--> شب یلدا؛ جشن زایش نور در برابر تاریکی ~ کانون حقوق بشر ایران

کانون حقوق بشر ایران، بازتاب خبرها و صدای کلیه زندانیان با هر عقیده و مرام و مسلک از ترک و لر و بلوچ و عرب و کرد و فارس

شب یلدا؛ جشن زایش نور در برابر تاریکی


شب یلدا امروز نماد نبرد نور و امید در برابر تاریکی استبداد و فقر است که مردم با همبستگی، آگاهی، صبوری و مقاومت، چشم‌انتظار طلوع آزادی و عدالت می‌مانند هستند

کانون حقوق بشر ایران، یک‌شنبه ۳۰ آذرماه ۱۴۰۴ – شب یلدا یا شب چلّه یکی از کهن‌ترین و مهم‌ترین جشن‌های ایرانی است که از دوران باستان تا امروز ادامه یافته است. ایرانیان در این شب، پایان طولانی‌ترین شب سال و آغاز روند بلندتر شدن روزها را جشن می‌گیرند؛ رویدادی طبیعی که از گذشته‌های دور برای انسان‌ها اهمیت فراوانی داشته است. از نگاه سنت‌ها و باورهای ایرانی، نام اصلی این شب «چله» است، زیرا واژه «یلدا» ریشه ایرانی ندارد و از زبان سریانی وارد فرهنگ ایرانی شده است. منظور از یلدا، فاصله زمانی میان غروب خورشید در روز سی‌ام آذر تا طلوع خورشید در نخستین روز دی‌ماه است؛ زمانی که اوج تاریکی سال به شمار می‌آید.

توجه خاص به گردش طبیعت

بر اساس پژوهش‌های تاریخی، شب چله در ایران باستان و حدود پنج قرن پیش از میلاد، در دوران داریوش یکم، به تقویم رسمی ایرانیان راه یافت. این موضوع نشان می‌دهد که توجه به گردش طبیعت، تغییر فصل‌ها و نقش خورشید در زندگی انسان، جایگاه مهمی در اندیشه ایرانیان باستان داشته است. آیین‌ها و رسم‌هایی که امروزه در این شب برگزار می‌شود، مانند گردهم آمدن خانواده‌ها، خوردن میوه‌های نمادین و شب‌نشینی، در اصل ادامه همان سنت‌های بسیار کهن ایرانی است که در طول زمان شکل تازه‌تری به خود گرفته‌اند.

یلدا به معنی زایش و تولد

واژه «یلدا» در زبان سریانی به معنای «زایش» یا «تولد» است و به آغاز یا پدید آمدن چیزی نو اشاره دارد. این واژه بعدها با میلاد عیسی مسیح مرتبط دانسته شد. برخی پژوهشگران بر این باورند که یلدا در اصل به جشن زایش مهر یا میترا مربوط است؛ ایزدی که نماد نور، پیمان و راستی بود. این جشن در آیین مهرپرستی اهمیت زیادی داشت و بعدها مسیحیان در قرن چهارم میلادی، روزی نزدیک به آن را به عنوان روز تولد حضرت عیسی نام‌گذاری کردند.

با وجود آن‌که واژه یلدا خاستگاهی غیرایرانی دارد، در زبان و ادبیات فارسی جایگاهی مهم و پایدار پیدا کرده است. یلدا علاوه بر نامیدن بلندترین شب سال، در شعر، نثر و موسیقی ایرانی معنایی نمادین و استعاری دارد. در این معنا، یلدا نشانه گسترش تاریکی، اندوه و انتظار طولانی است. با این حال، بیدار ماندن مردم، دور هم جمع شدن، گفت‌وگو، شعرخوانی و انتظار برای طلوع خورشید، همگی نماد امید، آگاهی و پایداری انسان در برابر تاریکی و سختی‌ها به شمار می‌آید.

مفهوم مشترک شب چله نبرد روشنایی با تاریکی



با وجود دیدگاه‌ها و تفسیرهای گوناگون درباره معنای شب چله، می‌توان یک مفهوم مشترک در همه آن‌ها یافت. در باور ایرانیان باستان، این شب نماد نبرد میان نیروهای نیکی و بدی، یعنی اهورامزدا و اهریمن، است. اهریمن با سرما، تاریکی و یخبندان می‌کوشد شادی، عشق، امید و دوستی را از میان ببرد و جهان را به سوی سکون و افسردگی بکشاند. در مقابل، اهورامزدا با نور، گرما و روشنایی نماینده زندگی، حرکت و رشد است.

گردهم آمدن مردم، روشن نگه داشتن آتش یا چراغ، و جشن گرفتن در این شب، بازتاب همین باور کهن است. به همین دلیل، شب چله نمادی از پخش کردن نور، گرما و صمیمیت انسانی در آغاز زمستان به شمار می‌آید؛ تلاشی آگاهانه برای این‌که سرما و تاریکی نتوانند بر زندگی روزمره و روابط انسانی غلبه کنند و امید به آینده همچنان زنده بماند.

چهار دهه حاکمیت تاریکی بر ایران

برای بیش از چهار دهه، ایران شاهد رقابتی مستمر میان حاکمیت سرکوبگر و نیروهای مدافع آزادی بوده است. دولت کنونی با سوءمدیریت منابع عمومی، فساد گسترده و افزایش فقر، شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور را به گونه‌ای بحرانی و پیچیده تبدیل کرده است. تورم شدید، نابرابری درآمدی و کاهش قدرت خرید مردم، زندگی روزمره را برای بسیاری به یک مبارزه دائمی تبدیل کرده است. با این حال، مردم و جوانان معترض در تلاش برای تغییر و عدالت اجتماعی ادامه می‌دهند و مقاومت مدنی، تشکل‌های غیررسمی و فعالیت‌های فرهنگی- اجتماعی آنان نشان‌دهنده امید و ایستادگی در برابر فشارهای متمرکز است.

یلدا؛ نماد امید در بلند‌ترین شب سال

یلدا، امسال بیشتر به یک افسانه شبیه است تا واقعیت برای بسیاری از شهروندان. در حالی که مقامات دولتی از زندگی لاکچری بهره‌مند هستند، میلیون‌ها نفر از جمعیت کشور با فقر، کمبودهای اساسی و مشکلات سلامت و آموزش مواجه‌اند. برگزاری ساده‌ترین سنت‌های ملی، مانند جمع شدن خانواده‌ها یا جشن یلدا، برای بسیاری دشوار شده است. این وضعیت، گویای عمق بحران اجتماعی و عدم توزیع عادلانه منابع در کشور است و شکاف میان طبقات مختلف جامعه را به شکل واضحی آشکار می‌کند.

ایران با منابع طبیعی گسترده، ذخایر عظیم نفت و گاز و معادن معدنی، از جمله میدان گازی پارس جنوبی که ۸درصد ذخایر جهانی گاز را در خود جای داده است، پتانسیل دارد جزو ثروتمندترین کشورهای جهان باشد. با این حال، آمار رسمی نشان می‌دهد که بیش از ۸۰ درصد مردم زیر خط فقر زندگی می‌کنند و حدود ۳۳ درصد در فقر مطلق به سر می‌برند. میلیون‌ها کودک کار، زنان سرپرست خانوار، و خانواده‌هایی که حتی قادر به تأمین نیازهای غذایی پایه خود نیستند، نشانه‌های آشکار نابرابری و فساد گسترده حکومتی است. این بحران‌های اجتماعی با فقدان فرصت‌های شغلی مناسب، کمبود خدمات بهداشتی و آموزشی و سرکوب مدنی تشدید شده‌اند.

رفع فقر در گرو اصلاحات بنیادین و سرنگونی حکومت غارتگر

خط فقر در ایران، بر اساس برخی کارشناسان، حدود ۵۵ میلیون تومان است، اما بسیاری از کارگران درآمدی بسیار کمتر از این مقدار دارند و با هزینه‌های بالای مسکن، درمان و آموزش دست و پنجه نرم می‌کنند. این اختلاف گسترده بین درآمد و هزینه زندگی، بازتابی از مدیریت ناکارآمد، فساد گسترده و سوءاستفاده از منابع ملی برای اهداف سیاسی و حفظ قدرت است. در نتیجه، بسیاری از خانواده‌ها به شبکه‌های حمایتی غیررسمی یا کمک‌های خیریه وابسته شده‌اند تا بتوانند حداقل نیازهای روزمره خود را برآورده کنند.

اعدام ۸ زندانی در کرج، همدان، الیگودرز، کرمانشاه، خرم‌آباد، نهاوند، اردبیل و دزفول

گسترش کارزار «سه‌شنبه‌های نه به اعدام»؛ پیوستن زندانیان زن یزد به اعتصاب غذا

نیاز به اصطلاحات عمیق سیاسی و اجتماعی

بحران‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ایران با راه‌حل‌های رفرمیستی قابل رفع نیستند و نیازمند اصلاحات عمیق و همه‌جانبه هستند. تنها مسیر واقعی تغییر، اصلاحات بنیادین، سرنگونی این حکومت و بازپس‌گیری حقوق انسانی و اجتماعی توسط مردم است. تا زمانی که این حاکمیت سرکوبگر در قدرت باشد، شهروندان از حقوق اولیه، امنیت اقتصادی و آزادی‌های مدنی خود محروم خواهند بود و امید به آینده‌ای بهتر با موانع جدی مواجه است.



آزادی زندانیان سیاسی، لغو اعدام و سرکوب، ایجاد شفافیت و مسئولیت‌پذیری در مدیریت منابع ملی و احترام به حقوق بشر، تنها در سایه تغییرات اساسی و بنیادین امکان‌پذیر است. مردم ایران شایسته حکومتی هستند که عدالت، کرامت انسانی و رفاه اجتماعی را محترم بشمارد و بتواند فرصت‌های برابر برای رشد و پیشرفت همه اقشار جامعه فراهم کند. پایان این دوران سرکوب نزدیک است و روزی فراخواهد رسید که آزادی و عدالت در سراسر ایران تحقق یابد، فرهنگ و هویت ملی احیا شود و نسل‌های آینده با امید و اعتماد به آینده زندگی کنند. پایان شب تاریک، سفید است و سپیده 
آزادی در انتظار مردم این سرزمین است، نوری که توان بازیابی عزت، رفاه و کرامت انسانی را برای همه به همراه خواهد داشت.

اشتراک:

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

نوشته‌های پر بیننده

بایگانی وبلاگ

بازدید وبلاگ