فهرست مطالب
1. شکلی سازمانیافته از اعتراض
2. صدمین هفته و مسئولیت انسانی و ملی
3. شکلگیری کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»
4. گسترش کارزار اعتصاب غذا در زندانها و پیوند آن با جامعه
5. پیوند مقاومت زندان و جامعه
6. اوجگیری مطالبه لغو اعدام؛ از اعتراض محلی تا شبکههای اجتماعی
صدمین هفته کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» نه تنها یادآور پایداری و شجاعت زندانیان است، بلکه آزمونی جدی برای وجدان جمعی جامعه ایران و جامعه جهانی محسوب میشود
کانون حقوق بشر ایران، دوشنبه اول دیماه ۱۴۰۴ – «به مناسبت صدمین هفته کارزار سهشنبههای نه به اعدام»؛ در نظام بینالمللی حقوق بشر، حق زندگی بهعنوان بنیادیترین و غیرقابلسلبترین حق انسانی شناخته میشود و مبنای برخورداری از سایر حقوق و آزادیها به شمار میآید. با این حال، تداوم و حتی افزایش اجرای مجازات اعدام در دیکتاتوری حاکم بر ایران، بهویژه در سالهای اخیر، این کشور را به یکی از نمونههای برجسته نقض سیستماتیک این حق بنیادین تبدیل کرده است. وضعیتی که نهتنها با تعهدات بینالمللی حقوق بشری در تعارض قرار دارد، بلکه پیامدهای عمیق اجتماعی، اخلاقی و حقوقی نیز به همراه دارد. در چنین بستری، شکلگیری و استمرار کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» از درون زندانهای حکومت پدیدهای کمسابقه و از منظر حقوق بشری بسیار معنادار محسوب میشود، زیرا این حرکت از دل یکی از بستهترین و محدودترین فضاهای اجتماعی سربرآورده است.
شکلی سازمانیافته از اعتراض
این کارزار با تکیه بر شیوههای کنش اعتراضی، از جمله اعتصاب غذا، همبستگی جمعی میان زندانیان و انتشار منظم بیانیههای هفتگی، میکوشد صدای زندانیان محکوم به اعدام را از فضای بسته زندانها به عرصه عمومی منتقل کند.«نه به اعـدام»؛
هدف اصلی این کنش، جلب توجه جامعه ایران و افکار عمومی جهانی به پیامدهای انسانی، حقوقی و غیرقابل جبران مجازات اعدام است و در عین حال، تلاش دارد گفتمانی انتقادی پیرامون مشروعیت، کارآمدی و غیر اخلاقی بودن این مجازات ایجاد کند. از این منظر، «سهشنبههای نه به اعدام» را میتوان نه صرفاً یک اعتراض مقطعی، بلکه شکلی از اعتراض سازمانیافته دانست که اهمیت آن فراتر از سرنوشت فردی محکومان، به چالش کشیدن ساختارهای سرکوبگر و دفاع از حق بنیادین زندگی بازمیگردد.این کارزار که اکنون در آستانه صدمین هفته فعالیت مستمر خود قرار دارد، از یک کنش اعتراضی محدود در زندان قزلحصار آغاز شد و بهتدریج به شبکهای سازمانیافته و گسترده از اعتراض علیه مجازات اعدام در ۵۵ زندان در شهرهای مختلف گسترش یافت. آنچه در ابتدا واکنشی محدود به شرایط خاص در یک زندان بود، در طول زمان به حرکتی جمعی و هماهنگ بدل شد که توانست مرزهای جغرافیایی و محدودیتهای شدید امنیتی را تا حدی پشت سر بگذارد.
صدمین هفته و مسئولیت انسانی و ملیرسیدن به صدمین هفته، نقطهای مهم برای بازخوانی زمینههای شکلگیری کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» ، اهداف اعلامشده و پیامدهای عملی آن است. این مقطع نهتنها امکان ارزیابی میزان تداوم و پایداری این حرکت اعتراضی را فراهم میکند، بلکه نشان میدهد چگونه کنش زندانیان میتواند به یکی از اشکال معنادار مقاومت در برابر سیاستهای کیفری مبتنی بر اعدام تبدیل شود.
علاوه بر این، صدمین هفته فرصتی فراهم میکند تا مسئولیت جامعه، افکار عمومی و نهادهای بینالمللی در قبال تداوم و گسترش اعدامها را مورد ارزیابی قرار گیرد. پرسش اصلی این است که آنها تا چه اندازه توانستهاند به این اعتراضها پاسخ دهند و چه ظرفیتهایی برای افزایش فشار مؤثر و هماهنگ بر ساختارهای مسئول وجود دارد. در این چارچوب، کارزار یادشده نهفقط یک اعتراض مستمر، بلکه شاخصی مهم برای سنجش واکنشها و تعهدات داخلی و بینالمللی در زمینه حق حیات به شمار میآید.
شکلگیری کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»
در زندان قزلحصار، گروهی از زندانیان سیاسی با افزایش آمار زندانیان اعدام شده بخصوص ۲تن از زندانیان سیاسی، محمد قبادلو و فرهاد سلیمی تصمیم گرفتند هر سهشنبه با اعتصاب غذا اعتراض خود را به اعدام زندانیان نشان دهند. این حرکت از هشتم بهمنماه ۱۴۰۲ آغاز شد.
این زندانیان میگویند که اعدام یک مجازات غیرانسانی و برگشتناپذیر است و باید بهطور کامل لغو شود، بدون توجه به جرم یا دلایل محکومیت افراد.
بعد از اعدام دو زندانی سیاسی محمد قبادلو و فرهاد سلیمی، آنها اولین اعتصاب غذای خود را شروع کردند و گفتند که هر سهشنبه این اعتراض را ادامه خواهند داد. روز سهشنبه انتخاب شد چون زندانیان روز دوشنبه به سلولهای انفرادی منتقل میشوند و اعدامها روز سهشنبه انجام میشوند.
با گذر زمان، دیگر زندانیان سیاسی در بندهای ۴ و ۸، بند زنان زندان اوین و زندان مرکزی کرج هم به این حرکت پیوستند و از آن حمایت کردند.
این زندانیان هر هفته بیانیهای منتشر میکنند که در آن اعدامهای هفته گذشته و احکام جدید اعدام را گزارش میدهند و حقوق زندانیان را یادآوری میکنند. آنها همچنین دیگر زندانیان را تشویق میکنند تا در برابر اعدامها و رفتارهای خشونتآمیز مقاومت کنند.
امروز «کارزار سهشنبههای نه به اعدام» به یکی از مهمترین بخشهای جنبش مقاومت در زندانهای دیکتاتوری حاکم بر ایران تبدیل شده و زندانیان در ۵۵ زندان به همراه افراد، سازمانها و گروههای حقوق بشری در کشورهای مختلف از آن حمایت کردهاند.
گسترش کارزار اعتصاب غذا در زندانها و پیوند آن با جامعه
آنچه این کارزار را به یک پدیده قابل توجه در سطح ملی و بینالمللی تبدیل کرد، استمرار، توسعه و پیچیدگی آن بود. در هفتههای ابتدایی، تنها شمار محدودی از زندانیان در زندان قزلحصار به این اعتصاب پیوستند و فعالیت آنان محدود به اعتراضات شخصی و گروهی کوچک بود. با این حال، ادامه اعدامها—به ویژه اعدام زندانیان سیاسی، معترضان، و شهروندان کُرد، بلوچ و اهل سنت—باعث شد تا دامنه همبستگی به تدریج گسترش یابد و دیگر زندانها نیز وارد این حرکت شوند. زندانیان در زندانهای اوین، مشهد، سقز، خرمآباد، کرج، تبریز، ارومیه، مریوان، رشت، شیراز و بسیاری شهرهای دیگر با صدور بیانیهها، مشارکت در اعتصاب غذای هفتگی و برقراری ارتباط میان گروههای مختلف، این کارزار را به یک حرکت سراسری و هماهنگ تبدیل کردند
بیانیه هفتگی زندانیان
بیانیههای هفتگی زندانیان نه تنها شامل اعلام اعتصاب بود، بلکه به مستندسازی روند اعدامها، تحلیل شرایط پروندههایی که در معرض اجرای حکم هستند و افشای الگوهای سیستماتیک سرکوب نیز میپرداخت. این متون، که اغلب با زبانی شفاف، تحلیلی و مستدل نوشته شدهاند، نشان میدهند که اعدام صرفاً یک ابزار استثنایی برای مجازات نیست، بلکه بخشی از سازوکار حکمرانی برای ایجاد ترس، محدود کردن فضای اعتراض و مهار نارضایتی اجتماعی محسوب میشود. همچنین این بیانیهها نمونهای از قدرت بیانی جمعی زندانیان هستند و نقش مهمی در آگاهیبخشی جامعه نسبت به نقض حقوق بشر ایفا میکنند.
پیوند مقاومت زندان و جامعه
اهمیت این کارزار تنها در طول زمان یا گستره جغرافیایی آن نیست، بلکه در ایجاد پیوند اخلاقی و اجتماعی میان زندانیان و جامعه نیز نهفته است. زندانیان در بیانیههای خود بارها از مردم، رسانهها، خانوادههای دادخواه و نهادهای حقوقبشری خواستهاند که به «صدای بیصدایان» تبدیل شوند و از افشای واقعیتهای زندانها و اعدامها حمایت کنند. این فراخوان تلاشی است برای شکستن مرزهای فیزیکی و ذهنی زندان، تقویت همبستگی اجتماعی و جلوگیری از پنهانماندن اعدامها در سکوت خبری.
علاوه بر این، این حرکت نشان میدهد که مقاومت درون زندان میتواند محرکی برای تغییرات اجتماعی گستردهتر باشد و نقش کلیدی در شکلدهی به افکار عمومی و سیاستهای حقوق بشری ایفا کند. ارتباط میان زندانیان و جامعه از طریق بیانیهها، رسانهها و شبکههای حمایتی، نمونهای از ظرفیت بالای جمعی انسانها برای مقابله با سرکوب و حفظ کرامت انسانی است.
پیام یلدایی منوچهر فلاح از زندان لاکان؛ اعتراض به فقر جرم نیست
شب یلدا؛ جشن زایش نور در برابر تاریکی
اوجگیری مطالبه لغو اعدام؛ از اعتراض محلی تا شبکههای اجتماعی
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در ابتدا به چند زندان محدود میشد، اکنون در بستر شبکههای اجتماعی به یک پدیده گسترده و سازمانیافته تبدیل شده است. هر سهشنبه، صدها تصویر، ویدئو و گزارش با هشتگهای «نه به اعدام» منتشر میشود و بسیاری از کاربران، علاوه بر بازنشر عکسها و داستانهای خانوادههای قربانیان، تحلیلها و گزارشهای تحقیقی درباره روند اعدامها در دیکتاتوری حاکم را نیز به اشتراک میگذارند. این مشارکت گسترده، نشاندهنده افزایش آگاهی عمومی و همبستگی اجتماعی نسبت به مسئله اعدام است.
تحلیلگران حقوقی و فعالان حقوق بشر معتقدند که استمرار این اعتراضات، به همراه حضور فعال خانوادهها و جمعیتهای مردمی در خیابانها و فضای آنلاین، فشار افکار عمومی را به طور قابل توجهی افزایش داده و موضوع اعدام را به یکی از مسائل کلیدی و بحثبرانگیز در مباحث اجتماعی، سیاسی و حقوقی تبدیل کرده است. آنها تأکید میکنند که ترکیب فعالیتهای میدانی و دیجیتال باعث شده صدای جامعه ایران نه تنها در داخل کشور بلکه در سطح بینالمللی نیز شنیده شود.
نقش بیمانند و حمایت خانواده زندانیان سیاسی از کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»
حضور خانوادهها به یکی از ستونهای اصلی کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» تبدیل شده است. در این حرکت اعتراضی، خانوادههای زندانیان سیاسی و جانباختگان سالهای اخیر، نقشی فراتر از همراهی نمادین ایفا میکنند و عملاً به موتور محرک این کارزار بدل شدهاند. آنان با در دست داشتن تصاویر عزیزانشان، روایتهای خاموشمانده قربانیان اعدام و سرکوب را به فضای عمومی جامعه منتقل میکنند و اجازه نمیدهند این نامها به فراموشی سپرده شوند.
مادران و پدرانی که سالها در جستوجوی عدالت بودهاند، با حضور مستمر خود، کارزار «نه به اعدام» را از یک اعتراض مقطعی به مطالبهای پایدار و اجتماعی تبدیل کردهاند. فریاد «نه به اعدام» که از سوی این خانوادهها سر داده میشود، تنها یک شعار نیست، بلکه بیان رنج، مطالبه حق و اعتراض به چرخهای از خشونت دولتی است که سالهاست جان انسانها را هدف قرار داده است.به گفته نزدیکان این خانوادهها، هدف آنان صرفاً دفاع از حقوق فرزندان یا بستگان خود نیست. بسیاری از آنان آگاهانه در این تجمعها شرکت میکنند تا مانع تکرار اعدامها و گسترش سیاست حذف شوند. حضور خانوادههای زندانیان محکوم به اعدام در کنار خانواده جانباختگان، پیوندی میان گذشته و حال ایجاد کرده و نشان میدهد که زخم اعدام و سرکوب، زخمی جمعی است.
اعتراض با تنی رنجور بر تخت بیمارستان
برای نمونه، بایستی از زنده یاد آقای ولیالله دانشورکار باید یاد کرد؛ مردی با تنی رنجور که حتی بر تخت بیمارستان نیز از کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» حمایت کرد. حضوری که نشان داد اعتراض به مرگ، تا واپسین نفس زنده است. یادش گرامی.
حمل تصاویر عزیزان، ایستادن در صف اول تجمعها و تکرار شعارهایی مانند «نه به اعدام هیچکس» و «اعدامها را متوقف کنید»، پیام روشنی به جامعه و حاکمیت ارسال میکند. این پیام تأکید دارد که جامعه دیگر مرگسازی را امری عادی نمیپذیرد.
بسیاری از شرکتکنندگان معتقدند ایستادگی خانوادهها باعث شده مفهوم «حق حیات» دوباره به یکی از مطالبات محوری جامعه تبدیل شود. نقش این خانوادهها در گسترش کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» انکارناپذیر است و حضورشان نشان میدهد که اعتراض به اعدام، به یک خواست فراگیر و انسانی بدل شده است.
اعتصاب غذای زندانیان درواحد ۲ زندان قزلحصار
بیش از ۱۵۰۰ زندانی در واحد ۲ زندان قزلحصار از تاریخ ۲۰ مهرماه ۱۴۰۴ در اعتراض به موج فزاینده و نگرانکننده اعدامها دست به اعتصاب غذا زدند. این زندانیان اعلام میکنند تا زمانی که احکام اعدام لغو یا دستکم به مجازات حبس تبدیل نشود، به این اعتراض ادامه میدهند. اعتصاب غذا در قزلحصار به نمادی از استیصال، اعتراض و مقاومت در برابر سیاست مرگ تبدیل میشود؛ سیاستی که سالهاست جان زندانیان را در سایه بلاتکلیفی و ترس دائمی از چوبه دار میفرساید.
اعتصاب غذا؛ فریاد زندانیان خسته از انتظار مرگ
زندانیان واحد ۲ قزلحصار که بسیاری از آنان با احکام قطعی اعدام روبهرو هستند، در واکنش به شرایط غیرانسانی حاکم بر زندان و استفاده گسترده از مجازات مرگ بهعنوان ابزار سرکوب، اعتصاب غذا را آغاز کردند. آنان در بیانیهای که با حمایت جمعی از زندانیان سیاسی منتشر میشود، تأکید دارند مهرماه امسال با ثبت بیش از ۲۰۰ حکم اعدام، به خونینترین ماه سال برای محکومان به مرگ تبدیل میشود. این آمار، نگرانی عمیق زندانیان را از شتاب گرفتن اجرای احکام اعدام تشدید میکند.
همزمان با آغاز اعتصاب، فضای برخی بندهای قزلحصار ملتهب میشود. زندانیان با سردادن شعارهایی چون «نه به اعدام» و «اعدام بس است» اعتراض خود را آشکارا بیان میکنند. نیروهای امنیتی بهسرعت وارد بندها میشوند و شماری از زندانیان معترض را به سلولهای انفرادی منتقل میکنند، اما این برخوردها مانع گسترش همبستگی در میان زندانیان نمیشود. گزارشها نشان میدهد دامنه اعتصاب و حمایت از آن همچنان رو به افزایش است.
پیوند با کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»
اعتصاب غذای زندانیان قزلحصار همزمان با تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در داخل و خارج از زندانها انجام شد. این کارزار که نزدیک به ۱۰۰ هفته است توسط زندانیان سیاسی و خانوادههای قربانیان پیگیری میشود، هدفی روشن دارد: توقف چرخه مرگ در زندانهای ایران. اعتصاب غذا در قزلحصار نهتنها واکنشی از سر درد و رنج، بلکه دعوتی جمعی به ایستادگی در برابر سیاست اعدام بود؛ اعتراضی که حتی زیر فشار و تهدید نیز خاموش نشد.
پیام روشن از خیابان تا صحنه بینالمللی
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» محدود به اعتراضات داخلی نیست؛ بازتاب آن در شبکههای اجتماعی، رسانههای بینالمللی، گزارشهای حقوق بشری و تحلیلهای نهادهای بینالمللی قابل توجه است. انتشار مداوم مطالب، ویدئوها و بیانیهها باعث شده تا موضوع اعدامهای سیاسی و قضایی در دیکتاتوری حاکم بر ایران به طور منظم در دستور کار رسانهها و سازمانهای جهانی قرار گیرد و آگاهی جامعه جهانی نسبت به وضعیت حقوق بشر در ایران افزایش یابد.
حضور مستمر و جسورانه معترضان توجه نهادهای جهانی و فعالان حقوق بشر را به سیاستهای اعدام دولتی جلب کرده و پرونده اعدامهای سیاسی را دوباره و با جزئیات بیشتر در سطح بینالمللی مطرح کرده است. گزارشهای تصویری و مستندات ارائه شده توسط خانوادهها و معترضان باعث شده تا سازمانهای بینالمللی، دولتها و رسانههای خارجی فشار بیشتری بر سران حکومت وارد کنند.
بهویژه در پی افزایش اعدامها، صدور احکام جمعی و برخوردهای خشونتآمیز با معترضان، نهادهای بینالمللی بارها نسبت به استفاده سیستماتیک حکومت از مجازات اعدام هشدار دادهاند و خواستار توقف فوری آن شدهاند. کارشناسان حقوق بشر همچنین بر اهمیت حمایت جامعه جهانی و اقدام جمعی برای جلوگیری از نقض حقوق بنیادین زندانیان تأکید میکنند، چرا که استمرار این سیاستها میتواند پیامدهای جدی حقوقی، سیاسی و اجتماعی برای سران حکومت و جامعه بینالمللی به همراه داشته باشد.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»؛ از حمایتهای داخلی تا همبستگی جهانی علیه ماشین مرگ در ایران
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در ۱۰۰ هفتهای که طی کرد به یک جنبش بینالمللی بدل شد و حمایت گسترده نهادها، شخصیتها و… را جلب کرد. از پیوستن نمایندگان پارلمانهای اروپا تا حمایت هزاران شخصیت جهانی، برندگان نوبل، شهرداران فرانسه، تشکلهای صنفی معلمان و دانشجویان، این کارزار به صدایی جهانی علیه اعدام در ایران تبدیل شد. سازمانهای معتبر حقوقبشری و هنرمندان شناختهشده نیز با محکومکردن اعدامهای گسترده، خواستار اقدام عملی جامعه جهانی شدند. این همبستگی، فشار بینالمللی بر دیکتاتوری حاکم بر ایران را بهطور محسوسی افزایش داده است. بخشی از این حمایتها در زیر آمده است:
روز سه شنبه ۶ شهریور ۱۴۰۳ دو تن از نمایندگان مجلس ایتالیا به حمایت از این کارزار پیوستند.
در همین روز ، ۶۸ گروه، سازمان و نهاد ایرانی و بینالمللی مدافع حقوق بشر، طی بیانیه مشترکی به ابراز همبستگی و حمایت از این کارزار پرداخته و خواهان حمایت و اقدام جامعه بینالمللی از جنبش علیه اعدام و توقف اعدامها در ایران شدند.
حمایت سازمانهای حقوق بشریسازمان عفو بینالملل و سایر نهادهای حقوقبشری با صدور بیانیههایی، کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» را تحسین و اعدامهای گسترده در ایران را محکوم کردند. این نهادها، از دولتهای جهان خواستند تا بر اساس اصل صلاحیت جهانی، مقامات دیکتاتوری حاکم را بهدلیل جنایات علیه بشریت تحت پیگرد قرار دهند. این حمایتها، توجه جهانیان را به مسأله اعدام در ایران جلب کرد و فشارهای بینالمللی بر سران حکومت را افزایش داده است.
برخی از این سازمان ها و گروه ها عبارت بودند از :
سازمان جهانی علیه شکنجه
سازمان بینالمللی کاهش آسیب
فدراسیون بینالمللی حقوق بشر
ﺷﺒﮑﻪ ﺿﺪ ﻣﺠﺎزات اﻋﺪام ﺁﺳﻴﺎ
موسسه حقوق بشر کانون وکلای بینالمللی و …
حمایت شهرداران و برندگان جایزه صلح نوبل
اول آذر ۱۴۰۳ – ۵۸۰ شهردار فرانسه در حاشیه کنگره شهرداران این کشور در پاریس با امضا و انتشار فراخوانی خواستار توقف اعدامها در ایران شدند.
آذر ۱۴۰۳ – بیش از ۳۰۰۰ شخصیت بینالمللی، از جمله مقامات پیشین دولتی، فعالان حقوق بشر، کارشناسان سازمان ملل و برندگان جایزه نوبل، با امضای بیانیهای از این جنبش حمایت کرده و آن را تلاشی در برابر استفاده ابزاری از اعدام در ایران دانستند.
مهر ماه ۱۴۰۳ – شماری از برندگان جایزه صلح نوبل در نامهای مشترک با حمایت از کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» توقف «مجازات غیرانسانی اعدام» توسط رژیم ایران را خواستار شدند.
دیماه ۱۴۰۳ – تعداد ۱۱۴ نماینده از پارلمان فدرال و ایالتی بلژیک نقض حقوقبشر در ایران را بهشدت محکوم کرده و حمایت خود را از کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» اعلام کرده و خواهان اقدامات بینالمللی برای توقف اعدام ها شدند.
حمایتهای داخل کشوری
۱۱ دیماه ۱۴۰۳- دانشجویان دانشگاه علامه با انتشار بیانیهای حمایت خود را از کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» اعلام کردند. در قسمتی از بیانیه حمایت دانشجویان دانشگاه علامه از کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» چنین آمده است: «ماشین اعدام حاکمیت هر روزه شهروندان ما را به قتل میرساند. طومار بلند اسامی محکومان به اعدام که مرگ را به انتظار نشستهاند، بار دگر حکایت از اراده راسخی دارد که نمیخواهد صدای اعتراض مردم علیه اعدام را بشنود و با مجازاتهای قرون وسطایی و پشت نقاب مذهب، اهداف سیاسی سرکوبگرایانه خود را پیش میبرد.»
دیماه ۱۴۰۳ – یازده تشکل صنفی معلمان در استانهای مختلف، با وجود فشارهای امنیتی، از این کارزار حمایت کردند و در تجمعات هفتگی خود بارها شعار «نه به اعدام» سر دادند.
در قسمتی از این بیانیه آمده است:«ما حمایت کامل خود را از زندانیان عضو کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» که هر هفته با اعتصاب غذای خود علیه اعدام اعتراض میکنند، اعلام میداریم»
حمایت هنرمندان
برخی از هنرمندان هالیوود نیز از کارزار سه شنبه های نه به اعدام حمایت کردند.
اسامی برخی از آنها عبارتند از: کیت بلانشت، ماریون کوتیار، سارا سیلورمن، جیسون موموآ،
جانباختگان اعضای کارزار سهشنبههای نه به اعدام
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در مرحله کنونی بهعنوان یک کنش جمعی پایدار و روبهگسترش، از یک زندان به زندانهای دیگر تسری یافته و توانسته است شکلی منظم از اعتراض علیه مجازات اعدام ایجاد کند. این کارزار نشان داده است که حتی در شرایط حداکثر سرکوب و در مواجهه مستقیم با مرگ، کنشگران میتوانند از موقعیت سلبشده خود ابزاری مؤثر برای مقاومت بسازند و منطق مرگمحور حاکم را به چالش بکشند. انتخاب آگاهانه روز سهشنبه بهعنوان زمان اعتراض، واجد کارکردی نمادین است: بازنمایی مداوم تراژدی انسانی اعدام و تحمیل یادآوری این فاجعه به افکار عمومی و جامعه جهانی.
پیشبرد کارزار با هزینههای انسانیپیشبرد این کارزار با هزینههای انسانی سنگینی همراه بوده است.
ـ در روز سهشنبه ۵ مرداد ۱۴۰۴، بهروز احسانی و مهدی حسنی، از اعضای فعال کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، توسط ساختار سرکوبگر حاکم اعدام شدند.
ـ سمیه رشیدی، دیگر عضو این کارزار، در مهرماه ۱۴۰۴ در نتیجه تأخیرهای عامدانه در انتقال به مراکز درمانی و محرومیت از دسترسی به درمان بهموقع، جان خود را از دست داد؛ رخدادی که میتوان آن را مصداقی از خشونت غیرمستقیم و ساختاری دانست.
یاد و نام این جانباختگان، نهتنها سندی از ماهیت خشونتبار نظام مسلط است، بلکه بیانگر ظرفیت مقاومت انسانی در برابر سازوکارهای نهادمند مرگ نیز بهشمار میرود. کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» با از دست دادن این کنشگران متوقف نشد، بلکه به سطحی بالاتر از آگاهی و مطالبهگری ارتقا یافت و به صدایی رساتر در دفاع از حق حیات، کرامت انسانی و ضرورت لغو مجازات اعدام بدل شد.
صدمین هفته، مسئولیتی مشترکصدمین هفته کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» نه تنها یادآور پایداری و شجاعت زندانیان است، بلکه آزمونی جدی برای وجدان جمعی جامعه ایران و جامعه جهانی محسوب میشود. صد هفته اعتصاب غذا، صد هفته هشدار و صد هفته ایستادگی در برابر مجازاتی غیرقابل بازگشت، پیام روشنی دارد: اعدام، فارغ از هر عنوان و توجیه، نقض آشکار حق بنیادین زندگی انسان است.
این کارزار فراتر از یک حرکت زندانیان است؛ نمادی از تلاش برای دفاع از کرامت انسانی و مخالفت با سیاستهایی است که مرگ را به ابزار حکمرانی تبدیل کردهاند. حمایت از «سهشنبههای نه به اعدام» معنایی فراتر از همدردی دارد؛ این حمایت، اعلامیهای جهانی علیه ظلم و ستم است و دعوتی است برای مسئولیتپذیری اجتماعی. هر سکوت در برابر اعدام، نوعی همدستی با این سیاست غیرانسانی محسوب میشود.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» حرکتی فراگیر، ملی و بینالمللیاکنون، با رسیدن به صدمین هفته، زمان آن فرا رسیده است که این حرکت به مطالبهای فراگیر، ملی و بینالمللی بدل شود. صد هفته ایستادگی نشان داده است که تغییر ممکن است و نیروی جمعی میتواند صدای عدالت را بلند کند. لازم است مردم، سازمانهای حقوق بشری، رسانهها و دولتها با همبستگی روشن و قاطع، علیه اجرای احکام اعدام بایستند و برای جایگزینهای انسانی و قانونی تلاش کنند.
صدمین هفته این کارزار، تنها یک عدد نیست؛ یادآور مسئولیتی مشترک است. این هفته فراخوانی است برای شکستن سکوت، برای تبدیل اعتراض به عمل، و برای نشان دادن این حقیقت که کرامت انسان غیرقابل مذاکره است. هر حمایت، هر صدا و هر اقدامی، گامی مهم در مسیر حفاظت از حق زندگی و پیشگیری از خشونتهای غیرقابل بازگشت است.
کانون حقوق بشر ایران را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید:
تلگرام / ایکس / اینستاگرام / یوتیوب / فیسبوک





































هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر