحش حقوق بشر است که اصول دادرسی عادلانه، منع شکنجه و حقوق بنیادین متهمان را بهطور سیستماتیک زیر پا گذاشته است.
ماده ۷ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (منع شکنجه)
اعمال شکنجه جسمی و روانی، قطع داروهای حیاتی و تهدید به آسیب رساندن به همسر برای اخذ اعتراف اجباری، مصداق روشن شکنجه و رفتار غیرانسانی است.
ماده ۹ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (منع بازداشت خودسرانه)
بازداشت طولانیمدت در بازداشتگاه امنیتی بدون دسترسی به مرجع مستقل قضایی و بدون اطلاعرسانی شفاف به خانواده، بازداشت خودسرانه محسوب میشود.
ماده ۱۴ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی (حق دادرسی عادلانه)
محرومیت از وکیل، برگزاری دادگاه غیرحضوری کمتر از ۱۵ دقیقه و بیتوجهی قاضی به ادعای شکنجه، نقض آشکار حق محاکمه عادلانه است.
کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک









هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر