--> کریسمس؛ پیام مسیح و افشای ریاکاری دینی در عصر حاکمیت دین‌فروشان ~ کانون حقوق بشر ایران

کانون حقوق بشر ایران، بازتاب خبرها و صدای کلیه زندانیان با هر عقیده و مرام و مسلک از ترک و لر و بلوچ و عرب و کرد و فارس

کریسمس؛ پیام مسیح و افشای ریاکاری دینی در عصر حاکمیت دین‌فروشان


در کنار سرکوب فراگیر آزادی‌های عمومی و نقض مستمر حقوق شهروندی، مسیحیان ساکن ایران نیز به‌طور خاص با محدودیت‌ها و فشارهای سازمان‌یافته به خصوص در ایام کریسمس روبه‌رو هستند. جامعه مسیحی، به‌ویژه نوکیشان، صرفاً به دلیل باور دینی خود هدف تبعیض، تهدید و پیگرد قرار می‌گیرد

کانون حقوق بشر ایران، چهارشنبه ۳ دی‌ماه ۱۴۰۴ – کریسمس، شب میلاد عیسی مسیح، صرفاً یک آیین مذهبی یا مناسبت فرهنگی نیست؛ بلکه فرصتی تاریخی برای بازخوانی پیامی است که این چهره ماندگار تاریخ برای بشریت به یادگار گذاشت. پیامی که پس از گذشت بیش از دو هزار سال، نه‌تنها کهنه نشده، بلکه در جهانی آکنده از ستم، ریا و قدرت‌طلبی، بیش از هر زمان دیگری زنده و راهگشاست: ایستادن در کنار مظلومان و افشای چهره فریبکارانی که دین و اخلاق را به ابزار سلطه بدل می‌کنند. در چنین شبی، بازاندیشی در آموزه‌های مسیح و سنجش آن با شرایط امروز جوامع، به‌ویژه جامعه‌ای که زیر فشار یک حاکمیت دیکتاتوری دینی نفس می‌کشد، ضرورتی انکارناپذیر است.

مسیح در برابر قدرت و ریا

عیسی مسیح در دورانی ظهور کرد که جامعه‌اش زیر سلطه دو نیروی به‌ظاهر متفاوت اما در عمل هم‌پیمان قرار داشت: امپراتوری روم به‌عنوان نماد قدرت عریان نظامی و اقتصادی، و طبقه‌ای مذهبی که با تفسیر انحصاری از دین، مشروعیت این سلطه را تضمین می‌کرد. فریسیان، نمایندگان این طبقه، دین را نه برای رهایی انسان، بلکه برای کنترل و انقیاد او به کار می‌گرفتند. در چنین فضایی، مسیح راهی متفاوت برگزید؛ نه به قدرت‌های زمینی تکیه کرد و نه با ریاکاران مذهبی سازش نمود. او در کنار فقرا، بیماران و طردشدگان ایستاد و هم‌زمان، بی‌امان به افشای کسانی پرداخت که پشت نقاب دیانت، فساد و بی‌عدالتی را بازتولید می‌کردند.

«پشه را صاف می‌کنید و شتر را فرو می‌بلعید»

یکی از تندترین و ماندگارترین سخنان مسیح خطاب به همین ریاکاران مذهبی است: «وای بر شما ای علمای دین و فریسیان ریاکار… راهنمایان کور! شما پشه را صافی می‌کنید، اما شتر را فرو می‌بلعید.» این عبارت، فراتر از یک انتقاد اخلاقی، تحلیلی ژرف از سازوکار قدرت دینی است؛ سازوکاری که در آن تمرکز افراطی بر جزئیات کم‌اهمیت، ابزاری برای پنهان‌سازی فسادهای کلان و بی‌عدالتی‌های ساختاری می‌شود. این الگو، محدود به گذشته نیست و در اشکال گوناگون، در ساختارهای دیکتاتوری معاصر نیز تکرار می‌شود.

فریسیان معاصر و دین در خدمت سرکوب

دیکتاتوری مذهبی حاکم، از آغاز شکل‌گیری خود، دین را به ابزاری برای حذف مخالفان، توجیه خشونت و سرکوب رسمی بر جامعه تبدیل کرده است. همان‌گونه که فریسیان عصر مسیح، ایمان را در خدمت قدرت قرار دادند، حاکمان امروز نیز با قرائتی انحصاری و اجباری، هرگونه اعتراض و مطالبه آزادی را به نام «دین» سرکوب می‌کنند. در این چارچوب، مفاهیمی چون عدالت، اخلاق و معنویت به شعارهایی تهی بدل شده‌اند که هیچ نسبتی با واقعیت زندگی روزمره مردم ندارند؛ مردمی که زیر فشار فقر، تبعیض، سرکوب و بی‌عدالتی سیستماتیک قرار گرفته‌اند.

وخامت شرایط زنان زندانی سیاسی در اوین؛ بیماری‌های سنگین، محرومیت درمان و محیط غیر بهداشتی

ایمان خدری؛ بلاتکلیفی نزدیک به ۳۰۰ روزه در زندان آبادان

وسواس ظاهری و چشم‌پوشی از فسادهای کلان

اجرای سخت‌گیرانه و وسواس‌گونه قوانین ظاهری، از کنترل پوشش گرفته تا دخالت در خصوصی‌ترین حوزه‌های زندگی، در حالی صورت می‌گیرد که فسادهای گسترده اقتصادی، سرکوب آزادی‌ها و نقض سازمان‌یافته حقوق انسان‌ها نادیده گرفته می‌شود. این همان منطق «صاف کردن پشه و بلعیدن شتر» است؛ منطقی که مسیح دو هزار سال پیش آن را افشا کرد و امروز بار دیگر، با زبانی تازه اما ماهیتی یکسان، بازتولید شده است.

کریسمس؛ یادآوری یک مسئولیت اخلاقی

در چنین شرایطی، کریسمس تنها یادآور تولد یک پیامبر نیست، بلکه یادآور مسئولیتی اخلاقی و انسانی است: ایستادن در برابر ریا، دروغ و سوءاستفاده از ایمان. پیام مسیح، پیامی فرادینی و فراتاریخی است که هر جا دین به ابزار سلطه تبدیل شود، بار دیگر طنین می‌اندازد. بازخوانی این پیام، نه یک انتخاب نمادین، بلکه ضرورتی برای هر جامعه‌ای است که در پی کرامت انسانی، آزادی و عدالت واقعی است.

محدودیت و سرکوب مسیحیان بخصوص در ایام کریسمس؛ چهره پنهان تبعیض مذهبی

در کنار سرکوب فراگیر آزادی‌های عمومی و نقض مستمر حقوق شهروندی، مسیحیان ساکن ایران نیز به‌طور خاص با محدودیت‌ها و فشارهای سازمان‌یافته به خصوص در ایام کریسمس روبه‌رو هستند. جامعه مسیحی، به‌ویژه نوکیشان، صرفاً به دلیل باور دینی خود هدف تبعیض، تهدید و پیگرد قرار می‌گیرد.

تعطیلی گسترده کلیساهای خانگی، احضار و بازداشت مکرر رهبران مذهبی و فشارهای امنیتی بر خانواده‌ها، تنها بخشی از واقعیتی است که این شهروندان هر روز با آن مواجه‌اند. حاکمیت با توسل به اتهام‌هایی کلی و مبهم مانند «اقدام علیه امنیت» یا «تبلیغ علیه نظام»، حق بنیادین آزادی دین و باور را از آنان سلب کرده و اجرای آزادانه مناسک مذهبی را به امری پرهزینه و خطرناک تبدیل کرده است.

این وضعیت در حالی ادامه دارد که در متون رسمی و قوانین اعلام‌شده، حقوق اقلیت‌های مذهبی به رسمیت شناخته شده است. اما شکاف عمیق میان قانون و واقعیت، به‌روشنی نشان می‌دهد که این حقوق صرفاً در حد کلمات باقی مانده‌اند. تبعیض‌های سیستماتیک چنان گسترده است که بسیاری از مسیحیان ناچار شده‌اند یا کشور را ترک کنند یا باور و هویت دینی خود را در خفا نگه دارند.

حتی مناسبت‌هایی چون کریسمس، که در سراسر جهان نماد شادی، همدلی و محبت انسانی است، در این فضا تحت نظارت و محدودیت شدید قرار دارد؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از خانواده‌ها از ترس برخوردهای امنیتی، از برگزاری آزادانه آن محروم می‌شوند. این واقعیت، ماهیت تمامیت‌خواه ساختاری را آشکار می‌کند که هیچ تفاوت فکری، اعتقادی یا فرهنگی را برنمی‌تابد.

شب کریسمس؛ لحظه‌ای برای تأمل و پرسش

شب کریسمس، شبی است برای مکث و اندیشیدن. شبی که یادآور تولد کودکی است که بعدها پیام‌آور عشق، عدالت و حقیقت شد و با همین پیام، بنیان‌های ریا و قدرت‌طلبی را به چالش کشید. در چنین شبی، این پرسش ناگزیر پیش روی ما قرار می‌گیرد: اگر مسیح امروز در میان ما بود، در برابر این حجم از ستم و ریا چه می‌کرد؟ او که بی‌پروا در برابر فریسیان ایستاد و دین‌فروشی را افشا کرد، چه پاسخی به کسانی می‌داد که به نام ایمان، زندگی انسان‌ها را در تنگنا قرار داده‌اند؟

مسیح با عمل و کلام خود نشان داد که ایمان واقعی، نه ابزار سرکوب، بلکه نیروی رهایی‌بخش انسان است. او جانب ضعیفان را گرفت و بی‌هیچ ملاحظه‌ای، ریاکارانی را که دین را به نردبان قدرت بدل کرده بودند، به چالش کشید. همین ایستادگی بود که پیام او را جاودانه کرد و آن را از مرزهای زمان و جغرافیا فراتر برد.

پیام مسیح و معنای مقاومت در شب کریسمس

شب کریسمس، تولد مسیح یادآور این حقیقت است که مبارزه با ظلم و ریاکاری، صرفاً یک انتخاب اخلاقی نیست، بلکه مسئولیتی انسانی است. پیام او محدود به یک دین یا دوره تاریخی خاص نمی‌شود؛ بلکه فراخوانی همیشگی برای دفاع از کرامت انسان و ایستادگی در برابر دروغ و ستم است. راهی که مسیح نشان داد، راهی آسان نبود و هزینه داشت، اما افق آن روشن بود: رهایی، آگاهی و امید.

درس‌هایی برای امروز

جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به چنین روحیه‌ای نیازمند است؛ روحیه‌ای که در آن امید با آگاهی و مقاومت پیوند می‌خورد. مردمی که در برابر ساختاری ایستاده‌اند که نه‌تنها حقوق ابتدایی‌شان را نقض می‌کند، بلکه با سوءاستفاده از دین، هرگونه اعتراض و پرسشگری را سرکوب می‌کند، ناگزیر باید به نیروی همبستگی و حقیقت تکیه کنند. تاریخ بارها نشان داده است که نظام‌های مبتنی بر ظلم و فریب، هرچند قدرتمند به نظر برسند، پایدار نخواهند ماند.

همان‌گونه که پیام مسیح توانست جهان را متأثر و متحول کند، جامعه نیز می‌تواند با اتکا به آگاهی جمعی، اتحاد و باور به حقانیت خود، مسیر آینده را تغییر دهد. تغییر، از امید آغاز می‌شود و با ایستادگی معنا می‌یابد.

کریسمس؛ شب امید

کریسمس، در نهایت، شب امید است؛ امید به این‌که نور حقیقت، هرچقدر هم که ضعیف به نظر برسد، توان شکافتن تاریکی را دارد. در این شب مقدس، پیوند زدن پیام مسیح با واقعیت امروز، می‌تواند الهام‌بخش مسیری تازه باشد؛ مسیری که در آن، انسان در برابر ظلم می‌ایستد و جامعه‌ای بر پایه عدالت، آزادی و کرامت انسانی بنا می‌شود. این امید، همان نوری است که می‌تواند تاریکی ستم را پس بزند و راه فردا را روشن کند.

کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک


اشتراک:

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

نوشته‌های پر بیننده

بایگانی وبلاگ

بازدید وبلاگ